سخن مدیر:

دوازدهم ـ برهانگرایی

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

در این بخش از وظایف، نویسنده مؤظف می باشد تا در تحلیل، برای اثبات و استحکام نظر خود، از براهین دقیق و متقن مجاب کننده و تردیدزدای و در عین حال رسا و زیبا استفاده کرده، مطلبِ نیازمند به برهان را مستدل و مقبول سازد.
باید یادآوری نمود که: گاهی اثرگذاری و در نتیجه، تحقق هدف نهایی تحلیل در گرو برهانمندی مسایل آن دور می زند؛ ولو اینکه موضوع تحلیل یک امر عاطفی و ذوقی صرف باشد. لذا تحلیل گر را شایسته آنست که:
اولاً، موارد ایجاب و ضرورتِ اقامۀ برهان را در سرتاسر نوشته ـ اعم از مقدمه، متن و احیاناً نتیجه ـ مشخص و ممتاز دارد؛ و:
ثانیاً، متناسبِ با نفس موضوع، طبیعت و ذات مسئله و ذهن مخاطب خوانندۀ خویش به اقامۀ برهان پردازد. منتها از آنجا که نحوۀ استدلال و نیز تعداد دلایل و براهین در تأثیرگذاری و تحقق هدف نهایی نقشی تردید نابردار دارند، شایسته آنست که تحلیل گر:
الف ـ تلاش کند تا برهان و استدلال وی با موضوع و مسئلۀ مورد تحلیل رابطۀ نزدیک و منطقی داشته باشد؛ و:
باء ـ بیش از نیاز، حد متعارف و نیز، نیاز و قدرت ذهن مخاطب خویش، برهان اقامه نکرده به تحلیل های ویژه، گاهی خشک، دقیق و… استدلالی نپردازد؛
همچنانکه گاهی، برهان آوردن، لطف و جاذبۀ آن را کم کرده و آنرا بیک مطلب کاملاً فنی و خشکِ برهانی بدل می دارد. لذا بهتر آنست تا درین گونۀ از موارد و مواضع، از پرداختن به برهان و کاوشهای برهانی پرهیز شود.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.