دسته‌ها
راز و رمز نویسندگی

سرمایه های نویسنده

تجربه های فراوان فرزند آدمی در زمینه های مختلف مؤید این حقیقت اند که هیچ کاری در پهنۀ خاک و میادین افلاک بدون داشتن مایه و گذاشتن سرمایه نه ممکن است و نه ثمر بخش! زیرا که سنت پا برجای حق بر این اصل تکیه داده است که: تا ندهی، نگیری؛ و تا نکاری، ندروی. و این از مسلمات است؛ منتها در هر زمینه و موطنی، مایه و سرمایه متناسب با ماهیت و هویت همان زمینه و موطن بوده، گاهی مایه و سرمایه از جنس چیزهای مادی و منقول است و زمانی از جنس اموری معنوی و معقول، ارزشی، عاطفی و شهودی و غیره.
در عالم فکر، باور، عاطفه، ارزش و شهود نیز، همان قانون بر روال فراگیر و همیشگی خود حاکم است. یعنی تا نویسنده و تحلیل گر، از مایه هایی درخور و سرمایه گذاریهای شایسته و دقیق و… برخوردار نباشد، هرگز در امر برداشت و ارائه ی تحلیلِ مثمر، راهگشا، ارزشمند و کمالبار مؤفق نتواند بود.
آنچه در این رابطۀ ویژه قابل ذکر می باشد اینست که : ما به واسطۀ وسعت و ژرفای دامنۀ این بحث، التزام به اجمال و ایجاز و عدم گنجایی این وجیزه، هرگز قادر نخواهیم بود تا پیرامون هر یکِ از موارد مربوطه، بحثی درخور و شرحی شایسته ارائه نمائیم. از اینرو فقط به ذکر فهرستوار موارد عمده بسنده کرده، خوانندۀ پر حوصله را به نوشته های مبسوط و مشرح حوالت می دهیم. و اما مهمترین مایه ها و سرمایه های لازم برای نویسنده ای که می خواهد خود و دیگران را از فهم درست و واقعی اشیاء و امور و از پیش بینی و پیشگیری رویدادها برخوردار ساخته و به قرب حق نایل سازد عبارت خواهند بود از:
* داشتنِ شناختی دقیق و قابل اعتماد از جهانِ برون از خود؛ از انسان درکلیۀ ابعاد، مناسبات و روابطِ گوناگونش و از خداوند منان! و این یعنی برخورداری از دانشی عمیق، فراگیر و درخور، تا فکر و قوای فاهمه را به نظم درآورده، برهان را دست آویز ساخته، عاطفه را پالوده و حساس نموده، بینش را پشتیبانی نماید!
* داشتن فکری پویا و شاداب؛ خردی فعال، ژرف نگر و دقیقه یاب؛ عاطفه یی زلال روشن و پرکشش؛ بینشی شفاف، معطر و با ثبات؛ ذوقی پالوده و لطیف و…! و این، میسر نگردد مگر به تحمل تحصیل کامل؛ فراگیر، همه جانبه و تمرین مستمر عقلی، بویژه در زمینۀ علوم پیچیدۀ انسانی؛ زیرا که محقق، بدون داشتن اطلاعات دقیق و برهانمند از مبادی علوم، و فکری جرار و شاداب ـ و حداقل در رابطه با مسئله و موضوع مورد نظر و تحلیلش ـ نبشته ای درخور عرضه نتواند کرد؛
* داشتن ذوق و آمادگی ذهنی ـ برای مطالعه، کاوش، تحقیق، تشکیک، تأسیس، استدلال و… ـ و داشتن شکیبایی، استقامت و صداقت در امرِ تداوم تحقیق و نحوۀ ارائه ی مدلل، پرجاذبه، صمیمانه و منتقدانۀ تحلیل؛
* نگرشی عمیق و حساسیتی قوی، سریع و ژرفیاب؛ تا بتواند مسایل نو، ژرف، مهم، اصیل، محوری، موردنیاز، اثرگذار ـ چه از نظر منفی و چه از نظر مثبت ـ را شناسایی و معرفی دارد!
* داشتن و برخوردار بودن از آزادگی و شهامتی درخور، برای ابراز و بیان حقایق و واقعیت ها ـ اعم از درست و نادرست، ارزشبار و زیانبار، زشت و زیبا و… و حفظ حرمتِ قلم و خرد و باور و…! ـ و همین سرمایه است که وی را از بند ضد ارزشهای بیشماری از قبیل «حرص و جبن و حسد و بخل و هوسبارگی و شهرت طلبی متنوع» رهانیده و به: واقع بینی و ارزش گرایی و صمیمیت و طهارت و فراخوانی به نمودهای متنوع» و ابعاد و مظاهر و مجالی آنها می کشاند.
* آشنایی و تسلط با زبان و امکانات و استعدادهای زبانی؛ زیرا، هر مقوله ای ویژه را می طلبد که هرگاه با زبانی دیگر ارائه شود، از جاذبۀ لازم برخوردار نخواهد بود؛ مثلاً: بعضی مقوله ها با زبان غنایی سازگارتر است تا حماسی و یا علمی؛ و بعضی با زبان برهانی سازگارتر است تا زبان اخلاقی و غنایی و… .
* آشنایی و تسلط با روشی علمی، کارآمد، ثمربخش و پرجاذبه برای تحلیل و پرداخت موضوع مورد نظر و نیاز.
* برخورداری از قدرت ابتکار و ابداع و قوت خلاقیت و آفرینش، بویژه در رابطۀ با شکل ارائه ی کار و زبان ویژه اش.
* برخورداری از طرحی مناسب، هماهنگ، صریح، معنادار، پرجاذبه، راهگشا، روشنگر، و متکی بر زمینه ها، وقایع، احکام و مناسباتی درست، واقعی، ارزشمند، مستدل، دفاع پذیر، ثمربخش و استعلایی!
* داشتنِ هدفی سخت انسانی، خدامحور، کمال گرای، بالنده و آزاد سازنده از هر آنچه هویت ربانی او را اسیر و خدشه دار می سازد! در واقع حضور و حاکمیت همین آرمان است که به زندگانی و تلاشهایش ارزش و معنا و احترام بخشیده، تعهد و التزام او را قوت و صراحت بخشیده، واقع بینی و واقع گرایی او را ـ به معنای ربانی و لاهوتی آن ـ مسجل ساخته، درد رسیدن و رسانیدن خود و دیگران را به اوج و ذروۀ کمال ـ که همان حق مطلق است ـ در او بیدار و فعال می سازد. هم بدانسان که همین هدف والاست که او را از توجه به اهداف ناپایدار و سپنجی و هدف نماها و… فرار داده و قلم و زبانش را از بند عقده ها و انواع خودفروشی ها می رهاند!
* توان تحمل تنهایی و خلوتی فکورانه؛ و ذوق همدلی با بزرگترین دانشمندان پرحوصلۀ ساکتِ کمال بخش (کتابهای مادر و مرجع)؛
* دوری از هر آنچه مخالف و متضاد با زمینه های یاد شده می باشند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *