سخن مدیر:

شجاعت گزینش

بدون دیدگاه

 یکی از ویژگیهای انسانهای دلسوز و حرمتگزار به خویشتن، داشتن شجاعت گزینش می باشد. در اینکه شجاعت خصیصه ئی شدیداً انسانی و ارجمند است که کسی را تردید نتواند بود! منتها در اینکه شجاعت دلسوزان به خود امریست که ریشه در «غیرتِ ارزش محورانه و حق طلبانۀ» آنان دارد، بایسته است تا اولاً توجه ارزیابانه ئی را مبذول نمود و ثانیاً تأکیدی در خور و جدی را!
شجاعت در نهایت تحلیل چیزی نیست مگر قرار گرفتن عملی و آگاهانه، در جهت گزینشِ ارزشهای والای وجودی؛ عمل کردن به احکام آنها؛ و قرار گرفتن در برابر ضدارزشهای تحقیر کنندۀ خوارسازندۀ زبون کنندۀ اسارت آورِ …! که انسانهای دلسوز به خود، همین قدرت و شجاعتِ گزینش را داشته و از ترسِ محروم شدن از زمینه های ضدارزشی، تن به ذلت نسپرده و شجاعانه ارزشها را انتخاب کرده و در برابر ارزش نماها می ایستند!
اینان را باور بر اینست که در نتیجه گزینش این امر (ابراز شجاعتِ گزینش) کرامت و هویتِ کریمانۀ انسان فعلیت و تحقق پیدا کرده و کمالات بی بدیل آن متجلّی می شود.
طبیعتِ چنین کُنشی، گاهی متضمن دیده بستن بر «نیازنماها، ارزشهای دست دوم و سوم زمینه های اعتباری ـ همچون ریاست ـ و غیره بوده و زمانی متضمن ابراز شجاعت در گزینش و رسیدگیِ فعّالانه، به محوری ترین جنبه ها و ابعاد هویت انسانی».
و این از یکطرف، در گرو شناختِ ارزشهای واقعاً انسانی، ماندگار، کرامتبخش و سرافراز سازنده در دنیا و آخرت؛ و نیز، شناختِ ارزش نماهای ضد انسانی، مادی، کرامت زدای و خوار سازنده
می باشد؛ و از دیگر طرف، متضمن ابراز شجاعتِ نفی؛ شجاعت مبارزه و مجادله در جهت نفی ضدارزشها، ارزش نماها، نیازنماها و…! زیرا: تا انسان به فهم حقیقت و گوهر خویشتن نرسد؛
تا ارزش واقعیِ خود و کرامتِ ربانی خود را در نیابد؛ اولاً، به خویشتن احترام و دلسوزی داشته نمی تواند! و ثانیاً، با شجاعت و استقامت از خود، از موضع خود، از روشهای تعالی بخش خود، از ابزار و وسایل ارزشبار خود، از آرمانهای ملکوتی و قدسی خود و در یک کلام از هویت حرمت مدار خود جانبداری و دفاع کرده نمی تواند!
به مبنای این نگرش و بینش، شجاعت یعنی تأیید و جانبداریِ آگاهانه و ارزش محورانه از گوهر هویت خود؛ آنهم به عنوان موجودی که شرافت و کرامت و مرتبت وجودی او مسجّل بوده و جز خدا، هیچ چیزی جای او را پر کرده نمی تواند.
و این یعنی: ایستادن در برابر هر امر و عاملی که بخواهد انسان و گوهر هویت او را از مرتبت ساقط نماید!
لذا، انسان دلسوز به خویشتن، در تمام نگرشها و گرایشهای خود، موضعی شجاعانه داشته و تلاش می ورزد تا: نیازنماها، هوسها، لذّتها و نشاطهای حیوانوار، شجاعت او را به ریشخند نگرفته و او را اسیر خود نسازند!
اینان، با اعتقادِ به آنچه آمد، می کوشند تا باورهای خود را لباس عمل پوشانیده و حقیقتِ آن باورها را در عمل به نمایش گذارند.
اینان، جهت به نمایش نهادن کرامت و والائی هویت خود، در پرتو دانش و ارزیابی های ارزش محور، آنچه را «بایسته و شایستۀ» گزینش می باشد شجاعانه انتخاب می کنند! و این می رساند که اینان:
از گدائیِ تایید مردم؛ از فعلپذیریهای رسوائی آوری که مورد تأیید ابلهان ارزش ستیز می باشد؛ و از همرنگ سازیها و همرنگ کاریهای میمونوار «واقعاً» هراس داشته و شجاعانه دوری می کنند!

واقع مطلب اینست که ترسها، زادۀ نادانی، ناآشنائی و غفلتِ از خود، ناآشنائی و غفلت از زمینه ها، بی توجّهی، ناآشنائی و غفلت با «ارزشها و ضدارزشها» می باشند.
و این باعث می شود تا انسان ترسو به موجودی بدل گردد: «فعل پذیر، بی ابتکار، بی عقیده، بی منش، بی غرور، بی مرام، نوکرصفت، سست عنصر، ساده لوح، بی تفاوت، کودک منش، بی ثبات، سبک مغز، گداخوی و گدامنش و…»!
و چون چنین شد، خود را «خالی و محتاج» خواهد یافت! و چون نمی دانسته است که نیاز واقعی او را چه چیزی تشکیل می داده! و به نحوی سخت ناشیانه و ابلهانه دنبال نیازنماها و
ارزش نماها رفته است! با داشتن ظرفیت های ممکنِ فعلیت نیافتۀ قابلِ توجّه، باز هم خود را خالی می یابد!
و این باعث می شود تا به صورتی بسیار ترحمبار و شرم آگین در مزبلۀ مهیب گداصفتی سقوط نموده و در پی «کسب تأیید» ابلهان ارزش نشناس برآید! و لذا، اگر با دقتی ریشه یابانه تلاشهای وی در ابعاد و زمینه های متنوع مورد تحلیل قرار گیرند، این نکته ثابت می شود که ریشۀ این تلاشها در شوره زار گداصفتی قرار داشته و فاعل جاهل خودستیز، جز گدائیِ تأیید بدبختان و تبه روزگارانی همچون خود، هدفی را دنبال نمی کند!
زیرا اگر خوب دقت شود این نکته ثابت می شود که تلاشهای فرهنگیش معنیدار و برای رسیدن به نور علم و گوهر فرهنگ نبوده، بلکه هدف ریشه ئی را گدائیِ تأیید از دیگران شکل داده است! چونانکه تلاشهای سیاسی، اقتصادی و… او را نیز.
باید باور نمائیم که: انسان ترسوی بی شجاعت «خود» به مفهوم واقعی (انسانیِ) آن نداشته و همیشه خود را از «طریق تایید» های ترحمبار به تماشا نشسته و به نمایش می گذارد!
از آنچه آمد، این نکته روشن و مسجّل شده باشد که: سرچشمه و مبنای تجلی و ظهور شجاعت «دانش» به معنای وسیع و دقیق کلمه بوده و هر چه «فهم انسان از خودش و گوهرِ هویت الهیش وحقیقتِ جهانش وروابطش واهدافش و تنشهایش وپیوندهایش بیشتر، دقیق تر و عالی تر، شجاعتِ او بیشتر و عالی تر خواهد بود!
از سوئی، رسیدنِ انسان به دانش رضایت بخشنده و کمالبار و شجاعت آفرین، فرد را از تردید و تزلزل و بی معنائی و ناامنی و گداصفتی و بی اعتمادی و غیره آزاد ساخته و زمینه ساز نیرومندتر شدن شجاعتِ وی می گردد!
البته، این واقعیت بسیار تلخ، زننده و رنجبار را نیز باید بپذیریم که: «شجاعت گزینش» امری عام بوده و همۀ انسانها در زمینۀ گزینشهای مورد نظر و مورد پسند خود، شجاعت نشان می دهند! منتها:
خودستیزان، شجاعتِ گزینشِ دروغ و ستم و زشتی و پلیدی و رسوائی و پرخاشگری و استثمار و اغواگری و کینه توزی و… را داشته، هم با خود بر مبنای همین زمینه ها و امور، شجاعانه برخورد و عمل می کنند و هم با دیگران!
لذا، شجاعانه، به جای راستی، کژی را بر می گزینند!
به جای مهرورزی، کینه توزی را! و همینطور…!
به هر حال، انسانهای دلسوز و حرمتگزار به خویشتن و متعهد به رشد و غنا و شکوفائی و زایائی خود، از سوئی: هم شجاعانه از زمینه ها، امور و ارزشهای تعالی بخش جانبداری می کنند؛
هم با شجاعتی به یادماندنی از آنها دفاع می نمایند؛
هم شجاعانه و مردانه در راه تحقق احکام و آثار کرامت آفرین آنها سختکوشی می نماید؛
هم با شجاعتی تحسین برانگیز در طریق گسترش آنها ـ که از دیدگاهی ویژه، همان گسترشِ شجاعتِ گزینش می باشد ـ استقامت می ورزند؛ و از دیگر سوی:
هم شجاعانه در برابر زمینه ها، امور و ضد ارزشهائی که هویت و کرامت انسانی را تهدید می کنند قیام می نمایند؛
هم با شجاعتی شورانگیز و آموزنده، آنها را از کلیۀ حوزه های حیاتی خود دفع و رفع می کنند؛
و هم مردانه و شجاعانه، از ورود و سلطۀ احکام و آثار ویرانگر و شرافت زدای آنها جلوگیری می دارند؛
چرا که اینان به نحوی واقعاً شجاعانه، در برابر روحیۀ گداصفتی و تأییدجوئی قیام کرده، مرگی شجاعانه را بهتر از حیاتی طفیلی، پرازیتی، گداصفتانه و تأییدجویانه فهمیده و تلاش می نماید تا در هر دو بعد، شجاعت معنیدار خود را به نمایش نهاده، هم ثابت نمایند که واقعاً به خود احترام نهاده و دلسوز می باشند؛ و لذا، عزتِ آنان اجازه نمی دهد تا در زمینه های یاد شده همچون ترسویان بی غرور عمل نمایند! و هم، از طریق این دلسوزی، حرمتگزاری و شجاعت آدمیت و کرامت ربانیِ خود را به نمایش گزارند.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.