سخن مدیر:

باورهای نوازشگر – محوری هوشربا

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  همسرگرایان محبت پیشه معتقد می باشند که رسیدن به درک و لمس خوشبختی و تجربه های ناب و انکارناپذیر از شیرینی های زندگانی باهمی ممکن و میسر نخواهد شد مگر اینکه قبول نمائیم که: تا با تمامتِ وجودمان به سوی یکدیگر نرفته و همۀ مهر و عشق مانرا با اخلاص ناب به سوی یکدیگر جاری نسازیم، از درک و تجربۀ خوشبختی و شیرینی های زندگانی اثر و خبری نخواهیم یافت؛ و این، مسئله یی است که تمامی  اندیشمندان روی زمین ـ از هر نسلی و در هر عصری ـ به آن باورمند بوده و خلاف آنرا ابراز نکرده اند. هر چند که همۀ حمقاء خودبین و نابخردان خودمحور و محبت گریز، در سرتاسر تاریخ، عملاً در جهتِ مخالف آن موضع گرفته اند!
این عاشق پیشه گان، نه تنها هدفِ از ازدواج را «عشق باختن، مهرورزیدن و پخش و اشاعۀ زمینه های مختلف محبت» تلقی می نمایند؛ که اصولاً هدف والای خلقت انسان و زندگانی او را همان زمینه ها می شمارند.

    اینان اساس خوشبختی باهمی را در حضور و بهره مندی از زمینه های بی ارجی هم چون «درآمدی بهتر، شهرتی برتر، مقامی مهم تر و…» نیافته، بلکه تبلور روح یگانگی را در این روش جستجو می کنند که: انسان باید از همه این موارد و سایر ظرفیت های وجودی خود، در جهت رشد و توسعه و تعمیق مهرورزی بهره گرفته، مکنت و شهرت و قدرت و… را وسیله هایی بشمارد که باید ـ و صد البته که باید ـ در خدمت مهرورزی قرار بگیرند. چرا که این نحوۀ نگرش و گرایش عملاً آنان را از زندان تاریک و کوچک و رنجبار نگرشهای دنیامحور رهایی بخشیده؛ از دام آرزوها و اهدافِ حقیرانۀ اسارتبار آزاد نموده و از تنیدن در حوزۀ خرت وپرتهای رنگین بچه گانه کاملاً رهانیده است.

     طبیعی ست که تا انسان به ژرفای این آزادی و آزادگی راه نیافته و از مواهب بشکوهش بهره مند نگردد، هرگز نخواهد توانست گرمای نوازشگر خوشبختی و طعم دلنواز یگانگی را درک نماید. چرا که لذتِ واقعی و معنیدار زندگانی، عملاً و عیناً در «آزادی» از دام چیزهای مادون هویت انسان قرار داشته و تا انسان بر حقارتها پیروز نگردد، از بزرگیها، عظمت ها، کرامت ها و والائیها تجربه ئی به دست نخواهد آورد.
این همسرگرایان نیک سیرت به خوبی متوجه قانون خوشبختی گردیده و با همۀ وجود دریافته اند که: از یکطرف نظام همسرگرایی با رویکردنِ به خود و دنبال کردنِ فقط آرمانها و آرزوهای خود منافات داشته و هر چه خود را بیشتر بجویند او را بیشتر گم می کنند و هر چه بیشتر تلاش کنند تا «خود» را مالکش سازند، بیشتر از دستش می دهند؛ و از دیگر طرف، هیچکس با جستن و دنبال کردن خود، از نعمت محبت و احساس پری و غنا و کشف یگانگی برخوردار نگشته، و اگر کسی در حوزۀ تلاشهای مربوط به ازدواج به خوشبختی رسیده است، فقط و فقط از طریق گرایش به همسر و دنبال کردن گوهر یگانگی بوده است.
اینان، رسیدن به کمال اتصال و قله های هوشربای یگانگی را زادۀ تلاشهای باهمی و در جهت رویکردن و دنبال کردن همسر می شمارند. چرا که باورمنداند: این مسیر و روش، درست بهمانگونه که در طول بودن فرزندان آدمی خوشبختی همسرگرایان را تضمین نموده است، اکنون نیز این توانائی، کارآئی و ظرفیت را دارد تا اینان را نیز به کمال خوشبختی ـ که در این حوزه عبارت از تجربۀ مراحل و مراتب کمال یگانگی می باشد ـ برساند! و دقیقاً به همین دلیل، همسرگرایان نیک دل همۀ توان و ظرفیت ها و تلاش خود را بکار می اندازند تا از طریق عمل و تلاشِ باهمی، کمال یگانگی را در زمینه ازدواج تجربه نمایند.
اینان به نیکی دریافته اند: آنی که به خود روی نموده و خواسته های ـ به اصطلاح دلِ خویش ـ را دنبال می کند، ممکن است لایه ای از خود را فراچنگ آورد، اما او را از دست می دهد! و با این از دست دادن، بر می گردد به همان موضع احساس خلاء درونی، احساسِ کمبود وجودی و احساس شراره زای سیطرۀ تنهائی، بیگانگی و دوری و…! درست بهمانگونه که دریافته اند: آنی که با همۀ وجود و احساس به همسر روی می کند، شاید به نحو ناشیانه و خیالبافانه ئی لایه ئی از خود را گم شده پندارد، اما او را در می یابد! و همین احساسِ یافتنِ او است که ثابت کنندۀ وجود و احساسِ یافتن خودِ او نیز می باشد.
برای اینان معیار و میزان، یافتنی است که بیگانگی، کمبود و گم کردنی با خود و در خود نداشته باشد.([۱]) و این، فقط در آنجا و در آن موقعیت می تواند سراغ و تجربه شود که هر یک از همسران خود را در دیگری، و دیگری را در خود حاضر و حاکم بیابد و لاغیر؛ چرا که اگر جان همسرجوئی، دیگری را در خود حاضر یافت، خود را نیز دارد؛ ولی اگر نیافت، چون خود را ناقص و تهی و تنها و… می یابد، در واقع از احساس هستیمندی کامل نیز بی بهره بوده و خود را نیز نخواهد داشت.

    به هر حال باید با همۀ وجود خویشتن باور نمود که: بهترین راه رسیدن به خوشبختی در این پهنۀ از زندگانی، از یکطرف برکنار شدن است از هر آنچه می خواهد خود را به جای همسر، در موقعیت همسر و در مقام همسر قالب کند.
روی برتافتن است از هر آنچه می خواهد نقش همسر را فرعی و غیرمحوری سازد، و خالی شدن است از محبت هر آنچه از نظر وجودی و ارزشی در مرتبۀ مادون همسر قرار دارد. و از دیگر طرف هماهنگ شدن است با اشتیاق هماهنگی؛ روی آوردن است به تلاشهائی که تحقق، تداوم و شکوفائی پایدار یگانگی را ضمانت می کنند؛ و پر شدن است از ذوقِ مهرورزی فعال، دهشگرانه و یگانه ساز.
این گونۀ ویژه از برخورد باعث خواهد شد تا هر کدام از همسران سرشار از احساس غنا، لبریز از ادراک شادابی، نشاط و دلزندگی و پربار از اشتیاق بخشیدن، سرشار کردن و لبریز ساختن دیگری بوده و مسیر رشد را تا رسیدن به قله انفراد عرفانی و ربانی طی نمایند.



[۱]ـ حالتی که نه او را گم می کنند و نه خود را.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.