سخن مدیر:

باور های نوازشگر- نقش اندیشه

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

دقت در گوهر باورهائی تا این پایه نورانی و دلپذیر مؤید آن میباشد که اینان به شایستگی دریافته اند که نقش اندیشه و خرد هم در زمینۀ تبلور، تداوم و شکوفائی آرامش، شادابی و ایجاد پیوندهای بارور قابل لمس میباشد و هم در زمینۀ بروز دلهره، افسردگی ها، کژفهمی ها و راه رفع و دفع آنها. زیرا به میزانی که انسان به اندیشه و شناخت درستتری از زندگانی و مقوله ها و زمینه های محوری و ارزشبار آنها دست پیدا کند، از آرامش، نشاط و امکانات برتر و پیوندهای بارورتر برخوردار تواند شد؛ و به عکس، هر چه از اندیشه و شناخت درست فاصله گرفته و دور شود، نه تنها از آنچه آمد محروم میگردد که به دام اختلال ها، اضطراب ها، افسردگی ها، بی اعتمادی ها، دلهره ها و کژفهمی های بلاهتبار گرفتار خواهد شد.

اندیشۀ سختۀ سالم پویای نورانی، توان آنرا دارد تا انسان را آزاد ساخته و به اهداف برینش نزدیک سازد. اما اگر ذهن را بدست وهمیات و تخیلات بی پایه و بی ضابطه و برداشتهای وهم بنیان و تفسیر و تحلیل های پوچ پندارگرایانه سپردیم، در برابر واقعیت های حاکم بر هستی و جهان باهمی، به شکست مواجه خواهیم شد. بر مبنای همین باور و بینش، از آنجا که همسرگرایان بخوبی متوجه امکان بروز زمینه های منفی در زندگانیِ باهمی خود میباشند، با درایت و دلسوزی ویژه ئی متوجه شناسائی نقاط آسیب زا و دفع و رفع زمینه های مربوطه بوده و از طریق فعال ساختن خرد و بصیرت نورانیِ خود از بروز بحران های بی معنا جلوگیری مینمایند. چرا که این واقع نگرهای یگانگی جوی به این امر مسلم باور قلبی دارند که در زندگانی باهمی، تلاش برای رسیدن به حسن تفاهم و تبلور متداوم آن امری ضروری بوده و در فرایند خود، امکانات و ظرفیت های مستعد و آماده را قوتِ شکوفائی و باروری میبخشد؛ همچنانیکه یقین پیدا کردهاند: مایه های اصلی حسن تفاهم را اعتماد جدی و عمیق به همسر، شناخت همه جانبه لایه های وجودی او و داشتن تصویری روشن از اندیشه ها، آرمان ها، طرز تلقی، نظام ارزشی و حساسیت های او تشکیل میدهد.

لازم به تذکر میباشد که اینان هرگز مدعی نمیباشند که میتوانند در همۀ ابعاد و جمیع شرایط و احوال، درک واقعی و تصویری بدون کم وکاست از همسر خویش داشته باشند! چه اینکار، حداقل در رابطه با ظرفیت های شناخته نشدۀ فرزند آدمی کاریست دشوار؛ حال اگر نگوییم: غیرممکن! با همۀ اینها تلاش اینان بر آنست تا در مواقع لازم و ممکن، متکی به زمینه ها، نقطه ها و علائم یاز شناخت باشند که اولاً روی دل به نور یگانگی نموده باشد؛ ثانیاً نقاط مبهم، چند پهلو و تاری را که در جهت سیطره و حاکمیت کژفهمی ها و لاجرم بیگانگی ها و جدائی ها قرار دارند پس زده و در مسیر تبلور تصویری روشنتر از همسر، طرز تلقی، نظام ارزشی، آرمانها و غیرۀ او قرار داشته باشند، تا بتوانند این علامات و زمینه ها را در مسیر تفسیر و توجیه احسن رویدادها بکار گرفته، در امر گسترش محبت تلاش نمایند. چه اینان را باور بر این میباشد که: توجیه گری های احسن و دلپذیر، طرز تلقی های کمال بار و رشددهنده، نتیجهگیری های صبورانۀ واقعبینانه و پشت کردن به توجیهات غرض آلودِ ویرانگر، طرز تلقی های مفسدهانگیز، نتیجه گیری های وهم یوسفسطه آمیز، خودمحوری ها و مطالبات مسخره و… در امر پرورش روح یگانگی، تولید آرامش دوام دار و گسترش و تعمیق همه جانبۀ مهرورزی نقشی انکارناپذیر دارد.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.