سخن مدیر:

دوم ـ تعیین جغرافیای موضوع

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

گاهی نویسنده بجای تعریف دقیق موضوع و یا مسئله به روشنگری پیرامون موقعیت و محدودۀ وجودی موضوع مورد تحلیل پرداخته، محدودۀ نگرش و گزارش خود، موضع نگرشی خود، ابزار، اصول و احکام متنوع مورد نظر خود ـ اعم از برهانی، ارزشی و… ـ را روشن و تبیین می دارد. به این معنا که: هم جایگاه و موقعیت ویژۀ مسئلۀ مورد تحلیل را در رابطه مثلاً با کل هستی، یا خود انسان یا جامعه و یا… معین می دارد و هم محدودۀ گزارش خود را مبنی بر اینکهاین مقاله یا رساله و… چه جنبه هایی از مسئله را مورد توجه قرار می دهد.
لازم است یاد آوری شود که: تحلیل گرِ دقیق، تنها به تعیین و معرفی موقعیت و جایگاه مسئلۀ مورد طرح بسنده نکرده، بلکه موقعیت او را در ابعاد خاص و معین هرکدام از هستی، انسان و جامعه ـ اعم از فرهنگی، اقتصادی و… ـ معین نموده، روابط و پیوندهای مؤثر او را با انسان و معنای زندگانی وی روشن می دارد.
معمولاً وظیفۀ تعیین جغرافیای موضوع زمانی سر و کله پیدا نموده و واجب می آید که:
یا موضوع بسیار روشن و بی نیاز از تعریف می باشد؛ یا نویسنده بخواهد از یک موضوع بسیار کلی و مسئله یی فراگیر، به بخشی از آن عطف توجه دهد؛ مانند آنجایی که بخواهد از میان مثلاً مکتب های اخلاقی به فلان مکتب و یا نگرش پردازد؛ و یا آنجا که بخواهد خوانندۀ خود را به محدودۀ ویژۀ نگرشی و نیز حوزۀ تحلیل و گزارش خود آشنا و وارد نماید.
این کار باعث می شود تا نویسنده به جانمایه، مؤلفه ها و ارکان کاملاً ویژۀ همان قسمتِ از موضوع و مسئلۀ تحلیل اشراف بهتر پیدا کرده و آمادگی تبیین و تشریح ظریف تر، دقیق تر و موشکافانه تر آنرا پیدا نماید.
این وظیفه که گاهی با یافتن اجزاء و مؤلفه های بارز مسئله و مشخص نمودن آنها همراه است، متضمن دقت و حوصلۀ بسیار می باشد زیرا تا هویت دقیق، خواص متعدد، احکام متفاوت و ابعاد گوناگون موضوع و مؤلفه هایش مورد بررسی قرار نگرفته و از این طریق به کلیت موضوع ـ هم از درون و هم از بیرون ـ اشراف برهانمندانۀ ارزیابانه حاصل نشود، محدودۀ وجودی وی آشکارا نمی شود.
مرز بندی موضوع چندین نتیجۀ قابل توجه دارد که ما به ذکر تایی چند از آنها بسنده می داریم.
۱ ـ فکر را در محدودۀ تحلیل به تلاش، کاوش، ارزیابی و… وامیدارد و از پرواز بی خود به جاهایی که در همان موقعیت و زمان، مورد نیازش نمی باشد باز می دارد. و این یعنی حفظ نیروی فکر و کمک به سرحالی و نشاط نویسنده و خواننده!
۲ ـ از مصرف شدن بی جهت و هدر رفتن بی ثمر وقت جلوگیری می نماید؛
۳ ـ نگرش مخاطب را محدود و جلو توقع های نابجای او را می گیرد؛
۴ ـ مسیر تحقیق را شکافته، باز و روشن نگه می دارد؛
۵ ـ میدان تلاش را تنگ ساخته و این امکان را به وی می دهد تا آنچه را باید و نباید در نظر بگیرد، مورد توجه قرار دهد.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.