سخن مدیر:

آرمان، آئینۀ هویت و ارزش

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  آنهائیکه در رابطۀ با انسان و مراحل و مراتب کمال او، راز و رمزهای نهفته در نگرشها، گرایشها، موضعگیریها، جهت گیریها و… او تلاشهائی نموده و زحمت هائی را بجان خریده اند، بر این باور می باشند که در حوزۀ ویژۀ آرمان شناسی و احکام مربوط به آن، اگر دقتی شایسته به عمل آوریم، متوجه خواهیم شد که آرزو، هدف و یا آرمان هر کسی، آئینه ئی می باشد که در آن آئینه دو چیز می تابد:
یکم ـ هویت و یا صورت انسانی او می تابد؛ بدین معنا که آدم بالغ و عاقل و فهیم انسان شناس، از مطالعۀ اهداف و آرمانهائی که افراد دنبال کرده و در مسیر تحقق آنها به تلاش مشغول می باشند، می تواند «آدمیت» و میزان آدمیت فرد را تخمین زده و یا معین نماید!
مثلاً یکی خانه ئی خوب و کامل و گران قیمت را هدف قرار داده است. حال اگر از او بپرسند که چرا چنین خانه ئی خواهان بوده و هدف قرار داده ای؟ اگر بگوید برای اینکه «راحت» باشم؛ خیلی خوب، راحتی حق تو است، اما بگو تا بدانم که: چرا می خواهی راحت باشی؟ و این راحتی را وسیلۀ رسیدن به چه آرمانی قرار داده ای؟! اگر بگوید: برای اینکه راحت باشم و آرمانی دیگر ندارم!
در همچو یک وضعیتی، آنیکه انسان شناس بوده و گوهر هویت آدمی را به خوبی و روشنی درک است، میداند که هویت این انسان، در حدّ یک حیوان راحت طلب و آسایش و آرامش جوی می باشد و نه بالاتر! چرا که از داشتن خانۀ فلان، جز رسیدنِ به راحتیِ حیوانوار و بی معنی، هدفِ برتری ندارد!
چنین فردی فقط می خواهد تا راحت باشد؛ چونانکه حیوانها هم می خواهند تا راحت و آرام باشند!
همین دقیقه، در رابطۀ با کسیکه هدف خویش را رسیدن به مرکبی خوب، خوش فرم و خوش رفتار و… قرار داده است، کاملاً قابل تعمیم تواند بود. چنانکه مثلاً اگر از او بپرسیم که چرا مرکبی را با این ویژگیها تمنا داری؟ می گوید: برای اینکه خسته نشده و انرژیهایم با پیاده رفتن ضایع نگردند! بسیار خوب؛ و این حق توست! اما: بعد از اینکه این نیروها را حفظ و تقویت و تشدید و کامل نمودی، می خواهی در راه رسیدنِ به کدام آرمان معنیدار مصرفشان نمائی؟!
در اینصورت، اگر باز هم بگوید فقط برای اینکه خسته نشده و راحت باشم! و هدفی برتر ندارم! باز هم آدم شناسانی که با صورتِ ربانی و هویت الوهی انسان آشنائی دارند، متوجه می شوند که این موجود، خرد و فهم و اندیشه اش در گرو راحت طلبی های بی معنای حیوانی بوده و هنوز به آنجا نرسیده است تا هویتش را، از مرحلۀ حیوانی آرامش طلب فراتر ببرد!
در رابطه با آئینه داری آرمان از هویت، می توان این نکتۀ ظریف و دقیق را طرح نمود که: تو بگو چه هدف و آرمانی داری، تا من بگویم که «تو» چه هستی!
اگرآدمی، در چه مرتبه و مرحله ئی از آدمیت قرار داری و اگر مسلمانی درکُدام مرحلۀ از اسلام؛ در اسلام صغریٰ؟ وسطیٰ و یا کبریٰ؟!
اگر مؤمنی، در چه مرحله و مرتبه ئی از ایمان؛ ایمان صغریٰ، وسطیٰ و یا عظمیٰ؟!
آنچه آمار مؤید آنست که آرمان انسان، شخصیت و هویت او را همچون آئینه ئی شفاف تابانیده و به نمایش می گذارد! این یک! و اما: دوم ـ آرمان و نظام آرمانی انسان، قدر و ارزش وجودی انسان را معین و اندازۀ آنرا افشاء میدارد.
در مثال اولی که آوردیم، آنیکه فقط خانه را برای راحتی می خواهد، واقعاً ارزش وجودی او چقدر می باشد؟! شاید عده ئی بگویند: به اندازۀ قیمت همان خانه ای که هدف قرار داده است! در حالیکه متأسفانه چنین نمی باشد! چرا که این فرد «خودش» را وسیلۀ تحقق و رسیدنِ به چنان خانه ئی ساخته و قرار داده است! و همۀ عقلا می دانند که قدر و ارزش وسیله و هدف یکسان نبوده و همیشه و همه جا، وسیله از هدف، هم از نظر رتبۀ وجودی پائین تر می باشد و هم از نظر ارزش کمتر!
و این، مؤید آنست که ارزش این فرد، حتی به اندازۀ ارزش خانه ئی که هدف خودش قرار داده است نمی باشد!
اما اینکه میگوئیم: این فرد از نظر هویت، حیوانی راحت طلب می باشد؛ به دلیل اینست که واقعیت جسمانیش این نکته را نشانداده و تثبیت میدارد! ولی متأسفانه، ارزش این حیوان، کمتر از ارزش خانۀ اوست! و در مورد مرکب هم، همینطور! زیرا ارزش این مرکب دارِ مرکب سوار، کمتر از ارزش مرکب می باشد!
به هر حال، آرمان و نظام آرمانی ما، بدانیم یا ندانیم و بخواهیم یا نخواهیم هویت و ارزش وجودی ما را آئینه وار می تاند.
از آنچه آمد می توانیم به این واقعیت گردن گذاریم که: از روی درخواستها، تمناها و دعاهای هر انسانی، هم می توانیم به شناخت نظام فکری، عقیدتی و رفتاری او پی بریم؛ و هم، از روی نظام آرمانی انسانهای والا و متعالی و… می توانیم الگو برداری کرده و برای خود، نظام آرمانی و نظام نگرشی ـ گرایشی طراحی کنیم. یعنی، هم کاری بکنیم تا همچون او اندیشیده و هستی شناسی، انسانشناسی، جهانشناسی، ارزش شناسی، جانور شناسی و خداشناسی ما مانند نظام نگرشیِ او باشد؛ و هم رفتار ما ـ چه با خود ما، چه با سایر انسانها، با مقوله ها و ارزشهای علمی، اخلاقی، هنری، عقیدتی، سیاسی، اقتصادی، عبادی و در نهایت با خدایمان ـ چون رفتار او باشد.
در واقع، بر مبنای همین نگرش و باور بود که بنده بر آن شدم تا با شناختن و راه بردن به آرمانها و نظام آرمانی زهرای اطهر(س)دخت پیامبر اکرم(ص)و مادر امامان بزرگوار بپردازم. بر آن شدم تا با توجه به آرمانهای جبروتی و لاهوتی این موجود تربیت شده در دامان بعثت، در جوار قرآن و وحی؛ این کسیکه تا بود در خانۀ «حبیب الله» بود! و وقتی از آنجایش بردند، به خانۀ ولی الله بردندش!
این انسان کاملی که هر چه دید پاکی دید، هر شنید پاکی شنید و آنچه انجام داد پاک و پاکیزه بود!
هرچه می دید، از همسایگی وحی میدید؛ زیرا کنشهائی را می دید که نه تنها ملائکه را راضی و خشنود می ساخت! که خدای فرشتگانرا نیز راضی می ساخت! و لذا، به نظامی از آرمان و هدف دست پیدا کرد که جز هم نشینان معصوم خودش، جز کسانیکه از نظر رتبت وجودی با وی هم سنگ و هم ارز و هم قدر بودند، احدی، هرگز به آن مرتبۀ از والائی، فراگیری، ارجمندی، زلالی، بی بدیلی و… دست پیدا نکرده و نتواند کرد!
لذا بر آنشدم تا بر این نظام توجه دهم و تکیه دهم؛ تا هم نگرشهای مان را به نگرشهای او نزدیک داریم و هم گرایشهای مان را.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.