سخن مدیر:

انقلاب بی رنج – جلسه ۴

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

انقلاب بی رنج

برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید
حجم: ۷ مگابایت
توجه: متن زیر پیاده شده این جلسه بوده و به علت در دست کار بودن، دارای اشتباهات املایی، تایپی و ویرایشی است و بدون گوش دادن و تطبیق با فایل اصلی است
اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین الحمد الله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی الولا ان هدانا الله ثم صلاه و سلام علی خیره خلقه و اشرف بریاته الذی ثم اف السماء بالحمد و فی الارضین و ابا القاسم مصطفی محمد (ص) صلوات الله و سلام و علیه و علیه ابن نهی سید الموحدین امام العارفین علی ابن ابی طالب و اولاده المنتجبین.
اما بعد قال الحکیم فی کتابه:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم اعف الحکم الجاهلیه یبقون و من احسن من الله حکم القوم الیؤمنون.
بار دیگر جهت رفع گرفتاری های مسلمین بویژه گرفتاریهای دردانگیز ملت مسلمان ما شادی روح مقدسۀ شهداء و خشنودی قلب آقا امام زمان اجماعاً صلواتی ختم بفرمایید.
بحث ما پیرامون همان محور قبلی یعنی نیاز به یک انقلاب و نیاز به یک نهضت عمیق و فراگیر است گوشه هائی از کلیاتی که پیرامون مخلف نخست می باید به عرض دوستان برسانیم رساندیم امشب نیز به دنبالۀ سخن به یکی از علل بارز و محسوس این نکته می پردازیم و بعد دوباره باز از خویشتن می پرسیم که آیا با وجود این مشکل ها این نارسائی ها این علل محسوس و رنج بار آیا باز هم به یک نهضت و به یک انقلاب نیازمند نیستیم گفتیم ما در یک شرایط بسیار بدی بسر می بریم شرایطی که گوشه هائی از نارسائی هایش را بر شمردیم به یکی از نارسائی هایش یا بگوییم یکی از مایه های اصلی فلاکت همه جانبۀ ما به عنوان انسانها شرق و غرب و شمال و جنوب و اروپا و امریکا و همه و باز یکی از مایه های اصلی فلاکت و ذلت ما ملت و امت اسلامی به هر کجای ملل اسلامی و سرزمین های اسلامی که می خواهیم باشیم و اگر خاص بسازیم یکی از مایه های فلاکت ما ملت مسلمان افغانستان در کلیۀ ابعاد و زوایا اعم از مادی و معنوی تقویت جاهلیت مدرن است حتماً دوستان به دلایل مختلف و بخصوص اینکه ما مردم مسلمانیم و با تبلیغات اسلامی و تبیینات مبلغین آشنایی داریم خواسته و یا نخواسته با کلمه یا اصطلاح جاهلیت آشناییم بخصوص وقتی صحبت از بعثت نبی گرامی اسلام می شود در اعیاد در مولودی ها یا در روز بعثت این نکته را مبلغین بارها به گوش ما رسانده اند که پیامبر در دوران جاهلیت مبعوث به رسالت شد اما چرا اینکه این دوران را دورۀ جاهلی و دوران جاهلیت می گفتند و باز چرا ما درین زمان در قرن بیستم در قرن علم و اتم در قرن تسخیر نسبی فضا منظور فضای خود زمین هست البته نیستیم و در قرنی که انسان پای بر کرۀ مهتاب نهاده است باز ما صحبت از جاهلیت مدرن به میان می آوریم لازمه اش یک توضیح مختصر هست و گذشتن عده ئی از جامعه شناسان و انسان دوستان یا بگوییم عده ئی از جامعه شناسان ملتزم و متعهد جاهلیت را به دو نحو یا به دو دستۀ قدیم و جدید تقسیم بندی کرده اند و علت تسمیۀ این را هم روشن ساخته اند و آن اینکه به دورۀ دورۀ جاهلیت گفته می شود که عقل از عمل در جهت انسان ارزش های انسانی ظرفیت های ربانی وجود انسان و استعدادهای استعلائی او معظول و خلق می شود و به جای اینکه عقل حاکمیت داشته باشد در خدمت انسان باشد در خدمت ظرفیت های ربانی انسان باشد در خدمت شکوفایی استعدادهای استعلائی انسان باشد و در خدمت تجسم و تبلور هویت الهی انسان در جمیع ابعاد باشد اسیر می شود اسیر وهم و خیال و بگوییم در یک نکته اسیر جهل می شود بر سرشت انسان و بر سرنوشت انسان به جای اینکه خرد و آگاهی و علم و دانش و بینش نقش بازی بکند جهل بی خردی بی دانشی غفلت نقش بازی می کند و به جای او عمل می کند در همچین دوره ئی طبیعی ست که از انسان جز یک کاریکاتوری جز یک شبه انسانی جز یک نمای پوچ پوک و درون خالی چیزی باقی نمی ماند لذا آنهایی که عاقل هستند چون زمین از عقلاء از عرفاء از عباد صالح حق هرگز خالی نمی شود و خالی نشده این عاقلان این دوره ها را دورۀ جاهلیت نام نهادند علتش هم مشخص شد سلطه و حاکمیت بر انسانها مال جهل است بر اقتصاد جهل حاکمیت می کند بر سیاست جهل حاکمیت دارد بر فرهنگ جهالت مستولی هست بر گرایش ها جهل استیلا دارد و سلطه دارد خوب طبیعی ست که همچین دوره ئی می گویند دورۀ جاهلیت دوستان خسته هستند بنده برای رفع خستگی اینها موردی به عنوان شاهد مثال عرض می کنم و از همه التماس دعا دارم صلوات بلندی هم ختم بفرمایید به هر حال جاهلیت و وجه تسمیۀ این اصطلاح همان است که آمد در آن دوران چون بارها شما شنیده اید جاهلیت حاکم بود فرهنگ خبری نبود و اگر بود فرهنگ جاهلی بود در خانۀ کعبه طبق آماری که دادند بیشتر از سیصد بت گذاشته بود مردم به نحو بسیار مسخره ئی بت پرستی می کردند در تمام جزیره العرب باسواد چند نفر محدودی بود البته شاعرهای خوبی داشت البته سواد نوشتن نداشتند سواد خواندن نداشتند و آمدند جامعه شناسان ملتزم این را تطبیق کردند به امروز که قرن رفتن به کرۀ ماه هست آیا قابل انطباق هست آقا امروز مردم دارند به کرۀ مهتاب می روند در آنجا وسایلی می برند دارند می خواهند نصب کنند که باز از کرۀ مهتاب جاهای دیگری تنظیم کنند و ببینند و خبر بدهند شما دارید ادعا می کنید که جاهلیت مدرن بله اگر بپرسیم از این رفتن به کرۀ مهتاب چه هدفی دارید چه هدف ارزشی چه هدف انسانی و چه هدف ربانی را تعقیب می کنید جواب چیست علم برای علم اینکه معنا ندارد ما می خواهیم بفهمیم یک چیزهایی بفهمیم که چی کار بشود بابا گرفتم که فهمیدی بفهمی که چی کار بشود تو خودت را فهمیدی خودت را بفهم که چی هستی تو فهمیدی وقتی مظلومی را می بینی در دست ظالم گرفتار است دلت می لرزد چرا دلت می لرزد این را فهمیدی این را فهمیدی وقتی پسرت برادرت دوستت همسرت بیست روز از نزد تو دور است ناآگاهان در می زند و در را باز می کنی می بینی آمد چشم هایت گرد می شود نفست هم بند می آید اِه به جای اینکه بگویی سلام می گویی اِه تو کجا بودی کی آمدی چرا فهمیدی که چرا اینطوری می شوی فهمیدی که چرا دروغ گفتن زشت است خیلی کار ساده ئی ما در جامعۀ انسانی فرد ممیزی بچه ئی دختری ممیزی نداریم که بگوییم دروغ خوب است بگوید بله می گوید نه زشت است تو اصلاً فهمیدی چرا دروغ زشت است تو فهمیدی که خدمت به انسان انسانی نیازمند انسان مستمند انسان مظلوم واقع شده چقدر ارزش دارد اگر اینها را فهمیدی یک و اگر به اینها عمل می کنی در جهت رشدشان به کرۀ ماه که چی که به کرۀ بالاتر از ماه برو هر جا که دلت می خواهد برو ولی تا در زمین دروغ فساد منافقت خیانت ستم ظلم تجاوز اغواگری نیرنگ بازی استثمار و زمینه های از این قبیل وجود دارد آیا انسان می تواند خودش را فریب علم برای علم بدهد بعضی از دانشمندان ملحد نمی گوییم مسلمان آقایون خوب دقت کنید بعضی از دانشمندهای ملحد اروپا و امریکا و استرالیا کلاً غرب روسیه حتی چین ملحد به خدا هم عقیده ئی ندارد به پیامبران هم به هیچ کدام عقیده ئی ندارد و بعضی از اینها را بنده می شناسم که می گویند کسی که به خدا اعتقاد داشته باشد آدم خرافی ئی است اصلاً این کار لغوی است تا این حد ملحدند اما همین ها آمدند خوب دقت کنید می گویند فرهنگ غرب فرهنگ جاهلی ست چرا برای اینکه درین فرهنگ عقل حاکمیت ندارد هوس حاکمیت دارد این دانشگاه ها برای چیست دانشگاه برای چی برای رشد دانش تا چی کار بشود تا انسان را از بی دانشی برهاند وقتی رهید چه کار بشود تا از ضعف و سستی و ناتوانی به قوت رهنمونش کند که چی کار بشود که با قوت و بدور از ضعف و سستی بتواند منزلت های وجودی خودش را تحقق ببخشد کدام دانشگاه در غرب اینطوری است ما دانشگاه هایی در غرب داریم وظیفۀ اینها شناسایی راه های استثمار شرقند اصلاً درین دانشگاه فقط درسی که داده می شود اینست که چگونه ما شرق را بنوشیم چگونه مسلمان ها را مهار کنیم چگونه اینها را در چنگ خودمان نگاه داریم چگونه رشته های اسارت اینها را محکم تر کنیم و چگونه و چگونه و چگونه چگونه اقتصاد اینها را کنترل کنیم چگونه فرهنگ اینها را بدست داشته باشیم و این یک واقعیتی است کسانی که در رابطۀ با استعمار فرهنگی استعمار فرهنگی کار کردند می دانند که نحله ها و نحوه های ویژۀ آموزش و پرورش مخصوص از طرف دستگاه هایی مثل انتشارات فرانکلن امریکا ریخته شده طراحی شده سرمایه گذاری شده پشتوانۀ مالی برایش داده شده این برنامه ها به ممالک شرقی از جمله ایران افغانستان پاکستان عراق جاهای دیگر خارج ساخته شده به کمک افراد دست های پنهان در وزارت های آموزش و پرورش معارف و غیره و ذلک اینها راه داده شده به تصویب رسانده شده کتاب ساخته شده به مدرسه وارد کرده شده معلم برایش گرفته شده تا به خورد دانش آموز داده بشود برای چی برای اینکه من افغانی آن گونه فرهنگ را بیاموزم که امریکا می خواهد چرا برای اینکه من را در دست داشته باشد و کتاب هایی درین رابطه مرتدها و ملحدین غرب زیاد نوشته و افشاگری های عجیب و غریبی کرده اند این در فرهنگ همین ملحدین غربی می گویند در دنیای غرب کل هوم در اقتصاد این جهان عقل حاکمیت ندارد جایگاهی ندارد نقشی ندارد و لذاست که ما می بینیم تراس ها و کارتل های جهانی یا بگوییم کارتل های منطقه ئی اروپائی امریکائی و منزوج و ترکیبی در دنیا وجود دارد اگر بخواهند خوب دقت کنید نرخ آهن را ظرف یک هفته از کیلوی دو صد تومان می آورند به شش قران دفع می کنند نه اینکه به آنجا می آورند در تمام روی زمین می آورند اگر بخواهند کیسۀ سیمان را از پنجاه تومان می آورند به پانزده قران و اگر خواستند می برند به پنصد تومان علت چه هست چرا چنین کنترلی را بدست دارند آیا می خواهند ازین سرمایه بریزند به پای مردم تا مردم از نیازهای اولیه فارغ البال باشند به افلاک شان برسند مجبور نشود دیگر دروغ بگوید کاسبی که دروغ می گوید یکی ست البته یکی می گوید علت اصلی را نمی گویم یکی از علت ها اینست که نسبت به امر اقتصاد خود به نظام اقتصادی حاکم بر منطقۀ خود اعتماد ندارد احساس ناامنی اقتصادی می کند و چون احساس ناامنی می کند می گوید برادر همین الآن که می توانیم بدوشیم باید بدوشیم خوب حالا این گفت به چند ما هم یک دروغی ضمیمه می کنیم دیگر دو هزار تومان پنج هزار تومان علاه می شود چرا این کار را کرده برای اینکه احساس امنیت اقتصادی ندارد آیا این ثروت متمرکز را برای این می خواهند که امثال این طور انسانها از ناامنی اقتصادی نجات بدهند و به امنیت اقتصادی برسانند تا این فرد دیگر مجبور نشود دروغ بگوید مجبور نشود به همشهریش همنوع خودش ستم بکند مجبور نشود به جای خدمت به همنوع خودش کار تجارت هر چی می خواهد باشد کار از سخت ترین کارها که سنگ شکنی و خاک کشی باشد تا عالی ترین کارها که تدریس و معلمی باشد البته یکی از آن بالاتر است که پیامبری باشد اینها امر خدماتی است امور انسانی و ارزشی هستند بر مبنای رشد و تحقق انسانی بنا شده اند اما ما نمی فهمیم اینکه من سبزی می فروشم و اروپا پالتو می فروشد در واقع من دارم به او خدمت می کنم و او دارد به من خدمت می کند و بر مبنای همین دید هست که ما در فرهنگ الهی خودمان داریم که الکاسبو حبیب الله پیامبر هم حبیب الله هست کاسب هم حبیب الله هست به جهتی که جهت را بفهمد به شرط اینکه جهت را بفهمد جهت کارش را بفهمد معنای کارش را هم بفهمد می شود حبیب الله به هر حال ما می بینیم در فرهنگ غرب در اقتصاد غرب معنای انسانی و ارزشی وجود ندارد و لذاست که می بینیم هر سال امریکایی ها چندین هزار تن یا چندین صد تن گندم را به دریا می ریزند تا نرخ گندم از آنچه خود آنها می خواهند پایین تر نیاید اگر یک صلواتی بگویند یک مثالی هم از اروپا می زنم پلارسال آن مردم کرۀ شمالی از یک طرف و بخشی از افریقایی ها از دیگر طرف به مشکل تغذیه گرفتار آمده بودند به مشکل باصطلاح بگوییم قهدی گرفتار آمده بودند واقعاً قهدی بود در پارلمان اروپا که تمام این ممالک اروپایی را در بر می گیرد انگلیس هست فرانسه هست آلمان هست نمی دانم ایتالیا هست همه هست در پارلمان اروپا بحث بود و صحبت به این بود که ما اروپایی ها اگر ذخایر غذایی فقط آلمان را بخواهیم به اینها برسانیم می توانیم متوجه شدند که حتی یک سوم این غذای ذخیره شده که قسمتی از سالش هم گذشته یعنی دیگر نزدیک به فساد شده باشد فاسد شده باشد اگر یک سومش را به این مملکت ها بفرستند اینها را بی نیاز می سازند و تمام مشکل شان در حد بسیار عالی رفع می شود آمدند بررسی کردند که اگر همین مواد بی کاره ئی که مدتی از اینها گذشته و اروپا اصلاً نیازی به اینها ندارد و شرایط اروپا بگونه ئی ست که شاید ده سال دیگر نیازمند به این ذخیرۀ غذایی نشود این را انتقال بدهند خوب دقت کنید کرایۀ این انتقال چقدر می شود نه قیمت این اجناس کرایۀ انتقال اینها می شد چهارده میلیارد دلار ما و آقای راغب که اگر از صبح تا شب هم بشینیم اینها را شماره کنیم بازم خلاص نمی شود دیگرها را که بگذاریم باشد چهارده میلیارد دلار فقط پول کرایه ازین می شود حالا چندی قیمتش باشد دادند نه چون پارلمان اروپا حاضر نشد پول کرایه از اینها را بپردازد درین اقتصاد عقل شرافت پاکی طهارت انسانیت خوبی بشردوستی شرافت انسانی کرامت انسانی حاکمیت دارد یا جهل مرکب امریکایی ها هر سال برای مسابقه های تسلیحاتی خود چند میلیارد دلار باصطلاح سرمایه گذاری می کنند دو سال قبل گفتند امسال را یعنی هفتاد و نود و هفت سال خبر ندارم نود و شش و نود و پنج بین دو صد دوازده تا دو صد پانزده میلیارد دلار فقط سرمایه گذاری نظامی از اینها شد برای چی چرا اینها را می سازیم چی کار می خواهیم بکنیم در یک گزارش نه سال قبل وقتی پاهای روسها در افغانستان خوب محکم شد و غربی ها این طور احساس کردند که دیگر روسها از افغانستان در به شو نیستند ازین طرف حرکت عراق و امریکایی ها در منطقه به حدی رسیده بود که تقریباً تمام اروپا را دستپاچه ساخته بود در یک مقالۀ افشاگرانه یک چیزهایی نوشتند در مورد صلاح های روسیه و امریکا یک موازنه ئی کرده بودند این موازنه خیلی طولانی است فهرست را داده بودند که روسیه چند تا چند پایه بودند بعد گفته بودند خوب اینها برای چی دقت کنید به این بررسی درین بررسی به این نتیجه رسیده بودند که امریکایی ها اگر بخواهند با همین اسلحه ئی که فعلاً در دست دارند تمام این زمین را با سرنشینانش با آبش با دریایش با بحرهای متعدد با خوکهایش بیست و یک مرتبه به پودر کنند باز دوباره همینطور انسان بشود و درخت بشود و او بشود این بشود او بشود این بشود باز دوباره به پودر تبدیل کنند اسلحه دارند البته به شرط اینکه بیست مرتبه اش را ببرند به آسمان او یک مرتبه را رها کنند به زمین که این را دیگر دگرگون کند به پودر تبدیل کند بعد که این باز دوباره می خواست یکی دیگر را کند و روسها برای بیست و سه مرتبه آخر این عقل کجا رسیده این عقل بابا تو برای یک مرتبه زمین را می توانی خراب کنی برای چی بیست و سه مرتبه اسلحه می سازی مردم تو از گشنگی و پابرهنگی دست گدایی به طرف غرب دراز کردند رئیس جمهور شما به گدایی به غرب می رود شما چرا این کار را می کنید و شما عقل هم دارید شعور هم دارید یا ندارید در نظام ارتشی شما چه عقلی حاکم است چه منطقی وجود دارد آقا بیاییم پایینتر صلواتی هم شما بفرستید در هنر که یک امر کاملاً ناب و خالی از غرض باید باشد که هست یعنی هنر در هنر چه شعر باشد چه نقاشی باشد چهم مجسمه سازی باشد چه موسیقی باشد و چه سایر هنرهای زیبا باشد یک اصل پابرجا است و همه او را قبول دارند و آن اینکه هنر به دنبال ارزشی و غایتی جز تلطیف عاطفۀ انسانی نیست غایت دیگری ندارد نه غایت مالی ندارد یعنی نه هدف اقتصادی دارد نه هدف سیاسی دارد نه هدف نظامی دارد هیچگونه هدف دیگری ندارد و اگر دارد که گاه می بینیم مثلاً شعری ملتزم هست شعر جنگ یا نقاشی متحد هست مثل نقاشی هایی که تبلیغاتی است این امر جنبی یعنی این کمال دومی هنر است نه کمال اولیش در هنر غرب یک چیزهایی آدم می شنود اولاً که هنر در خدمت استثمار و استعمار فرهنگی و اقتصادی است شیشۀ مربا را می خواهند بفروشند می بینیم عکس خانم لختی در کنار آشپزخانه رویش چسبانده است یعنی چی اکثر هنر قرن بیستم در خدمت سکس قرار گرفته تابلوهایی که خود پیکاسو می گوید من از حماقت مردم استفاده کردم این طرح را ریختم و این سبک را بوجود آوردم تابلوهای پیکاسو که هیچ مفهوم و معنای هنری سیاسی روانی هیچ چیزی ندارد جز بی فرهنگی تا صد میلیون دلار خرید و فروش می شود صد میلیون دلار یک دانه تابلوی مثلاً شصت در نود به فروش می رسد چی هست می بینیم یک تیری این طرف رفته به رنگ خاکستری یک شکل مثلثی یک دست کجی این طرف است یک چشمی از پشت پنجه شصت نمایان است خوب این چی است هیچی بعد یک عده احمق یک عده مزدور می آیند این را می شینند تحلیل می کنند آره بله این نشان داده که اینجا اگر جنگ بشود دنیا به خاکستر تبدیل می شود برو بابا به ریش بابای خود بخنداگر بابای تو ندارد به ریش ننۀ خود بخند این حرفها چی هست که تحویل می دهی هنر در غرب امروز و متأسفانه گاهی می بینیم دامن گیر بعضی از ماها هم می شود ماهایی که بوزینه وار از غرب تقلید می کنیم در هنر غرب هیچ منطق هنری هیچ ارزش انسانی و عاطفی دنبال نمی شود و حاکمیت ندارد شما این فیلم هایی که نمی فهمم متوجه شده اید یا نشده اید فیلم های بعد از سال نوزده شصت به این طرف اصلاً آدم سر در نمی آورد که این چی هست چی کار دارد می کند چی هست یعنی چی کار می خواهد بکند این بابا کاملاً دیوانه بازی مطلق دیوانه بازی فقط یک عده احمق می آیند باز اینها را تفسیر می کنند تفسیرهای عندی یا مسخرۀ بی معنای تر از او که انسان وقت داشته باشد ارزش قایل بشود که اینها را بشنود خوب تا اینجا تا حدودی به من چه خوب به ما چه کاکا خوب این کارها را غرب کرده به من چه تو راست می گویی اما یک بعد دیگر هست که این به ما چه را دیگر کنار می گذارد و آن اینکه صنعت غرب تکنولوژی غرب یک تکنولوژی بیمار جاهلانه و تقویت کنندۀ جهل و بی خردی ست و این متأسفانه دامن ما شرقی ها را کلاً گرفته اگر یاد بنده نرفته باشد دیشب هم فکر می کنم یک تذکری دادم یک یادآوری ئی شدم بر حسب زمینه در انجمن اسلامی دانشگاهیان کسی تحقیقی کرده بود روی تلویزیون نقش تلویزیون در جاپن خوب دقت کنید جاپنی ها سی و پنج درصد از خانواده های از اینها از تلویزیون استفاده می کنند یعنی از هر صد خانه سی و پنج دانه تلویزیون دارند آن هم سیاه و سفید و از هر صد خانه پنج خانه از همین صد خانه ئی که تلویزیون دارند نه از آن صد خانۀ اصلی از این صد خانه ئی که تلویزیون دارند پنج تای اینها تلویزیون رنگی دارد ماها چی ماها چی آهای مهاجر تو چی ویدئو چی او فیلم های نگو و نشنو چی هر روز مد ضبط عوض کردن چی هر روز مد ساعت عوض کردن چه اینجا است که دیگر پای ما هم گیر می آید چرا چه دلیلی داریم به خانه ئی که بیست جلد کتاب نیست و بعضی خانه ها را البته انشاء الله که کمتر باشند انشاء الله که کمتر باشند در بعضی خانه ها حتی توضیح المسایل وجود ندارد یک توضیح المسایلی که بچه ها دخترها مردها زنها در وقت مشکل یک ورقی بزنند مشکل احکامی که دارند آن را حل بکنند ببینند چه نوشته چه باید بکنند در خانه ئی که بیست جلد کتاب نیست می بینیم پنجاه تا نوار گذاشته است نوارهای مختلف از آوازخوان های مختلف و از آنها که ویدئو دارند که دیگر آنکه په هه به قول آقای پشتون خودمان ما در همچین یک دورانی زندگی می کنیم آن جاهلیت هزار و پانصد سال به قبل که دختر را زنده به گور می کرد تا دیگر نبیند و نفس نکشد بسیار کار بدی است و این جاهلیت قرن بیستم ما که دختر را لخت می کند و جلوی تلویزیون قرار می دهد تا همۀ بچه ها را فاسد کند کدام یکی بدتر است آقا کدام یکی بدتر است آن جاهلیت هزار و پنصد سالۀ قبل و عرب و همۀ نقاط دنیا که می گفت زن روح انسانی ندارد و این جاهلیت مدرن که نمی گذارد زن یک پریشه ئی یک تکه ئی یک پارچه ئی به سر ببندد به دانشگاه برود ای خاک به این دانشگاه که این دانشگاه آن قدر بی شعور هست و شعور ستیز هست و آگاهی ستیز است که از یک نرمی لخته ئی می ترسد اِه اگر این سرش را بست و مویش را پوشید این جرم کرده این با کدام فرهنگ جرم کرده با کدام منطق جرم کرده تو آزادی که مغزش را از هر گندی که می خواهی پر کنی این آزاد نیست روی مغزش را با یک پارچه ئی بپوشاند تو به خودت این همه اجازه می دهی و پرروئی و وقاهت را مرتکب می شوی اما این انسان حاضر نیست و اجازه ندارد که ظاهر بدنش را بپوشد کدام یکی بدتر است به تناسب رشد علم اگر نگاه کنیم جاهلیت مدرن بارها و بارها و بارها و بارها و بارها و هزاران بار از جاهلیت عهد عتیق بدتر فاسدتر فاسدکننده تر خبیث تر کشنده تر ظالمانه تر ستم گرانه تر است می ماند اینکه از کجا شروع شد چه مراتبی را طی کرد و به کجا رسید اگر فرصتی پیش آمد انشاء الله در شبهای بعد دنبالۀ همین مبحث یا مباحث زیر را خواهیم گرفت با این مایۀ از بینش و باور و حقایق ملموس و انکارناپذیر و ابطال نابردار آیا حق داریم ما انقلاب کنیم یا نه آیا ما به انقلاب به یک نهضت به یک انقلاب همه جانبه که همۀ این پستی ها و پلیدی ها را دگرگون بسازد و منقلب کند نیاز داریم یا نداریم پروردگارا تو را به جانهای پاک بندگان مؤمنت تو را به روح پیامبرانت جانهای ما را بیداری عنایت بفرما ما را از شر جهالت مدرن در پناه معرفت خودت و اولیائت محافظت بفرما و علی ارواح المؤمنین و المؤمنات ثواب الفاتحه مع الصلوات.
 

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.