سخن مدیر:

سوم ـ کامه (،)

بدون دیدگاه

کامه، که آنرا «ویرگول»، «واو چپه» و «درنگ نما» نیز گفته اند؛ در موارد زیر به کار می رود:
الف ـ میان دو و یا چند عبارتی که هر کدام غیر مستقل بوده و همۀ آنها در حکم اجزای یک جملۀ کامل باشند؛ مانند: کمال زهد، آنجا که در طلب قرب تلاش می کنی، چهرۀ دیگری می نماید.
باء ـ گاهی به جای واو عطفی که میان دو و یا چند اسم و کلمه قرار گرفته است به کار می رود؛ مانند: در برخی از دوره ها پاکی، راستی، اعتماد و ایثار افسانه می شوند.
جیم ـ وقتی که در نبودن کامه، امکان اشتباه خوانی وجود داشته باشد؛ مانند: چرا نه، می شود.
دال ـ آنگاه که ممکن باشد خواننده، دو کلمه را به شکل مضاف و مضاف الیه بخواند، میان آنها ویرگول می گذارند؛ مانند: رفتم به خانه، احمد نبود برگشتم.
هاء ـ هر گاه اسمی و یا عبارت و جمله ای که به عنوان عطف بیان یا بدل و توضیح و… در ضمن جملۀ اصلی آورده شود، کامه گذاشته می شود؛ مانند: شهید صدر، وقتی فلسفتنا را می نوشت، هنوز به سی سالگی نرسیده بود. و یا وقتی به او لبخند زدم، با آنکه از ترس می لرزیدم، برق امیدی ناآشنا، همۀ روانش را روشنایی بخشید.
واو ـ میان عبارتهای قیدی و دراز نیز ویرگول می گذارند؛ مانند: برف، به آرامی، صورت گرفته اش را نوازش می کرد.
زاء ـ برای جدا کردن بخشهای آدرس، یا ارجاع به صفحات متعدد یک کتاب، و یا مرجع و مأخذ یک کتاب هم از کامه کمک می گیرند؛ مانند: مشهد، خیابان امام رضا، کوچۀ محبان ولی عصر«ع»، بن بست سمت راست، پلاک ۹۲، کد پستی ۱۲۳۷۴.
یا: ابن سینا، شفا، برهان، صفحه های ۱۰۴،۱۱۲،۹۲،۷۳.
یا: مثنوی، تصحیح استعلامی، شرکت انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۷، هـ .ش.ص ۱۲۶.
حاء ـ گاهی قبل و بعد از جمله های دعائیه ای می آید که در میان جملۀ اصلی قرار دارند و نه جمله های ویژۀ دعائیه، که معمولاً به شکل مستقل و در آخر مطالب مربوطه جا می گیرند؛ مانند: در الهی نامۀ خواجۀ انصار، رحمۀ الله علیه، آمده است که: الهی! آن را که عقل دادی، چه ندادی؟ و آن را که عقل ندادی چه بدادی.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.