سخن مدیر:

شانزدهم ـ غنامندی و غنابخشی

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

یکی از ویژگیهای تمدن معنیدار، غنامندی و غنابخشی جوهری او می باشد؛ این امر باعث می شود تا انسان از دامهای متنوع وابستگی به اشیاء و اشخاص و امور و احساس نیاز به زمینه ها و مواردی که وهم و خیال بزرگ و مهم و ارزشمندشان قلمداد کرده است، رهائی حاصل نموده به نوع ویژه ئی از آزادی و آزادگی که جز از همین طریق فراچنگ نتواند آمد، نایل آید.
این اصل، که از چشمۀ حیاتبخش بصیرت سیراب شده و شادابی و طراوت حاصل نموده و از نور معرفت بالا خزیده است، انسان را متوجه « نیازهای » اساسی و واقعی وی ـ که تکامل و شکوفائی هوشربای فطرت الهی او را در قبضۀ خویش دارند ـ ساخته، میان زمینه ها، ابزار، جهت و پیامدهای مربوط به این زمینه، با زمینه ها، ابزار، جهت و پیامدهای مربوط به « نیازنما » هائی که شیاطین غدّار در برابرش قرار می دهند، خط فاصلی به روشنائی سپیده می کشاند. ([۱])
آنچه آمد مؤید آنست که تمدن می کوشد تا نیازهای انسان را در زمینه های مادی و احیاناً داشتنی، به حداقل ممکن برساند. زیرا هر چه نیازها بیشتر باشد، دلهرۀ به دست نیاوردن بیشتر و احساس فقر، نیازمندی وابستگی و تألم زیادتر خواهد بود. طبیعی است، آنیکه دچار احساس فقر و دلهرۀ دوری از نیازها می باشد؛ هرگز نخواهد توانست خود را سالم و کامل و اشباع شده احساس نماید!
آنچه در این رابطۀ ویژه به شدت قابل تأمل می باشد، اینست که: بر خلاف کتله های سودمحور، بر خلاف کتله های ابزارمحور، بر خلاف کتله های قدرت محور، شهرت محور و لذت محور، که شدیداً خود را اسیر، وابسته و نیازمند به امکانات مادی و برونذاتی ـ آنهم در حدی وسیع و عمیق ـ احساس کرده و بدون حضور آن امکانات از آن کتله ها نیز اثر و خبری نتوان گرفت، تمدنِ معنادار انسانی فقط به نگرشهای کاملاً خردمندانۀ خدامحورانه و گرایشهای خالصاً متعبدانۀ مهر پرورانه متکی بوده و از برون، حتی برای تحقق آزادی، آرامش، عزت، شوکت، طهارت و… به نحوی شگفتی انگیز بی نیاز می باشد.
آنچه را انسان غیر متمدن ( کتله هائی هوس محورِ خرد ستیزِ دین پیرای ) به روشنی درک کرده نمی توانند اینست که اولاً، توسعۀ مادی و رفاهی فرع بر این امر است؛ ثانیاً، اگر تمدن معنادار انسانی، بر مبنای همان باورها، ابزار، روشها و اهداف تحقق پیدا کند، هم توسعۀ علمی در ابعاد مختلف و ممکنِ خود بسیار بیشتر از آنچه هست، خواهد شد؛ و هم، همۀ این امکانات، در جهت تحقق هویت ناب و استعلائی انسان به کارگرفته خواهد شد. در حالی که در شرایط امروزی، کلیۀ دستاوردهای علمی و مادی در جهت تحقیر، تفسید و تلاشیِ هویتِ ربانی و در مسیر غافل سازی او از خود الهی انسان فعال ساخته شده و نظام فن سالار، با همۀ توان و تلاش و نیرنگ می کوشد تا نیازنماهای انسان را بیشتر ساخته و مهم تر جلوه دهد! زیرا این نظام، اصل را بر سودِ وهم بنیانِ بیشتر نهاده است. روشن می باشد که این هدف برآورده نخواهد شد مگر از طریق تولید و مصرف بیشتر؛ و این خود، نیرنگ کُهنه زدائی، مدگرائی، تنوع طلبی و… را ایجاب می نماید!
به هر حال، بررسی های واقع بینانه در مورد اسیران این دامچالۀ متعفن و هویت برانداز مبین آنند که چون در این فرایند، فرد هرگز: نه می تواند مصرف خویشتن را با انبوه تولید کنندگان همآهنگ و همطراز سازد؛ چرا که آنان بسیار اند و این فقط خود اوست! نه می تواند با انبوه طراحان و مدسازان حرفه ای افسون کار دست و پنجه نرم کرده، خود را از دام وسوسه های رنگین آنان رهائی بخشد؛ نه پولش یارائی قرار گرفتن در میدان رقابت مصرف را دارد؛ نه وقتش … و نه …؛ لذا آنچه بر این موجود بدبخت تحمیل می شود، از یکسو فوران احساس نیازنماهای تازه و کاذب است و از دیگر سو، حسرت نداشتن، نتوانستن و نیافتن.
روشن است که قرار گرفتن در موضعی این همه تحقیر کننده و موقعیتی این همه رنجبار، نه تنها انسان را از توجه به جنبه های متعالی وجودش غافل و منحرف می سازد که هر آن بر رنجش افزوده و بر احساس بدبختی و فلاکت وی می افزاید. و این مصیبتی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت.



[۱] ـ توضیح مطلب را شایسته آنکه از « نمودها و مؤلفه های حیات و حاکمیت رحمانی » پیگیری نمائید.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.