سخن مدیر:
بدون دیدگاه

  طبیعی ست هر آنکه با آن مایۀ از بینش و برداشت بخواهد به زندگی و زمینه های مربوطه اش بنگرد و بگراید، اندیشۀ پالایش یافته و تجارب دقیقش به او حکم می کند تا هم خود، راه اعتدال در پیش گیرد و هم دیگران را از خطرات و آسیب های بی توجهی به اعتدال آگاه سازد. و یقیناً همین برداشت منطقی و درست است که بلخی را واداشته است درین مورد ویژه، روشن تر و قاطع تر از سایر موارد صحبت نماید، زیرا دریافته است:
کام شیرین نتوان کرد جز از شربت عدل
بس ستمکار کزین دهر بناکام گذشت

     وی علت عمدۀ بدبختی جوامع را افراط و تفریط قلمداد نموده و معتقد است که اگر مردم به اعتدال روی کنند، مصائب و سختی هایشان کم خواهد شد:
علت وا ماندگی افراط و تفریط است و بس
گاه روح محض و گاهی هم تن آسا می
شود
زندگی را گر بود اندازۀ حد وسط
نیست مشکل زودتر حل قضایا می
شود

     بر مبنای همین باور است که توصیه می دارد:
نه بار دوش رنجبران شو نه بارکش
ای همچو برده، بارگران برده تا بکی
؟

     آنجا که می خواهد اعتدال اجتماعی، در یک جامعۀ آزاد را نشان دهد دارد:
به ظالم خصم و بر مظلوم یاور
همین قانون پاک اعتدال است[۱]

     و آنجا هم که می خواهد راه درست رسیدن به اعتدال را نشان دهد می گوید:
نیست قانون تعادل غیر دین احمدی
از رکونش پرچم اصلاح برپا می
شود

     زیرا:
کرده تعیین حقوق فردا را با اجتماع
اجتماع زندگی، با زهد و تقوی می
شود

[۱]- که برداشتی است از آیۀ «… اشداء علی الکفار رحماء بینهم… .»

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.