سخن مدیر:

الف ـ روش پرسشی

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  به طور کلی اگر در زمینه تحلیل و پرورش متن، برخی از پرسشهای اساسی طرح شده و سپس پاسخ دقیق خود را بیابند، هم ذهن فرد از تنگنا و سر در گمی برون می شود؛ هم فکر از بن بست نجات یافته مجال تحرک و پر و بال گشودن در محدودۀ موضوع را پیدا می کند و هم خود امر تحلیل ـ از نظر ساختار و طراحی ـ موقعیت شایسته و لازم خود را پیدا کرده و تثبیت تواند کرد.

      آنچه در این رابطۀ ویژه به تذکرش می ارزد اینست که: از یکطرف، این پرسشها در هر مورد و زمینه یی به نحوی کاملاً ویژه مطرح شده و پاسخ ویژۀ خود را می طلبد؛ و از طرف دیگر، به همان میزانی که ذهن نتواند برای مسئله و موضوع مورد نظر پرسشهای بیشتری طرح نماید، به همان میزانی که دامنۀ مطلب گسترش یافته و موضوع پرورش می یابد؛ منتها باید ـ و صد البته که هم باید و هم شاید ـ پذیرفت که: بر نویسنده لازم و واجب است تا از میان پرسشهای بیشمار و بسیار متنوع، فقط به انتخاب آنهایی همت گمارد که: اولاً: با متن موضوع رابطۀ تنگاتنگی داشته؛ ثانیاً: در تحقق هدف وی مؤثر بوده؛ ثالثاً: پاسخ گفتن به آنها مطلب را تا حدود مورد نظر باز، شرح و معرفی می کند؛ رابعاً: بی توجهی به آنها مطلب را گنگ و نارسا ساخته، نوشته را ناقص، ابتر، کم اثر و کم جاذبه ساخته و خام جلوه می دهد. زیرا: پرداختن به کلیۀ پرسشهایی که در رابطۀ با موضوع به ذهن می رسد، چه بسا که مطلب را دچار «اطناب ممل» بیربطی، حشو و زواید، کم جاذبه و بی اثر سازد.
به هر حال برای اینکه خود این مطلب ناقص و گنگ باقی نماند، می کوشیم تا بخشی از پرسشهایی را که در زمینه و موارد مختلف این روش، کاربرد عملی توانند داشت به عنوان نمونه مطرح نموده، تلاش بیشترِ عملی را به مبتدی تجربه اندوز وا می گذاریم.

     یکم ـ پرسشهایی که در مورد اشیأ می توان عنوان کرد
۱ ـ چیست؟ که تعریف پاسخ آنست؛
۲ ـ چه ارکان و اجزایی دارد؟ که تجزیۀ علمی پاسخ آنست؛
۳ ـ چگونه است؟ که بیان «کیفیت پاسخش»؛
۴ ـ از چه زمانی است؟ که «پیشینه تاریخی پاسخش»؛
۵ ـ برای چه و یا: برای که است؟
۶ ـ از کجا، در کجا، تا کجا، به کجا و…؟
۷ ـ چه آثار و نشانه ها و پی آمدهای مثبت و یا منفی دارد؛
۸ ـ چه مقدار، تا کجا، در چه زمینه و محدوده یی اثر دارد؛
۹ ـ کی و در چه شرایطی اثر می کند؛
۱۰ ـ زمینه های تحقق، شکوفایی و تداومش کدام اند؛
۱۱ ـ آفت های وجودیش کدام هایند؛
۱۲ ـ ابزار عملش چه می باشد؛
۱۳ ـ جهت عملش کدام (ارزشی و یا ضد ارزشی، مثبت و یا منفی و…) است؟
۱۴ ـ که از آن سود می برد و که زیان؟
۱۵ ـ چه سودها و زیانهایی می برند؟
۱۶ ـ چگونه، با چه وسایل، با کدام روش و در چه شرایطی می توانش به چنگ آورد و از آن بهره برد؟
۱۷ ـ چگونه، در چه زمانی و با چه روشی می توان از زیانهایش کاست و کناره گرفت و ده ها پرسش مهم دیگر؛ چنانکه مثلاً هرگاه شیئ یاد شده صنعتی و ساختۀ دست بشر باشد می توان پرسشهایی از ایندست به موضوع افزود:
از چه ساخته شده؛ چه کسی، کی، چرا، در کجا و به چه شکل و قیافه یی او را ساخته است؟
چگونه، و در چه شرایطی او را ساخته است؟ به چه کار می آید؟ چه گونه و در چه شرایط و اوضاعی کاربرد بهتری دارد؟ چه ارزش وجودی و یا انسانی دارد؟ انسانها چه نیازی به او دارند؟ چه مقدار در تحقق سعادت و تکامل آنان به آنها کمک کرده می تواند؟ چه مقدار از رنج شان کاسته و براحتی شان می افزاید؟ و دهها پرسش دیگر. منتها همانگونه که قبلاً هم یادآوری شد، لازم و ضروری است که نویسنده در میان این پرسشها به گلگشت پرداخته، آنچه را شایسته طرح و شرح می داند گلچین نموده، پس از مطالعه، تحقیق، تدقیق و… به پاسخ آنها همت گماشته و نوشته را پرورش دهد؟

دوم ـ پرسشهایی که در مورد اندیشه ها می توان مطرح کرد
۱ـ چیست و در چه رابطه یی است؟ زیرا که اندیشه های مختلف انسانی، زمینه های مختلفی از حیات وی را احتوا نموده و هر کدام به بعدی و زمینه یی مربوط می باشد.
۲ ـ از سوی چه کسی طرح شده است؟ در این مورد، هم می شود که تنها بذکر نام وی بسنده کرد.([۱])
۳ ـ برای چه هدفی طرح شده است؟
۴ ـ چرا و به چه دلیلی طرح شده؟
۵ ـ چه زمانی طرح شده است؟
۶ ـ برای چه کسانی طرح شده است؟
۷ ـ با چه کیفیتی طرح شده است؟
۸ ـ از چه پختگی عقلانی، اخلاقی، عرفانی، عاطفی و… برخوردار است؟
۹ ـ چه آثار و پی آمدهایی ـ اعم از مثبت و منفی ـ دارد؟
۱۰ ـ چه جهت گیری ئی را القاء و ابلاغ می کند؟
۱۱ ـ چه ضرورتی آنرا سامان بخشیده است؟
۱۲ ـ فائدۀ توجه به آن چه؟ و زیان بی توجهی بدان کدام است؟
۱۳ ـ در چه شرایطی کاربرد بهتر دارد؟
۱۴ ـ زمینه ها و محدودۀ اثرگذاری و اثرپذیری آن کدام هایند؟
۱۵ ـ چه رابطه ئی با رشد و سعادت انسانی دارد؟
۱۶ ـ آنچه مایۀ گسترش، کمال و شکوفائیش می شود، چیست؟
۱۷ ـ آفتهایش کدام بوده و از چه طریقی او را تهدید می کند؟
۱۸ ـ نارسایی ها و دلایل این نارسایی ها کدامند؛
۱۹ ـ چگونه می توان اصلاحش کرد و جهتی مطلوب بخشید؟ و دهها پرسسش دیگر، که می باید، نویسندۀ نوآموز با شکیبایی و دقتی طاقت شکن آنها را کشف، طرح و سپس مورد گزینش قرار داده و نوشته اش را، با پاسخ گفتن دقیق به آنها پرورش داده و ارائه نماید.

     سوم ـ پرسشهایی که در مورد افراد می توان عنوان کرد
۱ ـ چه کسی است؟
۲ ـ فرزند کی؛ از کدام تبار است؟
۳ ـ کی بدنیا آمده است؟
۴ ـ به کجا بدنیا آمده است؟
۵ ـ شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، عقیدتی و… دوران وی چه بوده اند؟
۶ ـ با که همدوره، همدرس، هم نشین، همراز، هم جهت و… بوده است؟
۷ ـ از چه کسانی اثر پذیرفته است؟
۸ ـ چه جهت گیری های عقیدتی، سیاسی و… داشته است؟
۹ ـ با چه نگرشهایی مجهز و به چه گرایشهایی ـ اعم از مثبت و یا منفی ـ معتاد بوده است؟
۱۰ ـ چه آموخته است؟
۱۱ ـ از چه کسی آموخت؟
۱۲ ـ در کجا آموخت؟
۱۳ ـ در چه مدت زمانی مشغول به تحصیل، یا کار و یا… بوده است؟
۱۴ ـ چه فعالیت ها و آثاری و در چه زمینه هایی داشته است؟
۱۵ ـ چه کسانی با او و تفکر و جهت گیری وی موافق بوده و درین باره چه کرده اند؟
۱۶ ـ چه کسانی با او و تفکر و جهت گیری وی مخالف بوده و درین باره چه کرده اند؟
۱۷ ـ به کجاها رفت؟
۱۸ ـ چه رخدادهای مهمی  را موفقانه پشت سر نهاد؟
۱۹ ـ چه تجاربی اندوخت؟
۲۰ ـ چه منش و خلق و خویی داشت؟
۲۱ ـ موضع وی در برابر انسان، جامعه، طبیعت و خدا چه بود؟
۲۲ ـ تلاشهایش با ارزشهای استعلایی چه رابطه یی داشت؟
۲۳ ـ به چه دلیل توجه و پرداختن به وی، ضروری بوده است؟
۲۴ ـ جایگاه او در تاریخ، فرهنگ و شئون مختلف فرهنگی در چه مرتبه ای است؟ و ده ها پرسش دیگر.

    آنچه گفتنش در رابطۀ با افراد ضروری بود و بی توجهی به آن نویسنده را از رسیدن به هدف نهایی باز تواند داشت اینست که: در یافتن و طرح کردن و پاسخ گفتن به پرسشهایی بسیار اساسی، مهم، جهت دهنده، بیدار کننده و استعلایی، کمال شکیبایی، دقت، تحقیق و ارزیابی را به خرج دهد!

    چهارم ـ پرسشهایی که در مورد رویدادها مطرح توانند شد
۱ ـ چه رویدادی است؟
۲ ـ عوامل پدید آورندۀ آن کدامند؟
۳ ـ چه زمانی رخ نموده است؟
۴ ـ در کجا رویداده و چه ابعاد و چه ساحه ای را احتوا کرده است؟
۵ ـ چگونه تحقق پذیرفته است؟
۶ ـ چه اثراتی داشته است؟
۷ ـ ارتباط آن با سایر رویدادها، پدیده ها و ابعاد حیاتی و غیر آن چیست؟
۸ ـ به نفع کی و به زیان کی بوده و یا می باشد؟
۹ ـ نیروهای تکامل دهندۀ او کدام هایند؟
۱۰ ـ چه جهتی داشته است؟
۱۱ ـ به چه بعدی از ابعاد عالم هستی ارتباط دارد؟
۱۲ ـ در رابطۀ با کمال و یا فساد انسان یا طبیعت چه نقشی دارد؟
۱۳ ـ آفتهای وی کدام هایند؟
۱۴ ـ موضع ما در برابر او چه تواند بود و ده ها سؤال اساسی دیگر؛ زیرا گاهی رویداد طبیعی است مانند: زلزله، سیل، آتش سوزی، قحط سالی و… و زمانی سیاسی، نظامی،  فرهنگی، اقتصادی و… مانند: تجاوز نظامی، تهاجم فرهنگی و یا استثمار اقتصادی که لازمۀ هر کدام از آنها طرح پرسشهایی ویژه می باشد؛ از قبیل اینکه:

   عوامل اصلی، برونی و آشکار کدام و عوامل فرعی و درونی و پنهان آن کدام و یا کیانند؟ چه جهت گیری علنی و نهانی داشته اند؟ از چه ابزار و وسایلی بهره بردند؟ چه اهدافی را تعقیب نمودند؟ با چه عناصری و جناحهایی در پیوند و رابطه بودند؟ چه روشهایی را جانبداری کرده و دامن می زدند؟ از چه تفکر و عقیدتی برخوردار بوده و الهام می گرفتند؟ موضع آنان در برابر ارزشهای استعلایی چه بوده و یا چه می باشد؟ تلاشهای شان با کمال و سعادت انسانی چه رابطه ای ـ اعم از مثبت و منفی ـ دارد؟ موضع سیاسی آن ها چه بوده است؟ و دهها پرسش اساسی دیگر به مانند: راهها و روشها و ابزار تقویت و همکاری با آنها چه و کدام می باشد؟ راهها، روشها و ابزار مقابله و نفی آنها کدام هایند؟ و… !



[۱]. و هم او را بگونه یی کامل و همه جانبه معرفی نمود؛ روش معرفی افراد در پی تحریر همین بند خواهد آمد.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.