دسته‌ها
علامۀ شهید سید اسماعیل بلخی و اندیشه‌های او

دال ـ اعتدال

  طبیعی ست هر آنکه با آن مایۀ از بینش و برداشت بخواهد به زندگی و زمینه های مربوطه اش بنگرد و بگراید، اندیشۀ پالایش یافته و تجارب دقیقش به او حکم می کند تا هم خود، راه اعتدال در پیش گیرد و هم دیگران را از خطرات و آسیب های بی توجهی به اعتدال آگاه سازد. و یقیناً همین برداشت منطقی و درست است که بلخی را واداشته است درین مورد ویژه، روشن تر و قاطع تر از سایر موارد صحبت نماید، زیرا دریافته است:
کام شیرین نتوان کرد جز از شربت عدل
بس ستمکار کزین دهر بناکام گذشت

     وی علت عمدۀ بدبختی جوامع را افراط و تفریط قلمداد نموده و معتقد است که اگر مردم به اعتدال روی کنند، مصائب و سختی هایشان کم خواهد شد:
علت وا ماندگی افراط و تفریط است و بس
گاه روح محض و گاهی هم تن آسا می
شود
زندگی را گر بود اندازۀ حد وسط
نیست مشکل زودتر حل قضایا می
شود

     بر مبنای همین باور است که توصیه می دارد:
نه بار دوش رنجبران شو نه بارکش
ای همچو برده، بارگران برده تا بکی
؟

     آنجا که می خواهد اعتدال اجتماعی، در یک جامعۀ آزاد را نشان دهد دارد:
به ظالم خصم و بر مظلوم یاور
همین قانون پاک اعتدال است[1]

     و آنجا هم که می خواهد راه درست رسیدن به اعتدال را نشان دهد می گوید:
نیست قانون تعادل غیر دین احمدی
از رکونش پرچم اصلاح برپا می
شود

     زیرا:
کرده تعیین حقوق فردا را با اجتماع
اجتماع زندگی، با زهد و تقوی می
شود

[1]- که برداشتی است از آیۀ «… اشداء علی الکفار رحماء بینهم… .»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *