سخن مدیر:

۱- نیاز به انقلاب

بدون دیدگاه

انقلاب بی رنج

برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید
حجم: ۸ مگابایت
توجه: متن زیر پیاده شده این جلسه بوده و به علت در دست کار بودن، دارای اشتباهات املایی، تایپی و ویرایشی است
اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین الحمد الله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی الولا ان هدانا الله ثم صلاه و سلام علی خیره خلقه و اشرف بریاته الذی ثم اف السماء بالحمد و فی الارضین و ابا القاسم مصطفی محمد (ص) صلوات الله و سلام و علیه و علیه ابن نهی سید الموحدین امام العارفین علی ابن ابی طالب و اولاده المنتجبین.
اما بعد قال الحکیم فی کتابه الکریم:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ.
بار دیگر جهت خشنودی ارواح مقدسۀ شهداء تعجیل ظهور امام عصر ارواح هنا فدا و رفع مشکلات و گرفتاری های مسلمین بویژه مردم خودمان اجماعاً صلواتی ختم بفرمایید.
بچه ها آزادند اگر می خواهند بروند ممانعتی نیست ولی اگر نشستند بچه نباشند بلکه مرد باشند همانطوری که بعضی ها خودشان هم می گویند بنده از امشب سلسله عرایضی را آماده کرده ام تا مورد سروران عزیز ارائه دهم سلسلۀ عرایض بنده در عین گسستگی و ظاهراً در بعضی موارد بی ربطی یک بحث کامل و ارگانیک هست پیرامون یک مشکل عمده یا یک روش عمده برای آنچه امروز ما نیاز داریم هر شب بخش هایی ازین مطلب به سمع حضار خواهد رسید و امشب اصل قضیه را مطرح می کنیم و یکی از علت های بیان این سلسلۀ مسایل را خدمت دوستان به شرح خواهیم نشست واقع مطلب اینست که ما به عنوان مسلمانهای دنیا از یک طرف و ما به عنوان ملت بیچارۀ سیه روزگار افغانستان از دیگر طرف به یک انقلاب نیازمندیم به یک نهضت نیازمندیم و قبل از همه که ممکن است یاد بنده برود و بنده در فراموش کاری نمونه هستم این نکته را گفته باشم که نیاز چه هست تا وقتی ما می گوییم به این امر نیاز داریم و به آن امر نیاز نداریم منظور ما روشن بوده باشد نیاز از دیدگاه من بنده آن چیزی هست که اگر انسان به آن توجه نکند و به آن نپردازد او را از رشد و کمال باز بدارد هر وقت انسان در برابر همچین چیزی قرار گرفت به آن نیازمند است یک وقتی انسان درد سر شدید دارد به یک آسپرین نیاز دارد به یک مسکن نیاز دارد اگر به نیاز خودش نرسد آسپرین مصرف نکند به دکتر نرود مشکلاتی برایش پیش می آید که به میزان آن چند روزی که مریض بوده از تکامل از پیشرفت باز مانده گاهی انسان به چیزهای دیگری نیاز دارد و بایستی به این نیازها دقیقاً و عمیقاً و با همۀ وجود توجه بکند نیاز را گفتیم نیازنما را هم همین امشب بگوییم ما نیاز داریم به یک سلسله چیزها به غذا به لباس به مسکن به محبت به پاکی به راستی به طهارت و به خیلی چیزهای از این دست به عقل به خرد به سواد به دین به عبادت نیاز داریم به هر کدام اینها که رسیدگی قابل توجهی نکردیم از کمال باز می مانیم البته نیازها از نظر تأثیری که در زندگانی دارند و از این نظر که چه مقدار در تکامل انسان نقش دارند هر کدام مرتبه ئی دارند همه مثل هم نیستند مثلاً نقش غذا به اندازۀ نقش سواد نیست انسان با غذای کم می تواند زندگی بکند اما با عقل کم نمی تواند خوب زندگی بکند انسان با لباس ارزان می تواند خیلی خوب زندگی بکند اما با دین اندک و عاطفۀ کم و رقیق هرگز نمی تواند یعنی مثلاً نیاز ما به خرد و سواد و عقل و دین خیلی بیشتر از نیازمان به غذا و به لباس و مسکن هست چون بلاخره انسان در یک چهاردیواری در حدی که از گرما و سرما حفظش کند می تواند خوب زندگی کند اما اگر دین نداشت عاطفه نداشت اصلاً زنده نیست چه برسد به اینکه بگوییم خوب می تواند زندگی کند خوب نیازها را گفتیم نیازنماها چه هستند نیازنماها آنهایی هستند که انسان خیال می کند به آنها نیاز دارد خیال می کند گمان می کند می پندارد یک مثالی بگویم که همه بفهمند مردهای ما هم بفهمند شما هم یک صلواتی ختم بفرمایید انسان به تنپوش نیاز دارد به یک مثلاً کت یا یک اُورکت نیاز دارد سرما است بایستی تنش را بپوشد اما به فلان مد و فلان پارچه دیگر نیاز ندارد کت را بهش می دهیم یا اُورکت را می دهیم نمی پوشد چرا من این رنگ را دوست ندارم این پارچه اش پاکستانی هست امریکایی نیست این اُورکت اسرائیلی نیست این مد امسال نیست بابا تنت را می پوشاند نه من نمی پوشم می بینیم با خانواده در می افتد دعوا راه می افتد برای چی برای اینکه خیال می کند به کت اسرائیلی یا پارچۀ ترکی یا انگلیسی نیاز دارد این نیاز نیست ما به غذا نیاز داریم اما به پرخوردن نیاز نداریم آن قدر نخوریم که باز دنبالش بدویم کوکا کولا بخوریم بعضی ها دیدید می خورند زیاد می خورند بعد نفس کشیده نمی توانند بدو بچه یک کوکا بیاور که خوب این قدر پر نمی کردی که حالا باز سمبه بزنی چیزهایی از این دست خانه را اگر در نظر بگیریم همانطور که عرض کردم همین قدر که انسان را از گرما و سرما محافظت کند این در حد نیازش هست اما اینکه خانه به فلان منطقۀ از شهر باشد پنجره هایش رو به فلان طرف باشد کولرش نمی دانم برقی باشد آن یکی دیگر کی هست گازی باشد اینها دیگر نیاز نیست اینها نیازنما هست کفش همینطور چیزهای دیگر همینطور و امثال آن فرق بین دو چیز را فهمیدیم یک نیازهای ما کدامند و چه رابطه ها مرتبه ها و منزلت ها و تأثیرهایی دارند و نیازنماهای ما کدامند برگردیم به اصل قضیه که عرض کردم ما مسلمان ها به عنوان امتی مسلمان از یک طرف و ما افغانها به عنوان ملتی بدبخت و سیه روزگار از دیگر طرف به یک انقلاب نیاز داریم در یک نهضت نیاز داریم منتها از طرفی نگاه می کنیم می بینیم انقلاب رنج دارد درد دارد مشکل دارد غم دارد خطر دارد دلهره دارد حجرت و حجران دارد و بلاخره مصرف بسیار عجیب و غریبی از جان و مال دارد و ما نمی توانیم همچین انقلابی استقبال کنیم نمی توانیم انقلاب همۀ اینها را دارد ما از یک طرف به انقلاب نیاز داریم و از دیگر طرف انقلاب همۀ اینها را دارد و ما هم دیگر توان اینکه با همچین یک انقلابی مواجه بشویم و از او استقبال کنیم و او را پیش ببریم به کمالش ببخشیم نداریم چرا روشن است ما بیشتر از حد نصاب رنج بردیم و این واقعیتی است در قرن اخیر به عقیدۀ بنده و به برداشت و مطالعۀ بنده بعد از جنگ های افغان و انگلیس یک طرف و اگر برویم جلو به حدود هفتصد سال قبل برویم به حملۀ چنگیز به افغانستان درین قرن که قرن بیستم باشد هیچ ملتی به اندازۀ ملت ما رنج نبرده اند جنگ های اول و دوم درست حدود هر دو جنگ حدود شصت میلیون انسان کشته شدند اما طول رنج هایشان درازای رنج هایشان به اندازۀ رنج های ما نبود جنگ ها به این حد نامتوازن نبود هیچ ملتی به اندازۀ ملت ما مظلوم واقع نشد که این همه حتی از دور دست محبتی به سویش دراز نشود و اگر می شود دست ابلیس است که به شکل خائنانه ئی می خواهد اینها را به دام دیگری از چاه بالا بکشد و به چاله بندازد هر دستی که دراز می شد بنده داد می زدم مواظب باشید و هی به ریش ما خندیدند و امروز می بینیم که آنهایی که از این دست ها دفاع می کردند پشت سر اینها ایستاده می شدند از خجالت سرشان را بالا کرده نمی توانند ما بیش از حد نصاب رنج بردیم بیش از توان درد کشیدیم و این واقعیتی است انقلاب ما تنها شهداء را تکه تکه نکرد زنده ها را هم تکه تکه کرد کدام خانواده باشد که از آنها یک مسافری به یک گوشۀ دیگری پرت نشده باشد برادر به شهری است خواهر به شهری است پدر به شهری است دختر به شهری است مادر به جایی است پسر به جایی اینها درد ندارد سر سفره پدر می شیند یکی از بچه ها هستند دوتای دیگر نیست این غذا به جانش می شیند بخصوص مادرها درد عجیبی کشید ملت ما بیش از حد تصور مشکل دیدیم آقا به کجا ما مشکل ندیدیم کجا بود که ما مشکل نداشتیم در داخل آن همه مشکل در خارج این همه مشکل شاید بعضی ها فکر کنند بگویند که خوب خوش به حال آنهایی که رفتند آلمان به فرانسه به انگلیس خیلی راحت رفتند بله بیایید نامه هائی که برای بنده فرستادند می آورم به پیش شما بخوانید آن نامه و درد دلها و کسب تکلیف هایی که کردند اینها را بخوانید ببینید چی گفتند یک نکته بگویم در خانه گفت اگر کس است یک حرف بس است شما هم یک صلواتی بفرستید در خارج در اروپا همان کسی که یک سر سوزن خرد و عاطفه و آدمیت دارد آرام نیست در فرانسه هست در انگلیس هست اما آنی که یک سر سوزن عقل عاطفه و ایمان و شرافت دارد ناآرام است راحتی ندارد مشکلات آنجا مخصوص خود آنجا هست که تا

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.