سخن مدیر:

بی‌خواستی

بدون دیدگاه

 چهارمین آرمانی را که حضرت زهرا(س)در این فراز معنویت بار و فرا کشاننده مطرح فرموده است تا پیروان واقعی وی، آنرا سرمشق جان تبدار خویش و آرمان دل داغدار خود قرار دهند «غنا» و مرتبه، موضع و موقعیتی نگرشی ـ کنشی می باشد که با غنیٰ هماهنگیِ جانبه و اثربار دارد!
مقدمتاً، برای شفاف ساختن ذهن جوانهای محفل، باید معروض دارم که: «غنیٰ» ـ به خلاف نظر و برداشت و گفتار بعضی از جهلۀ بالانشین و ناواردانِ از اهل خطابه و… ـ دارائی و داشتن را نمی گویند! یعنی اهل معرفت، دارندۀ مال و ثروت و… را غنی ندانسته، بلکه کسی را غنی می شمارند که: نسبتِ به داشتنی های مادون و مازاد بر نیاز، احساسِ بی نیازی کرده، نسبت به حضور و غیبت شان بی توجه بوده و احساس متفاوتی ـ مانند: شادی و اندوه؛ امنیت و نا امنی؛ سعادت و یا شقاوت؛ خوشبختی و یا بدبختی و… ـ نداشته باشد!
بدین معنا که: نه حضور داشتنی های مادون و مازاد بر نیاز، شادش بسازد و نه غیابشان اندوهگین و هراسان! و این، معنای دقیق «غنیٰ» می باشد! زیرا، ممکن است که «دارنده»ئی، با وجود داشتن سرمایه و… زیاد، باز هم از نظر باطنی، احساس بی نیازی نداشته و نکرده و مثلاً ممکن است که نسبت به باغ و راغ و گله و… اش حساس بوده، احساس نیاز و وابستگی نموده و مثلاً اگر یکی از داشتنی های مازاد بر نیازش دچار فوت و فنا و نابودی شود، قلب و روحش را اندوه فرا گیرد! چنانکه، ممکن است اگر بر آنها افزوده شد، خوشحالی و شادمانی او را فرا گیرد!
این حالت، مؤید آنست که این فرد ـ با آنکه مازاد بر نیاز هم دارد ـ به غنا نرسیده و غنی
نمی باشد! چرا که هنوز متکی و وابستۀ به آن داشتنی بوده و نسبت به آنها (نسبت به حضور و غیاب آنها) احساسهای کاملاً متفاوتی داشته و لاجرم، نسبتِ به هر کدام از وضعیت ها و حالات، احساس تکلیف ویژه ئی می کند! درحالیکه غنای واقعی، بی نیازی از زمینه های مادون و مازاد بر نیاز می باشد!
بر عکس مورد یاد شده، ممکن است که فردی از جنس داشتنی های یاد شده ـ واقعاً و اصلاً ـ چیزی نداشته باشد، امّا واقعاً غنی (بی نیاز) هم باشد! مثلاً فرد مزبور با آنکه مثلاً خانۀ ملکی و شخصی ندارد، امّا واقعاً احساس وابستگی و نیاز نسبت به خانه نداشته و این نداشتن، او را رنج نمی دهد! چنانکه وقتی دارا شد، شادش نمی سازد!
به هر حال، اصل غنا، متوجه و مربوط به کسانی می باشد که نسبت به دنیا و آنچه مورد نیاز آنها نبوده، نسبت به آنچه از نظر رتبۀ وجودی پائین تر از رتبۀ وجودی آنها و پی آمدهای ممکن از تلاشهای ربانی آنها و… می باشد، احساس نیاز و وابستگی نکرده و حالشان متفاوت نمی شود!
لذا، فقط وقتی این حالت باطنی و موقعیتِ نگرشی ـ کنشی پیدا شد، فرد به غنای وجودی نائل می آید و بس!
البته باید متذکر شد که غنا، دارای مراتب و درجات بوده و شخص غنی، در هر مرتبه و درجه ای، از چیزی و امری بی نیاز می شود؛ مثلاً مرتبۀ برتر از آنچه آمد آنست که فرد، نسبت به داشتنی ها و نعمت های اخروی نیز بی توجه شده و همۀ همت، توجه و دغدغه او فقط متوجه مقام ذات اقدس مولا می گردد! و لذا، فقط خود را محتاج او، فقیر او، شیدای او، و اسیر او یافته و به غیر او آرامش نمی گیرد!
در واقع، حضرت فاطمه(س)وقتی از بارگاه الهی (مقام الوهیت و با توسل به ذیل اسم مبارکِ الله) تمنای رسیدن به غنا را دارد، متوجه همان عالیترین درجۀ غنا بوده و در واقع آرمان مبارکش اینست که:
اگر از منظر غنای وجودی به او نگریسته شود، وی را مظهر اعظم و اتم اسم مبارک غنی یابند!
به هر حال، اگر از این مرتبه و درجه فرود آئیم و موضوع را از موضع انسان معمولی و بالفعل ـ ولی آرمانمند و تعالیجوی ـ در نظر گیریم، غنی به کسی می گویند که نسبت به داشتنی های فناپذیر دنیا، که نسبت به رتبۀ وجودی او، مادونِ وی شمرده می شوند؛ نسبت به زمینه های متجملانۀ دوران خود و نسبتِ به آنچه واقعاً مورد نیاز او نمی باشد، احساس بی نیازی داشته، از بودن و نبودن زمینه های یاد شده، هیچگونه احساسِ رنجش و یا شعفی به وی دست ندهد! چنانکه راحت طلبی ها، شهرت طلبی ها، ریاست طلبی ها و… جانش را رها ساخته و از خانۀ دلش فراری شده اند!
بر مبنای برداشتی از همین سنخ می باشد که متوجه می شویم فاطمۀ زهرا(س)غنا و بی نیازی را ـ نه از دنیا، که ـ از مولای خود تمنا می دارد. زیرا، رسیدن به این بی نیازی و غنا، چون ذاتاً حقانی بوده و رنگ و خصلت ربانی داشته و از ویژگی های غنای الهی برخوردار می باشد، غنایش آلودۀ به فقر، ذلت، وابستگی، تشویش، دلهره، اسارت، تحقیر و نیازنماهای ارزش ستیز و معنی گریز نخواهد بود! و لذا، هیچ فقر و احتیاج و… به آن آسیب و زیانی رسانیده نمی تواند! زیرا:
وقتی بندۀ مؤمن، غنی به غنای الهی شده و از طریق هبه و بخشش حضرت حق به بی نیازی دست پیدا کرد، چون غنای وی مشوب به فساد و زوال و فناء نمی باشد؛ و چون خود حق(ج) فرازمان و فرامکان بوده و به تبع او، غنای رسیده به عبد نیز از پایندگی و جاودانگی برخورد می باشد، او را در همۀ عوالم و نشئات ـ اعم از دنیا و عالم برزخ و عالم قیامت ـ از بی نیازی برخوردار می سازد!
حال، اگر کسی به عنوان انسانی فقرستیز، تحقیرگریز و اسارت پرهیز، به این آرمان قدسی خوب و شایسته توجه نماید، یقیناً در خواهد یافت و باور خواهد نمود که این آرمان، آرمانی بی نظیر بوده و فقط در شأن مشتاقان و پیروان فاطمه(س)تواند بود و نه هر بی سر و پائی ابتر!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.