سخن مدیر:

جلسه ۸: تطهیر عمل از ریا

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

تطهیر عمل از ریا

برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید

مدت سخنرانی ۴۶ دقیقه
آرمانهای نبی اکرم (ص)

جلسه هشتم

تطهیر عمل از ریاء
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین الحمد وثنا لی عین الوجود واصلاه والسلام علی واقفی مواقف الشهود وعلی اله امنا ء المعبود، اما بعد قال رسول الله ص:
اللهم الطهیر قلبی من النفاق وعملی من الریا .
بارپرور دگارا دلم را از نفاق تطهیر فرمای وکنشم را از ریا پاک برگردان .
چو شمعم از خجالت رهنورد نارسیدن ها
به جای نقش پا درپیش پا دارم چکیدن ها
ز یک تخم شرر صد کشت عبرت کرده ام خرمن
ازین مزرع درودن میدمد پیش از دمیدن ها
گلستان جنون را آن نهال شوق در بارم
که آهم برون میاورد از خود قد کشیدن ها
چه دست وپا تواند زد کسی در بند جسمانی
ندارد این قفس بیش از نفس واری تپیدن ها
به سربردیم درشغل تاسف مدت هستی
رهی کردیم چون مقراز قد از لب گزیدن ها
ز نیرنگ فسون پردازی الفت چه می پرسی
تو در آغوشی من کشته یی از دور دیدن ها
نگردی محرم راز محبت بی شکست دل
که چون گل خواندن این نامه میباشد دویدن ها
در این گلشن که رنگش ریختند از گفتگو
بیدیل شنیدن هاست دیدن ها ودیدن شنیدن ها
مباحث ما پیرامون آرمانهای نبی اکرم ادامه دارد هدف خود یابی هست ، ومقارنه و مقایسه است میان آرمانهای آن پیشوا و ما ، که خود مان را امت او وپیرو او میدانیم.
دیشب از درون صحبت کردیم ، از هدفی واز آرمان که مربوط به باطن انسان میشد ، و ام شب از آرمان وهدفی صحبت خواهیم داشت که مربوط به کنش انسان ها میشود ، به بیرون انسان ها میشود .
اللهم طهیر قلبی من النفاق برمی گشت به درون و باطن ، وعملی من الریا عمل کنش انسان هست ، و بروز میکند در حرکاتش در گفتارش در سکناتش ، بر می گردد به ظاهر هستی انسان .
مقدمتا به عرض میرسانم که : از دید گاه ویژه انسان موجودیست خود نمای ، بداند یا نداند، اراده بکند یا اراده نکند ، تصمیم بگیرد یا نگیرد ، با هرکنش خودش با هر فعل خودش با هر گرایش یا عقب گرد خودش ، خودش را به نمایش مگذارد .
هویت خودش را به نمایش مگذارد ، یعنی نمیتواند جز این طوری باشد واین گونه باشد . این قانون است .
انسان از یک دید گاه خود نمای هست ، تجربه برای ما خیلی از زمینه ها را روشن میکند ، بچه هارا نگاه کنید این ها که ممیز هستند ، از دوساله گی حتی انهای که هوش شان بهتر اند جلو تر از دوسالگی ، یک کاری که میکند با اشتیاق وشور وعلاقه واسرار دوست دارد بزرگتر ها ببینند .
اگروسایل بازی دارد اسباب بازی خودش را یک کاری کرده ، حتی کار دیگر نکرده این ها را مرتب چیده ، به حساب خودش بعد میایه شانه بزرگتر را تکان میدهد ، ببین همچین عمل از من سرزده !
همچین کنش از من بروز کرده ، هم چین چیز خلق کردم ابداع کردم ، آفریده ام ، نهایت حرفش این است که من آفریده ام ، من یک آفریده گار ام ، تو باید باورکنی به چشم یک بچه سه ساله به من نگاه نکنی .
اگر وسایل بازی داره میبینیم این وسایل را طوری ترتیب میکند ، هر چه تیز هوش تر باشه ظریف تر ولطیف تر. بعد با سماجت کوشش میکند بزرگتر ها ببیند و اگر بزرگتر ها تعریفش کردن ، همان گونه که هست او را جمع میکند به یک گوشه میگذارد ، که اگر برای شان مهمان آمد بزرگتر ها نشان بدهند که ببینید این بچه چه افریده است .
در واقع با این آفرینش خودش را به عنوان یک آفریده گار به نمایش میگذاره ، اصل و هدف این هست ، نه چیزی دیگری ، میخواهد خودش را به نمایش بگذاره .
از این دید گاه انسان مشتاق نمایش خویش است ، واگر کمی بالا تر برویم از سنین کودکی ، میبنیم عده ای به هنر ها روی می آورد ، عده ای به بعضی از شاخه های علوم روی می آورند ، وبا ابتکارات که در شاخه های مختلف هنر یا علم انجام میدهند ، باز خود شان را به مایش میگذارند .
اگر هنر است از طریق اثار هنری ، اگر علم است از طریق شاخه های مربوط به آن ، خود شان را به نمایش مگذارند ، وابتکار وجودی خود شان را ، خلاقیت خود شان را به نمایش مگذارند وبعد از این طریق می فهمانند به دیگران که من کی ام ؟
این یک اشتیاق عام هست و عمومی هست ، از دید گاه دیگری که برتر از این دید گاه هست ویا اگر هم خواستیم بگوییم پشت این سکه هست ؛
انسان یک خدا نمای هست ، چون مظهر حضرت حق است ، تلاش میکند ، یا اگر تشبه بیاوریم ( آیینه هست که اگر به آن جایگاه اصلی خودش برسد مثل معصومین حق را به تمام می تاباند و به نمایش مگذارد).
واگر به آن جایگاه اصلی نرسد متناسب با تجلی اسم که بروجودش متجلی شده اسم از اسمی الهی را یا چند اسم را به نمایش مگذارد، این قانون اند .
واین را برای ان عرض کردیم که : فکر نکنیم ماها که ؛ کنش های ما بی خصلت اند بی خاصیت اند ، مهم نیست .
اقا اشتباکردی ! مهم نیست انسان جایزالخطا است .
خوب همانطوری که انسان جایزالخطا اند ، جایزالسیه هست ، جایزالحسنه هم هست ، چرا کار های خوب ما کم تر اند ؟
چرا وقت که دیگری خطا میکند بر او سخت میگیریم ؟ ولو فرزند ما باشد ، همسر ما باشد .
انسان که به کنش خود اهمیت نمیدهد ( خوب دقت کنید ) به هویت خودش ستم میکند، حال این هویت چه میخواهد باشد ، عرض کردیم اگر به مراتب بالای از هستی وهویت دست یافته باشد ، فبها !
واگر نه این طرف قضیه باشد ، باز به خودش برمیگردد ، علتش چیه ؟ ویا پیامدش چیه ؟
به میزان که این عمل به جمال نزدیک باشه ، زنده گی دنیا زنده گی برزخ و زنده گی اخرتش جمیل اند وزیبا ، از همه دغدغه ها ، ناراحتی ها ، ترس ها ، رنج ها ، مصیبت ها، مصیبت های اصلی ، ما وشما گاهی میگیم کجا رفته بودی ، رفته بودیم به تکیه ، یا به روضه ، برای چه ؟
برای اینکه در مصیبت امام حسین گریه بکنیم ، میدانیم کسیکه این حرف را گفته چه گفته ؟
هرکس میداند صلوات بفرسته …
مثل که خوب نمیداند یک کمی همی طور ضعیف بود …

مردنی میداند بی رمق ،
مراد این نیست که امام حسین بد دیده است ، امام حسین بد دیده ؟
پس چرا به مصیبتش گریه میکنیم ؟
ای را بپرسید از این مداحا بپرسید ، از روحانیون بپرسید ،
بگوید انسان که به خدا نزدیک باشد ایا مصیبت میبیند ؟
اگر گفتند بلی ! بگویید خوب امام حسین علی فاطمه این ها به خدا نزدیک بودند یانبودند ؟
اگر بودند این ها چیه (مصیبت ) مگر خدا خودش وعده نداده کسانیکه به من نزدیک باشند در امن هستند ؟ در این باره چند تا آیه ردیف کنم برای شما ؟
در امن در امنیت کامل هستند ، هر بلای برسر انسان میایه از اثر دوری از حق است ، نه از نزدیکی ، به هر حال : این را بپرسید .
که ما نمانیم ازحرف های خودمان ،. به میزان که انسان به حق نزدیک بشود وکنشش ؛ ( این های که گفتم در سفرش های حضرت پیامبر اکرم هست تخلق باخلاق الله بعد اگر نمتوانید. تخلق باخلاق الله نمیتوانید میگید ما نه نمیتوانیم زورما نمیکشد خوب تخلق باخلاق ربانیین آنهای که ربانی شدند آنهای که به درجات والای از کنش دست یافته اند خلق انها را پیدا کنید منش وروش انها را پیدا کنید ، برای چیه ؟ برای که آزاد بشویم )
به هر حال : انسان از دیدگاهی یک خود نمای هست و از دید گاه دیگر یک خدا نمای است که اسمی الهی را متناسب با سعه وجودی خودش به نمایش مگذاره .
عالی ترین مرتبه خود نمایی ویا ابتکار (خوب دقت کنید ) ابداع هویت ربانی یا اولوهی هست .
هویت خودش را در کنش طوری نشان بدهد که هر کس او را میبیند غبطه بخورد . حسرت بخورد کاش من هم میتوانیستم چنین بیندیشم ،!!!
و می توانیستم چنین کنش های داشته باشم چنین موضع گیری های داشته باشم چنین جهت گیری های داشته باشم .
در زیارت امین الله میخوانیم ، بعد از دعا بعد از قیسمت اول اللهم ان قلوب المخبتین الیک واله . تخلق باخلاق الله باشه این طوری میشه ، تازه( مخبتین ) که این ها کسان هستند که از نظر تکامل ورشد به جاهای بسیار والا رسیده ، به درجات رسیدن که این مقام مخبتین پیداکردند، قلوب این ها واله اند ، ای واقعیت اند ، اگر شخص از نظر ارایه شخصیت واز طریق کنش های اختیاری خودش وشتیاقی خودش بتواند هویت ربانی خود را به نمایش بگذاره، و مبتکرانه این را ارایه بکنه، دل های اهل ایمان واهل اخبات مشتاق شان هستند ،هرکس او را میبیند خوشش میایه ،چون اوصاف اللهی در او میبینه.
میشه مجلای صفات حضرت حق ، ومظهر صفات حضرت دوست .
وپست ترین مرحله اهتقار هم : به خود خیانت کردن است ، برسرخویش کلاه نهادن است ،برریش خویش خندیدن است ، هویت خویش را به بازی گرفتن است ، پای عمل است پای کنش است .
چگونه ؟ همین حرف که پیامبر اکرم می فرماید ! اللهم طهیر قلبی من النفاق . بخش اول را هم دو باره تکرارش میکنم اللهم طهیر عملی من الریا .
پرور دگارا عمل مرا کنش مرا از ریا تطهیر فرما ، چرا ؟
در این جا اگر ریا وارد زنده گانی عملی شخص شد ، شخصیتش به بازی گرفته میشه ، شخص در واقع به خودش خیانت میکنه .
خوب دقت کنید ؛ چون می فهمید ریا یعنی چه ؟ فقط مواردش را بنده ذکر میکنم : ریا کار انسان حقیر فقیر هست که تلاش میکند از خود ، از آنچه ندارد ، غنی نمایی کند .
مثلا اهل طهارت فکری نیست؛ در یک جلسه نشسته میبیند چند تا از آدم های ریش دار مثل بنده نشسته اند ؛ میگه اقایون میدانید ! آدم نباید سؤ ظن به کسی داشته باشه ! بخصوص به مؤمنین .
در همین حال میبنیم یک اقای باند شده نماز بخواند ، ایشان هم نماز نخوانده ، میگویم بیاید پشت سر این نماز بخوانیم ! میگوید نه …این جا جناب استاد ایشاره دارند که بنده در تصویر اوردم واین «نه « را خودم نویشتم که دلالت به ایشاره استاد دارد .

چه کار شد ؟ تو که سؤ ظن نداشتی وحسن ظن را تایید می کردی و توصیه می کردی ، این جا چه کار شد ؟
حقیر است که آنچه را ندارد به زور میخواهد برای مردم ریاکارانه به نمایش بگذارد .
ریا کار انسان ذلیلی هست ، عزت نمای . ذلیل نفس خودش هست ، ذلیل هواهای نفسانی خودش هست ، برده ای تایید دیگران هست ، دستش هم چون گدا های سمیچ دراز است ، اقا … اقا صوراب مراتایید کنید ! بگویید اقای خوبی هستی تو .
دایی جان مرا تایید کنید ! بگو اقای خوبی هستی تو .
چیه ؟ گدا !
انسان ریا کار جز گدایی چه کارمیکند ؟
جز تایید چه میخواهد ؟
انسان که تا این حد ذلیل هست میتواند عزیز باشه ؟
در بغداد یکی از خلفای عباسی ؛ بیرون شده بود ونوکران و کاسه لیسانش هم با درود وسور نا جلو داری میکردند ، طبل می زدند وشادی میکردند ، مثلا به سر یک چار راه رسید ؛ دید یک مرد نشسته سر به سینه چسپانده است ، چشم ها بسته در مرا قبه به سر می برد ، از اطرافیان پرسید این کیست که به حضرت ما احترام نمیگذارد ؟
یکی گفت این طاوس یمانیست مردیست زاهد واز دنیا بریده و به اهل دنیا هم رغبت نشان نمیدهد ، گفت ببینم که چه کسی است ؟ چه مقدار زاهد است ؟
اسپ را دور دادن آمد جلو اش ، دید همین جور که نشسته است بی خیال ،

مجبور شد این شاه که اسم امیرالمومنین را دزدی کرده بود
جلو آمد گفت: سلام بر طاوس ! طاوس همین جور که سرش
پایین بود بالا نکرد گفت : سلام بر امیر !
نگفت امیرالمومنین ها!!!
گفت : به حضرت ما احترام نگذاردی وبلند نشدی مگر مرا
نمی شناسی ؟
گفت : چرا می شناسم .
گفت : من کیستم ؟
گفت : نمی گویم .
گفت : چرا نمیگویی ؟
گفت : می ترسم ازجان خویش می ترسم ،
اعلام کرد که در امان است ، خلق الله بدانید که طاوس در امان
است .
الان بگو که من کیستم ؟
گفت : تو سگی سگ من هستی !!!
گفت : برهانش را بگوی .
گفت : نفس سگ من است و تو سگ نفس هستی ! هرچه نفس تو میگوید اجرا میکنی.
ریا کارکیست؟
حالا فهمیدید که پیامبر چرا دست ها را بلند کرده وبه ما تعلیم داده ای امت من !:
اگرنمیخواهید سگی سگی طاوس باشید ،از ریا بپرهیزید .
خیلی خطرناکست ریا کاری ولذا در روایات داریم ،یکی ازروایات بسیار مشهور هست:
{کل ریاء شرک.}
انسانی ریا کار مشرک هست.خوب دوتا ازنکته هارا گفتیم ،انسانی ریا کار حقیریست غنا نمای،ریا کار ذلیلیست عزیز نمای وعزت نمای،ریا کار خبیثیت،نجیسیت طهارت نمای.
باطنش نجاست است ولی کوشش میکند این نجاست راپرده بپوشه وخودشرا به عنوان
یک انسان تطهیرشده که هم ذهنش تطهیر شده هم خیالش تطهیرشده هم قلبش تطهیرشده هم
فکرش تطهیر شده هم کنش هایش تطهیرشده به نمایش بگذاره.
جالب این هست ،خوب دقت کنند دوستا! که اهل ریا در آخریا در اواسط، بخواهند یا نخواهند،همه عالم دست به دست هم بدهد رسوا میشود.
شما در تاریخ بشریت یک ریا کاری را که رسوا نشده باشد ،به بنده نشان بدهید،یک جایزه پنج میلیون تومانی هم بنده تحویل میکنم.
هر کس به اندازه جیبش ،حاجی بیشتر داری پانزده میلیون دیگر هم رویش میگذاره ،میشود
بیست میلیون.
یک نفر را در طول تاریخ ،اززمان نوح پیغمبر بیگیرید بیارید تا حا لا ،بالاخره افشا میشود.
چون نجاست وخباست نمیتواند دایمی باشد ، تداوم داشته باشد ، بالاخره گندش به هوا بالا میشه .
ریا کار انسان زشتیست زیبا نمای واز همه مهمتر در آخرریا کار انسان خدا گریز مشرک است که خودش را به اصطلاح در صف موحدین وخدا گرای ها به نمایش میگذاره و کاری
میکنه که کالا سری دیگران بگذاره ،در حالی که خودش به دست خودش به خود خیانت میکنه. انسان ریا کار،نفس گرایش های انسان ریا کار ازنظر ایمانی اثبات میکنه که :
به خدا اعتقاد ندارد.
عده ای هستند که به خدا اعتقاد دارند.وقتی به خدا اعتقاد داشت، به بینایی خدا اعتقاد داره که
میداند خدا بینا است ،هم ظاهررا میبیند هم باطن را.
یکی از عرفا حرف خوبی میزند،خوبدقت کنید یک صلوات بگویید، بحث سنگینه.اللهم صل علی محمد و آل محمد.
میگوید اگریک انسان ریا کار بداند که چه میکند ،مینشیند بر خویش گریه میکند.چرا؟
چون وقتی مخلوق را میبیند زیبایی ها را ارایه میکند،آن چیزی را که ندارد و زشتیهایش رانگه میداره که ببرد به خدا هدیه کند .
چنین خدایی که نه دید بینایی دارد، نه بیداری دارد، نه عدالت دارد، نه میزان برای دریافت جنس تقلبی از جنس واقعی دارد، این چگونه خدایی هست ؟
این بابا خربوزه میفروشه هندوانه میفروشه، میزان برای شناختن هندوانه سالم ازنا سالم ورسیده ازنا رسیده دارد . داره یا نداره؟
شما کسی که هندوانه شناس هست ،یک هندوانه هراندازه میخواهید باشد ، بدهید دستش،
بدون اینکه داخلش را بیبینه با دو تا انگشت زدن میفهمه، میگه نه این هنوز خوب نرسیده.
ولی آیا تو، به خدا میگی من اعتماد دارم ، این چه جور خدایی هست که یک میزان برای شناختن جناب عالی وفعل تو وکنش تو ندارد.؟
کسی که به خدا اعتماد داشته باشد و اعتقاد داشته باشه ، که بلی این خدا حد اقل به اندازه یک هندوانه فروش شعور دارد ، و آگاهی دارد ، و بینایی دارد ، و میتواند از ظاهر به باطن و از باطن به ظاهر راه بزند وحقایق را درک بکند،. چطوره ؟
ریا کاربه حق اعتماد ندارد و به خدا اعتقاد ندارد ، به بینایی خدا اعتقاد ندارد ، به شنوایی خدا اعتقاد ندارد ، و از همه مهمتر به عدالت خداوند اعتماد ندارد .
عدالت حق به گونه یی است که : هر چیز را سر جای خودش میگذارد.
اقای تابش ! از جنس چه چیز تحویل مومنین دادی ؟
از جنس ریا ! خوب دستور میدهد به فرشته گان که این جنس را منتقل میکند به عالم برزخ، به خانه برزخی بنده . میگه این ازجنس ریا تحویل داده ، ببرید به همان اطاق که ریا ها را جمع کردید .
از چه جنس تحویل دادی ؟ از جنس چاپلوسی ! ببرید همانجا .
از جنس تایید خواهی گدا صفتی ! ببرید به امبار گدا صفتان .
خوب عدل که همان است دیگه ، تعریف عدل این است که : عدل یعنی گذاشتن هرچیزی درجای خودش وکردن هر کاری در موقع خودش .
ای جوان ها این طوری فکر نکند خیلی خوب ! چرا ریا کار به مجرد که ریا میکند یا دروغ گوی به مجرد که دروغ میگوید ، مجازات نمیشه ؟
امروز اقای تابش دروغ گفته ، مجازات نمیشه ! پنج سال گذشته مجازات نشده ، ده سال است ریا کاری میکند مجازات نشده ، بلی . عدل یعنی :
گذاشتن هر چیزی در جای خودش و کردن کاری در زمان خودش . زمانش که برسد اقای تابش رسوا میشه ، یک چشم های الکترونیکی درست کردند ، الان مثلا به بعضی کار خانه ها است ، بعضی از شرکت ها است ، بعضی ادارات رسمی است ، این دولت های پیشرفته دستگاه های دارند کنترول میکند ، دیگه روی سری افراد کنترول چی نیست ، دستگاه را روشن میکند داخل تلویزیون میبیند چه کسی کجا رفت ؟ چه کار کرد ؟
ای را تازه بنده گان خدا درست کردن ، خدا بلد نیست اجناس که ما تحویل جامعه میدهیم مردم میدهیم ، دسته بندی بکند (ضبط بکند) معنی ندارد .
چی چیز این را نشان میدهد ؟ نفس گرایشی انسان ریا کار اثبات کننده این نکته هست که: به خدا به بینایی خدا به شنوایی خدا به عدالت خدا با ور ندارد ، و مهمتر از آن باور ندارد که عزت وغنی فقط از او به دیگران میرسد .
امام حسین ویارانش که کشته شدند ، همه بچه های حضرت امیر ، بچه های حضرت زینب وهمه دیگر کسانیکه در کربلا کشته شدند ، چند نفر بودند ؟
کی خبر دارد ؟ همه خبر داریم ، تمام شهدای کربلا چند نفر بودند ؟ ۷۲ هفتاو دو نفر .
تنها سپاه حر چند نفر بودند ؟ به یک تعبیر چهار هزار نفر اند البته چهار نیست ، هزار نفر اند . که بعد وقتیکه سپاه ابن سعد میایه ، چهار هزار نفر از سپاه ابن سعد به سپاه حر اضافه میشود ، خوب حالا ما کار ندریم ، دشمن را نگاه کنید چندین ده هزار نفر.
امام حسین را نگاه کنید با بچه های بچه شش ماهه اش که علی اصغر باشه کشته شدند ۷۲ نفر اند ، آنها چه بردند ؟ این ها چه بردند ؟
عزت از کجا میرسه ؟ از اینکه عده زیادی انسان را تایید کند ؟
از برای خدا نخواسته باشید خدا شما را تایید کند ، از این که پشت سر افراد تعداد زیاد تری باشند ؟ نه این کار ها نیست .
عزت وغنی فقط از او به خلق میرسد ولا غیر .
وریا کار عزت وغنی را از دیگران مطالبه میکند .

اقا من آنم که رستم بود پهلوان ،
خوب به تو چه ؟ تو که کاری خوبی نمیکنی ، تو که انسان شریفی نیستی ، انسان عزیزی نیستی ، انسان پاک نیستی ، با تایید دیگران، با عدل الهی چه کار میخواهی بکنی ؟
به غنی برسی ؟ نمیشه .
کسانیکه به سن وسال بنده هستند ، البته خوب ؛ بنده قبل از اینکه شاه در ایران سر نگون بشه ، به دلایل مجبور شدم این جا باشم ، خوب : اوایل انقلاب را هم بودم ، اواسط انقلاب را هم بودم ، آیا با آن همه سرمایه گذاری که برای این انقلاب شده ، این شرایط فعلی قابل تایید است ؟
باید ای انقلاب به این جا میکشید ؟
باید بازاری جمهوری اسلامی این میبود ؟
باید مدرسه ها این میبود ؟
باید دانشگاه ها این باشه ؟
حتی حوزه های علمیه ؟ خوب طلبه های زیادی شاگرد بنده بودند و هستند ، حوزه های علمیه با این ریخت باید باشه ؟ با این بی مایه گی، آن هم دقیقا بعد سی سال ۵۷-۸۷ .
چند تا شخصیت درجه پنج درین سی سال به جامعه ارایه شده ؟ نه درجه یک ، نه جواد آملی ، که این ساخته دیگران بوده ، چند تا ؟
علتش چیه ؟ علتش این است ما نسبت به مسایل اصلی وکلیدی و مهم و ریشه دار و ریشه یی وتعیین کننده تا حدودی بی بخار هستیم ،.
که یکی از آنها همین مساله ریا هست ، به هر حال : (دو دقیقه دیگر اقای یعقوبی به بنده وقت بدهد ). شما هم صلوات بگید …
آنچه را ندارد انسان ریا کار ، ریا کارانه به مردم جلوه میدهد ، ظاهرکنش ها و رفتار وگفتار را به مردم ارایه میکند ، زشتی ها نگهمیدارد که ببرد ، به جلو خدا بگذارد .
از مردم تایید می طلبد ، معلوم نیست برای چه ؟ ریا کار یکی از اهداف مهمش که واقعا مشتاقش هست ، تایید طلبیدن از مردم است ، از مردم میخواهد که او را تایید کنند ، تا به چه دست پیدا کند ؟ به چه برسد ؟ وبا این کار- خیلی مهم است -با این روی کرد به مردم و پشت کردن به حق :
از خدا می برد ، از پاکی می برد ، از راستی می برد ، از طهارت می برد ، از درستی می برد ، از عدالت می برد ، تا به چه برسد ؟
بنده نمیدانم .
انسان که دلش به خودش میسوزد ؛ بخصوص ما مسلمان ها ، به خصوص ما شیعه ها ، ما برای بشریت و تاریخ بشریت لابراتوار داریم ، لابراتوار که در آن اعمال و باطن اعمال را تحلیل وتجزیه میکند ، وحقایق باطنی اعمال را به نمایش میگذارند .
برای ما شرم آور است که ریا کار باشیم یا منافق ، برای چه ؟ برای اینکه من هم سوال میکنم که ما چه نداریم ؟
ما به امام حسین نمی نازیم . یک عرب بادیه نشین، بیسواد ، میایه به مدینه ، راه پیامبر کنش پیامبر را انتخاب میکند اسمش را همه میداند ابوذر از قبیله بنی غفار بعد کارش به جای میرسید که:- این اقای که خط نوشتن وخط خواندن نمی داند ، ولی در کنش جای پای امیرالمومنین وپیامبر حسنین وخوبان عالم میگذارد ، -کارش به جای میرسد که بهش میگوید یا ابوذر انت منا اهل البیت .
یادی بکنیم از مولایش ، از اقایش و از سرورش اقا امام حسن مجتبی روزی به ابوذر گفتند یا ابوذر چگونه یی ؟ حالت چطوره ؟
گفت ؛ الحمدالله خوبم .
پرسیدن چگونه خوبی ؟
گفت ؛ کارم به جای رسیده است از برکت وجود خاندان شما که : فقر را از غنی بیشتر دوست دارم ، خلوت را از جلوت بیشتر می پسندم ، مریضی را ودرد را از تن درستی بیشتر دوست دارم واستقبال میکنم .
پرور دگارا تو را به جان امام مجتبی جانهای مارا با نو ای معارف روشن و منور بگردان …
وسلام علیکم وعلینا وعلی عبادالله الصالحین … برخاتم االنبیا محمد صلوات …

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.