سخن مدیر:

رابطه با چه؟!

بدون دیدگاه

تجربه ها و بررسی دقیق اهل دل نشانداده اند که: گاهی انسان با «خودِ حیات، شخصِ حیات، ذات و حقیقت و گوهر حیات» رابطه و پیوند برقرار کرده و به این فکر می باشد که خودِ گوهر حیات را تقویت نماید؛ چرا که از زیستن، جز رشد و تنور نفسِ حیات ـ آنهم به نحو و به شکل متعالی آن و جز گوهر حیات به مفهوم ربانی آن ـ چیز دیگری نمی خواهد.
همه می دانیم که: یکی از نامهای مبارک حضرت حق(ج)«حیّ» است؛ و بعضی از بزرگان کوی معرفت و خداشناسی و سالکان طریق محبت و دلدادگی معتقدند که «اسم اعظم» خداوند در دو کلمۀ «حیّ و قیوم» نهفته است!
بر مبنای این باور، اگر خداوند علمی دارد، علم وی از سدنه های اسم مبارک «حیّ» است؛ و اگر سمع و بصر و حکمت داشته و لاجرم سمیع و بصیر و حکیم می باشد، همه اینها و امثال اینها از یاوران و کمک کاران و سدنۀ اسم مبارک حی می باشند.
چرا که اگر مثلاً خداوند رازق می باشد، اول باید «حی» باشد، بعد «رازق و…». پس، از دیدگاهی کاملاً ویژه، سایر اسماء افعال و… در خدمت اسم مبارک حی بوده و با نور همین اسم متنور می باشند.
و حتماً شنیده اید که: پس از تسویۀ جسد و صورتِ انسان نوبت رسید به کار ویژۀ نهائی؛ و قرآن این مرحله را چنین توصیف و طراحی فرموده است:
فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ حجر؛۲۹

در واقع در این مرحلۀ بشکوه، خداوند رشحی از همین گوهر ربانی را برای خلیفۀ خودش هبه فرمود! و لذا، اگر ما احساس حیات و زنده بودن داشته و یا ادعا می کنیم؛ و یا اگر گهگاهی حیات واقعی از حوزۀ وجودی ما تبارز و تجلی دارد، این حیات و آثار و… آن، جلوه ئی و مظهر جلوه ئی از اسم مبارک حیّ می باشدتجربه ها و بررسی دقیق اهل دل نشانداده اند که: گاهی انسان با «خودِ حیات، شخصِ حیات، ذات و حقیقت و گوهر حیات» رابطه و پیوند برقرار کرده و به این فکر می باشد که خودِ گوهر حیات را تقویت نماید؛ چرا که از زیستن، جز رشد و تنور نفسِ حیات ـ آنهم به نحو و به شکل متعالی آن و جز گوهر حیات به مفهوم ربانی آن ـ چیز دیگری نمی خواهد.
همه می دانیم که: یکی از نامهای مبارک حضرت حق(ج)«حیّ» است؛ و بعضی از بزرگان کوی معرفت و خداشناسی و سالکان طریق محبت و دلدادگی معتقدند که «اسم اعظم» خداوند در دو کلمۀ «حیّ و قیوم» نهفته است!
بر مبنای این باور، اگر خداوند علمی دارد، علم وی از سدنه های اسم مبارک «حیّ» است؛ و اگر سمع و بصر و حکمت داشته و لاجرم سمیع و بصیر و حکیم می باشد، همه اینها و امثال اینها از یاوران و کمک کاران و سدنۀ اسم مبارک حی می باشند.
چرا که اگر مثلاً خداوند رازق می باشد، اول باید «حی» باشد، بعد «رازق و…». پس، از دیدگاهی کاملاً ویژه، سایر اسماء افعال و… در خدمت اسم مبارک حی بوده و با نور همین اسم متنور می باشند.
و حتماً شنیده اید که: پس از تسویۀ جسد و صورتِ انسان نوبت رسید به کار ویژۀ نهائی؛ و قرآن این مرحله را چنین توصیف و طراحی فرموده است:
فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ حجر؛۲۹

در واقع در این مرحلۀ بشکوه، خداوند رشحی از همین گوهر ربانی را برای خلیفۀ خودش هبه فرمود! و لذا، اگر ما احساس حیات و زنده بودن داشته و یا ادعا می کنیم؛ و یا اگر گهگاهی حیات واقعی از حوزۀ وجودی ما تبارز و تجلی دارد، این حیات و آثار و… آن، جلوه ئی و مظهر جلوه ئی از اسم مبارک حیّ می باشد.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.