سخن مدیر:

تمدن امری انسانی است

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

قبل از پرداختن به ریشه ها، مؤلفه ها و سرمایه های تمدنِ واقعاً انسانی متذکر باید شد که از قدیم گفته اند: مبنای تلاشهای ارادی انسان را، یا جلب منفعت تشکیل می دهد و یا دفع مضرت؛ هر چند که ایندو، خود نمودهائی از اصل کمالجوئی او می باشد. از اینرو، می توان پذیرفت که یکی از ریشه ها، اصل کمالجوئی است.
از سوئی انسان به تنهائی از تحقق اهداف معمولی خود ناتوان و از رسیدن به اهداف استعلائی خود محروم خواهد ماند. از اینرو، اولاً جمع و اهدافشان را می پذیرد؛ ثانیاً سنن و قوانین جمعی را به نفع خود و در جهت تحقق اهداف خود می شمارد.
آنچه در روند پذیرش حضور و اهدافِ جمع قابل تأمل می باشد اینست که اولاً، این پذیرش دفعی و فراگیر نمی باشد؛ ثانیا: از نظر تکامل اهداف و ارزشها ـ و در نتیجه: تحقق هویت الهی و تمدن معنیدار انسانی ـ تدریجی است. و دقیقاً پس از تبیین یک سلسله مقوله ها و زمینه ها و تثبیت کارآئی، جاذبه و ارزشِ آنها، قوانین جمعی در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، ارزشی، عاطفی و… مورد تأمل، کنکاش و ـ در مواردی ـ مورد پذیرش قرار گرفته، افراد برای تحقق اهدافِ برتر و ارزشمندتر، بر اهداف معمولی و… دیده بر می بندند. روشن است که هرگاه اهداف معین و از نظر ارزشی مورد تأیید و پذیرش قرار گرفت، این جمع برای تحقق آن ها به یک سلسله ابزار، روشها و جهت گیریهای رفتاری نیازمند خواهند بود که ناچار از رویکرد بدانها و بهره وری از آن ها می باشند.
باید یادآوری نمود که اینگونه از پذیرشِ مسئولیت و این نحوۀ گردن گذاری به برخی از قیدها و اجبارهای ظاهری ـ در واقع و نفس امر ـ هیچ گونه آزادی و اختیاری را از انسان کمال گرای سلب نکرده و هیچ گونه اجبار و قید توجیه نابرداری را بر وی تحمیل ننموده، بلکه انسانِ فرهیختۀ هدفدار دوراندیش عاقبت بین، برای دست یافتن به ارزشهائی والاتر، پهنه مندتر، پاینده تر و معنیدار، خود، از ارزشهای مادون و فرودست آنها ـ چه در ابعاد مادی و چه غیر مادی ـ چشم می پوشد. طبیعی است که این امر لوازم و ایجابهای ویژۀ خود را طلبیده و چون مبنای امر رشد و گسترش آزادی معنیدار و استعلائی است، همۀ ایجابهای آن نیز، در جهتِ گسترش و رشد آزادی و اختیار قرار خواهند داشت و لاغیر.
به هر حال، اگر این اهداف عمیقاً ربانی و کاملاً استعلائی بوده و در موضع و محل خویش، با استفاده از همان ابزارها، روشها و… تحقق پیدا کرده و جمع را از پیامدهای بشکوه خویش بهره مند ساختند، آن جمع، جمعی متمدن بوده و آن جمعیت از این لقب افتخاربار برخوردار تواند بود و در غیر آن هیچ. بر مبنای این بینش، تمدن، اولاً از نیازهای فوری ولی معنیدار هر جمع، و ثانیاً از مشخصه های بارز هر جامعۀ رشیدِ کمال محور انسانی می باشد. زیرا این تنها انسان نیست که از زندگانی جمعی و گروهی برخوردار می باشد؛ چه تا آنجا که کاوشهای عالمان زیست شناس به اثبات رسانیده، کتله های متنوعی از حیوانات نیز از زندگانی جمعی ـ ولی مبتنی بر سنن غریزی ـ برخوردار می باشند. بر مبنای واقعیت هائی از این دست باید متیقن شد که: یگانه عامل انفصال و ممتاز سازندۀ جامعۀ بشری از جمع های حیوانی و حیوانات جمع زی، مشخصۀ آگاهیِ برهانمندانۀ ارزش باورانۀ خدامحورانۀ آن می باشد و بس.
از منظری دیگر: بر مبنای یک تقسیم بندی کلی می توان پذیرفت که انسان، ناچار از اختیار یکی از دو گونۀ زندگانی می باشد:
الف ـ زندگانی بدوی؛
باء ـ زندگانی مدنی؛

     هر کدام از اینگونه ها منطق، نظام، احکام، روابط و مناسبات ویژۀ خود را داشته و به همان وسیله از دیگری ممتاز می شوند. ما بدون اینکه بخواهیم زندگانی بدوی را ـ از هر نظر ممکن ـ توهین و تحقیر نمائیم، متذکر می شویم که: انسان با رویکرد به زندگانی مدنی ـ به تدریج ـ از چیزهایی فاصله می گیرد و می گریزد و به چیزهائی روی می آورد؛ بطور مثال:
* از نظم سادۀ محدود بدوی فاصله می گیرد و به نظم پیچیدۀ مدنی روی می نماید.
* از برخی آداب و سنن بدوی فاصله می گیرد و به برخی آداب و سنن مدنی می گراید.
* از پاره ئی اهداف و آرمانهای بدوی روی می تابد و به پاره ئی اهداف و آرمانهای مدنی روی می آورد.
* از دسته ای از تعهدات و التزامات بدوی می گریزد و به دسته ئی از تعهدها و التزام های مدنی روی می آورد.
* بر گونه ئی از اختیارها و آزادی های بدوی چشم فرو می بندد و از گونه ئی اختیارها و آزادی های مدنی استقبال می نماید.
* از رنجها، دلهره ها و احساسهای ویژۀ بدوی فاصله می گیرد و به دردها، اضطرابها و احساسهای ویژۀ مدنی نزدیک می شود.
* از برخی شور و نشاطها و یا سوز و گدازهای بدوی دور می افتد و به پاره ئی از شور و نشاطها و سوز و گدازهای مدنی نزدیکی حاصل می کند.
* از نظام سادۀ اقتصادی، اجتماعی و… بدوی فاصله پیدا کرده و به نظام پیچیدۀ مدنی روی می نماید.
* از ارزشها و نظام ارزشیِ بدوی فاصله پیدا می کند و به ارزشها و نظام ارزشیِ مدنی تقرب حاصل می نماید.
* از حوزۀ دانش و مسایل و مباحث علوم بدوی دور می افتد و به حوزۀ دانشِ فراگیر و پیچیدۀ مدنی نزدیک می شود.
* از باورهای خام، تک سویه و بی ارج عقیدتی فرار می کند و به باورهای پخته، چند بعدی و ارجبار عقیدتی مشتاق می شود.
* از احساسهای تند و تیز، بی ریشه و بی معنای غریزی دوری می جوید و به دریافت های ناب عقلانی، مکاشفات قلبی و مشاهدات روحی انس می یابد.
* از خودِ طبیعی و غریزی و حوزۀ حاکمیت وهم مدار این خود رهائی حاصل می کند و به خودی الهی و روحانی و حوزۀ حاکمیت خدا مدار آن دست پیدا می کند. و غیره.

     حال، یا این گرایشها ـ و حداقل قسمتی از این تلاشها ـ بر مبنای دریافتهای غریزی و لذتهای زیست شناختی، و بر مبنای سائق های کاملاً حیوانی است؛ یا بر مبنای دریافتهای عقلانی و در جهتِ درک و دریافت عقلانی هستی؛ و یا بر مبنای درک ایمانی ـ اشراقی و در جهتِ شکوفائی ارزشهای پاگرفته از حوزه های مربوط به آن ها.
به عبارتی دیگر: یا جوهر و حقیقت این گریز و گرایش ها ذاتاً و حقیقتاً معنیدار ( ارزشمند، خردمدار، اختیاری، هدفمندانه و به عبارتی کاملاً رسا و رساننده ) انسانی و متعلق به « هویت الهی » و ابعاد و مؤلفه های هویت اوست؛ و یا نه بی معنا ( ارزش ستیز، برهان گریز، اجباری، ناآگاهانه، بدون هدف و به عبارتی ) حیوانی است. انتخاب و تعیین تلاش و فرایند آن با خوانندۀ مدقق است.
به هر حال، اگر این گرایش معنیدار و انسانی باشد و نه حیوانی، باید بر مبنای طبیعت ذاتیِ خود ـ که انفکاک را بر نمی تابد ـ اولاً در جهتِ رشد و شکوفائیِ هویت الهی و نمودها و مؤلفه های متعالیش قرار گیرند و نه در برابرش؛ و ثانیاً به طور دربست و همه جانبه حافظ آرمانهای فرزند آدمی در حوزۀ هویتِ معنیدار انسانی او باشند و نه اینکه حافظ گوشه ئی از ثمرۀ فعالیتهای وجودی آنان.
«‏«‏ هایک » تأکید می ورزد که نوع بشر با پیروی از قواعدی که اغلب در تناقض با خواسته های غرایز است به تمدن دست یافت. این قواعد، اخلاق جدید و متفاوتی را به وجود آورد که « اخلاق طبیعی » یعنی غرایزی را که تضمین کنندۀ یکپارچگی گروههای کوچک است، حذف یا محدود نمود. »([۱])
« تمدن به طور عمده، در سایۀ مطیع نمودن غرایز حیوانی موروثی به عادتهای غیر عقلانی ( فرهنگ و سنتها ) که موجب تشکیل گروههای منظم و با ابعاد تدریجاً فزاینده می شد، ممکن شده است. »([۲])
« امروز در سراسر جهان این تفکر به سرعت رواج یافته که پیشرفت را دیگر نمی توان بر اساس پیشرفت تکنولوژی یا ارتفاع سطح مادی زندگی به تنهایی مورد سنجش قرار داد و اینکه جامعه ای از نظر اخلاقی، زیباشناسی، سیاسی یا محیط زیست دچار انحطاط شده باشد، دیگر یک جامعۀ پیشرفته نیست، هر چند که ثروتمند یا از نظر فنی پیشرفته باشد. به اختصار، اینکه ما به سوی مفهوم جامع تر پیشرفت در حرکتیم. مفهومی که در آن پیشرفت، دیگر دستاوردی که به طور اتوماتیک حاصل شده باشد تلقی نمی گردد و تنها در قالب ضوابط مادی تعریف نشده است. »([۳])
« … « هایک » معتقد است که پیروی صرف از غرایز طبیعی، چه از نوع بد آن مانند سلطه طلبی و خودخواهی و چه از نوع خوب آن مانند نوع دوستی و نیکوکاری([۴]) که خاص گروهها و جوامع کوچک انسانی است مانع پیدایش جوامع گسترده و متمدن می گردد. چنین جوامعی زمانی امکان پذیر می گردند که روابط میان انسانها نه بر اساس صرف غرایز، بلکه مبتنی بر قواعد کلی آموخته شده ـ ناشی از ارزشهای اخلاقی و فرهنگ، باشد. »([۵])
پرفسور « وایتهد » را نیز در این رابطۀ ویژه گفته های تأمل انگیز می باشد که به ذکر خویش می ارزند:
« اخلاق مشتمل بر کنترول فرایندی ست که اهمیت را افزایش دهد. هدف اخلاق عظمت بخشیدن به تجربه در ابعاد متعلق به آن است. درک مفهوم ابعاد تجربه، و اهمیت آن در هر بعد و وحدتِ نهائی اهمیت، پیچیده و سخت است.
اما تنها تا آن حدی که ما بتوانیم اخلاق را به اختصار مطرح کنیم، ما مفهوم اخلاق را درک می کنیم. اخلاق پیوسته هدف اتحاد، هماهنگی، تشدید و زنده بودن است که کمال اهمیت را در هر موقعیت در بر می گیرد. قانونمندیها ما را فراسوی بصیرتهای فوری و مستقیم خودمان می برد. آنها قضاوتهای عادی معتبر در موقعیتهای معمولی در هر دوره را در بر می گیرند. این قانونمندیها مفید و در واقع برای تمدن اموری اساسی هستند. اما ما با مبالغه در جایگاه و منزلت آنها نفوذ آنها را کاهش می دهیم. »([۶])
« … تاریخ متغیر مذهب و اخلاق دلیل عمدۀ گرایش رایج به کنار گذاشتن آنها به خاطر کلیات با ثبات تر علم است. بدبختانه به خاطر این کوشش توأم با رضایت از خود، جهان به عنوان امری بی ارزش تلقی شد، در حالی که تأثیر زیبائی، نظریات اخلاقی و مذهبی غیر قابل اغماض است. آنها نیروهای گسستن و نیرومند ساختن تمدن هستند. آنها انسان را به جلو یا به عقب می رانند. وقتی شدت آنها کم شود یک انحطاط بطئی و مختصر نتیجه می شود. در آن هنگام آرمانهای جدید پیدا می شوند. و در راه خود رفتار اجتماعی را ظاهر می سازند. »([۷])
« … گزینش فرهنگی که طی آن اصول و ارزشهای اخلاقی « برتر » به تدریج به منصۀ ظهور می رسند و بناگزیر مورد تقلید و سرمشق دیگران قرار می گیرند، در حقیقت توضیح دهندۀ شکل گیری جوامع گسترده و متمدن از یک سو، و نابودی گروهها، قبایل و جوامعی که نتوانسته اند به ارزشها و فرهنگ مناسبی برای بقای خود دست یابند، از سوی دیگر است. »([۸])
« وایتهد » پس از تأکید بر فهم ژرف و گسترده دارد که:
« … پرندۀ گوشه گیر و بلبل می توانند صدائی در حدِ اعلای زیبایی به وجود آورند، اما آنها موجودات متمدن نیستند. آنها فاقد اندیشه های کافی در زمینۀ اعمال خود و دنیای پیرامون خود هستند. بدون تردید حیوانات عالی تر برخوردار از اندیشه ها، امیدها و ترسها هستند. اما آنها به خاطر کلیت ناقص کارکردهای ذهنی خود فاقد تمدن اند. عشق آنها، از خودگذشتگی آنها و زیبایی فعالیتهای آنها، بدرستی در مقابل عشق و مهربانی ما را طلب می کنند. تمدن بیشتر از همۀ این چیزهاست؛ در زمینۀ ارزشی اخلاقی، این امر ممکن است کمتر از همۀ این چیزها باشد. موجودات متمدن آنهائی هستند که دنیا را با فهمی گسترده بررسی می کنند. »([۹])
با این مایۀ از باور و بینش، اگر به دنیای امروز غرب و روابط و مناسبات حاکم بر ابعاد مختلف زندگانی مردم آن دیار ـ اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی و… ـ نگاه کنیم، در یک کلیت انکارناپذیر، نه تنها جائی برای گرایشهای عزتبخش اخلاقی و جانبدار از تلاشهای معنیدار هویت پرور و هم جهت با روح الهی فرزند آدمی سراغ داده نمی توانیم بلکه متأسفانه درخواهیم یافت که: تلاشهای انحرافی و علناً فسادبار باعث شده است تا نگرشها و گرایشهای فرد گرفتار، حتی منطق طبیعی ـ غریزی خود را نیز ابطال کرده و به صورتی هراسبار، گرایشهای کاملاً طبیعی و زیستی را نیز مورد هجوم، فساد و تلاشی قرار دهد! هر چند که وقتی این دیدگاه را از زاویه ای دیگر مورد بهره وری قرار داده و به جستجوی افراد بالغ، هدفدار، تعالیجوی و واقعاً متمدن می پردازیم، متوجه حضور فعال افرادی از این دست خواهیم شد که خودِ اینان ادعاهای مغرضانۀ فن سالارانِ خرد ستیز بی ایمان غرب را مبنی بر « داشتن و بهره وری از تمدن را » به باد انتقاد و استهزا می گیرند. جای تأسف بسیار است که: عده ئی از بچه شرقی های خودباختۀ عقده ئی، هشدارها، انذارها، و اعتراف های این بزرگترین دانشمندان دنیای غرب را نشنیده! گوش به حرفها و یاوه های دیکته شده ئی می سپارند که از حلقوم نجس مزدوران و بلندگوهای خودفروخته سرازیر می شوند!

     به هر حال، باورمان بر اینست که آغاز لحظۀ رسیدن به مرز تمدن واقعاً انسانی، همان لحظۀ رسیدن به مرز خودآگاهی، آنهم نسبت به فطرت الهی و ارزشهائی است که در گرو توجه و رویکرد مخلصانه به احکام و مناسبات مربوط به حوزۀ حضور و شکوفائی آن می باشد.
این باور مؤید آنست که تحقق و نیز، حرکت تکاملی تمدن: اولاً در پیوند با رسیدن به همان مرتبۀ از خودآگاهی می باشد؛ و ثانیاً در گرو رشد، تخلیص و شکوفا سازی تلاشهای استعلائی و ارزش محور. تلاشهائی که مؤید رسیدن و برخوردار شدن از تحولات عمیق باطنی و جهت گیریهای معنادارِ توحیدی بوده، و در مراتب رشد خویش، هویت الهی و آزاد انسانی ـ از قید غرایز، لذتهای بهیمی و دست ساخته ها او ـ را در جلوه ها و ابعاد متنوع به نمایش می گذارند.
در این رابطۀ ویژه ( تحقق بخشیدن و به نمایش نهادنِ تمدن معنادار انسانی ) آنچه به شدت برای ملتهای اسلامی قابل توجه و مایۀ امید می باشد این است که: سرمایه های مادی ( اعم از نفت و گاز و زمینهای حاصل خیز و نیروی فراوان انسانی و قناعتِ سنتی و… ـ و معنوی، اعم از حضور نورانی و نورانیت بخش قرآن و روایات، احکام عزت آفرین و دساتیر شرافت بار و آرامش بخش شرعی، رهنمودهای بسیار دلپذیر، نوازشگر و امیدجوش بزرگان اخلاق و عرفان و… در جهان اسلام حاضر و فراوان بوده، فقط نیازمند یک بیداری و فراآگاهیِ جمعی و جهت گیری فعال و خدای محورانه می باشند و بس. باورمان بر اینست که پویائی و شکوفائی دوامدارِ ایندو، نه تنها ضامن آزادی فرزندان اینان از زنجیر باورهای اسارتبارِ وارداتی و گرایشهای فلج کنندۀ فسادبار استعماری خواهد شد که عهده دار تحققِ کرامت، شرافت، عزت و آرامش معنیدار وجودی، و شکوفائی تمدنی خواهد شدکه جلوه های برکتبارِ الهی آن، عقل و قلب انسان سودمحور سرگردانِ مضطرب بی پناه را مفتون خویش خواهد ساخت.



[۱] ـ اخلاق از دیدگاه هایک، ترجمۀ موسی غنی نژاد، نقد و نظرش ۱۰ و ۱۱ ص ۴۳۴

[۲] ـ همان، ص ۴۲۸

[۳] ـ کتاب « موج سوم » تافلر، به نقل از دین و فرهنگ توسعه، ص ۸۶

[۴] ـ به اعتقاد ما، گرایشهای نوع دومی مبنای دینی ـ ارزشی دارند و نه غریزی.

[۵] ـ اخلاق از دیدگاه هایک، ص ۴۲۷

[۶] ـ شیوه های فکر، وایتهد، ص ۲۰

[۷] ـ همان، ص ۲۶

[۸] ـ اخلاق از دیدگاه هایک، ص ۴۲۷

[۹] ـ شیوه های فکر، ص ۸

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.