سخن مدیر:

حیاتی منطق گریز

بدون دیدگاه

« وایتهد در کتاب ( وظیفۀ عقل ) خود تعریفی از خرد به دست داده است: به پندار او « خرد » وظیفه دارد که در محیط پیرامون، به خاطر ایجاد دگرگونی بنگرد، « وظیفه ی عقل یاد دادن هنر زندگی به آدمیان است ». زندگی از نظر تأمین نیازمندیهای راستین سه مرحله در پیش دارد ۱ ـ زیستن ۲ ـ نیکو زیستن ۳ ـ بهتر زیستن.
وایتهد، توسعه خرد امروز و ناکامی آنرا از این بابت تشریح کرده، و این حقیقت را آشکار ساخته که « خرد » هنوز نیروئی ناشناخته است. این نیرو هنوز نقش تاریخی خود را ایفا نکرده و نتوانسته است با خواستهای تحمیلی که زندگی بشر را تباه ساخته اند به مبارزه بر خیزد و آنها را از میان ببرد و با تعیین نیازمندیهای حقیقی بشر، به زندگی معنای والاتر بخشد و از ابتذال آن بکاهد. » ([۱])

« الکسیس کارل » معتقد است که: « تمدن جدید در وضع دشوار و اسفناکی قرار گرفته، زیرا با سرنوشت ما متناسب نیست، این تمدن بی توجه به سرنوشت و طبیعت ما به وجود آمده و صرفاً زاییده اکتشافات علمی و خواسته ها و تصورات و تمایلات آدمیان است. با آنکه فرآورده ی تلاشها و کوششهای ماست، با شکل و حجم ما متناسب نیست. » ([۲])

     « کنراد لورنتس » نویسندۀ کتاب « هشت گناه بزرگ انسان متمدن » آورده است که:
« بشر امروز انتظار دارد که نابرده رنج گنج میسر شود. دیگران کار کنند و زحمت بکشند و رنج ببرند تا انسان غربی در ناز و نعمت بسر برد. شرقی بیچاره استثمار و استعمار شود تا غربی رفاه زده از درد و رنج در امان باشد. و بر اثر همین عامل است که آدمک غربی دیگر آن شادی و لذت واقعی را که بر اثر تحمل رنج ایجاد می شود احساس نمی کند، و لذتش فقط یک لذت کاذب است. »([۳])
« انسان امروز دچار یک سلسله انحرافات وراثتی شده است. یعنی یک سلسله نیازهای ذاتی و سایقه های غریزیش بر اثر عوامل اجتماعی و فرهنگی از مسیر اصلی خود دور شده است. » ([۴])
« … در داخل جامعه ی امروز، پیشرفت های علمی به طور منظم ادامه دارد و ماشین در تمام شئون زندگی بشر دخالت خود را تثبیت کرده است. بهره گیری از ماشین هر چند از نظرگاه اجتماعی ضروری و سودمند تلقی شده، از جهت مصلحتهای فردی بازدارنده و سرکوب کننده ی فرد معرفی گردیده است. حتی از نظر تولید بی رویه ی کالاها، اشیاء تجملی بیش از آنکه ضروری باشد، باعث اسراف و تبذیر فراوان اند. بنابر این مرحلۀ معاصر را باید پایان عصر خردگرایی علمی در ساخت و شناخت موجود آن دانست. »([۵])



[۱] ـ انسان تک ساحتی، ص ۲۳۰

[۲] ـ انسان موجود ناشناخته، به نقل از « ادعانامه ئی علیه تمدن غرب »، ص ۱۹۸

[۳] ـ کتاب مزبور؛ به نقل از « انسان کامل از دیدگاه مکاتب »، ص ۴۶۱

[۴] ـ مدرک و مشخصات قبلی، ص ۴۶۲

[۵] ـ انسان تک ساحتی، ص ۲۳۲

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.