سخن مدیر:

بازگرائی، پذیرفته شده

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

   افزون بر آنچه آمد، حضرت زهرا(س)در همین فراز آرمانهای دیگری را نیز عنوان داشته و به بهانۀ نیایش و مناجات و… تعلیم آرمان شناسی و آرمان گرائی می فرماید.

  اَللّٰهُمَّ… وَاجْعَلْنٰا مِمَّنْ اَنٰابَ اِلَیْکَ فَقَبِلْتَهُ! وَتَوَکَّلَ عَلَیْکَ فَکَفَیْتَهُ! وَتَضَرَّعَ اِلَیْکَ فَرَحِمْتَهُ!

به باور منِ تبه روزگار، ایندسته از آرمانهای حضرت زهرا(س)نیز، برای امثالِ من غریب و ناشناخته بوده و اصلاً : نه توان درک ارزشِ گوهری آنها را داریم! و نه عظمت و ارزش آثار و پی آمدهای سودمند آنها را، در رابطه با تحقق هویت ربانی خویشتن!
ایشان آرزو دارد تا: از «زاری کنندگانِ پذیرفته شدۀ» بارگاه دوست باشد!
شگفتیِ نکته در اینست که:
ایشان نمی خواهد تا از روی کنندگانی باشد که «حاجتش» بر آورده شده باشد!
چرا که ممکن است ـ و چه بسیار اتفاق افتاده و باز هم بیفتد که ـ خدا و یا خلق نیاز کسی را برطرف دارند، اما، خودش را «تأیید» نکنند و نپذیرند!
و زهرا(س)می خواهد تا «خودش» پذیرفته شود! آنهم به عنوان کسیکه برآنست تا هر روز، منیبانه دروازۀ حضرت دوست را بکوبد!
انابه یعنی: رویکردنی زاری آلود؛ رویکردنی که در آن، دل زودتر و شدیدتر از جسد می تپد و می سوزد و می نالد!
بچه ها را دیده اید که وقتی چیزی می خواهند ـ و بزرگترها روی حکمتی مانع می شوند ـ چگونه می آیند و دستها را به گردن مادر و یا… انداخته و آنقدر با ناله و زاری ـ مثلاً مادرجان! مادر جان می گویند تا وی مجبور شود تا نه تنها خواسته اش را بپذیرد! که مجبور می شود: رویش و مویش را هم بوسیده و نوازش کند!  به چنین رفتاری «انابه» می گویند!

چند دفعه، برای پذیرفته شدن خود، پذیرفته شدنِ هویت و شخصیت و… خود، پیش خدا رفته و اینگونه زاری کرده ایم؟!
چند شب بلند شدیم ـ آنهم بگونه ئی که کسی متوجه نشود تا خجالت! بکشیم! ـ گریه کردیم و زاری کردیم که: خدا! این من نارسای نالایق، این هویت نامتوازنِ بهم ریختۀ عوضی، این صورتِ جاذبه باختۀ… را، از من بگیر!
این من دنیا زده، بی حمیت، اسیر زمینه ها و اشیاء مادون، این من هوسبارۀ بی اقتدار، این من ذلیل بی کرامت و… را از من بگیر! و بمن، آن منی را عنایت فرما که آرمانش «مهر تو، پذیرش تو و انس با تو» باشد! و نه چیزی از تو!
به هر حال، یکی از آرمانهای حضرت زهرا(س) انابه ای با این ویژگی ممتاز و قدسی می باشد. انابه ئی که از دوست، پذیرشِ خودِ دوست را می طلبد!
هرکس ز در تو، حاجتی می طلبد من آمده ام، از تو، تو را، می خواهم و وقتی پذیرفته شد، چون خدا و پذیرش خدا را دارد، چیزی کم «نتواند» داشت.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.