دسته‌ها
آرمان‌های فاطمی (س)

حیات برای چه؟!

 واقعیت ها مؤید این نکتۀ ظریف می باشند که گاهی برخورد انسان با گوهر حیات مبتنی بر این است ـ خیلی دقت شود ـ که خودِ همین گوهر نفیس را از هر نظر گسترش و تعالی بخشد؛ زیرا بر آنست تا نفسِ همین مایه و رشح حیات ربانی و خودِ همین جلوه ئی را که از اسم مبارکِ حیّ است، ژرفا بخشیده، گسترش داده و تعالی بخشد! بر آنست تا همین حیات الهی را در خود پویا و استقرار بخشیده و از طریق نور همین جلوه فعالیتها و پویائیهای متنوع خود را تبارز بخشیده و به سرانجام رساند. لذا، در این وضعیتِ ویژه و حالِ معین، او چیز دیگری جز گسترش و تعالیِ خودِ حیات نمی خواهد!
به عبارتی کاملاً ویژه: در این حالت و موقعیت ویژه، می خواهد تا خدا در او بیشتر تجلی و تظاهر داشته باشد و افعال و صفات الهی؛ و نه چیزی دیگر! لذا اگر از او پرسیده شود که: می خواهی چه بشوی؟ نفس می کشی و عرق می ریزی و جان می کنی تا چه بشوی؟ می گوید: تا مظهر کامل خدا!
بر مبنای این نگرش متوجه می شویم که فاطمه(س)به ما می آموزاند تا ما از حیات، خیر حیات را خواسته باشیم، و نه خیر چیزهای برون حیاتی مثل خانه و ماشین و ریاست و باغ و… را؛ و از حیّ مطلق، حیّ را خواسته باشیم و نه چیز دیگری را.
لذا، وقتی پس از عروسیِ این بی بی(س)پدر بزرگوارش به خانۀ وی آمده و مشاهده میدارد که پردۀ گلدار و رنگینی بر در اتاقش زده است، نگاهی به وی نموده و می گوید: این پرده در شأنِ تو نیست؛ یعنی در شأن حیّ و مظهر تامۀ حیّ نمی باشد. و زهرای اطهر نیز، پرده را کنده و به کناری می گذارد.
این برخورد و موضعگیری است که «نمایه»، طرح و الگو برای زیستن و خدائی زیستن و با آرامش زیستن و… میدهد. زیرا، از نظر «نگرشی» به ما میگوید تا به چه چیزهائی بنگریم و چه گونه بنگریم؛ و از نظر «گرایشی» نیز به ما می گوید تا به چه چیزها و اموری «گرایش» داشته باشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *