سخن مدیر:

راهی برکتبار

بدون دیدگاه

یکی از زمینه های قابل اعتمادی که در رابطه با شناخت گوهر تمدن بما کمک می نماید، فهم دقیقِ برخی از آیات بیّن قرآنی است، که ما خواهیم کوشید فقط به چند مورد قابل تأمل و تعیین کننده تماس گرفته و تحقیق و تتبع بیشتر را به اهلش واگذاریم:
* برخی از آیات قرآنی منشأ و زادگاه تحولات را باطن انسان و جهت گیریهای عملی او در دو حوزۀ نگرشها و گرایشها قلمداد و معرفی می نمایند؛ مثلاً در سورۀ مبارکۀ رعد، آیه یازدهم آمده است که:

     … إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ *
« … به راستی که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر آنچه را در ضمیرشان است تغییر دهند و هرگاه خداوند بر بدی قومی اراده کند هیچ چیز مانع نخواهد شد و جز خدا سرپرستی نخواهند داشت. * »

     همین مطلب را در رابطه با رفتارشناسی و تحلیل زیرساختهای رفتاری تباری قدرتمند و مغرور ( فرعون و یاورانش ) گسترشِ تحلیلی و عبرت آموز قرار داده و فرموده است:

     * کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقَابِ * ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * انفال ۵۲ و ۵۳
« همانند شیوۀ فرعونیان و اسلافشان که آیات خدا را انکار کردند ـ و خدا آنها را به کیفر گناهانشان فرو گرفت ـ مسلماً خداوند نیرومند و کیفرش بسیار سخت است. * زیرا خدا نعمتی را که به قومی داده است تغییر نمی دهد مگر آنچه را در ضمیرشان است تغییر دهند ـ مسلماً خداوند شنوای داناست. * »
آیه، در رابطه با علت نهادین تلاشی و نابودی فرعونیان، به طور روشن و صریح اعلام می دارد که: کَفَرُوا بِایاتِ اللهِ… یعنی: فرعونیان بر ارزشهای روشن ایمان و حقایق انکارناپذیر گرایش های ایمانی دیده فروبسته و پشت کردند، که از قوت به ضعف و از نعمت به نقمت فرو غلتیدند! و این نتیجۀ دگرگون شدن نگرش و باورهای باطنی آنها بود.
در این رابطۀ ویژه آقا امام صادق (ع) کلامی بلیغ دارند که نقل آن می تواند برای اذهان مستعد مفید و بینشبار باشد:
فِی اُصُولِ الکافی عَن مُحَمَّدُ بنُ یَحیی، عَن اَحمَدِ بنِ مُحَمَّد وَ عَلِیُّ بنُ اِبراهیم، عَن اَبیهِ جَمیعاً، عَن اَبی مَحبُوب، عَن الهَیثَم بنِ واقِد الجَزری قالَ: سَمِعتُ اَبا عَبدِاللهِ (ع) یَقُولُ: اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَ نَبِیّاً مِن اَنبِیائِه اِلی قَومِه وَ اَوحی اِلَیهِ اَن قُل لِقَومِکَ اَنَّهُ لَیسَ مِن اَهلِ قَریَهٍ وَ لا ناسٍ کانُوا عَلی طاعَتی فَاَصابَهُم فیها سَرّاء فَتَحَوَّلوُا عَمّا اَحَبُّ اِلَی ما اَکرَهُ اِلّا تَحَوَّلتُ لَهُم عَمّا یُحِبُّونِ اِلی ما یَکرَهُونَ وَ لَیسَ مِن اَهلِ قَریَهٍ و لا اَهلِ بَیتٍ کانُوا عَلی مَعصِیَتی فَاَصابَهُم فیها ضَرّاء فَتَحَوَّلوُا عَمّا اَکرَهَ اِلی ما اُحِبُّ اِلّا تَحَوَّلتُ لَهُم عَمّا یَکرَهوُنَ اِلی ما یُحِبُّونَ…
« … از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: خداوند عزوجل پیامبری از پیامبران خویش را به سوی قومش فرستاد و به او وحی کرد که به قومت بگو: اهل شهر و دیار و مردمی بر طاعت من نبودند که آنها را سختی رسید و از آنچه دوست دارم به آنچه ناپسند دارم، روی آوردند، مگر اینکه من هم آنچه را که دوست داشتند به آن چه ناپسند داشتند تغییر دادم؛ و اهل شهر و دیار یا خانه ای نبودند که معصیت می کردند و در آن معصیت بدانها گرفتاری رسید، آنگاه از آنچه ناپسند دارم، به آنچه دوست دارم روی آوردند، مگر اینکه من هم آنچه را که ناپسند داشتند بدانچه که دوست داشتند تغییر دادم. » ([۱])

     به عبارتی دیگر، فرعونیان ایمان و تنور ایمانی را باختند که به آن درد ( فروپاشی ) مبتلا شدند، و نه اسباب و وسایل و باغ بالا و آسیای پائین را. و این مؤید آنست که: آبشخور تمدن را باید در زمینه های دیگری جستجو کرد، و مؤلفه های وجودیش را نیز، از همان حوزه ها سراغ گرفت؛ چه در غیر آن ( بر مبنای نظری که اصالت را به قدرت و ابزار مادی می بخشد )، فروپاشیِ دستگاه فرعون ـ با آن عظمت افسانه ای، با آن تحقیرهائی که به دلیل نداشتن قدرت مادی و زر و زیور و تجملات و…، بر موسی (ع) روا می دارد؛ با آنهمه ادعای قدرت شکن، آنهم تا بدان پایه که می خواهد با ساختن آسمان خراشی، به آسمان بر شده و از خدای موسی (ع) اطلاع پیدا کند و…! ـ توجیه ناپذیر می نماید!
بر مبنای اصلی دیگر ـ دقت شود ـ ، چون جلوه های تمدن جلوه هائی هستیمند و وجودی هستند، عدم، تلاشی و فساد را بر آنها دستی نه، و راهی نمی باشد؛ لذا، هر جا پای فروپاشی و نیستی به میان آید، نفسِ قضیه مثبت و مؤید آنست که در آنجا تمدنی تقرر پیدا نکرده بوده است؛ و آنچه نابود شده، جلوه های فناپذیری بوده است که عده ئی مغرض، روی دلایلی مشخص، آنرا تمدن و جلوه های تمدن و… قلمداد می کرده اند! همانگونه که جلوه های تمدنی که موسی (ع) بر پایۀ ایمان و اخلاص و ایثار و عدل و آزادی و… بنا کرد، نه تنها نابود نشده و ماندگار ماند که حتی توسط پیام آوران بعدی « تأیید و متکامل » گردید!

     * *  برخی آیات دیگر خیر، نیکی، نعمت، ارزش و… و متضادهای آنها را در گرو تلاشهای خود فرد و در پیوند متقابلِ با آنها معرفی و قلمداد می کند؛ چنانکه در زمینۀ جوامع نیز؛ و اما در رابطه با مورد افراد:
۱ ـ إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَهِ لِیَسُوءُا وُجُوهَکُمْ… * اسراء ۷
« اگر نیکی کنید به خود کرده اید و اگر بدی کردید باز به خود کرده اید و چون وعدۀ دیگر فرا رسد اثر غم و اندوه در رخسارتان ظاهر شود… * »

    ۲ ـ مَن کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ * لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْکَافِرِینَ * روم ۴۴ و ۴۵
« کسی که کفر ورزد، کیفرش بر خود اوست، و آن که نیکوکار باشد سود خود را مهیا کرده است * تا ( خداوند ) مؤمنان درستکار را از فضل خود پاداش دهد، به راستی که او کافران را دوست ندارد. * »

    ۳ ـ مَّنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْهَا وَ مَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ * فصلت ۴۶
« آن کس که کاری شایسته کند به سود خود اوست و هر کس بدی کند به خویشتن بدی کرده است و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم روا ندارد. * » و اما در مورد جوامع:

۱ ـ تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ لَکُم مَّا کَسَبْتُمْ وَ لَا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ * بقره ۱۳۴
« آنها امتی بودند که درگذشتند و اعمالشان از آن خودشان است و اعمال شما از آن خودتان، از شما نمی پرسند آنها چه کرده اند. * » عین همان بیان را در همین سوره، آیۀ ۱۴۱، تأکید نموده است.

۲ ـ … یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْیُکُمْ عَلَىٰ أَنفُسِکُم مَّتَاعَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ثُمَّ إِلَیْنَا مَرْجِعُکُمْ فَنُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ * یونس ۲۳
« … ای مردم سرکشی و ستمکاریتان به زیان خودتان است، متاع چند روزۀ دنیاست، سپس بازگشتتان به سوی ماست و شما را به کردارتان آگاه خواهیم کرد. *

۳ ـ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ * قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ کَانَ أَکْثَرُهُم مُّشْرِکِینَ * روم ۴۱ و ۴۲
« به سبب اعمال مردم، در برّ و بحر فساد آشکار شد تا جزای بخشی از اعمالی را که انجام داده اند به آنها بچشاند، شاید بازگردند. * بگو: در زمین بگردید تا ببینید عاقبت گذشتگان، که بیشترشان مشرک بودند، چگونه بود. * »

     از آنچه آمد، ضمن رسیدن به فهم قسمتی از قوانین حاکم بر گرایشها، می توان به این امر قابل تأمل نیز نایل آمد که « تمدن » از نظر جوهری و ذاتی امری کنشی است و نه داشتنی. و لذا شایسته آنکه، گوهر و مؤلفه های وجودی آنرا در همین زمینه به جستجو برخواست.
در این کنش اولاً: به جای پویا و شکوفا شدنِ هر چیز دیگر، جان انسان پویا و شکوفا شده و در فرایند توسعه، رشد و تعمیق فعالیتِ دستگاه وجودی، بهترین، زیباترین، بشکوه ترین، آرامشزاترین، آزاد کننده ترین و هوشرباترین فرآورده های عام انسانی ( راستی، عفاف، صفا و صمیمیت، غنا و ایثار، عرفان و آزادگی، پاکی و عشق و… ) تولید و پدیدار می گردد، تا تمدنی بکر و غنامند و معنیدار، بر پایۀ آنها بنا شده و بودنِ انسان را معنا و زیبائی بخشد؛ نه ابزاری که ذوق تحقیر کننده و رسوائی بارِ رسیدنِ به آنها، تولید هزاران فساد، از قبیل حرص و هوس و پلیدی و ظلم و استثمار و عداوت و ناهمزبانی و… را تشدید و تسریع نماید! و ثانیاً، فرد با چیزی برتر از آنچه دارد در پیوند و ارتباط بوده و برآنست تا به جائی، مقامی و مکانتی برتر، از آنچه در آنست دست پیدا کند. زیرا، اگر مبنا را بر فهم دینی بگذاریم، چون تمدن ذاتاً و جوهراً جهتی علوی و فرارونده دارد، نه فروکشنده، لذا، هر جا مشاهده گردید که جهت تلاشها و کنش ها فروبرنده و حیثیت زدای بود، باید قبول نمائیم که تلاشها در مسیر ضد تمدن قرار دارند و لاغیر!

* * * برخی دیگر از آیات مبارکۀ قرآن، پیوند و اثر متقابل نگرشها و گرایشها را تأیید و تبیین می دارند؛ که ما فقط به ذکر موارد بسیار معدودی بسنده می داریم:

وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقًا قَالُوا هَٰذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَ لَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ * بقره ۲۵ ([۲])
۱ ـ « به مؤمنان نیکوکار بشارت ده که آنان را باغهایی است که نهرها در آن جاری است و چون از میوه های آن روزیشان شود می گویند: این مانند میوه ای است که پیش از این برخوردار بودیم و میوه های آن همه یکسان است و آنان را همسرانی پاک و پاکیزه است و جاودانه در آن خواهند بود. * »

۲ ـ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ… * اعراف ۹۶
« اگر ساکنان تمام بلاد ایمان می آوردند و تقوی پیشه می کردند، درهای برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم… * »

۳ ـ وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَىٰ وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یُسْرًا * کهف ۸۸
« اما کسی که ایمان بیاورد و عمل صالحی انجام دهد نیکوترین پاداش را خواهد داشت و ما فرمان آسانی را به او خواهیم داد. * »

۴ ـ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ … * انفال ۲۴
«  ای مؤمنان هنگامی که خدا و پیامبر شما را به چیزی می خوانند، بپذیرید تا [ به حیاتی علوی ] زندگی تان بخشد… * »

* * * * بعضی از آیه های قرآنی « فلاح و کرامت » وجودی ( نهادی ترین و جوهری ترین مشخصه های تمدنِ معنیدار ) را در گرو « تزکیه و تقوی » معرفی کرده و از این طریق انسان را به عالیترین درجات کرامت و مکانت وجودی تشویق و ترغیب می نماید.
زائد خواهد بود اگر تأکید نمائیم که: این مکانت جنبۀ وجودی داشته، نه تنها از نظر تقرر به مادون خود وابسته نبوده، از مادون خود و آفریده های خود کسب وجهه و آبرو نمی دارد، که به هر چه توجه کند، آنرا معنا بخشیده، جهت علوی داده و مایۀ برکت، بالندگی و ماندگاری آن خواهد شد.

۱ ـ وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا * شمس ۷ ـ ۹
« سوگند به روح آدمی و آنکس که به اعتدال آن را آفرید * و خیر و شر را به او الهام کرد * هر کس نفس خود را تزکیه کند رستگار خواهد شد. * »

۲ ـ وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ * فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَىٰ * نازعات ۴۰ و ۴۱
« آن کس که از وقوف نزد پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی دور داشته باشد در بهشت مقام یابد. * »

۳ ـ قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّىٰ * وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ * اعلی ۱۴ و ۱۵
« کسی که خود را تزکیه کند مسلماً رستگار شود * و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز برپا دارد. * »

۴ ـ لَٰکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ وَ أُولَٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَ أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * توبه ۸۸
« ولی پیامبران و اصحاب مؤمنش که با مال و جان خود جهاد کردند، نیکیها از آن آنهاست و آنان همان رستگارانند. * »

۵ ـ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَ هُم بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ * أُولَٰئِکَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * لقمان ۴ و ۵
« برپادارندگان نماز و دهندگان زکات و یقین کنندگان به آخرت ـ که در طریق هدایت پروردگارشان هستند ـ رستگارند. * »

۶ ـ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثَىٰ وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ * حجرات ۱۳
«  ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را دسته ها و قبیله ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید ولی گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست، خداوند دانای آگاه است. * »

     در این زمینۀ ویژه نیز، آنچه آمد مؤید آنست که:
الف ـ تمدنِ معنادار، دارای « گوهر » و « جهتی » علوی و ربانی است؛
باء ـ پیامدها و ثمراتش مستمر، کامل، پخته و زوال ناپذیر است؛
جیم ـ ذلت زدای، اسارتزدای، دلهره زدای و آرامش دهنده است؛
دال ـ زندگی را نور، طراوت، نشاط و معنی می بخشد؛
هاء ـ جز در سایه سار ایمان و نگرشها و گرایشهای مخلصانۀ توحیدی تحقق پیدا کرده نمی تواند؛
واو ـ اصلاً و به هیچ وجه تقرر و ظهورش وابسته و ملازم به زمینه ها و دارائی های برونی نمی باشد؛ و لذاست که خداوند، با کرامت ترین انسانها را، با وقایه ترین ( پرهیزگارترین ) افراد، و نه دارنده ترین، تکنسین ترین، برخوردارترین و… معرفی می کند.

     با این مایۀ از بینش، اگر در موردی چیزی به عنوان تمدن مشاهده شد که از ویژگی های یاد شده محروم بود، با خاطری جمع می توان پذیرفت و اعلام کرد که: تمدن به مفهوم عمیق انسانیِ آن تقرر و ظهور نیافته است؛ هر چند که شاید: برخی از جلوه های مادی، بی جهت و زوال پذیر دانش و یا دارائیِ بشری پدیدار می باشد.



[۱] ـ علل انحطاط تمدنها از دیدگاه قرآن، ص ۱۱۳ ؛

[۲] ـ تأملِ در این آیه، هم انسان را به گوهر تمدن رهنمون می شود، هم رازِ هستیمندی و فنا ناپذیری مؤلفه ها و پیامدهای آنرا بر ملا می سازد؛ فتأمل!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.