سخن مدیر:

اوج انسان محوری

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

 آن حضرت(س)در فراز بعدی ـ و به عنوان آموزه یی که مکمل و متمم آرمان قبلی تواند بود ـ می فرماید: وَاجْعَلْ ذِکْرَهُمْ لَنٰا شُکْراً! یعنی:
اگر در شرایطی قرار گرفتم که مردم به یاد من بوده و نیروهایشان متوجه من بوده و بر آن بودند تا ـ از طریقی ـ برای من محبتی بنمایند، مرا بر آندار تا محبت آنان را جبران نمایم!
گمان می کنم، برای اینکه حضرت زهرا(س) از واژۀ شکر بهره گرفته؛ و شکر، دارای معنایی ویژه و بلیغ بوده و مراتبی دارد؛ و برای اینکه جوانان محفل ما، به درک بهتر مقام و ارزش شکر نائل آیند، بهتر است بنده در لفافۀ مثال گونه ئی به عرض رسانم اینکه:
وقتی کسی، شاخه گل و یا برگ ریحانی را به ما هدیه میدارد، و ما، در برابر تشکر می گوئیم، این «تشکر»، نازلترین مرتبۀ «شکرِ» مورد نظر قرآن و قرآنیان ـ و از آن میان: حضرت زهرا(س) ـ می باشد! چرا که به قول فرهیختگان قوم، این «مرتبۀ قولیِ» شکر خواهد بود!
شکر در واقع آنست که اگر نعمتی و مرحمتی از کسی به انسان می رسد و بر ما چیزی ـ از هر مقوله و جنس و امر ـ افزوده می شود، معادلِ آنچه بر ما افزوده شده در جهتِ جبرانِ محبتِ دهنده مصرف نمائیم. دقت شود:
مثلاً کسی برای بنده شیشه عطری هدیه میدارد، نازلترین مرتبۀ جبران این محبت آنست که به زبان «تشکر» بگویم. برتر از این مرتبه آنست که از این عطر در جای هائی مصرف کنم که: بهترین اثر را ـ از نظر وجودی ـ دارد؛ یعنی اگر کسی کنار من نشست، بجای شنیدن بوی بدنِ من، بوی آن عطر را بشنود! و من هم بگویم که این عطر، هدیۀ فلان… می باشد.
اگر چه برخی را باور بر اینست که ضرور و لازم نمی باشد تا من بگویم که این عطر را فلانی هدیه ام کرده است! زیرا: همینکه این شخص، بوی عطر را می شنود و مبتهج می شود، اثرش به هدیه کننده رسیده است!
البته همانطور که متذکر شدم، شایسته آنکه از این عطر به «جا»هائی بهره گیرد که از آدمیت خبری بوده و واقعاً «جا» باشد و نه «ناجا»!
در جاهائیکه دل های اهلش متوجه آدمیت، طهارت، دانش، خرد، عدالت، صفا، احسان، ایثار، محبت، بصیرت، آزادگی و… باشد!
در جایهائی که دلهایشان به نور عشق و ولا و قرآن می تپد و نه به چیزی و امری مادون و بی ارج! و در یک کلام: در محافل اهل معرفت و عشق و دهش و…!

و اما عالیترین مرتبۀ شکر آنست که: آنچه و هر چه آن نعمت و دهش و لطف و محبت بر نیرو، نشاط، عقل، عرفان و… من افزوده است، آن را در «جهتِ رشدِ» همان فرد و ترضیۀ همان کس مصرف نمایم!
و این مصرف و خدمت ـ چه اینکه جهتی علمی داشته باشد، چه ایمانی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی و… ـ شایسته تر اینکه: فقط در جهتِ همان شخص ساخته و متوجه جنبه ئی از جنبه های مختلف وجودیش نمایم! تا واقعاً و عملاً در خدمت او قرار گیرم!
شکر واقعی یعنی: آنچه از ناحیۀ دیگران به انسان می رسد ـ از هر مقوله و جنسی که باشد ـ در راه محبت دیگران، در راه رسانیدن دیگران به کمال و رشد، در مسیر کشانیدن دیگران به آسایش و آرامش ربانی و قدسی، در جهت کشیدن دیگران به قله های آزادگی و آزادی و امنیت و عدالت، در راه رهانیدن دیگران از جهل و غفلت و اسارت و سستی و تنبلی و ذلت و محکومیت مصرف نمودن!
به این می گویند: شکر! نه اینکه بدون همزبان شدنِ بادل فقط لفظاً تشکری و دست شما درد نکندی بگویم و بروم! چرا که این، هرگز و به هیچروی مرام زهرا و آرمان زهرا(س)نمی باشد!
بر مبنای این نگرش طراوتبار و شورانگیز باید بگوئیم: هر وقت نعمتی و لطفی و محبتی از دیگران به ما رسید، و ما آنرا در راه تطهیر و تجهیز، در راه تهذیب و تذهیب، در راه تزکیه و تحلیه و رشد و شکوفائی و آرامش معنیدار و استعلائی آنها مصرف نموده و آنرا از آنچه آمد برخوردار ساختیم، تشکر ما واقعاً جوهر شکر را به نمایش می گذارد!
اینست معنای فرمودۀ زهرای اطهر(س) وقتی از خداوند مسئلت می نماید که: بار الها! وقتی مردم ـ از طریق یاد من ـ به من محبتی کردند، مرا شکرگذار واقعیِ آنها قرار ده! آن حضرت(س)در فراز بعدی ـ و به عنوان آموزه یی که مکمل و متمم آرمان قبلی تواند بود ـ می فرماید: وَاجْعَلْ ذِکْرَهُمْ لَنٰا شُکْراً! یعنی:
اگر در شرایطی قرار گرفتم که مردم به یاد من بوده و نیروهایشان متوجه من بوده و بر آن بودند تا ـ از طریقی ـ برای من محبتی بنمایند، مرا بر آندار تا محبت آنان را جبران نمایم!
گمان می کنم، برای اینکه حضرت زهرا(س) از واژۀ شکر بهره گرفته؛ و شکر، دارای معنایی ویژه و بلیغ بوده و مراتبی دارد؛ و برای اینکه جوانان محفل ما، به درک بهتر مقام و ارزش شکر نائل آیند، بهتر است بنده در لفافۀ مثال گونه ئی به عرض رسانم اینکه:
وقتی کسی، شاخه گل و یا برگ ریحانی را به ما هدیه میدارد، و ما، در برابر تشکر می گوئیم، این «تشکر»، نازلترین مرتبۀ «شکرِ» مورد نظر قرآن و قرآنیان ـ و از آن میان: حضرت زهرا(س) ـ می باشد! چرا که به قول فرهیختگان قوم، این «مرتبۀ قولیِ» شکر خواهد بود!
شکر در واقع آنست که اگر نعمتی و مرحمتی از کسی به انسان می رسد و بر ما چیزی ـ از هر مقوله و جنس و امر ـ افزوده می شود، معادلِ آنچه بر ما افزوده شده در جهتِ جبرانِ محبتِ دهنده مصرف نمائیم. دقت شود:
مثلاً کسی برای بنده شیشه عطری هدیه میدارد، نازلترین مرتبۀ جبران این محبت آنست که به زبان «تشکر» بگویم. برتر از این مرتبه آنست که از این عطر در جای هائی مصرف کنم که: بهترین اثر را ـ از نظر وجودی ـ دارد؛ یعنی اگر کسی کنار من نشست، بجای شنیدن بوی بدنِ من، بوی آن عطر را بشنود! و من هم بگویم که این عطر، هدیۀ فلان… می باشد.
اگر چه برخی را باور بر اینست که ضرور و لازم نمی باشد تا من بگویم که این عطر را فلانی هدیه ام کرده است! زیرا: همینکه این شخص، بوی عطر را می شنود و مبتهج می شود، اثرش به هدیه کننده رسیده است!
البته همانطور که متذکر شدم، شایسته آنکه از این عطر به «جا»هائی بهره گیرد که از آدمیت خبری بوده و واقعاً «جا» باشد و نه «ناجا»!
در جاهائیکه دل های اهلش متوجه آدمیت، طهارت، دانش، خرد، عدالت، صفا، احسان، ایثار، محبت، بصیرت، آزادگی و… باشد!
در جایهائی که دلهایشان به نور عشق و ولا و قرآن می تپد و نه به چیزی و امری مادون و بی ارج! و در یک کلام: در محافل اهل معرفت و عشق و دهش و…!

و اما عالیترین مرتبۀ شکر آنست که: آنچه و هر چه آن نعمت و دهش و لطف و محبت بر نیرو، نشاط، عقل، عرفان و… من افزوده است، آن را در «جهتِ رشدِ» همان فرد و ترضیۀ همان کس مصرف نمایم!
و این مصرف و خدمت ـ چه اینکه جهتی علمی داشته باشد، چه ایمانی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی و… ـ شایسته تر اینکه: فقط در جهتِ همان شخص ساخته و متوجه جنبه ئی از جنبه های مختلف وجودیش نمایم! تا واقعاً و عملاً در خدمت او قرار گیرم!
شکر واقعی یعنی: آنچه از ناحیۀ دیگران به انسان می رسد ـ از هر مقوله و جنسی که باشد ـ در راه محبت دیگران، در راه رسانیدن دیگران به کمال و رشد، در مسیر کشانیدن دیگران به آسایش و آرامش ربانی و قدسی، در جهت کشیدن دیگران به قله های آزادگی و آزادی و امنیت و عدالت، در راه رهانیدن دیگران از جهل و غفلت و اسارت و سستی و تنبلی و ذلت و محکومیت مصرف نمودن!
به این می گویند: شکر! نه اینکه بدون همزبان شدنِ بادل فقط لفظاً تشکری و دست شما درد نکندی بگویم و بروم! چرا که این، هرگز و به هیچروی مرام زهرا و آرمان زهرا(س)نمی باشد!
بر مبنای این نگرش طراوتبار و شورانگیز باید بگوئیم: هر وقت نعمتی و لطفی و محبتی از دیگران به ما رسید، و ما آنرا در راه تطهیر و تجهیز، در راه تهذیب و تذهیب، در راه تزکیه و تحلیه و رشد و شکوفائی و آرامش معنیدار و استعلائی آنها مصرف نموده و آنرا از آنچه آمد برخوردار ساختیم، تشکر ما واقعاً جوهر شکر را به نمایش می گذارد!
اینست معنای فرمودۀ زهرای اطهر(س) وقتی از خداوند مسئلت می نماید که: بار الها! وقتی مردم ـ از طریق یاد من ـ به من محبتی کردند، مرا شکرگذار واقعیِ آنها قرار ده!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.