سخن مدیر:

الف ـ توبه یا بازگشت بخدا:

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

   بازگشت بخدا که در لسان شرع، از آن به توبه یاد شده است، درست به همانگونه که در قرآن مجید از اهمیت و جایگاه ویژه ئی برخوردار است، از نظر امام سجاد (ع) جایگاه و ارزش کاملاً ویژه ئی دارد. زیرا امام سجاد (ع) به همانگونه که در رابطۀ با وجود مبارک حضرت پیامبر اکرم (ص) خدایرا بسپاسی بیبدیل برخاسته و به ترنمی از ایندست می نشیند که:

     وَاَلْحَمْدُلِلّهِ الِّذی مَنَّ عَلَیْنا. بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّه…
در رابطۀ با توبه نیز، بسپاسی حیرت انگیز پرداخته، ضمن حمد الهی، توبه را نیز لطف، نعمت، فضل، احسان و رحمتی از جانب او معرفی داشته، چنین القاء میفرماید:

    «وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی دَلَّنَا عَلَى التَّوْبَهِ الَّتِی لَمْ نُفِدْهَا إِلّا مِنْ فَضْلِهِ، فَلَوْ لَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ إِلّا بِهَا لَقَدْ حَسُنَ بَلَاؤُهُ عِنْدَنَا، وَ جَلَّ إِحْسَانُهُ إِلَیْنَا وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَیْنَا.
فَمَا هَکَذَا کَانَتْ سُنَّتُهُ فِی التَّوْبَهِ لِمَنْ کَانَ قَبْلَنَا
…».
« … و سپاس خدایرا که ما را به ـ حقیقت ـ توبه و بازگشت ـ از گناه ـ راهنمائی نمود. توبه ای که آنرا نیافته ایم جز به فضل و احسان او، پس اگر از فضل و بخشش او، جز همان ـ نعمت ـ توبه را بشمار نیاوریم، نعمت او در حق ما نیکو و احسانش دربارۀ ما بزرگ و فضلش بر ما عظیم می باشد. زیرا روش او در توبه، برای پیشینیان چنین نبود…».[۱]

     آنچه در این رابطه برای منِ بنده، مایۀ آرامش دل و آسایش روان گردیده اینست که امام سجاد (ع) با ظرافتی توصیف نابردار، رابطۀ توبه و یقظه را، بزیبائی تبیین فرموده و ریزه کاریهای مربوطه را ارائه نموده است که در این مجال، فقط بذکر بیانات حضرتش بسنده نموده، کار تحلیل و تفسیر را بخوانندۀ با ذوق خویش می سپاریم.
امام (ع) در دعای سی و یکم صحیفه که ویژۀ توبه است، پس از توسلی بی همتا[۲] به حضرت حق می فرماید:

     «هَذَا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَیْدِی الذُّنُوبِ، وَ قَادَتْهُ أَزِمَّهُ الْخَطَایَا، وَ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِ الشَّیْطَانُ، فَقَصَّرَ عَمّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِیطاً، وَ تَعَاطَى مَا نَهَیْتَ عَنْهُ تَغْرِیراً.کَالْجَاهِلِ بِقُدْرَتِکَ عَلَیْهِ، أَوْ کَالْمُنْکِرِ فَضْلَ إِحْسَانِکَ إِلَیْهِ حَتّى إِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدَى، وَ تَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحَائِبُ الْعَمَى، أَحْصَى مَا ظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ فَکَّرَ فِیمَا خَالَفَ بِهِ رَبَّهُ، فَرَأَى کَبِیرَ عِصْیَانِهِ کَبِیراً وَ جَلِیلَ مُخَالَفَتِهِ جَلِیلًا.فَأَقْبَلَ نَحْوَکَ مُؤَمِّلًا لَکَ مُسْتَحْیِیاً مِنْکَ».
« … این جایگاه کسیست که:
دست های گناهان او را دست بدست داده اند،
و مهارهای خطاها او را کشیده اند،
و شیطان بر او غلبه و چیرگی نموده، پس از آنچه تو به آن امر نموده ای، از روی تجاوز از حد، کوتاهی کرده، و آنچه نهی کرده ای، از روی غرور و فریفتن، انجام داده.
مانند کسیکه به قدرت و توانائی تو بر خود نادان، یا بسیاری احسان تو را بخود انکار کرده باشد!
تا چون دیدۀ هدایت و رستگاری برای او گشوده،
و ابرهای کوری از پیش او باز شد،
آنچه به آن خود را ستم نموده، شمرده!
و در آنچه به آن پروردگارشرا مخالفت کرده، اندیشیده،
پس گناهِ بزرگش را، بزرگ،
و مخالفت عظیمت را عظیم دیده…
پس در حالیکه بتو امید دارد و از تو شرمنده است بسوی تو رو آورده و…»[۳]
در دعای مبارکۀ سیزدهم صحیفه دارد که:

    ثُمَّ انْتَبَهْتُ بِتَذْکِیرِکَ لِی مِنْ غَفْلَتِی، وَ نَهَضْتُ بِتَوْفِیقِکَ مِنْ زَلَّتِی، وَ رَجَعْتُ وَ نَکَصْتُ بِتَسْدِیدِکَ عَنْ عَثْرَتِی».
« در نتیجه، با آگاهانیدن تو مرا از غفلت و فراموشی خویشتن آگاه شدم، و با توفیق تو از لغزش خویش برخاستم، و با راهنمائی تو، از بسر در آمدنم ـ در گناه ـ برگردیدم».[۴]
و در مورد دیگری که اختصاص به اقرار گناهان دارد ( دعای دوازدهم) بگونۀ بسیار روشن تری می فرماید:

     «اَلَّذِی عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ، وَ أَدْبَرَتْ أَیّامُهُ فَوَلَّتْ حَتّى إِذَا رَأَى مُدَّهَ الْعَمَلِ قَدِ انْقَضَتْ وَ غَایَهَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ، وَ أَیْقَنَ أَنَّهُ لَا مَحِیصَ لَهُ مِنْکَ، وَ لَا مَهْرَبَ لَهُ عَنْکَ، تَلَقّاکَ بِالْإِنَابَهِ، وَ أَخْلَصَ لَکَ التَّوْبَهَ».
« … بنده ای که گناهانش بزرگ و رو بفزونی ست و روزگارش به او پشت کرده و برگشته، تا چون ببیند که زمان کار گذشته و عمر بپایان رسیده و باور نماید که پناه و گریزگاهی از ـ کیفر ـ تو برایش نیست، بوسیلۀ توبه بتو رو آورد و توبه را برای تو خالص گرداند».[۵]
آنچه درین رابطۀ ویژه برای هر گناهکاری مایۀ امیدواری میباشد آنستکه امام سجاد (ع) ما را بگونۀ دیگری از خداشناسی آشنا می سازد، زیرا در مقام توبه خدایرا بگونه ئی توصیف میدارد که:
الف ـ راه او عفو و گذشت است: حضرت در دعای سی و هفتم که ویژۀ شکر می باشد، پس از آنکه اعتراف می نماید که هرگز احدی نمیتواند از عهدۀ شکر تو بدر آید، می فرماید:

   «… لا یَجِبُ لِاَحَدٍ اَن تَغفِرَلَهُ بِاِستِحقاقِه وَلا اَن تَرضیٰ عَنهُ بِاِستیجابِه. فَمَن غَفَرتَ لَهُ فَبِطَولِکَ وَ مَن رَضَیتَ عَنهُ فَبِفَضلِکَ».
« … کسی شایستگی ندارد که بسبب شایستگیش او را بیامرزی و نه بسبب سزاواریش، از او راضی و خوشنود گردی.
پس هرکه را بیامرزی از انعام توست، و از هرکه راضی شوی از احسان تو است».[۶]
و در دعای چهل و پنجم با صراحت اظهار میدارد:

    أَنْتَ الَّذِی فَتَحْتَ لِعِبَادِکَ بَاباً إِلَى عَفْوِکَ، وَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَهَ…»
« توئی آنکه برای بندگانت دری بسوی عفوت گشوده ای و آنرا توبه و بازگشت نامیده ای».[۷]

    باء ـ عفو گناهان بزرگ نزد او بزرگ و دشوار نیست: چنانکه حضرتش در جائی دارد:

    «عَالِمٍ بِأَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ الْعَظِیمِ لَا یَتَعَاظَمُکَ، وَ أَنّ التَّجَاوُزَ عَنِ الْإِثْمِ الْجَلِیلِ لَا یَسْتَصْعِبُکَ، وَ أَنَّ احْتِمَالَ الْجِنَایَاتِ الْفَاحِشَهِ لَا یَتَکَأَّدُکَ».
« … میداند که گذشت از گناه بزرگ بر تو بزرگ نمی نماید؛
و گذشت از معصیت بسیار، بر تو دشوار نیست؛
و چشم پوشی از جرمهای از حد گذشته بر تو گران نمی باشد».[۸]
و در دعای سی و یکم دارد:

   «لَا یُنْکِرُـ یَا إِلَهِی عَدْلَکَ إِنْ عَاقَبْتَهُ، وَ لَا یَسْتَعْظِمُ عَفْوَکَ إِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ، لِأَنَّکَ الرَّبُّ الْکَرِیمُ الَّذِی لَا یَتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِیمِ‏».
« ای خدای من! اگر او را کیفر نمائی، عدل و داد ترا انکار نمینماید؛
و اگر او را ببخشی و مهربانی کنی، عفو ترا بزرگ نشمارد، زیرا تو پروردگار کریم و بزرگواری هستی که آمرزش گناه بزرگ نزد او بزرگ نیست».[۹]
    جیم ـ وعدۀ اجابت توبه داده است: چنانکه در موردی فرموده است:

   «و قَدْ قُلْتَ یَا إِلَهِی فِی مُحْکَمِ کِتَابِکَ إِنَّکَ تَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِکَ، وَ تَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ، وَ تُحِبُّ التَّوّابِینَ».
« … و تو ای خدای من، در کتاب محکم و استوار خود فرموده ای که تو: توبه و بازگشت را از بندگانت می پذیری و از گناهان در میگذری و آنانرا که پیوسته توبه می کنند دوست میداری».[۱۰]

     امام سجاد (ع) برای اینکه درِ توبه را باز و امکان توبه را میسر بنمایاند، با ذکر موارد بسیار زننده ئی چنین القاء میدارد که: اگر در دوری از حق مطلق و معبود حقیقی تا بدین مرحله هم لغزیده باشیم، نباید از توبه غفلت نموده و مأیوس گردیم،
حضرت، آنجا که از حیله های شیطان، ببارگاه حضرت سبحان شکایت برده است، می فرماید:

   «فَأَوْقَعَنِی وَ قَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَهٍ، وَ کَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِیَهٍ حَتّى إِذَا قَارَفْتُ مَعْصِیَتَکَ، وَ اسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْیِی سَخْطَتَکَ، فَتَلَ عَنّی عِذَارَ غَدْرِهِ، وَ تَلَقّانِی بِکَلِمَهِ کُفْرِهِ، وَ تَوَلَّى الْبَرَاءَهَ مِنّی، وَ أَدْبَرَ مُوَلِّیاً عَنّی، فَأَصْحَرَنِی لِغَضَبِکَ فَرِیداً، وَ أَخْرَجَنِی إِلَى فِنَاءِ نَقِمَتِکَ طَرِیداً.
وَ لَسْتُ أَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِفَضْلِ نَافِلَهٍ مَعَ کَثِیرِ مَا أَغْفَلْتُ مِنْ وَظَائِفِ فُرُوضِکَ، وَ تَعَدَّیْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِکَ إِلَى حُرُمَاتٍ انْتَهَکْتُهَا، وَ کَبَائِرِ ذُنُوبٍ اجْتَرَحْتُهَا، کَانَتْ عَافِیَتُکَ لِی مِنْ فَضَائِحِهَا سِتْراً…».
… پس در حالیکه از گناهان خرد هلاک کننده و از کارهای (گناهان) بزرگ تباه سازنده بسوی تو می گریختم، مرا بزمین زد ( از روآوردن بتو، و دوری گزیدن از گناهان، جلوگیری نمود) تا چون بنافرمانی تو نزدیک ( گناهکار) شدم، و ببدی کردارم خشم ترا سزاوار گشتم، عنان حیله و فریب خود را از من بتافت، و با سخن کفر با من روبرو شد و از من بیزاری جست و پشت به من کرده برفت. پس مرا در بیابان گمراهی برای خشم تو تنها گذاشت و بدرگاه انتقام و کیفر تو، رانده شدۀ ـ از رحمتت ـ در آورد…!
… و من بسبب شرافت و برتری مستحبی بسوی تو، توسل نمیجویم با اینکه: از بسیاری از شرایط واجبات تو غافل بوده و آنها را بجا نیاورده ام! و از مواضع احکام تو تجاوز کرده، پرده های نواهی ترا دریده (آنها را مرتکب شده) ام و گناهان بزرگ را بجا آورده ام که سلامت داشتن تو از رسوائیهای آنها، برای من پرده و پوششی است».[۱۱]

   دقت در محتوای ایندستۀ از دعاها، مؤید آنست که دعاها و مناجاتهای امام (ع) جنبۀ تعلیمی دارد. اگر چه جنبۀ پرجذبۀ تعبدی آن، در موارد بیشماری بر جنبۀ تعلیمی آن می چربد.
دال ـ توبه کنندگان را دوست میدارد؛ که ضمن فرمایشات قبلی حضرتش اشاره شد.
هاء ـ با شتاب کیفر نمیدهد: حضرت ضمن دعای شانزدهم می فرماید:

    «وَ أَعْجَبُ مِنْ ذَلِکَ أَنَاتُکَ عَنّی، وَ إِبْطَاؤُکَ عَنْ مُعَاجَلَتِی، وَ لَیْسَ ذَلِکَ مِنْ کَرَمِی عَلَیْکَ، بَلْ تَأَنِّیاً مِنْکَ لِی، وَ تَفَضُّلًا مِنْکَ عَلَیَّ لِأَنْ أَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِیَتِکَ الْمُسْخِطَهِ، وَ أُقْلِعَ عَنْ سَیّئَاتِیَ الْمُخْلِقَهِ، وَ لِأَنَّ عَفْوَکَ عَنّی أَحَبُّ إِلَیْکَ مِنْ عُقُوبَتِی».
« … و شگفت تر از آن بردباری تو دربارۀ من و درنگ تو از زود بکیفر رسانیدن من است.
و این نه برای گرامی بودن من نزد توست، بلکه برای مدارا و خوشرفتاری و احسان تو است بر من، تا از معصیت خشم آور تو دست  بردارم و از گناهان خوارکننده، خود را باز دارم. و برای آنست که گذشتن از من نزد تو ، از بکیفر رساندن من، خوشایندتر است».[۱۲]
و در دعای چهل و پنجم دارد که:
     … وَ تَلَقَّیْتَ مَنْ عَصَاکَ بِالْحِلْمِ، وَ أَمْهَلْتَ مَنْ قَصَدَ لِنَفْسِهِ بِالظُّلْمِ، تَسْتَنْظِرُهُمْ بِأَنَاتِکَ إِلَى الْإِنَابَهِ، وَ تَتْرُکُ مُعَاجَلَتَهُمْ إِلَى التَّوْبَهِ».
« … و کسیکه معصیت و نافرمانی تو کرده، با او بحلم و بردباری رفتار نموده ای، و کسی را که بخود قصد ستم نموده مهلت داده .
تو ایشان را بمدارای خود مهلت میدهی تا هنگام رجوع و بازگشتن؛ و در مؤاخذه و کیفر ایشان شتاب نمی کنی تا هنگام توبه».[۱۳]
واو ـ بخشندۀ بخشایشگر است: چنانکه حضرت ضمن دعای سی و نهم می فرماید:

    «فَأَمّا أَنْتَ یَا إِلَهِی فَأَهْلٌ أَنْ لَا یَغْتَرّ بِکَ الصِّدّیقُونَ، وَ لَا یَیْأَسَ مِنْکَ الْمُجْرِمُونَ، لِأَنّکَ الرَّبُّ الْعَظِیمُ الّذِی لَا یَمْنَعُ أَحَداً فَضْلَهُ، وَ لَا یَسْتَقْصِی مِنْ أَحَدٍ حَقَّهُ».
« … و اما تو ـ ای خدای من ـ شایسته ای که صدیقین و بسیار راستگویان به تو مغرور نشده، فریب نمی خورند. و گناهکاران از ـ عفو و گذشتِ ـ تو، نومید نمی گردند.
زیرا تو پروردگار بزرگی میباشی که: کسی را از فضل و احسان خود، باز نمیدارد، و همۀ حقِ خویشرا از کسی نمی گیرد».[۱۴]

    طبیعی ست، وقتی انسان گناهکار، با چنین خدائی آشنائی پیدا کند، نه تنها از عفو و گذشت او مأیوس نمی گردد که نسبت به رحمت و فضل او نیز، امیدوار هم میگردد.
در حالیکه یکی از بدترین گرفتاریهای انسان غافل و خودباخته اینست که: «توبه» و به عبارتی دیگر:
۱-          ایمان خود را نسبت به امکان گریز از پستیها و زشتیها،
۲-          اعتماد خود را نسبت به امکان و توان رشد و رسیدن به پاکیها و خوبیها،
۳-     اعتقاد خود را نسبت به راه رشد و ابزار کمال ( بازگشت به حق و انابۀ بدرگاه او) از دست میدهد!

     زیرا فرد خودباختۀ آلوده، بیشتر از دیدار و مشاهدۀ هویت کثیف و نفرت انگیز خود هراسان و گریزان است. چه در این دیدار، او خود را با چشم واقع بینی و واقع یابی ـ درست به همانگونه که هست ـ نگاه و مشاهده میدارد! لذا هم از شکل و هیئتی که یافته گریزان است، هم از مشاهدۀ راهیکه پیموده، هم از بررسی آنچه از دست داده است، شرمسار است و هم از بررسیِ آنچه بدانها گردیده است بیمناک!
و این بدان واسطه است که او « درخود» و « برخود» کثافتها، ناپاکیها و ناشایسته هائی را مشاهده میدارد که سخت نفرت انگیز و تنفربارند.
از سوئی چون خود را از مبارزه ناتوان یافته و هنوز نسبت براه، ابزار و روشهای رهیدنِ از پلیدی و رسیدنِ به پاکی، آن ایمان شایسته را پیدا نکرده است، نمیتواند قدرت و نورانیت بازگشت ( توبه) را تصور نماید. و همین امر باعث میشود که بصورت موجودی تک سوی و تک جهت، فقط بتواند در جهت پلیدیها عمل کرده و بسوی تلاشی و تخریب روان باشد! در حالیکه اگر بایمان باز گردد، از تکسوئی رهیده و میتواند جهت کمال را پیش گیرد!

     آنچه در رابطۀ با مقام و منزل توبه، بگونۀ حیرتزائی جالب توجه میباشد آنست که امام سجاد (ع) ضمن دعاهای مختلفی به راز آموزان طریق عشق و مسافران کوی معشوق، راه و رسم برگشتن و پوزش خواستن را نیز می آموزد؛ راه و رسمی که بدون توجه و پرداختن بدانها، کار دشوار و راه، دراز و ناهموار خواهد ماند.
امام (ع) در دعای دوازدهم که ویژۀ توبه است، پس از یک ارزیابی دقیق از موضع و موقف دوجانبۀ خود و خدای، اولین گام را در این میدان: باز ایستادن از مخالفت ـ آنهم بگونه ئی شرمسارانه ـ و دست برداشتن از استکبار در برابر کبریائی حق می شمارد، چنانکه دارد:

     «فَهَا أَنَا ذَا، یَا إِلَهِی، وَاقِفٌ بِبَابِ عِزِّکَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّلِیلِ، وَ سَائِلُکَ عَلَى الْحَیَاءِ مِنّی سُؤَالَ الْبَائِسِ الْمُعِیلِ‏».
« … پس اینک، ای خدای من! این منم بدرگاه گرامی تو همچون فرمانبردار خوار ایستاده، و با شرمندگیم مانند محتاج عیالمند از تو درخواست مینمایم».[۱۵]

    «وَ لَکَ یَا رَبِّ شَرْطِی أَلّا أَعُودَ فِی مَکْرُوهِکَ، وَ ضَمَانِی أَنْ لَا أَرْجِعَ فِی مَذْمُومِکَ، وَ عَهْدِی أَنْ أَهْجُرَ جَمِیعَ مَعَاصِیکَ ».
« … و شرط و قرار من با تو ـ ای پروردگار من ـ آنست که:
بناپسند تو باز نگردم؛ و ضمانتم آنست که: در نکوهیدۀ تو رجوع ننمایم؛ و پیمانم آنست که: از همۀ گناهان تو دوری نمایم».[۱۶]

    «وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَیْکَ مِنْ أَنْ أَسْتَکْبِرَ، وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَنْ أُصِرَّ، وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِمَا قَصَّرْتُ فِیهِ، وَ أَسْتَعِینُ بِکَ عَلَى مَا عَجَزْتُ عَنْهُ».
… و من نزد تو از سرکشی بیزاری می جویم و بتو پناه می برم از اینکه ـ در گناه ـ اصرار نمایم؛ و برای آنچه در آن کوتاهی نمودم، از تو آمرزش میخواهم؛ و بر آنچه از انجام آن ناتوانم، از تو یاری میطلبم».[۱۷]
و علت این گونۀ از برخورد را حضرت سجاد(ع) رسیدن به مقام بیداری و درک مقوله هایی از ایندست میداند:

   … وَ أَنَّ أَحَبَّ عِبَادِکَ إِلَیْکَ مَنْ:
تَرَکَ الِاسْتِکْبَارَ عَلَیْکَ
وَ جَانَبَ الْإِصْرَارَ، وَ لَزِمَ الِاسْتِغْفَارَ
».
… و دوست ترین بندگان تو نزدت، کسی است که بر تو سرکشی ننماید. و از اصرار ـ بر گناه ـ دوری گزیند، و همواره آمرزش خواهد».[۱۸]
و در دعای سی و هشتم، هر دو بال بازگشت را بگونه ئی بسیار موجز و مؤثر چنین بیاد می آورد:

   فَصَلّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ نَدَامَتِی عَلَى مَا وَقَعْتُ فِیهِ مِنَ الزَّلّاتِ، وَ عَزْمِی عَلَى تَرْکِ مَا یَعْرِضُ لِی مِنَ السَّیّئَاتِ، تَوْبَهً تُوجِبُ لِی مَحَبَّتَکَ، یَا مُحِبَّ التَّوّابِینَ!
… پس بر محمد و آل او درود فرست، و پشیمانیم را از لغزشهائی که بآن گرفتار شدم و قصدم را بر بجا نیاوردن گناهانیکه بمن رو می آورد، توبه ای قرار ده که برای من موجب دوستی تو شود، ای دوستدار توبه کنندگان!».[۱۹]
زیرا که با همۀ وجود و با همۀ بصیرت و بینائی به این واقعیت دل سپرده است که:

   اللّٰهُمَّ إِنَّکَ طَالِبِی إِنْ أَنَا هَرَبْتُ، وَ مُدْرِکِی إِنْ أَنَا فَرَرْتُ، فَهَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ خَاضِعٌ ذَلِیلٌ رَاغِمٌ، إِنْ تُعَذِّبْنِی فَإِنّی لِذَلِکَ أَهْلٌ، وَ هُوَ یَا رَبِّ مِنْکَ عَدْلٌ، وَ إِنْ تَعْفُ عَنّی فَقَدِیماً شَمَلَنِی عَفْوُکَ، وَ أَلْبَسْتَنِی عَافِیَتَکَ».
فَأَسْأَلُکَ اللّٰهُمَّ بِالْمَخْزُونِ مِنْ أَسْمَائِکَ، وَ بِمَا وَارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهَائِکَ، إِلّا رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَهَ، وَ هَذِهِ الرّمَّهَ الْهَلُوعَهَ، الَّتِی لَا تَسْتَطِیعُ حَرَّ شَمْسِکَ، فَکَیْفَ تَسْتَطِیعُ حَرّ نَارِکَ، وَ الَّتِی لَا تَسْتَطِیعُ صَوْتَ رَعْدِکَ، فَکَیْفَ تَسْتَطِیعُ صَوْتَ غَضَبِکَ‏
؟».
بار خدایا تو جویندۀ منی اگر فرار کنم، و دریابندۀ منی اگر بگریزم. پس اینک منم، در پیشگاهت فروتن، خوار، بینی بر خاک نهاده؛ اگر مرا عذاب و کیفر نمائی، پس من سزاوارآنم؛ و آن ـ ای پروردگارم ـ از جانب تو عدل و داد است. و اگر از من درگذری، پس از قدیم و دیرینه گذشتت مرا فرا گرفته و عافیت و تندرستیت را بر من پوشانده ای.
پس از تو درخواست مینمایم ـ بار خدایا ـ قسم به نامهای پنهان شده ات؛ و بجمال و نیکوئیت که پرده ها ( انوار عزت و جلال…) آنرا پوشیده است که رحم و مهربانی کنی این جان بیتاب و این استخوان ضعیف و ناتوان را، که توانائی گرمی آفتاب را ندارد، پس چگونه گرمی آتش ترا توانائی دارد؟! و ـ شنیدن ـ آواز رعد و غرش ابر ترا، توانائی ندارد، پس چگونه بانگ خشمت را
توانائی دارد».[۲۰]

    و این مؤید و القاء کنندۀ آن میباشد که: لازم است توبه کننده وسیلۀ راه وصال محبوب را که همان اسماء حسنای الهی و مظاهر حقیقیۀ آنها می باشند، مورد شناسائی و توجه و توسل قرار دهد.
و این روشی ست که در اکثر دعاهای منقول از معادنِ عصمت و طهارت مورد توجه و القاء قرار گرفته است. و درست پس از توجه و توسل به حق و اسماء حسنی و صفات علیای اوست که به تبیین روش ـ و بگو عالیترین روشِ توبه پرداخته، اول موارد و لوازم باطنی را مورد توجه و ابلاغ قرار میدهد، چنانکه دارد:

    … فَأَقْبَلَ نَحْوَکَ مُؤَمّلًا لَکَ مُسْتَحْیِیاً مِنْکَ، وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ إِلَیْکَ ثِقَهً بِکَ، فَأَمّکَ بِطَمَعِهِ یَقِیناً،وَ قَصَدَکَ بِخَوْفِهِ إِخْلَاصاً، قَدْ خَلَا طَمَعُهُ مِنْ کُلّ مَطْمُوعٍ فِیهِ غَیْرِکَ، وَ أَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ کُلِّ مَحْذُورٍ مِنْهُ سِوَاکَ»
… پس در حالیکه بتو امید دارد و از تو شرمنده است، بسوی تو رو آورده. و با اعتماد بتو خواهشش را بتو متوجه گردانیده. پس از روی یقین، با طمع خود قصد تو کرده. و از روی پاکی، با ترسش آهنگ تو نموده. در حالیکه بهر کس باو طمع دارند، جز تو طمع نداشته، و از هر چه از او می ترسند، جز تو نمی ترسد.»[۲۱]

    و بعد به القاء مواردی می پردازد که مربوط به حالات ظاهر و اعمال ظاهری انسان توبه کار است. و چه بهتر که به کلام خود حضرت دیده روشن داریم:

    فَمَثَلَ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَضَرِّعاً، وَ غَمَّضَ بَصَرَهُ إِلَى الْأَرْضِ مُتَخَشِّعاً، وَ طَأْطَأَ رَأْسَهُ لِعِزَّتِکَ مُتَذَلِّلًا، وَ أَبَثَّکَ مِنْ سِرِّهِ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً، وَ عَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ مَا أَنْتَ أَحْصَى لَهَا خُشُوعاً…»
«
ثُمَّ دَعَاکَ بِصَوْتٍ حَائِلٍ خَفِیٍّ‏ٍ.قَدْ تَطَأْطَأَ لَکَ فَانْحَنَى، وَ نَکَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنَى، قَدْ أَرْعَشَتْ خَشْیَتُهُ رِجْلَیْهِ، وَ غَرَّقَتْ دُمُوعُهُ خَدَّیْهِ، یَدْعُوکَ بِیَا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ، وَ یَا…».
« … پس با زاری در برابر تو ایستاده؛ و با فروتنی دیده بر زمین انداخته؛ و برای عزت و بزرگواریت، با خواری سربزیر افکنده؛ و با خضوع از راز خود، آنچه تو به آن از او داناتری، برایت آشکار نموده؛ و با فروتنی از گناهانش، آنچه تو حساب آنرا بهتر میدانی شمرده؛ و از بزرگیِ گناهانی که در علم تو، او را تباه ساخته ـ و خود آگاه نیست ـ و زشتیِ گناهانیکه در حکم و فرمان تو، او را رسوا گردانیده، از تو استغاثه و فریادرسی خواست».[۲۲]
« … و با صدای تغییر یافتۀ آهسته ترا می خواند، در حالیکه برای تو فروتنی کرده و خم گشته؛ و سر بزیر افکنده و کج شده؛ و ترس پاهایش را بلرزه انداخته؛ و بسیاری اشک گونه هایش را غرق نموده، ترا می خواند: ای بخشنده ترین بخشندگان و ای…».[۲۳]

    و بعد از همۀ اینهاست که نخست ما را می آموزاند که به جرائم خویش، اینچنین ساده و روشن اعتراف نمائیم:

     … ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ یَأْتَمِرْ، وَ زَجَرْتَهُ فَلَمْ یَنْزَجِرْ، وَ نَهَیْتَهُ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَخَالَفَ أَمْرَکَ إِلَى نَهْیِکَ، لَا مُعَانَدَهً لَکَ، وَ لَا اسْتِکْبَاراً عَلَیْکَ، بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إِلَى مَا زَیَّلْتَهُ وَ إِلَى مَا حَذَّرْتَهُ،
وَ أَعَانَهُ عَلَى ذَلِکَ عَدُوُّکَ وَ عَدُوُّهُ، فَأَقْدَمَ عَلَیْهِ عَارِفاً بِوَعِیدِکَ، رَاجِیاً لِعَفْوِکَ، وَاثِقاً بِتَجَاوُزِکَ، وَ کَانَ أَحَقَّ عِبَادِکَ مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَیْهِ أَلّا یَفْعَلَ».
… سپس او را فرمان دادی، پس فرمان نبرد. و منع نمودی، پس باز نایستاد. و از معصیت و نافرمانی نهی فرمودی، پس خلاف فرمانت نموده و نهیت را مرتکب گشته، نه از روی دشمنیِ با تو و نه از روی گردنکشی بر تو، بلکه هوا و خواهش او را بآنچه جدا ساخته ای ( نهی کردی) و به آنچه ترسانده ای خواند. و دشمن تو و دشمن او ( شیطان) او را بر آن یاری کرد. پس با شناسائی به ترسانیدن تو و امیدواری بعفو تو و اعتماد بگذشت تو، بر نافرمانیت اقدام نمود. در حالیکه با آن نعمتهائیکه باو بخشیده ای، سزاوارتر بندگان تو بود که بنافرمانیت اقدام ننماید».[۲۴]
از آنجا که امام (ع) در چندین مورد بالقاء این روش پرداخته است، این نکته را بذهن بیدار می سازد که شاید یکی از راههای تزکیه و رشد، یادآوری و اقرار محرمانۀ پستیهای کردار و ناشایستگی های رفتاری می باشد! چه به فعالیت های به اصطلاح فکری ـ مثل کفر و شرک و بی اعتمادی نسبت به خدا و… مربوط باشد، چه به تخیلات و چه به کردار و رفتار برونی ما.
زیرا در هنگام عمل، آدمهای ناخودساخته، معمولاً بی پروا به هشدارها و موشکافیهای عقل می باشند، در صورتیکه در شرایطی مثل اوقات تنهائی و دعا، میتوانند حتی زوایای ظاهراً پنهان قبایح رفتاری خود و دیگران را بخوبی و دقت مشاهده نمایند!

    از سوئی، چون در لحظاتی از ایندست ( تنهائی و دعا) خود شخص حاکم بر خود و قاضی رفتار خویش بوده و کسی از بیرون حکمی را بر وی تحمیل نمی کند، دریافت عاقلانه و شهودی و حکم اخلاصمندانۀ او میتواند:
اولاً، نسبت به قبایح اندیشه و عمل، در وی نفرت تولید نماید؛ و:
ثانیاً، نسبت به محاسن و فضایل و مکارم اندیشه و عمل، محبت و گرایش ایجاد نماید.
و از آنجا که این روش را برای تنبیه بیشتر و ترغیب و تشویق بهتر بکار می برد، با همۀ تأکیدی که بزشتی و پستیِ گناهان دارد، رحمت و عفو حق را برتر و فراگیر تر می شمارد، تا راه برگشت را، که به تعبیری میتوان آنرا راه تزکیه، راه تخلیه، رشد، راه گرایش بپاکیها و در نتیجه راه رسیدن به حق نامید، باز گذاشته باشد.
در واقع بر مبنای درک همین اصل است که خاضعانه از حق می خواهد:

    «فَاجْعَلْ مَا سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَهِ، وَ أَخْفَیْتَ مِنَ الدَّخِیلَهِ، وَاعِظاً لَنَا، وَ زَاجِراً عَنْ سُوءِ الْخُلُقِ، وَ اقْتِرَافِ الْخَطِیئَهِ، وَ سَعْیاً إِلَى التَّوْبَهِ الْمَاحِیَهِ، وَ الطَّرِیقِ الْمَحْمُودَهِوَ قَرِّبِ الْوَقْتَ فِیهِ، وَ لَا تَسُمْنَا الْغَفْلَهَ عَنْکَ، إِنّا إِلَیْکَ رَاغِبُونَ، وَ مِنَ الذُّنُوبِ تَائِبُونَ…».
« … باری ای خدای کریم… آنچه از عیب و عارهای ما را مستور کردی و نواقصی که مخفی نمودی آنرا واعظ ما قرار ده ( وسیلۀ پندها و اندرزها و تنبه و پشیمانی از بدکاری ما گردان) و موجب انزجار و دوری از قبایح اخلاق و ترک ارتکاب خطاها نما، و سبب سعی براه توبۀ واقعی که محو کنندۀ گناهانست و طریق پسندیده ـ که راه طاعت و راه رضای تست ـ بگردان. و وقت این توفیق را بما نزدیک ساز. و ما را از یاد خود بدست غفلت مسپار، که ما بتو شوق و رغبت قلبی داریم و از گناهان، پشیمانیم».[۲۵]

   با قدری دقت به گوهر و آثار گوهرین توبه، بجرأت میتوان ادعا نمود که توبه یکی از کارگاههای بسیار مهم و مطمئن آدم سازی و مسیر رجعت انسان به هویتِ ربانیِ اوست. و از همین روست که پس از تأمل بآنچه آمد، متوجه می شویم که امام سجاد (ع) بهر بهانه ئی و با استفاده از هر فرصت و زمینه و موضوعی، برای تحقق آرمانهای خویش، التماس های بیشماری مینماید، که ما بواسطۀ عدم گنجائی این نبشته فقط بذکر یک مورد از آنهمه، بیشتر نپرداخته، خوانندۀ این وجیزه را به مخزن علم عشق ( صحیفۀ سجادیه) ارجاع میدهیم:

   اللّٰهُمَّ أَیُّمَا عَبْدٍ تَابَ إِلَیْکَ وَ هُوَ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ فَاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ، وَ عَائِدٌ فِی ذَنْبِهِ وَ خَطِیئَتِهِ، فَإِنّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَکُونَ کَذَلِکَ، فَاجْعَلْ تَوْبَتِی هَذِهِ تَوْبَهً لَا أَحْتَاجُ بَعْدَهَا إِلَى تَوْبَهٍ، تَوْبَهً مُوجِبَهً لِمَحْوِ مَا سَلَفَ، وَ السَّلَامَهِ فِیمَا بَقِیَ.
اللّٰهُمَّ إِنّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ مِنْ جَهْلِی، وَ أَسْتَوْهِبُکَ سُوءَ فِعْلِی، فَاضْمُمْنِی إِلَى کَنَفِ رَحْمَتِکَ تَطَوُّلًا، وَ اسْتُرْنِی بِسِتْرِ عَافِیَتِکَ تَفَضُّلًا
اللّٰهُمَّ وَ إِنّی أَتُوبُ إِلَیْکَ مِنْ کُلِّ مَا خَالَفَ إِرَادَتَکَ،أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبّتِکَ مِنْ خَطَرَاتِ قَلْبِی، وَ لَحَظَاتِ عَیْنِی، وَ حِکَایَاتِ لِسَانِی، تَوْبَهً تَسْلَمُ بِهَا کُلُّ جَارِحَهٍ عَلَى حِیَالِهَا مِنْ تَبِعَاتِکَ، وَ تَأْمَنُ مِمَا یَخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِیمِ سَطَوَاتِکَ
.
اللّٰهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتِی بَیْنَ یَدَیْکَ، وَ وَجِیبَ قَلْبِی مِنْ خَشْیَتِکَ، وَ اضْطِرَابَ أَرْکَانِی مِنْ هَیْبَتِکَ، فَقَدْ أَقَامَتْنِی یَا رَبِّ ذُنُوبِی مَقَامَ الْخِزْیِ بِفِنَائِکَ، فَإِنْ سَکَتّ لَمْ یَنْطِقْ عَنّی أَحَدٌ، وَ إِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِأَهْلِ الشّفَاعَهِ
».
بار خدایا: هر بنده ای که بدرگاه تو، توبه نموده و باز گردد، و او در علم غیب نزد تو، توبه شکننده و بگناه و خطای خویش باز گردنده باشد، پس من بتو پناه می برم از اینکه چنین باشم. پس این توبۀ مرا توبه ای قرار ده که پس از آن، بتوبه ای نیازمند نباشم. توبه ای که باعث نابود شدن آنچه ( گناهان) گذشته و سلامتی ـ از معاصی ـ در آنچه ـ از زندگی ـ باقی مانده است، باشد.
بار خدایا! من از جهل و نادانی خود، بدرگاه تو عذر می خواهم، و بخششِ بدی کردارم را درخواست می نمایم، پس از روی احسان مرا بپناه رحمت و مهربانیت درآور، و بفضل و بخشش بپردۀ عافیت، مرا بپوشان.
بار خدایا! از اندیشه های دل و نگاههای زیر چشمی و گفتگوهایی که مخالف خواستۀ تو یا بیرون از دوستیِ تو باشد، بسوی تو توبه می کنم. توبه ای که با آن هر اندامی جداگانه از کیفرهای تو سالم ماند و از قهرها و سختگیریهای دردناکت،که بیدادگران میترسند، آسوده باشد.
بار خدایا! به تنهائیم در برابر تو، و تپیدن دلم از ترس تو، و لرزۀ اندامم از هیبت و بزرگواری تو رحم فرما، زیرا ـ ای پروردگار من ـ گناهانم در درگاه تو مرا در جای رسوائی برپا داشته. پس اگر خاموش گردم کسی درباره ام سخن نمیگوید و اگر شفیع و میانجی بطلبم ـ بر اثر معصیت و نافرمانی ـ سزاوار شفاعت نیستم».[۲۶]

    طبیعی ست که آنچه در این مورد ویژه آمد، نه همۀ آن چیزهایی ست که امام سجاد (ع) درین رابطه القاء نموده است. بلکه حکم خوشه ئی از خرمن و کوزه ای از چشمه ساری را دارد.



-[۱] صحیفه، فیض، ص ۳۸.

-[۲] از خوانندۀ عزیز تمنا داریم آن قسمت را خود از صحیفۀ مبارکه مطالعه نماید تا لطف مسئله را بهتر دریابد.

-[۳] همان، ص ۲۰۵.

[۴]- همان، ص ۱۰۲.

-[۵] همان، ص ۹۶.

-[۶] همان، ص ۲۴۵.

-[۷] همان، ص ۲۹۷.

-[۸] همان، ص ۹۸.

-[۹] همان، ص ۲۰۷.

-[۱۰] همان، ص ۲۰۸.

-[۱۱] همان، صص ۲۱۹ و ۲۲۱.

[۱۲]- همان، ص ۱۱۶.

-[۱۳] همان، ص ۲۹۶.

-[۱۴] همان، ص ۲۵۸.

-[۱۵] همان، ص ۹۵.

[۱۶]- همان، ص ۲۰۹.

-[۱۷] همان، ص ۹۸.

[۱۸]- همان، ص ۹۸.

[۱۹]- همان، ص ۲۵۳.

-[۲۰] همان، ص ۳۷۹.

-[۲۱] همان، ص ۲۰۶.

-[۲۲] همان، ص ۲۰۶.

-[۲۳] همان، ص ۹۶.

-[۲۴] همان، ص ۳۴۱.

-[۲۵] صحیفه، قمشه ای، ص ۳۳۵.

-[۲۶] صحیفه، فیض، ص ۲۱۰.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.