سخن مدیر:

دال ـ کمال جویی:

بدون دیدگاه

و اما بشر تناهی ندارد و در این مسیر جرقه یی از نور کمال بر «قلب» و یا «مغز» وی می تابد و او نمی تواند دیگر به ارزش، به عنوان هدف بنگرد و نفسِ ارزش را ارج نهد؛ لذا این نور دریچه ئی از دنیائی نوین، متعالی و برتر را بر وی می گشاید که ارزش، راه رسیدن بدان تواند بود؛ و در این مرحلۀ از فهم است که ارزشها معنایی «اخلاقی» می یابند و علم بر مبنای «ایمان» وزن می شود و رابطه ها، همه بر هم می خورد و زندگی دگرگون می شود.

     در این مرحلۀ از دانش، نه تنها علم برای حیات نیست، و نه تنها درکِ حقیقت یارای آنرا ندارد که انگیزه یی باشد برای تحمیل رنج آموزش! و باز، نه تنها ارزش رنج آموزش را معنا می دارد، که اصولاً ارزشها و حقیقت جوئیها و حیات دوستی ها همه برای تکاملی است که محقق مثالی از آن را در خویشتن می بیند و بر آنست که آنرا در برون به روشنی تبارز دهد.
در این مرحله، دانش برای بودن نیست بلکه بودن برای تکامل است، و برای «شدن» و این شدن نیز معنای علمی ـ تجربی ندارد که در معنای پربار ایمانی ـ اخلاقی متبلور می شود.

     و اما همۀ انسانها نمی توانند در جریان رشد اندیشه به این پایۀ از علو برسند و هر یک در مرحله یی توقف می کنند. لیکن درد اصلی و خوف انگیزی که ما را به این مقال کشید نه توقف عده یی ست در مرحله ئی از مراحل علمی، بلکه درد اصلی این خفتِ پا گرفته از دانشِ ماده پرستانه نهفته است که: «علم برای زندگی کردن» و یا «علم برای بهتر زندگی کردن» را کنار گذارده اند و از زمینۀ خجلت بار «تحریف علم برای بهتر زندگی کردن» سوء استفاده می جویند.

     آیا در دنیای کنونی، همه جا «علم برای بهتر زندگی کردن» مورد استفاده قرار می گیرد و یا آنکه «تحریف علم برای بهتر زندگی کردن»؟ اگر «آدمی»! باشد و قبول کند که «استعمار» وجود دارد و باز، معترف باشد که «استعمار فرهنگی» وجود دارد، بلادرنگ اذعان خواهد کرد که این خفتِ شرمبار نیز وجود دارد و بر آنست تا با تحریف زمینه های علمی، نه تنها «علم را برای بهتر زندگی کردن» به کار گیرد ـ هر چند باید روشن ساخت مراد از واژۀ «بهتر» معنای کلی و همه جانبۀ آن نیست و بیشتر در موارد مادی و مصرف کالاهای مادی می تواند تعبیر و تفسیر شود ـ که می خواهد با نفی انسانیتِ انسان و با نگرشِ ابزارگرایانۀ به او (انسان) را در راه بهتر زندگانی کردن فدا کند.

     خوانندۀ محترم، اینک می تواند بهتر به زمینۀ «روش و نگرش» علمیِ امروز، به علم و عالم (انسان) متوجه شود که تا کجای این انحراف فکری زندگانی ما ـ به عنوان استعمار زده ها ـ غرق شده است و چه مقدار توانائی و آگاهی و نیز « از خود گذری» به کار است تا بتوانیم از این ابتذال اندیشه و عمل خود را برهانیم و در جهت تکامل فطری قرار گیریم.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.