سخن مدیر:
بدون دیدگاه

هر چند سخن بدرازا کشید، اما چون در اول سخن برآن شدیم که محدود در یک رویه قضیه نباشیم، اینک پس از بحث موجز و اجمالی مواضع و خاستگاه های نظری و عملی شرق و غرب، بر آنیم تا به ترسیم سایه روشن سیمای ملت جهادگر و مردم دلبسته به قرآن خویش پرداخته و بدین مقال پایان بخشیم! و اما چون شرح این غصه، قصه ها دارد، و چابک سوارانی اندیشمند را بخویش می خواند و بضاعت و مزجاه ما، ناتوان تر از آنست که بخواهد سیمای ملتی را به تصویر کشد که در برابر بزرگترین غول نظامی تسلیحاتی دنیا در طول تاریخ بشریت ایستاده و در ظرف فقط، پنجسال حدود یک میلیون «شهید» داده اند. لذا آهنگ آن کردیم تا به ذکر رئوس مطالب پرداخته و شرح این غصه در قصه های دیگر باز گوئیم. درین رابطه، بر مبنای وعده صدق ربانی مبنی بر:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ* مائده ـ ۵۴»
خداوند قومی را برانگیخت تا آتش مقدس عشق الهی در مجمر قلوب عاشق پیشگان زمین به خاموشی نگراید، قومی که با گوش دادن به ترنم زیبای فطرت الهی خویش، چنان مست از باده محبت شدند که خمار آلوده راه لقای دوست (شهادت) را بر همۀ هستی رجحان داده، مستانه راهی قتلگاه شدند.

     قومی که دماغ هستی شان را از چشمه سار وحی (قرآن) به نور پاکی آراسته و خانه قلب را از همه محبت ها جز حلیه حلاوتبار «یُحِبُّهُم وَ یُحِبُّونَهُ» پیراسته و از سر قدم در این راه ساخته اند. اینان دل به عشق دادند و لاجرم از کوی معشوق سرکشیدند و صلای محبت در دادند و پاسخ «اِرْجِعی» دریافتند، لذا هم خود رستند و رستگار شدند و هم ملت را سربلند و سرافراز کردند؛ هم ریشه خشکیده اسلام را با خون خویش آبیاری کردند و هم دشمن را با هیبت هراسبار این جهاد مقدس به زبونی کشانیدند.

     مردان مرد ما که در دامان مادرانی عفیف و بزرگوار تربیت شده بودند با اینکار (دادن خون خویش)، باورمان را به رسائی اسلام و منطق حیات بخش آن تقویت کردند، و امیدها شکفته شد و قلبها روشن و قدمها استوار و نور رحمت تابید و آزادی و عشق و… تجلی کرد، چنان خورشیدی در دریاچه ئی از سیماب ناب و…!
و اما در این برهه خاص از انقلاب آنها که حفظ سنگرهای داغ و آتشین را به عهده داشتند، خوب از عهده حفظ و حراست آن امانت بدرآمدند و شایسته آنکه حافظین سنگرهای «علم»، «کتاب»، «ترازو»، «حکمت» و «تزکیه» نیز در راستای تحقق اهداف انقلاب و تحکیم حاکمیت الهی بیش از پیش از خویشتن خلوص و ایثار و تحرک و… نشان داده و هر روز بیش از روز پیش مشت استکبار جهانی را باز کرده و مردم را از حیله های ابلیسی شان آگاهی بخشند؛ باشد که آتش نفاق، کینه، دوروئی، عداوت و… به آب رحمت الهی خاموش شده، مسلمانان افغانستان در پرتو ارشادات الهی قرآن راه رستگاری و فلاح را پیش گرفته و به حق واصل گردند!

     این مقاله تحت عنوان «نگرشی بر رویداد هفتم ثور» در بهار ۱۳۶۳ ﻫ .ش، به تیراژ ۵۰۰۰ جلد، در مرکز تحقیقات و مطالعات انقلاب اسلامی افغانستان، چاپ و نشر گردیده است.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.