سخن مدیر:

ارزش گریزی

بدون دیدگاه

اگر چه از آنچه آمد این نکته نیز روشن شده باشد که انسان محکوم نظام فن سالاری هرگز نمی تواند موجودی ارزش ستیز نباشد! ولی از آنجا که این نکته با زمینۀ بسیار مهم دیگری پیوندی نامبارک و شرّافزای بهم رسانیده است، بر آن شدیم تا به صورتی اجمالی از این واقعیت تلخ پرده برگیریم که: نظام فن سالاری و تکنوکراسی سود محور پس از تحکیم مبانی، احکام و مناسبات اغفال کنندۀ خود، و در موارد متعددی به کمک برخی از شیادانِ علم ستیزی که نقاب دانشمندی بر صورت منحوس خویش آویخته بودند، نه تنها تلاش و رزید تا مطلقیت را از حق بگیرد و به علم تجربی ـ به ویژه، به زمینه های تکنولوژیک ـ بخشد، که با همۀ توان و تلاش، همت خود را مستقر و متمرکز ساخت تا نتایج و دستاوردهای علوم عقلی ـ ارزشی را انکار نموده! و اگر نشد « نسبی » و « عندی » ( کاملاً شخصی، فردی و باطنی ) جلوه دهد!
این کار نه تنها باعث شد تا عده ئی چون « نیچه » و « راسل » و… به آن حمله های وقیحانۀ آبروریزانه، نسبت به زمینه های ارزشی پرداخته و اثبات و نمایشِ روحیۀ ارزش گریزی و اخلاق ستیزی خود را، کتابها تدوین نمایند، که باعث شد تا عده ئی از حمقاء هوسباز بی ریشۀ بی دردِ بی آبرو، کار را تا بدانپایه تخریب دارند که: لقب افتخارآفرین « اخلاقمند، ارزش گرای و… » به توهینی تمسخرآلود و تحقیرکننده بدل شود! لذا، آنچه در دنیای فن سالار امروز از هیچ ارزش و مکانتی برخوردار نبوده و جز زائده ئی پنداری به حساب نمی آید « ارزشهای اخلاقی، ایمانی، عرفانی و عاطفی » است.
متذکر می شویم که روی سخن و لبۀ تیز تیغ ادعای ما هرگز متوجه چند تا جانی، دزد و خلافکار حرفه ئی که ژرفا و پهنای نگرشها و تلاشهای آنان فراتر از حوزۀ محدود وجودی خودشان را احتوا نمی کند، نبوده، بلکه متوجه نظام سیاسی حاکمِ ارزش ستیز؛ نظام اقتصادی استثمارگرانۀ اخلاق گریز؛ نظام فرهنگی استعماری اخلاق ستیز و… دنیای غرب می باشد. زمینه هائی که امروز هر بچه دهاتی بی سواد کوهپایه های افغانستان نیز آنها را با پوستِ بدن خود لمس می کند، چه رسد به افرادی که در زمینه های یاد شده دارای معلومات و تحلیل و غیره می باشند!
باز هم باید یادآور شویم که چون انسان نمی تواند با فطرت خود به صورت مطلق در افتاده و اگر از جانبی بدو پشت کند، عاقبت به صورتی ناخودآگاه و بدفرجام، در چنگال جلوه و مظهر چیزی گرفتار خواهد شد که از وی بیزاری می جسته است. منتها با این تفاوت که این گرفتاری را، به خلاف رویکرد فطری، ارزشبار و استعلائی وی، جز اسارت، ذلت، بدبختی، اضطراب، تباهی، فساد و شرمساری اثر و ثمری نخواهد بود.
در این رابطۀ ویژه نیز، ارزش گریز بردۀ فن سالاری که از بهشتِ عطرافزای نوازشگر ارزشهای متنوع اخلاقی، عرفانی، ایمانی و عاطفی فراری شده بود، سرانجام سر از مزبلۀ « ارزشِ لذتهای بهیمی »، « ارزشِ خریدن، داشتن و مصرف کردن کالاهای صنعتی » ([۱]) و «ارزشِ حمایت و دفاع» از چنین موقعیت ننگبار بدر آورد!
باید با همۀ شرمساری اعتراف کرد که: اینگونۀ از ارزش زدگی، در کنار توجه به برخی از ارزشهای اخلاقی و… در میان برخی از مسلمان زاده ها نیز رخنه کرده و بیم آن می رود که اگر چاره ئی دقیق و مثمر و اشباع کننده فراروی نگرشها و گرایشهای عمومی ـ و به ویژه نسل جوان از نظر فکری ـ قرار نگیرد، آن مرض، این مردمان را نیز علیل و بدبخت و بدسرانجام نماید.



[۱] ـ که در اینجا، دقیقاً مساوی با تخریب کالاهای صنعتی توانند بود!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.