سخن مدیر:

الف ـ خود برتربینی در مواردِ:۱- نژادی:

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  مسئلۀ گرایشهای نژادی، در تاریخ سیاسی ـ اجتماعی جوامع بشری تاریخی طولانی داشته و عده ئی در زیر پوشش این اعتقاد منحط به آن بوده اند تا به چپاولگریها، دزدی ها و جنایات خویش قانونیت بخشند.
همیشه، عده ئی خود را از خون پاک و دیگران را از خون نجس می پنداشته اند. و در تاریخ افغانستان، در دوره های پیش از اسلام، ما خود شاهد وجود طبقات مختلف، با خون های مختلف و مرتبه ها و برین ها و زیرین ها، می باشیم که شاید ریشۀ همان باورها بوده است که با دست کاریهای استعماری اینک بگونۀ خطرناکتری میخواهد رشد کند.
استعمار در طی چندین سال اخیر، بیشتر از همه جاهای دیگر افغانستان، توانسته است این مشخصه را، در میان پشتون ها و در قسمت های شرقی و جنوبی افغانستان، از لحاظ جغرافیائی گسترش بدهد.
هر چند بزرگترین و پرتوان ترین پشتیبان این مشخصۀ منحط، خودِ حکومتهای محلی بودند، دوره یی از تبار ابدالی (سدوزایی) ها تمجید و تعریف و تکریم میکردند و زمانی هم از محمدزائی ها و در مواقعی هم از… این مشخصۀ دردبار، به گونه ئی در میان تودۀ بی خبر از همه زد و بندهای استعماری رسوخ کرده که اگر بخواهیم تبارهای مختلف این قوم را در یک قسمت از افغانستان تعدید نمائیم، آنقدر به تبارها و اصطلاحاتی چون، بارکزائی، یوسفزائی، اسکزائی و… بر میخوریم که ناراحتی و تأثرمان برانگیخته می شود.
در کنار این تبارها، سایر قسمتها، و مردم دیگر نیز اجباراً خویش را در پوشش اصطلاح هائی چون، تاجیک، غزلباش، هزاره، ترکمن، قزاق، بلوچ، و غیره پنهان و بگونه ئی محصور ساخته و متأسفانه در اخلاق التقاطی و ناسیونالیستی محبوس مانده اند.
لذا اغلب در زمینه های سیاسی نتوانسته اند با رسیدن به تفاهم و توحید و با کشف عوامل و روابطی که باعث عقب افتادگی و تخریب و تلاشی ارزشهای رشد دهندۀ انسانی شده اند، نظام سیاسی مورد نظر و ایده آل خود را برقرار نمایند.
از جانبی اگر در مواردی چون طرد و نفی استعمار انگلیس در گذشته و جبهه گیری همه جانبه علیه نیروهای کمونیستی در این زمان، به هم گرایی و هم گامی یک پارچۀ ایشان برمیخوریم، نباید ساده نگری ما را به اشتباه انداخته به مفهوم تضاد برخورد نماییم. چه در اینجا آنان خود را در مقابل بیگانه، برخوردار از یک خون و یک نژاد دانسته که در طول تاریخ انشعاب پذیرفته و به گروههای ویژه خاص و اخص منقسم شده است. لذا اندیشه و اخلاق ناسیونالیستی از یک طرف و باورداشتهای ایمانی ـ اسلامی که با وجود نپختگی و خلط شدن با یک سلسله مفاهیم سنتی و ملی، هنوز شاهرگ فرهنگ و اندیشۀ آنان را تشکیل میدهند از دیگر طرف، این مسئولیت را در اینان به وجود آورده است که نخست از اندیشه های اسلامی و ثانیاً از وطن و نژاد خویش دفاع نمایند.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.