سخن مدیر:

باء ـ معاییر و ضوابط علوم ثابت و قابل تکرار است:

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

یعنی پدیده های طبیعی چون در حال ایستا مورد بررسی قرار می گیرند، معاییر و ظوابط آن ها نیز نمی تواند ثابت نباشد. اینکه در «فلسفۀ علمی» به حرکت «حقایق» باورمندند و جریان تکوین حقایق را تکاملی می دانند و معاییر و ضوابط علوم طبیعی را نیز بر همین منوال می انگارند و…! در واقع باید بپذیریم که در این نگرش، فلسفه در خدمت دانش جویی و یا حق جویی نبوده، بلکه اگر اندک دقتی به خرج داده باشیم درخواهیم یافت که «فلسفۀ علمی» در خدمت سیاست حزبی است! و سیاست خود نوکر اقتصاد مصرفی است! و این موضوع تا آنجا به لجن کشیده شده که این طنز ما به عنوان یک قانونمندی «فلسفۀ علمی» تبارز دارد.
وگرنه حقیقت تکاملی ندارد، آنچه رشد پیدا می کند جریان تکاملی ذهنیت آدمی ست بدین معنا که نظر به عوامل و شرایطی، ما به قسمتی از «ناحقایق» و «نادرستی» ها عنوان «حقایق» و «درستی» ها را می دهیم که پس از چندی به اشتباه خود پی می بریم و حق جای خود را می گیرد؛ و در این روند آنچه از نظر تکوین اندیشه روی می دهد اینست که: ما در یک زمانی اندیشه یی را به عنوانی می پذیریم که با درستی ملازمت دارد، و چون مدتی بر آن گذشت و جریان درک، راه منطقی و حقیقیی خود را پیمود، ما اصل حقیقت را درک می کنیم با تلازم دور افکندن و طرد مفکورۀ اشتباهی اول، و این بدان می ماند که ما در تاریکی نقش قابی را بر دیوار به جای اصل قاب گرفته باشیم و آنرا واقعیت برونی فهم کرده باشیم، سپس در نور روزی روشن متوجه شده باشیم که درک ما از قاب، نادرست بوده است، ذهن درین جا اول آن اندیشه غلط را برون می ریزد ولی جریان اشتباه را به عنوان یک تجربۀ خطای ذهنی در انبار نگهداری می کند و به جای اندیشۀ غلط اولی فهم درست آنرا تعبیه می دارد. در این زمینه، مسئلۀ تکامل حقایق اصلاً می تواند موردی داشته باشد؟ هر چند نباید دنبال مسایل بحث انگیز فلسفی را در این جا گرفت.

     لذا پدیده های طبیعی با معاییر و ضوابطی ثابت مورد سنجش قرار می گیرند و اگر غیر این هم بود، نتایج ثابت و درستی را از بررسیی علوم نمی توانستیم انتظار داشته باشیم.
نور در فیزیک، عناصر در شیمی و… در سایۀ علوم با معاییری ثابت بررسی می شوند و در این جریان آنچه قابل توجه و دقت و نیز غیر قابل انکار می نماید، این است که پدیده های طبیعی و بررسی آنها جهتِ اثبات مجدد نتایجِ بررسی، قابل تکراراند.
آب در مجاورت حرارت، گاز می شود. معیارش هم ثابت است. آنکه نمی خواهد باور نماید، با همان معاییر ثابت می تواند مکرراً آنرا بررسی کند و مجدداً به نتایج تثبیت شدۀ قبلی برسد.

    اما علوم انسانی، جز در مورد قرار گرفتن در جهت فطرت و ارزش های فطری، نه معاییر ثابتی دارند و نه قابل تکراراند.
دو انسانی که در تحت عین شرایط خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی و حتی گاه از نظر خونی دوقلو هم تشریف دارند، از نظر ویژگیها، با هم متفاوت اند. و از آن گذشته انسانی که از شکستن لیوانی عصبانی می شد بارها شده که در عین همان شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از شکستن لیوان خوشحال شده است.
معاییر علوم انسانی از هر زمانی بیشتر، امروز سیال و غیر ثابت اند؛ زیرا که انسان امروزی بیش از هر دورۀ تاریخیی دیگر از مسیر فطرت انسانی و ارزشهای فطری خویش دور افتاده است.

     اینکه «مارکس» یا «انگلس» در نیمۀ دوم قرن نوزدهم با ایمان به ثابت بودن معاییر علوم انسانی داد و قال راه انداختند که: انگلستان از بروز و قبول انقلاب ناگزیر می باشد، و اینک در ربع چهارم قرن بیستم انگلستان، هنوز خود را از بروز و قبول انقلاب ناگزیر نمی داند، معنایش اینست که ذهن گویندگان این مقوله با چند خطای درست نما انباشته شده بود. نخست اینکه بهترین روش تحقیق را در جامعه شناسی، روش علوم طبیعی دانسته بودند؛ دیگر اینکه معاییر علوم انسانی را ثابت خیال کرده بودند؛ دیگر اینکه این معاییر را قابل تکرار انگاشته بودند؛ دیگر اینکه انسانرا مجبور پنداشته بودند؛ دیگر اینکه ارادۀ انسانی و انتخاب و آزادی او را انفعالی توهم کرده بودند؛ و چون در این جریان چند اشتباه زاده از تخیل و توهم و پندار و انگاره، ذهنیت آنها را پر ساخته بود، به همچو پیش بینیِ غیر عاقلانه و وهم آلودی پناه بردند.

     لذا خودِ پندارهای طبیعی گرایانۀ مارکس می تواند مؤید این عدم جاودانگی معاییر در علوم انسانی باشد

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.