سخن مدیر:

تقویت آرمانگرائی

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

 تا آنجا که کاوشهای تجربی ـ عقلانی نشان میدهند، این نکته نزد صاحبان دانش مسجل شده است که: فرزند آدمی چه بداند چه نداند، نگرشها و کنشهای وی مسبوقِ به هدف می باشند. منتها گاهی به حضور و حاکمیت هدف و آرمان بر نگرش ها و کنشهای خود آگاهی و اشرافِ روشن داشته و حضورشان را در می یابد و زمانی از این مرتبۀ از آگاهی و اشراف ـ به دلایلی که جای ذکرشان نمی باشد محروم می باشد.
آنچه در این رابطۀ ویژه به شدت قابل تأمل می نماید اینست که آرمانهای انسان همیشه و در همۀ مراحل تکاملی او یگانه نبوده، به تناسب رشد ـ اعم از جسمانی و روحانی ـ متفاوت بوده، گاه آرمانهای حسی و غریزه محور را مورد توجه و تعقیب قرار میدهد؛ زمانی هدفهای خردمحور را مورد توجه خویش قرار میدهد و در برخی از موارد هم آرمانهای ربانی و خدای محور را.
از سوئی افزایش تنشهای استعلائی و مجهز شدن به امکانات و ظرفیت های بالیدۀ از آنها، هم زمینۀ تجربه در ابعاد و لایه های مختلف وجود را آماده میدارند و هم زمینه بهره وری از آثار و پی آمدهای مطلوب آنها را، هم آشنائی فرزند آدمی از آرمانهای والاتر، رشد دهنده تر، مثمرتر، لطیف تر، ماندگارتر و… بیشتر می گردد و هم زمینۀ گزینش آرمانهای عالی تر و خدائی آسانتر و آماده تر.
در همینجا، لازم پنداشته می شود تا این نکته را تذکر دهیم که: نفسِ افزایش تنشها، بویژه آنگاه که سیر صعودی و عروجی داشته و به نفع تنشهای ناب الهی رقم خورند، از یکسو؛ انس و آشنائی بهتر و بیشتر انسان با آرمانهای شریف تر و عزیزتر از دیگر سوی، باعث تواند شد تا گاهی با لذائذ و آرامش های ملایم و همسوی با غریزه و بعدِ حیوانی انسان، تصادم پیدا کرده و شخص را بر آن میدارد تا از برخی هدفها و آرمانهائی که به تحقق زمینه های اختصاصاً بهیمی ـ  وهمی می انجامد دیده بر بندد.
عبارتِ اخرای این معنا، این تواند بود که: گزینش و رویکرد به آرمانهای والا همه جا و همیشه با حضور لذتها و آرامش های سطحی و غریزه محور و… تلازم نداشته، بلکه در مواردی ویژه نافی آنها نیز تواند بود! و این، منفعتِ مشعشع و هوشربائی تواند بود برای آرمانگرائی که سطح آرمانهایش را تا حدِ خدا محوری ارتقا بخشیده است.
به هر حال، تربیت معنیدار، متوجه شناسانیدن، تقویت کردن، شکوفا ساختن و مأنوس گردانیدن متربی با آرمانهائی است که هر چند در تصور اولیه برای محرومانِ از این تربیت و دور افتادگان از تنشهای استعلائی و ارزشهای خدامحور دست نیافتنی جلوه گر می شوند، اما واقع امر آنست که همین آرمانها، آنگاه که به حوزۀ تجربه های صمیمی و جدی و ارزش محور کشیده شده اند، به همان میزانی که از اهمیت، تلاش، تدبیر، صبوری و استقامت و نیز توجه دقیق به موقعیت شناسی، ابزار شناسی و روش شناسی و… برایشان هزینه شده است، ثمر بخشیده و شکوفا گردیده اند. و این واقعیتی است که حتی محروم شدگان از تربیت معنیدار، آنگاه که از موضع خردمندانه و واقع بینانه با قضیه برخورد میدارند، آنرا پذیرائی نموده و به هستی محوری، ارزش محوری، دفاع پذیری و شکوفاگری این آرمانها اعتراف می نمایند.
البته باید ـ به طور واقع بینانه، منصفانه و خردمدارانه ـ این دقیقه را نیز باید پذیرائی نمود که وقتی پای عالیترین آرمانهای ربانی و عالیترین مراتب وجودی آنها در میان باشد، اولاً، به دلیل پایان ناپیدا بودنِ مرز کمال وجودی آنها و ثانیاً، به علت عدم ظرفیت و محدود بودن جنبۀ امکانی فرزند آدمی و… شاید از نظری برای همگان، بطور کامل و همه جانبه ـ چنانکه حقِ حق آن می باشد ـ تحقق پیدا ننمایند! و این خود، هم نمایانگر دقت نظر آرمانگرا، هم اثبات کنندۀ اخذ موضع سالم و صواب و بالندۀ او، هم رسانندۀ عظمت و عزتِ وجودی آرمان و هم در کلیت خویش، به نفع نفسِ همین موضعگیری و شکوفائی هوشربای آثار و برکات پایان ناپیدای آنست. زیرا که در پیجوئی رفتار اختیار کنندگان این نگرش و گرایش اثبات گردیده است که: این نحوۀ برخورد توانائی، زیبائی، ارزش و جاذبه را داشته و دارد تا انسان آرمانگرای را از نلغزیدن به دام تنشهای بهیمی، لذتهای اغفال کننده، آرامشهای تحقیرآمیز، ارزش نماهای پوسیده باطن و… فرا کشیده و نجات داده؛ به انگیزه های او شادابی بخشیده، تنشهایش را رنگین، موزون و نمکین ساخته، تجربه هایش را از گزند تکراری شدن مصون داشته، تلاشهایش را قوت و سرعت بخشیده و در یک کلام، وی بطور دائمی، از ماندن در وضعیت و موقعیت قبلی و رتبۀ وجودی پیشین هراسان گردانیده و به سوی کمالی ـ ظاهراً دست نیافتنی ـ براند.
این ویژگی (تقویت آرمانگرائی) باعث تواند شد تا فرد قرار گرفته در حوزۀ احکام و آثار این تربیت بطور دائمی، هم از برکات وجودی و فیوضات انگیزه های عالی برخوردار بوده و هیچگاه در موضعی محروم از تنشها و انگیزه هائی ربانی، قدسی و استعلائی قرار نداشته باشد و هم از ثمره های نشاطبار و شورآفرین آن موارد دور نیفتاده و بطور دائم با تجربه هائی تازه، پیامهای بکر و بدیع و پرجاذبه و ریتمیک رو به رو بوده و رشد دائمی و لذتبار خود را مشاهده و تجربه نماید.
و این، پی آمدی نمی باشد که بتوان به سادگی ارزشهای متنوع آنرا در رابطه با لایه های متنوع وجود ـ اعم از طبع و عقل و قلب و روح و… معین نموده و یا به سادگی از آنها چشم پوشید.
حضور و تعقیب هدفهای عقلانی ـ ربانی برای کسانیکه در سایه سار تربیت معنیدار قرار گرفته اند، ثمرات دیگری را نیز هبه میدارد و آن اینکه: اولاً، نیروهای وی را از مصرف شدن، حبط شدن و ابطال شدن در زمینۀ آرمان نماهای مقطعی، حسرتبار، اشباع نسازنده، فرعی و دست چندم، وهم بنیان، خردگریزانه و… نجات بخشیده و از لغزیدنِ آنان به مغاک تجربه های منفی، پشیمانی آور و شرمبار و… باز میدارد. زیرا در صورتیکه هدف فرد از نظر رتبۀ وجودی همسنگ و همطراز توانمندیها، استعدادها و امکانات متعالی وجود او نباشد، فشار نیروهای فورانی و هدایت ناشدۀ فرد، فرارگاه و گریزگاههای دیگری را مورد توجه و تجربه قرار خواهد داد. و این باعث آن خواهد شد تا فرد ـ به دلیل داشتن آرمان ربانی و… ـ از دامچه ئی به دامی و از چاله ئی به چاهی و از محبسی به مزبلی سقوط نماید! و ثانیاً، هم توانمندیهای فرد را در زمینۀ واحد و یکپارچه و در جهت تحقق یکپارچگی هویت ـ که همان هویت الهی اوست ـ پویا و شکوفا ساخته و بر مبنای طبیعت ذاتی خود بر مبنای اینکه هدفهای عقلانی ـ ربانی پرورش دهنده و تعالی بخشنده ـ ضمانت تحقق، شکوفائی و تکامل مستمر هویت متربی را به همراه داشته باشد.ر

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.