دسته‌ها
موقعیت خوشنویسی از دیدگاه اسلام (عطار آئینه‌دار هنر قدسی)

رازهایی بالنده – هشتم ـ خود انگیزی

  به نظر قاصر این همه نادانِ تبه روزگار، آنچه پس از مشاهدۀ تابلوهائی از نوع آئینه های عروج در بیننده حضوری تردید نابردار دارد، احساسِ ضرورتِ خودجوئی، خودشناسی و خودباوری است. زیرا جنبش موزون خطها و زیبائی مواج و از هر گوشه جلوه گرِ آنها، طهارت و صفای روحانیِ آیات قرآن مجید، فضای معنوی و بالنده ئی که کلِّ اثر را فراگرفته است، حضور نامتعین ولی قاهرانه و پرنشاطِ هنر و هنرمند به عنوان مظهر و مجلای ابداع خدای سبحان و احساسِ پر باری و سرشاری یی که هنر دوست (= بیننده) را احاطه کرده است، بخواهد یا نخواهد شکوفۀ این پرسش را بر شاخه سار اندیشه اش می شکوفاند که: من که ام و چه ام؟! و در موقعیتی از ایندست چه کاره ام؟! و چه وزن، توان، مکانت، ارزش و شور و شوقِ ابداعی و هنری دارم؟!

روشن است که اگر بخواهد به این پرسش پاسخی درخور، احترام آمیز، صادقانه و دلسوزانه بدهد، نه تنها او را به شناختِ دقیق خودش، به پذیرش آگاهانۀ هویتِ واقعی خودش، با همۀ رسائیها و نارسائیها مجبور می دارد، که به ضرورتِ توجه، یاری و دلسوزی او در جهتِ تکاملِ هرچه معنیدارتر روح تعالیجوی او مجهز میدارد. زیرا نفس قرار گرفتن در موقعیتی که جز جلال و جمال را مجال و عرصۀ خودنمائی تنگ بوده و جز نظم و وزن و پختگی و بالندگی و جنبشِ موزون درونی را عرصه و مجال استیلا و حاکمیت ممتنع، برای ذهن بینندۀ دلسوز به خویشتن، آنچه باقی تواند ماند زمینۀ تطبیق و مقایسۀ خویش است با شخصیت هنرمند و مایه های ارائه نموده اش!

در این مرحلۀ از تأثر، هم بیننده اندیشه و باورهای خود را با اندیشه و باورهای هنرمند مقایسه می کند؛ هم آرمانهای خود را با آرمانهای او به تطبیق می نشیند؛ هم دردها و دغدغه های خود را با دردها و دغدغه های وی موازنه میدارد؛ هم پیام های خود را با پیام های او تطبیق می کند؛ هم آثار و هنرِ وجودی خود را با آثار و هنر وجودی او به مقایسه بر می خیزد؛ هم گرایشها و تلاشهای خویش را با تلاشها و گرایشهای او موازنه می نماید؛ هم جهت، روش و ابزار مورد توجه و عنایتِ خود را با وی!

روشن است که در فضای هنر قدسی و موقعیت تلاشهای عاطفی ـ اشراقی، چنان سفری را چنین ره آوردهائی در پی خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *