سخن مدیر:

زیر مجموعه های وجوه تشابه و تمایز(الف – هاء )

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

     الف ـ حیات گروهی: این ویژگی مشترک حداقل در رابطه با مورچه ها، موریانه ها، زنبور عسل، گوزنها، برخی از گونه های ماهیها، فیل ها، کرگدن ها، میمونها و دسته های متنوعی از پرندگان و آبزیان قابل توجه بوده و تحقیقات قابل اعتمادی آنرا تأیید می کند.
باء ـ تقسیم کار و انباشت: در این رابطه نیز تحقیقات متنوع مؤید حضور و حاکمیت این ویژگی در میان دسته های متنوع حیوانات و در زمینه ها، موارد و مواقع کاملاً روشن و معین می باشد.
      جیم ـ حضور مشخص رهبری: ( چیزی معادل سرکرده، سردسته، جلودار و… )، قائم مقامی ( فرد شماره دو )، دفاع و حمایت از نسل و ضعفاء و… که این اصل در میان دسته های متنوع میمونها، فیل ها، گوزنها، کرگدنها، شیرها و… انکار را به هیچ روی بر نمی تابد.
دال ـ حوزه حاکمیت و سلطه: که آنرا هم دسته ئی از پرندگان معین می کنند، هم چرندگان و هم درندگان.
هاء ـ زیباپسندی و زیباسازی: این اصل اگر چه در میان دسته هائی از پرندگان بیشتر محسوس می باشد، ولی تحقیقات متنوع نشان داده است که بسیاری از دسته های حیوانی ـ حداقل در موارد و مقاطع ویژه ئی ـ آنرا به نمایش می گذارند.([۱])

     از سوئی، چنان که روشن و بی نیاز از برهان می باشد، انسان به صورتی کاملاً ممتاز دارای ویژگی های افتخارآمیزی است که حضور و حاکمیت آنها، وی را تا مرتبۀ « خلیفه اللهی » عروج داده است؛ که اگر بخواهیم عمده ترین آنها را یاد آور شویم، از این قرار توانند بود:
الف ـ خردمندی و خردورزی.
باء ـ آزادی و آزادگی.
جیم ـ آرمانمندی و آرمان گرائی.
دال ـ ارزش گذاری و ارزش گرائی.
هاء ـ تقدس محوری.
واو ـ کمالمندی و کمالگرائی؛ که این ویژگی در حوزۀ برونی، در تمام جلوه ها و مظاهر آن ـ و حوزۀ درونی که مربوط به حرکتِ وقفه ناپذیر و پایان ناپیدای وی از مراحل قبل از تکوین نطفه و… تا مرحلۀ فوق تجرد نفس ناطقه ـ و زمینه های متنوع علمی، عقلی، زیبا شناختی و غیره اش ظهور و بروز دارند.
زاء ـ مسئولیت پذیری که متوجه ارزشهای والا، آرمانهای والا و… می باشد.
حاء ـ فطرتِ مطلق گرای تعبدی؛ که برای بیشترِ خوانندگان محترم و دقیقه یاب این وجیزه روشن می باشد.

     حال ـ و با درخواست پوزش از آوردن این همه مسایل روشن و بدیهی ـ اگر به این نتیجه رسیدیم که « محوریت و رشد و… » متوجه مشترکات حیوانی ـ و به ویژه بر محور تولید، کسب، انباشت و مصرفِ اشیاء مادی و برونذات اعم از تکوینی و تکنولوژیکی ـ می باشد، باید بپذیریم که رشد و تکامل و توسعه و… هست اما معنیدار و انسانی نیست! زیرا انسان دقیقاً زمانی آغاز می شود که اولاً حیوان بمیرد([۲])؛ و ثانیاً به شکلی آرمانمندانه محوریت مستقل و الوهی وی شکوفا گردد. چنانکه طفولیت، بلوغ، میانسالی، پیری و…! ولی اگر متوجه شدیم که محوریت و رشد در جهت امتیازهای بلا منازع انسانی است، می توانیم با خاطری آسوده آنرا « تمدنِ انسانی » پذیرفته و ارج و ارزش گذاریم.
از سوئی، اگر بپذیریم که تمدن امری انسانی است، متوجه این نکته خواهیم شد که در « تمدنِ انسانی » توجه به نقش قید انسانی، هم مبنای نگرش ها را متحول می دارد و هم جهت گرایشها و آرمانها را. چرا که در این نگرش فرد متوجه می شود که جهت گیری تمدن ـ حتی از نظر جلوه های وجودی ـ انسانی است؛ این نگرش او را معتقد می دارد که برای تحقق آن باید متوجه مایه هایی باشد که ضامن تحقق و شکوفائی خصایص ذاتاً انسانی می باشند؛ و این، باورمندش می سازد که برای تحقق و تبلور تمدن، انسان قبل از لباس های شیک و مدرن، خانه ها و ساختمانهای چند اشکوبه، ماشین های رنگارنگ، خیابانهای تمیز، شلوغ و مفشن، ابزار صنعتی مشغولیت زای، رایانه های پرکار و سریع و… به گوهر آدمیت و به انسان بیدار و برخوردار از فراآگاهی، انسان هدفمند تعالیجوی، انسان خودیافتۀ به فردیت رسیده، انسان آفرینشگر مبتکر، انسان ارزش محور پرتلاش شکیبا، انسان تزکیه و تطهیر شدۀ از درون و برون، انسان تزئین یافته و آرایش شده با لطایف و مکارم ارزشی و در یک کلام: انسان خداگونۀ عاشق پیشه نیازمند می باشد.
انسانی که با کردار معناجوش و ارزشبار خویشتن، هدف تعالیمند خود را به نمایش گذاشته؛ خود، توجیه پرجذبۀ حضور و تشخص خویشتن باشد. چرا که فقط در اوضاع و احوالی از این دست می باشد که جوهر تمدن انسانی می تواند حضور معنادار و تحقق ارزشبار خود را عیناً و عملاً به نمایش گذاشته: پوشیدن لباس ـ ولو که همراه با تنوع طلبی های شکلی و یا محتوایی ـ معنادار شود؛
خانه ها و ساختمانهای متنوع، چه امروزی و چه دیروزی جایگاه و هدف انسانی خود را باز یابند؛
ماشین های رنگارنگ مفید و مؤلد، در خدمتِ تحقق و شکوفائی ارزشها و آرمانهای « محبت محورِ » انسانی قرار گیرند!

     خیابانها حرکت رازبار، کمال محور، انس آفرین و روحنواز انسانهائی را ترنم نمایند که با طهارت، اخلاص و عشقی بشکوه و برکتبار در طریق وداد، برادری و تعبد، از جان و دل و عقل و اشراق ـ و نه از جهل و غفلت و وهم پندار و خدعه و ستم و… ـ سرمایه گذاری نموده و در تلاشند! و در یک کلام: همه چیز به صورتی ایثارگرانه، مشفقانه، محبت پرورانه و متعبدانه در خدمت تحقق صورت انسانی، هویت الهی و ارزشهای ربانی همۀ افراد جامعه بوده و در مسیر کسب رضا و لقاء حضرت معشوق با یکدیگر محبت ورزند.



[۱] ـ قسمتی از دستاوردهای دانشمندان را در زمینۀ موارد یاد شده، انتخاب و برون نویسی کرده بودم که به دلیل روشنی مطلب و افزوده شدن بر حجم این نبشته، از نقلشان دیده بر بستم.

[۲] ـ یعنی حیوانیت در وجودش مرده و خود از سیطرۀ غریزه و جنبه های حیوانی به نحوی کاملاً معنیدار آزادی حاصل کرده باشد.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.