سخن مدیر:

۲ ـ تبارزِ ایمان توحیدی:

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

 این بخش از وظیفه تا حدی گسترده و بدون تردید تا حدی استقامت طلب و توان شکن است و یقیناً هر بی سروپای پر مدعایی را نسزد تا دم از آن بزند.
آنچه به روشنی پیوسته این است که اسلام دینی ست کُلاً «عبادی»! البته نه به مفهوم استعماری ـ استحماری آن! بلکه به این مفهوم که فعالیت های سیاسی آن نیز عین فعالیت عبادیست! و اصولاً در اسلام ما غیر از وظایف عبادی چیزی نداریم! و ترس از این که به ما رنگ فلان و… از جانب عده ئی زده بشود هم نباید ما را به نوعی تقیۀ سیاسی ـ استعماری وا دارد!
ما باید با تمام هستیِ خود باور کنیم که عمل به سیاست و دستورهای سیاسی ـ اسلامی بر مبنای دیدگاهی ویژه مرادف با نماز خواندن است و طبیعی است که رویگردانیدان و به دست کم گرفتن این عبادت! (نپرداختن به امور سیاسیِ اسلام) عین رویگردانیدن از نماز و عبادت الهی شمرده شده و یقیناً باورمند و عمل کنندۀ به چنین کاری اگر از روی عمد و غرضِ دنیائی باشد، مشمول آیۀ:
    … وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذَٰلِکَ سَبِیلًا ().
«و گویند که ما به برخی از گفتار انبیاء ایمان آورده و به پاره ئی ایمان نیاوریم و خواهند که میان کفر و ایمان راهی (به هوس) اختیار کنند.» قرار خواهد گرفت! چه اسلام جز پذیرش امر و حکم الهی چیز دیگری نخواهد بود؛ و لذا، عمل کردن با اخلاص به این احکام نمی تواند جز عبادت باشد! به همانگونه که اعراض از اوامر الهی جز معصیت چیزی نتواند بود! ولی با همۀ این ها نباید چنین تصور شود که زمینه های مختلفِ اجتماعی اسلام در هم و نامشخص می باشد! چه این حقیقت در رابطه با ایده آلهائی ست که در رابطه با عابد و معبود و عبادت مطرح است نه در رابطه با زمینه های مشخصِ دیگر!
لذا مسئلۀ تبارزِ ایمان توحیدی در رابطه با مسایل امروزی به دو بخش ویژۀ سیاسی ـ در رابطه با مردم و زمینه های سیاسیِ حاکم بر سرنوشت مردم ـ و فردی در رابطه با خدا و خلقِ خدا، تقسیم می شود!
بخش سیاسیِ زمینه را می توان به کمک برنامه هائی که محققین مؤمن و پرخلوصِ مسلمان چه در گذشته ـ مثل برنامه های سیاسی سید جمال و دیگران ـ و چه در زمان حال مثل برنامه هائی که از جانب      گروههای اسلامی و به ویژه حکومت جمهوری اسلامی ایران و سایر محققینِ ممالک اسلامی طرح شده و قسماً به عمل آمده تنظیم و مورد بهره برداری قرار داد!
البته گفتن ندارد که این کار برای هر چه پهنه مندتر و ژرف نگرانه تر ساختنِ زمینه است، وگرنه گروههای مسلمان در حد کفاف می توانند زمینه ها را خود به روشنی معین و مشخص دارند!
بخش دومِ آنرا نیز همگان خود درک می کنند، چه هر زمینه و عملی که درآن «خود»یت و هوس پرستی و خوشگذرانی و… ملحوظ باشد برای «خودِ» عمل کننده است نه برای «خدا»! و این معیار را خداوند در      فطرت هر انسانی به ودیعه نهاده و حتی آنانکه برای ردِّ مسایل الهی به ردیف کردن گلاب به صورت! استدلال های منطقی! می پردازند، علتِ اصلی همین است که می خواهند «خود» را از سرزنشِ آنچه بدو «وجدان» عنوان داده اند با ناتوانی و زبونی و خودفریبیِ هر چه بیشتر، برهانند!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.