سخن مدیر:

پنجم ـ خواهشهای خویش را پس از صلوات بر او، مطرح کردن.

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

شاید بتوان گفت، یکی از علل آن پیروی از دستوری می باشد که جد بزرگوارش باب مدینه علم نبی علیه السلام به پیروان خود آموخته است، مبنی بر اینکه:
« اِذا کانَتْ لَکَ اِلیَ اللهِ سُبْحانَهُ حاجَهً فَاَبْدَأْ بِمَسْأَلَهِ الصَّلاهِ عَلی رَسُولِه صَلیَّ اللهُ عَلَیْهِ وَ الِه وَ سَلَّمَ ثُمَّ سَلْ حاجَتَکَ؛ فَاِنّ اللهَ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ یُسْأَلَ حاجَتَیْنِ فَیَقْضِیَ اِحْداهُما وَ یَمْنَعَ الْاُخْری».
« هنگامیکه بخواهی حاجتی را از خداوند سبحان درخواست کنی، آرزوی خود را با فرستادن درود و صلوات بر رسول خدا (ص) آغاز کن، آنگاه نیاز و خواستۀ خویش را مسئلت نما که یقیناً خداوند، بخشنده تر از آنست که از دو حاجت تو یکی را بپذیرد ( صلوات بر پیامبر و آلش) و دیگری را روا نسازد».
و شاید هم از این درود فرستادنها، اهدافی متعدد داشته، هم می خواسته است برخوردی عبادی داشته، خویشتن را وارد ثواب و فیض حق بسازد؛
هم رفعت و مقام خاندانش را به یاد آورده، ضرورت پیروی از دساتیر و احکام شرع مقدس جد بزرگوارش را تداعی نماید؛
هم برخوردی جداً سیاسی، با غاصبان خلافت الهی نموده، با یادآوری از پیامبر اکرم (ص) و عظمت مقام و کرامت خلق و بلندای عرفان و صفای طهارت و… او، رهبر نماهای دین فروش هوسپرست را، نقاب از چهره برگیرد؛
هم ذوقی هدایی داشته، و بر آن بوده است تا دیگران را بیادآوری و درود فرستادن بر رسول (ص) هدایت کرده و از اینطریق، در اعتلای نام همیشه بلند او، خدمتی کرده باشد و هم خیلی از چیزهایی که ما نمی فهمیم.
لذا در اکثریت مطلق این دعاها، بهر بهانه و علتی بر وی صلوات گفته، تا آنجا که تعداد این صلواتها به حدود دو صد و اندی می رسد. آنچه در رابطۀ با این صلوات فرستادنها قابل یادآوری می باشد اینستکه:
گاه حضرتش بگونه ئی صلوات می فرستد که فقط ویژۀ این کتاب مبارک است و بس! که ما اثبات مدعا را، بذکر مواردی چند بسنده می نمائیم.
الف ـ در دعای بیست و هفتم دارد:
« اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، صَلَاهً عَالِیَهً عَلَى الصَّلَوَاتِ، مُشْرِفَهً فَوْقَ التَّحِیّاتِ، صَلَاهً لَا یَنْتَهِی أَمَدُهَا، وَ لَا یَنْقَطِعُ عَدَدُهَا کَأَتَمِّ مَا مَضَى مِنْ صَلَوَاتِکَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ…».
« بار خدایا! بر محمد بنده و فرستادۀ خود و بر آل محمد درود فرست، درودی که بر درودها بلند و بالای ستودنها باشد، درودی که مدتش پایان نپذیرد و شماره اش بریده نشود، مانند کاملترین درودهائی که بر یکی از دوستانت در گذشته ـ فرستاده ای ـ …».
باء ـ در دعای چهل و چهارم فرموده است:
« اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، فِی کُلِّ وَقْتٍ وَ کُلِّ أَوَانٍ وَ عَلَى کُلِّ حَالٍ عَدَدَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى مَنْ صَلَّیْتَ عَلَیْهِ، وَ أَضْعَافَ ذَلِکَ کُلِّهِ بِالْأَضْعَافِ الَّتِی لَا یُحْصِیهَا غَیْرُکَ …».
« بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال، بشمارۀ درودی که فرستاده ای، بر هر که درود فرستاده ای، و چندان برابر همۀ آنها، بچندان برابری که جز تو آنها را نتواند شمرد»
تأمل انگیزترین نکته درین رابطه آنست که حضرت سجاد (ع) برای صلواتها، چه آنجا که نثار پیامبر اکرم (ص) می نماید و چه آنگاه که نثار پیروان صدیقش، آثاری قائل می باشد که ذکر آن بر تنبیه و ترغیب و لطف اختتام این بحث بصورتی مضاعف می افزاید! منتها ما از میان موارد متعدد فقط بذکر یک نمونه اکتفا، نموده، از خوانندۀ راز پرور اسرارجوی خویش التماس داریم تا خود به متن صحیفه مراجعه نموده و آنچه دریافتنی ست، دریابد:
اللّٰهُمَّ وَ صَلِّ علی التّٰابِعِینَ… تَعْصِمُهُمْ بِهَا مِنْ مَعْصِیَتِکَ، وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فِی رِیَاضِ جَنَّتِکَ، وَ تَمْنَعُهُمْ بِهَا مِنْ کَیْدِ الشَّیْطَانِ، وَ تُعِینُهُمْ بِهَا عَلَى مَا اسْتَعَانُوکَ عَلَیْهِ مِنْ بِرٍّ، وَ تَقِیهِمْ طَوَارِقَ اللَّیْلِ وَ النِّهَارِ إِلّا طَارِقاً یَطْرُقُ بِخَیْرٍ. وَ تَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَى اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَکَ، وَ الطَّمَعِ فِیمَا عِنْدَکَ وَ تَرْکِ التُّهَمَهِ فِیمَا تَحْوِیهِ أَیْدِی الْعِبَادِ لِتَرُدَّهُمْ إِلَى الرَّغْبَهِ إِلَیْکَ وَ الرَّهْبَهِ مِنْکَ، وَ تُزَهِّدَهُمْ فِی سَعَهِ الْعَاجِلِ، وَ تُحَبِّبَ إِلَیْهِمُ الْعَمَلَ لِلْ‏آجِلِ، وَ الِاسْتِعْدَادَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْت‏ وَ تُهَوِّنَ عَلَیْهِمْ کُلَّ کَرْبٍ یَحِلُّ بِهِمْ یَوْمَ خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا وَ تُعَافِیَهُمْ مِمّا تَقَعُ بِهِ الْفِتْنَهُ مِنْ مَحْذُورَاتِهَا، وَ کَبَّهِ النّارِ وَ طُولِ الْخُلُودِ فِیهَا وَ تُصَیِّرَهُمْ إِلَى أَمْنٍ مِنْ مَقِیلِ الْمُتَّقِینَ».
« بار خدایا!… بر تابعین… درود فرست؛ چنان درودی که به سبب آن ایشان را از نافرمانی خویش نگهداری؛ و در باغهای بهشت خود برای آنها فراخی دهی؛ و آنانرا از مکر شیطان باز داری؛ و بر هر کار نیکی که از تو کمک خواستند، آنها را یاری فرمائی؛ و آنان را از پیش آمدهای شب و روز، جز پیشامدی که نیکی در آن باشد حفظ نمائی؛ و چنان درودی که بسبب آن ایشان را بر اعتقاد بامید نیکوی بتو و طمع و آرزو در آنچه نزد توست… و بر تهمت نزدن در آنچه ـ فراوانی نعمت ـ که در دسترس بندگان است… برانگیزی؛تا آنانرا خواهان بسوی… خود، و ترس از ـ کیفر ـ خویش… باز گردانی؛ و در فراخی (زندگی) دنیا بی رغبت و پارساشان نمائی…؛ و عمل برای آخرت… و آمادگی برای پس از مرگ… را محبوب آنها گردانی؛ و هر اندوهی را که روز بیرون شدن جانها از تنها، روی می دهد، بر آنها آسان کنی؛ و از آنچه را که آزمایشهای ترسناک… بمیان می آورد و از سختی آتش… و همیشه جاوید ماندن در آن، رهائی بخشی؛ و ـ چنان درودی که بسبب آن ـ ایشــان را بجایگاه آســودگی ( بهشت) که آسایشگاه پرهیزکاران است، روانه گردانی».

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.