سخن مدیر:

سیّم ـ دورۀ حضرت صالح (ع)

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  در رابطه با دوران رسالت، تلاشهای هدایت گرانه و دلسوزیهای مشفقانۀ حضرت صالح (ع) آیات قابل توجهی وجود دارد که ما ضمن بررسی فقط چند مورد معدود متوجه شدیم که عمده موضع گیری های مردمِ مخالف آن پیامبر بزرگوار را: کفر، فساد، حق ستیزی و سرکشی، ظلم، تکذیب حق و آیات او، استکبار، مکر، گناه، کوردلی، و هدایت ستیزی تشکیل می داده است که به گوشه هائی اشاره می دهیم:

     * … فَاذْکُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ * اعراف ۷۴
« … پس نعمتهای خدا را بیاد آورید و در زمین سر به فساد بر مدارید *»

     * قَالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِی آمَنتُم بِهِ کَافِرُونَ * فَعَقَرُوا النَّاقَهَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ قَالُوا یَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن کُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ * اعراف ۷۶ و ۷۷
« کسانی که استکبار می ورزیدند، گفتند: ما به آنچه شما بدان ایمان آورده اید کافریم *. پس آن ماده شتر را پی کردند و از فرمان پروردگار خود سر پیچیدند و گفتند:  ای صالح، اگر از پیامبرانی، آنچه را به ما وعده می دهی برای ما بیاور *».

     * وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَىٰ عَلَى الْهُدَىٰ فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَهُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ * فصلت ۱۷
« و اما ثمودیان: پس آنان را راهبری کردیم [ ولی ] کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند، سپس به [ کیفر ] آنچه مرتکب می شدند صاعقۀ عذابِ خفت آور آنان را فرو گرفت *»

     * کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ * فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِی ضَلَالٍ وَ سُعُرٍ * أَأُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ * قمر ۲۳ ـ ۲۵
« قوم ثمود هشدار دهندگان را تکذیب کردند *. و گفتند: آیا تنها بشری از خودمان را پیروی کنیم؟ در این صورت، ما واقعاً در گمراهی و جنون خواهیم بود *. آیا از میان ما [ وحی ] بر او القا شده است؟ [ نه ] بلکه او دروغگویی گستاخ است *»

     * وَ إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُّجِیبٌ * قَالُوا یَا صَالِحُ قَدْ کُنتَ فِینَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَٰذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَ إِنَّنَا لَفِی شَکٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَیْهِ مُرِیبٍ * هود ۶۱ ـ ۶۲
« و به سوی ( قوم ) ثمود برادرشان صالح را [ فرستادیم ] . گفت:  ای قوم من! خدا را بپرستید. برای شما هیچ معبودی جز او نیست. او شما را از زمین پدید آورد و در آن شما را استقرار داد. پس از او آمرزش بخواهید، آنگاه به درگاه او توبه کنید، که پروردگارم نزدیک [ و ] اجابت کننده است *. گفتند:  ای صالح، به راستی تو پیش از این، میان ما مایۀ امید بودی، آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند باز می داری؟ و بی گمان، ما از آنچه تو ما را بدان می خوانی سخت دچار شکیّم *»

     * وَ أَخَذَ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَهُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیَارِهِمْ جَاثِمِینَ * کَأَن لَّمْ یَغْنَوْا فِیهَا أَلَا إِنَّ ثَمُودَ کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِّثَمُودَ * هود ۶۷ و ۶۸
« و کسانی را که ستم ورزیده بودند، آن بانگ [ مرگبار ] فرا گرفت، و در خانه هایشان از پا در آمدند *. گویا هرگز در آن [ خانه ها ] نبوده اند. آگاه باشید که ثمودیان به پروردگارشان کفر ورزیدند. هان مرگ بر ثمود *».

     * وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِیقَانِ یَخْتَصِمُونَ * قَالَ یَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَهِ قَبْلَ الْحَسَنَهِ لَوْ لَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ * قَالُوا اطَّیَّرْنَا بِکَ وَ بِمَن مَّعَکَ قَالَ طَائِرُکُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ * وَ کَانَ فِی الْمَدِینَهِ تِسْعَهُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لَا یُصْلِحُونَ * قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصَادِقُونَ * وَ مَکَرُوا مَکْرًا وَ مَکَرْنَا مَکْرًا وَ هُمْ لَا یَشْعُرُونَ * فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ * فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَهً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَهً لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ * نمل ۴۵ ـ ۵۲
« و به راستی، به سوی ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم که: « خدا را بپرستند » پس به ناگاه آنان دو دستۀ متاخصم شدند *. ([۱]) [ صالح ] گفت:  ای قوم من، چرا پیش از [ جُستنِ ] نیکی، شتابزده خواهان بدی هستید؟ چرا از خدا آمرزش نمی خواهید؟ باشد که مورد رحمت قرار گیرید *. گفتند: « ما به تو و هر کس که همراه توست شگونِ بد داریم » گفت: « سرنوشت خوب و بدتان پیش خداست، بلکه شما مردمی هستید که مورد آزمایش قرار گرفته اید ». * و در آن شهر، نه دسته بودند که در آن سرزمین فساد می کردند و از در اصلاحِ در نمی آمدند *. [ با هم ] گفتند: « با یکدیگر سوگند بخورید که: حتماً به [ صالح ] و کسانش شبیخون می زنیم، سپس به ولّی او خواهیم گفت: ما در محلّ قتل کسانش حاضر نبودیم، و ما قطعاً راست می گوییم *». و دست به نیرنگ زدند و [ ما نیز ] دست به نیرنگ زدیم و خبر نداشتند *. پس بنگر که فرجام نیرنگ شان چگونه بود: ما آنان و قومشان را همگی هلاک کردیم * و این [ هم ] خانه های خالی آنهاست به
[ سزای ] بیدادی که کردند. قطعاً در این [ کیفر ] برای مردمی که می دانند عبرتی خواهد بود *».



[۱] ـ این جمله، ابرقدرتهای امروزی را تداعی نمی کند؟!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.