سخن مدیر:

رازهایی بالنده – سیّم ـ شالوده شکنیِ زمانی ـ مکانی

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

 میدانیم که گونه های متنوع خط، در طول حیات و حاکمیتِ اندیشۀ اسلامی، هر کدام مربوط به زمانی ویژه بوده، هم از نظر پیدایش و تکامل به زمانِ ویژۀ خویش مربوط می باشند و هم از حاکمیت بر «دست و قلم و دل و جانِ» کاتبان و خوشنویسان.
«… هنگامی که به سیر این هنر در بسترِ تاریخ و فرهنگ اسلامی نظر کنیم می بینیم که شاخه های گوناگون آن در سرزمین های مختلفی به بار نشسته است و ثمرۀ هر یک از این شاخه ها رنگ و بوی دیگر دارد و از پیوند آنها ثمرات زیباتری به بار آمده است. هنر خوشنویسی مانند همۀ هنرها در هر سرزمینی با توجه به مقتضیات بومی و شئون جاری در فرهنگ آن سرزمین، اطوار و حالات و خصایصِ معینی به دست آورده است که اطلاع از آنها برای هنرمندان ضروریست.»([۱])

به هر حال، این واقعیت در طول حیات خوشنویسی به حدی روشن است که ما را از ارائه ی هرگونه برهانی بی نیاز می سازد؛ منتها، آنچه در رابطه با امر خوشنویسی قابلِ یادآوری می نماید اینست که در هر یک از دوره های مختلف، جمال و زیبائیِ گونه و روشی ویژه از خط و خطاطی بر احساس هنرمندان و هنرشناسان و نیز، ذوقِ زیباپسند آنان غالب بوده و معمولاً همان روشِ غالب را پیروی و ارائه می کرده اند! و این نتواند بود مگر، قرار گرفتن در سلطۀ قاهرانۀ زمان، ایجابات زمانی و روحِ غالب بر زمان و زمانۀ هنری.
عطار ـ که رحمت خدا بر او باد ـ بارویکردن به گونۀ ویژه ئی از نظام زیباشناختی و هندسۀ بازنمائیِ جلوه های زیبا، با به نمایش نهادن قدرت ابداعی و خلاقۀ خود ـ به عنوان مظهر ابداع و خلاقیتِ مبدع حقیقی ـ با غوطه ور شدن به چشمه ساران زلال وحی و حکمت و عرفان و…
به نوعی از شالوده شکنیِ زمانی پرداخته و با قدرتِ خلاقۀ کم نظیر خود، سرکشیهای نازپرور و رعنایی های نوازشگرِ هر کدام از نمونه های غالبِ خط را نرمش و تواضع آموخته؛ حاکمیتِ متغیر و توقف نشناس زمان را ـ در زمینۀ هنر ـ مورد انکاری ویژه و تحسین برانگیز قرار داده؛ با کنار هم قرار دادنِ نمونه های غالبِ زمانی، به اعتدال بخشیدنِ به زمان موفق شده؛ با زدودن حکم استیلای برخی، زمانها را با هوشمندی، ظرافت و زیبائی با یکدیگر آشتی داده؛ و بالاخره، با ایجاد وحدتی بشکوه به اغلبِ نحله های خوشنویسیِ هزار ساله، تاریخ را ابدیت آموخته و اثر خویش را نمادی از ابدیت و وحدت قرار داده است!
با در نظر گرفتن این واقعیت که هرگونه و نوعی از انواع خط در مکان و محلی ویژه پیدا شده، رشد و شکوفائی پیدا کرده و بر احساس زیباپسندانۀ مردمی دلربایانۀ حکومت نموده است، می توانیم به ابراز این باور همت گماریم که: همۀ آنچه در رابطه با شالوده شکنیِ زمانی مطرح ساختیم، در رابطه با «شالوده شکنیِ مکانی» نیز، به قوت خویش مطرح بوده و می باشد. چرا که عطار (ره)، حافظه و سننِ ابداعی سرزمین های مختلف و متنوع را در تابلوهائی واحد و یگانگی نمای به نمایش نهاده و با حوصله و قدرتی شگفت انگیز همۀ فاصله های مکانی را در هم نوردیده است.
آنچه در این تابلوها به شدت قابل تأمل می نماید اینست که عطار علیه الرحمه توانسته است به نوعی از غرابت زدائی از ذوقِ مخاطب و قرابت نمائی با عاطفۀ زیباپسند بیننده دست بیابد که هم احساس زیباپسندی را اشباع میدارد و هم ذوق تعالیجوئی را؛ آنهم تا بدان پایه که بینندۀ هنر دوست، هرگز خود را در زمان و مکانهای مختلف و دور از هم نیافته، بلکه همه را با خود و خود را با همه همدل و هماهنگ احساس می کند.

——————–
[۱] ـ خوشنویسی اسلامی، هندسۀ معنا؛ گفتگو با ابوالقاسم خوشرو، فصلنامۀ هنر، ش ۳۱، ص ۲۲

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.