سخن مدیر:

سیّم ـ حیات محوری

بدون دیدگاه

این تمدن به صورتی ذاتی و جوهری رو به حیات داشته و لاجرم، با اعراض از هر آنچه بیجان و مرده طبع و در جهت مرگ باشد، تلازم دارد. باید اشاره کرد که در اینجا، مراد از حیات، همان حیات طیبۀ معنادار انسانی است و نه صرف « درّاکِ فعّال » بودن حیوانوار!
طبیعت ذاتیِ این تمدن ایجاب می کند تا نگرشها و گرایشهای فرزند آدمی به گونه ئی طراحی و جهت داده شوند که « نتیجه » به نفع رشد، توسعه، تعمیق و شکوفائیِ « حیات انسانی » تمام شود، که امری است اصیل و درونذات؛ و نه به نفع ابزار و اشیائی که حیات معنادار وی را به بازی می گیرند!
به دیگر سخن، تمدن انسانی پویائی، نشاط، رنگینی، شکفتگی و… را به ابعاد و زمینه هائی متوجه ساخته و هبه می کند که با ذاتِ نورین حیات، حقیقت وجود و جانِ فرزند آدمی، یگانه اند. این باعث خواهد شد تا انسان از عمق ذات خویش انگیخته شده، با همۀ هستی خود پویا شده و با همۀ حیات، آزادانه و سرافراز، « حقیقتِ آرامش و نشاط » را « در خود و از خود » تجربه نماید! در حالی که نظام ابزارمحور، پویائی ذاتی را از انسان دزدیده و به ابزار سپرده و نشاط معنیدار را از گلستان باطن وی برون انداخته و او را مجبور می دارد تا « از برون » و اغلب از طریق خریدن، داشتن و مصرف کردن وسایل غفلت بار برونی، جستجو نماید!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.