سخن مدیر:

شرح دعای اول صحیفه سجادیه ( جلسه نوزدهم )

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

شرح دعای اول صحیفه سجادیه

شرح دعای اول صحیفه سجادیه ( جلسه نوزدهم ) 
برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید
حجم: ۱۳ مگابایت
برای دانلود مجموعه کامل شرح صحیفه سجادیه (با حجم ۳ گیگابایت) روی لینک زیر کلیک کنید
این متن کاملا خام است و جهت جستجوی متنی گذاشته شده است. 
الحمدالله اول بلا اول ان کان قبل و الآخرت بلا آخره … وعده الذی قصرت عن رأیتهی ابصار ناظرین و اجزت ان نعتهی اوهام الواسطین ابتداء بقدرته الخلق ابتداء و اخترعه علی مشیتهی اختراعا ثم مسلک طریق ارادتهی و بعثهم فی سبیل محبته الحمدالله الذی دلنا و دخلت توبته … الا من فضلمک
در جمعۀ قبل بحث ما پیرامون توبه بود و این که باز بودن درب توبه یکی از نعمت هایی هست که حضرت در رابطۀ با آن به صفات حق برخواسته و عرایضی پیرامون این مسئله خدمت دوستان تقدیم شد و نیز گفتیم که انسان با عمل خود چیکار می کند و چه چیزی را می سازد ارکان تو به را ذکر کردیم و امروز به یاری حق اقسام توبه و گروپ های توبه کنندگان را خدمت دوستان معرفی می کنیم مقدمتاً باید به عرض برسانم که انسانها در هر مرتبه و مقامی که قرار داشته باشند باز هم نیازمند به توبه هستند و توبه به همان معنایی که روز قبل ذکر شد در واقع بازگشتن است به خدایی و این بازگشتن برای هر انسانی در هر مرتبه ایی که باشد گاهی ضرورت پیدا می کند چون انسان بنا به طبیعت انسانی خودش گاهی به انحراف فکری دچار می شود گاهی به انحطاط فکری و عملی دچار می شود و گاهی به غرور یعنی نوعی خودفریفتگی دچار می شود گاه متناسب با زمینه های جمعی و فردی به دلایل متعددی که جای بحثش نیست و انبیاء و معصومین مطرح است مجبور هستند به خلق الله برسند و یا به طبیعت بشری خود متوجه بشوند همۀ اینها نیازمند آنست که بعد از … اعراض نسبی از حق دوباره به حق رجوع کند و همین رجوع دوباره و بازگشت دوباره را توبه نامیده اند از این لحاظ است که وقتی ما صحیفۀ امام سجاد علیه السلام را مورد بررسی دقیق قرار می دهیم می بینیم جاهایی که از نظر زبان و از نظر عواطف و از نظر احساسات بیانی کلام حضرت بسیار لطف و حزن انگیز و هوش ربا و خورد کننده قرار می گیرد و می شود همان جاهایی هست که حضرت با یک حالتی کاملاً ویژه ایی رو به جانب حق آورده و از گذشته توبه می کند در حالی که ما و شما می دانیم که امام سجاد معصوم است و معصوم گناهی ندارد که توبه بکند منتها توبۀ امام توبۀ عارف است یا توبۀ منتهیان است و همین باعث می شود که ما بیاییم افراد توبه کننده را گروه های توبه کننده را دسته بندی بکنیم و اقسام توبه را هم ذکر بکنیم صلواتی هم بفرستید (اللهم صل علی محمد و آل محمد) در این دسته بندی از اقسام توبه و گروه های توبه کننده ما اول توبه کنندگان مطیع و مسلم را ذکر می کنیم بعد از عاصیان و توبه عاصی ذکر به میان می آوریم و بعد از توبۀ منتهیان و عارفان عرایضی تقدیم خواهیم کرد انسان ها معمولاً در یکی از این سه دسته قرار می گیرند یا مطیع است اما به اعتراف دچار شده یا عاصی است عصیان می کند به انحطاط دچار شده یا عارف هست که باز هم به لحاظی که خواهد آمد نیازمند به توبه می گردد انسانهای مطیع همان کسانی هستند که به درجۀ تسلیم رسیده اند و اینان تسلیم امر حق اند خداوند دستور داده نماز به پایی دار اینان به پایی می دارند روزه بگیرد اینان روزه می گیرند در شرایطی که جهاد فی سبیل الله لازم هست از جان خویش و مال خویش بگذر و میدان جهاد و سنگر مجاهدت را با وجود زینت بخش و با خون خویش رنگین کن اینان می کنند و می روند همچنین در سایر زمینه ها چون مطیع هستند سر در خط فرمان و اطاعت دارند عمل می کنند و گاه زیبا هم عمل می کنند نماز می خواند و زیبا می خواند روزه می گیرد و زیبا می گیرد به احکام شرع گردن می نهد و زیبا گردن می نهد به جهاد می پردازد و چه پر شور میدانهای جهاد را زینت می بخشد با همۀ اینها اینان نیاز به توبه دارند خب اینها از چی توبه کنند توبۀ اینان از بسیار دیدن طاعت است اگر انسان مطیع مسلم همان طور که عرض شد سر به …. اطاعت و فرمان حق هم دارد و اینها را زیبا هم به جایی می آورد منتها در اعماق جان خودش طاعتش را تلاش های عبادیش را خودش قیمت بیشتر از حد معمولش بگذارد و به نماز خودش بنازد به روزۀ خودش ببالد به جهاد خودش افتخار بکند و نتایج کارها و امور زندگی خود را منوط به اینها بداند این گرفتار انحراف شده اصلاً انسان از خودش چه دارد که بعد به جزئی از اعمالش ببالد وجود تو از کیست نیرویی که گرفتی از کجا گرفتی اگر یک هفته یک ماه خورشید نتابد زمین چی دارد اگر اکسیجن را از زمین بگیرند خورشید هم بتابد چی دارد اگر کاربن را بگیرند که خفه کننده است برای ما و شما گاز کاربن می دانیم همین گازی هم که در خانه ها هست قسمت زیادش چون کاربن است قابل اشتعال است اگر در را ببندند و کاربن در اتاق جمع بشود ما ها خفه می شویم و اگر همین کاربن خفه کننده در سطح متعادلش در طبیعت وجود نداشته باشد درخت ها سبز نمی شود علف ها رشد نمی کند گندم ها نمی بالد ما و شما چی غذا بخوریم حیوانات دیگر از کجا تغذیه بکنند باران اگر نبارد ما چه داریم مهمتر از همۀ اینها ما میگوییم که اینها است و اینها طبیعت به اختیار فرد می گذارد طبیعت دیگر پیغمبری ندارد که به اختیار فرد بگذارد تا این پیغمبر بیاید و بگوید ای انسان تو را پروردگاریست چنین و چنان و شایسته است که تو این پروردگار خویش را شب صبحگاهان و شب هنگام به نیایش و ستایش برخیزی و سر در برابر بارگاه عظمتش به سجده بگذاری ما هر چی داریم و نداریم از خیرات سر پیامبر و جانشینانش داریم او بوده که ما را راهنمایی کرده او بوده که به ما گفته بگو استغفرالله ربی و اتوب علیه او بوده که به ما یاد داده که چگونه وضوع بگیرد چگونه به قیام نماز بایست چگونه رویی به قبله بیاور چگونه سر به سجود بگذار همه از دیگران است انسان چی دارد انسان مطیع با همۀ اطاعت و فرمانبرداری که دارد از خودش چی دارد که بعد به این چشندل غاز عمل عبادی خودش بنازد نماز من بهترین نمازهاست این را خراب کردی دیگر همین که خطور به دل گشت باید توبه کنی بله مریضی داشتیم این مریض را به دکترهای متعدد بردیم نشد عکس گرفتیم نشد عمل کردیم نشد به اینگلستان بردیم نشد خب بلآخره چیکار شد مریض شما الحمدالله خوب شد خب چطور خوب شد هیچ نذر کردم که اگر مریض من خوب بشود چهل شب یا ده شب یا بیست شب بچه ها را تا چهارشنبه هفت تا یک شنبه به حرم فلان آقا اقامۀ نماز و تهجد و فلان برپا خواهم داشت واقعاً شبها که می رفتم از دل پر درد سوال می کردم خراب کردی همین که متوجه عمل خود شدی خراب کردی خیلی خب بود آنها را ما کار نداریم توجه به آن خراب می کند …. را پرسیدند که بنده به جهد چیزی باشد گفت که نباشد آیا جنب کسی هست که در قلۀ معرفت و عرفان قرار گرفته در سلسلۀ وفات وقتی می گویند جنب چنین گفت حرف تمام است دیگر وقتی می گویند شیخ ابوالحسن خرقانی چنین گفت یا پیر هرات چنان گفت حرف تمام است جنید را پرسیدند که بنده به جهد چیزی باشد گفت که نباش آیا بنده به تلاش خودش می تواند به حق برسد گفت نه اصلاً تلاش بنده چی هست که این خودش را در رابطۀ با حق بخواهد بسنجد تو می خواهی چیکار کنی تا به حق برسی تو اگر خواسته باشی تلاش کنی به تلاش خودش به یک رئیس جمهور مردنی نمی رسی رئیس جمهوری که بیشتر مردم مملکتش او را دوست ندارند همه رئیس جمهورهای دنیا همین طوراند بلا استثنا تو بیا تلاش کنیم ببینیم که می توانیم برسیم می بینیم نمی رسیم شاید از نظر ظاهری برسیم رسیدن اینجا تقرب این جا تقرب باطنی است یعنی طوری بشود که شما با رئیس جمهور یک حالت اتحاد و قرب پیدا بکنید شما رئیس جمهور را تأیید بکنید رئیس جمهور هم شما را تأیید بکند چندتا سال باید تلاش بکنی تا برسی او هم بیست و چهار ساعت ذلت بکش خواری بکش چاپلوسی بکن وابستگی های متعدد را قبول کن تعریف و تمجید بکن مداحی بکن فلان بکن فلان نکن تا شاید او هم با بسیار بسیار بسیار زرنگی های بیشمار خودت را به دربار نزدیک کنی حال خدا مثل این رئیس جمهور چند میلیون خلق کرده بوده و دارد و خواهد داشت تازه این یک زمین است و این یک موجودات زمینی است برای مورچه ها چند میلیون رئیس جمهور خلق کرده برای جنیات چقدر برای سایر موجودات یک وقتی مردم خیال می کردند سایر حیوانات شعور ندارند حالا دیگر باز شما بخصوص که با تلویزیون بیشتر نگاه می کنید از بنده مطلع تر هستید می بینید که چه شعور عجیبی دارند اینجا است که آن حرف قرآن یاد آدم می آید که وقتی حضرت سلیمان از راهی می گذشت مورچه ها همانجا کار می کردند دانه می بردند یک باره آن رئیسشان فریاد کرد که یا ایها ا… ادخل علی مساکنکم لیحتمن سیلمان و جنودهم و ان هم لایشعرون ای مورچه گان زود بشتابید به سوی خانه هایتان که سلیمان و سپاهیانش می رسند اینها شاید شما را لگدمال کنند چون شعور ندارند این مورچه برای سلیمان می گوید که این شعور ندارد بله … به طرف خانه ها این ها شعور ندارند زیر پای خود را نگاه نمی کنند که اینها چی هست این جهد انسانی که تا به این حد بیشعور است که به سلیمانش که خدا در سلسله انبیائش یک سلیمان دارد این مورچه انتقاد می کند او را بیشعور می داند جهدش چه مقدار ارزش دارد او را به جهد خودش بنازد به تلاش خودش به ریاضت خودش به عبادت خودش بله خدا لطف نکرد مرضم را شفا بدهد اما آن گریه های نیمه شبی که من کردم مریض را شفا داد نخیر این طوری نیست دنباله اش این است سخن جنید که وقتی می پرسند بنده به جهل چیزی باشد گفت کی نباشد اما بی جهد هم نباشد تلاش لازم است کوشش لازم است بدون تلاش بدون کوشش بدون عبادت بدون اطاعت بدون سرسپردگی بدون بندگی و آزادی به فلاح به رستگاری به قرب و به رضای حق انسان نمی رسد منتها مطیع کسی هست که متوجه هست اعمال خودش را رفتار خودش را ارزش قائل نشود بلکه لطفی از جانب حق بداند ما سالها قبل حالا یک سال دو سال قبل یادم نیست در همین سلسله ذکر کردیم که جوانی بود و این همیشه نیمه شب بر می خواست و گریه و زاری می آغازیت سالها این همین کار را می کرد بعد یک باری متوجه شد شیطان آمد وسوسه اش کرد که خب تو این همه سال گفتی یا رب یا رب یا رب همین یک دفعه از خدا شنیدید که بگوید لبیک عبدی و سعدیک بندۀ من خب وقتی جواب تو را نمی دهد خب چیکار داری برو یک گوشه بخواب خب این هم آمد و رها کرد دنبال اطاعت و عبادت را خزر علیه السلام در خوابش در آمد گفت چون است که مشغول ذکر نیستی گفت از حق جواب نمی شنوم گفت لبیکم نمی آید جواب هر چی یارب میگویم لبیک جواب من را نمی دهد خداوند نمی گوید لبیک گفت من از جانب حق آمده ام و من خزرم و خدایی گفت برو به بنده ام بگو قبل هر الله تو لبیک ماست قبل هر الله تو لبیک ماست تو الله گفته نمی توانی تا ما دلت را به نور محبت خویش روشن نکنیم آن شرار و سوز دردت پیک ماست چه شراره در دل خویش احساس می کنی که دستها را بلند می کنی می گویی یا الله آن شرار پیک ما هست و ما این پیک را قبلاً می فرستیم تا تو را به درگاه ما بکشاند خیال می کنی که تو آمدی به درگاه ما آن سوز دل را از کجا آوردی او سوز دل را چه به تو داد مادرت داد پدرت داد معلمت داد که داد آن سوز دل را آن سوز دل پیک ما بود ریسمان محبت ما بود که فرستادیم تا تو را به سوی ما بکشاند خیلی خب مطیع به عمل خودش نگاه نمی کند مسلمان مسلم آنی که تسلیم امور حقانی و حق و جلوه های حق و اسماء و صفات حق و افعال حق شده به فعل خویش نگاه نمی کند فعل خویش را رشحی از فعل حق می داند و از لطف حق می داند و اینجا اگر گاهی به دلش خطوری پیدا شد توبه می کند کسی که دچار این مسئله می شود سه تا نشانه دارد یعنی کسی که دچار مسئله بسیار دیدن طاعت می شود سه تا نشانه دارد یکی این که خودش را به کردار خودش کامیاب و ناجی و رستگار می داند و می شمارد این دسته … و لازم هم هست که توبه بکند انسانی همان طوری که در رابطۀ با آن مثال فرضی ذکر کردیم که مریضی دارد مریضش شفا پیدا می کند می گوید بله چون شب بلند شدم و نماز خواندم و ده روز روزه گرفتم خوب شد نمی گوید خدا این طوری کرد آن طوری کرد خدا به دلم انداخ یا حتی اگر بگوید خدا به دلم انداخت روی عمل خودش بیشتر تأکید می کند روی روزه ایی که گرفته و نماز شبی که خوانده بیشتر تأکید می کند اگر در بند است شروع می کند به خواندن فلان سوره ایی از آیات فلان اورات فلان … بعد از بند نجات پیدا می کند اگر کسی هم نپرسد به دل خودش وقتی رجوع می کند می گوید بله همین فلان سوره را که خواندم دیگر به کار ما گشایش پیدا شد این …. تو متوجه خود هستی تو به عشق خود گرفتاری تو سرگردان عمل خودی تو آن جلوه هایی که فرستاده بودند تا تو او را به آن عمل وا بدارد و بکشاند نمی بینی تو آن همه نیرویی که حق به اختیار تو گذاشته نمی بینی تو آن همه هدایت های جلی و خفی غیبی و شاهدی که حق در رابطه با دین و اسلام و ایمان و عبادت ها در برای تو تفضل کرده نمی بینی فقط آن چهار رکعت نماز پائین بالا شدن نیم ساعت نشستم و یک چیزی را خواندن را می بینی لذا خود را به کردار خودش رستگار می بیند هم چیز را از ناحیۀ خود می بیند به خود نظر دار نه به حق این جا است که ظلمی هم بدتر از این نیست کسی خدایی داشته باشد عاشقی را در نظر بگیریم اینجا ما …. اینجا آنهایی هم که هستند عرایض بنده مسئلۀ سوری تولید نمی کند عاشقی را در نظر بگیریم که این معشوقی دارد و ادعاهای عجیب و قریبی دارد که تو را بیش از آنچه فکر می کنی دوست دارم به اندازۀ کوه های گازرگاه کوه های گازرگاه را چقدر دوست دارد به اندازۀ دشت دلآرام تو را دوست دارد خب دشت دلارام چقدر دوست دارد هیچی اگر دوست می داشت که می رفت …. حالا اگر از شوخی بگذریم و واقعاً یک عاشق دلسوختۀ جگر پریشی را در نظر بگیریم آن معشوقش را دوست دارد لباس مفشن می پوشد عطر و گلاب می زند سر و وضع را مرتب می کند چه خبر است پس از سالها در به دری به هجران امروز روز میعاد است و لحظۀ دیدار این در برش می زند تا کجا تا میعادگاه تا میقات آنهایی که به حج می خواهند بروند بدانند که به کجا می روند بدانند که میقات یعنی چی میرسد به میقات این طرف را نگاه می کند آن طرف را تا لحظه ایی که چشمش به جمال معشوق می افتد و وقتی افتاد می بیند معشوق هم لبخند محبت بر لبانش نقش بسته یک باره این متوجه می شود که نکند لباس من را پسندیده شروع می کند به نگاه کردن لباس خودش آئینه را بر میدارد شروع می کند باطنش چطوری است سر و وضعش خوب است موهایش خیلی سه شعار زده هست پیرهنش راه نگاه کن شلوارش را نگاه کن بدبخت مسکین تو به او بنگر چه کار کردی خراب کردی پس از سالها دیدار مطرح شد برگشتی به خودت نگاه می کنی به این فکر می افتد که لابد لباسهای خوبی پوشیدم که مورد پسندش قرار گرفتم ممکن سر و موی خوب ….. اگر معلمی درستی این فرد داشته باشد یعنی معلمش با این چه معامله ایی می کند چنین سیلیی به صورتش بزند که اگر مادر هفتاد سال قبل مرده باشد دلش در قبر بلرزد تو بعد از سالها امیدها روزها شبها رنج ها مصیبت ها طی کردن وادی ها و …. به معشوق رسیدی حال به جای این که به جلوۀ دلآرایی او بنگری هی به لباس و وضع و سر و صورت هایی که خودت ممکن کرده باشی نگاه می کنی زاهد بودم ترانه گویم کردی زاهد بودم ترانه گویم کردی سر حلقۀ بزم باده جویم کردی سجاده نشین باوقارم دیدی بازیچۀ کودکان کویم کردی در این جا این بازیچۀ کودکان کویی نمی شود بازیچۀ کودکان نفسش می شود متوجه کردار خودش است لباس های خودش است اعمال خودش است یک وضوی باحالی گرفته یک گریۀ خوبی کرده یک نماز خوبی خوانده لذا خدا خوشش آمده می گوید حتی …. از این نگرش از این نحوۀ توجه به عمل خود به چیزهای داشتۀ خود باید توبه کند و برگردد به حق بنگرد همه را از آن طرف بنگرد این یکی یکی دیگر از نشانه های مطیعانی که باید توبه کنند آن است که اینان مقصران را به چشم خواری می نگرند یعنی چطور بنده که خود از جملۀ مطیعان منحرف هستم نمازم قدری طولانی است و رکوع ام طولانی تر بعد می بینیم کسی در کنار من است سر را به رکوع می گذارد خم می کند یک بار می گوید سبحان ربی العظیم و بحمده بلند می شود بعد من چی می گویم این را نگاه کن خب پنج دفعه بگو مثل ما پنج دفعه بگو با …. بگو چی خبر یک سبحان ربی العظیم و بحمده می گویی سر بلند می کنی این هم نماز تو باز می خواهی به بهشت هم بروی با یک سبحان ربی العضیم و بحمده پنج تا بگو که حداقل پنج تا دری باز بشود حالا هشت تا را نمی گویی پنج تا را که بگو یا اگر کسی را ببیند که به …. گرفتار است گناه صغیره ایی انجام می دهد یکی دیگر جای … تا بگوییم چیکار شده شروع می کند بله ایشان این اشتباه را دارد این اشتباه را دارد این انحراف را دارد غیبت های ما را روی چی می گذارد اغلب از دوستان نمک خور غیبت می کنیم اغلب از عمو و پسر عمو خاله و پسر خاله و دختر دایی و اینها فلان و بهمان غیبت می کنیم اغلب از آن هایی که با هم نون و نمک خوردیم و غیبت ها پیرامون مسائل جزئی می گردد چرا آیا ما اینها را به چشم خواری نمی بینیم آیا اینها را موجوداتی منحرف و از خط خطا خورده نمی یابیم پس چرا غیبتشان می کنیم انسانی که مقصری که به چشم خواری نبیند حاضر نمی شود که غیبت بکند شاید غیبت بکند غیبتی می کند که عین ثواب است این اطاعت است عین واقعاً اطاعت است عده ایی منحرف می خواهند بشوند یک انسان وافر فاغر …. پلید را نمی شناسند و او گردی است که در لباس میش در آمده جنایت کاری هست که در لباس درویش درآمده و می خواهد از این طریق مردم را به انحرافهای متعدد بکشاند اوه اوه علناً … می کنند افشاء می کنند چهره اش را از هم می درند و این ثواب دارد این جای واجب است این کار را بکند افشاگری می کنند برای ماها نه ماها اگر به خصوص طرف یک کمی قدرت داشته باشد دمش به یک خانه ایی گره زده باشد حالا این روباه این روباه نجس دمش را به خانۀ هر سگی هر گفتاری گره زده بود بعد از او دیگر اسم نمی بریم می شود … بدچیزی است ما یک دوستی داشتیم هم دوره ما بود هم دوره فاکولته ما بود این شوخی های بسیار ظریفی می کرد شوخی های جالبی می کرد این ماشین های … آلمانی کوچک را که دیدی این را وقتی می دید می گفت از همین ماشین ها خیلی خوشم می آید اینها آدم را نمی تواند بزند تصادف بکند یعنی از روی آدم رد بشود بلاخره آدم می تواند به نحوی از آنها خودش را نجات بده این تلیری های ده چرخ هیجده چرخ را که می دید می گفت از اینها بدم می آید اصلاً نمی ترسم نمی ترسم بدم می آید خب گاه اتفاق می افتد که همین طور می شود از این افراد نمی ترسیم خب امکان دارد باز مثلاً کار ما یک روزی بند بماند و ایشان هم به ایشان گره زده است کار ما را راه نیاندازد … فعلاً غیبت کی را بکنیم غیبت آن دوستی که ما همیشه با هم نمک می خوریم هر قصوری که دارد این را درشت کنیم هر تقصیری که انجام داده این را چند برابر کنیم به سیصد جا هم بگوییم خبر داری نه فلانی چیکار کرده … درست کرده خیلی خب …. کرده این از چی می شود از این که متوجه اصل قضایا نیستیم متوجه اصل قضایا نیستیم لذا دیگران را به چشم خواری و حقارت می نگریم در حالی که ما حدیث داری از امیر مؤمنان و از فرزندش امام صادق اینها به روایت های مختلف و عبارت های متعدد گوشزد کرده اند که فریب سجده های طولانی و رکوع های طولانی را نخورید به عاقبت کارشان نگاه کنید ببینید که عاقبت کارش چی هست نماز شب نجات دهنده نیست اگر با خودنمایی با خودبینی همراه باشد اگر با کوچک بینی و تحقیر و حقارت دیگران همراه باشد از کجا معلوم که آن همان یک سبحان ربی العظیم و بحمده ایی که می گوید در رکوع واقعاً به …. افعالی نمی رسد این مرحله ایی است شوخی ندارد ها شاید او کسی که صد بار میگوید تسبیح هم بر میدارد صد بار سبحان ربی العظیم را می گوید آخر هم به ….. افعالی نرسد این شخص تا می رسد به رکوع اصلاً … شده باشد و تا سر به سجده می گذارد و سبحان ربی العلی و بحمده یک بار می گوید واقعاً به فنای ذاتی رسیده باشد معراج کجا است جای دیگری ندارد دیگر همین جا است ثم لنا فتدلا فکان قاب قوسین او ادنا همین جا است همین جا است که آن عارف دیدارمند و بینش ور وقتی سر به سجده می گذارد با یک سبحان ربی العلی به فنای ذاتی رسیده تمام معراجش را به کار رسانده بر می گردد ولی او که صد بار می گوید هنوز نفهمیده معراج چی است سبحان چی است رب چی است عظیم چی هست … بحمده چی است این چه خبر است چرا من این کار را می کنم هیچ کدام را نفهمیده با الفاظ بازی می کند با نفسش بازی می کند دلش را تسلی می دهد که با سی بار گفتیم ما چهل بار گفتیم یک بار می گفتی خوب می گفتی عارفانه می گفتی با معرفت می گفتی خب نگفتی لذا مقصران را به چشم خواری می بیند عادت کرده با آن رکوع های بلند با آن صلوات هایی که سفیر صادش تا به آن طرف خیابان هم می رسد عادت کرده سومین نشانه که بدترین نشانه است عیب خویش باز ناجستن اینهایی که به این درد گرفتار هستند آنچه انجام می دهند عیب عمل خود را باز نمی جوید نماز می خواند می بیند دلش روشن نشده نماز می خواند می بیند دروغ هم می گوید گران هم می فروشد غش هم می زند غیبت هم می کند بعد خب آیه ما داریم که ان الصلات ان الصلات ان یعنی محققاً محققاً موکداً یقیناً تحقیقاً بدون چون و چرا ناگزیر نماز انسان را از فحشا و منکر باز میدارد آقای عزیز اگر کاغذ خشکی داشتی و به آتش نزدیک کردی این کاغذ خشک را آتش می سوزاند می شود که نسوزاند اگر از بام بلند خودت را انداختی دست و پایت صدمه می بیند اگر برق بود و لامپ بود و سویچ را زدی چراغ روشن می شود انکار ندارد دیگر اگر نماز خواندی جلوی فحشا و منکر را می گیرد خب ما نماز نمی خوانیم چرا غیبت می کنیم اصلاً چرا غیبت می شنویم چه …. مجبور به غیبت کردن و غیبت شنیدن باشیم این چه نمازی بوده که جلوی گران فروشی جلوی خیانت جلوی غش زدن جلوی دروغ گفتن جلوی دنیا پرستی جلوی …. را نمی گیرد خب یک نگاهی بکن آقا یک بازرسی بکن ببین این نمازت کجایش اشکال داشته عیبش در چی بوده از اول ماه روزه تا آخر روزه صیام می شوی به قول مولانا امتحان بسی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راست شد به یکی از اسرار روزه پی نمی بریم خب چرا دنبالش بر نمی آییم که این روزۀ ما چه نقشی داشت چه عیبی داشت چه نقصی داشت که ما را از گرفتاری و ثبوت در منکرات باز نداشت و از رشد مانع شد چه بود چه دردی بود در اینها عیب کردار خویش را …. آنی که عیب کردار خودش را باز نمی گوید بدترین نتیجه ایی که می برد عدم رشد است یک عمر کار کرده عین شتر است خلاص گرد یک …. گشته گشته گشته آخر که چشمهایش را باز کرده دیده باز هم سر جای اول خودش است یک عمر نماز خواندم که دیگر گرد ظلمت و ذلت و پستی و حقارت و دروغ افتراه و غیبت و نمامی و دنیاپرستی و شهوت خواهی و بیش خواهی تکاثر تمرکز بر گرد بر دامن دل ما ننشیند اما دل را نگاه می کنیم سیاه است از غیبت سیاه است از شهوت سیاه است از لذت سیاه است از شهرت طلبی سیاه است از شهرت جویی سیاه است از قدرت زدگی سیاه است سیاه است سیاه است خب چه خبر بوده آخه نماز برای چی بوده مگر گفته نشده که اصلات المعراج المؤمن پیغمبر وقتی به معراج رفت این داستان را شما شنیدید وقتی به معراج رفت با خود ناپاکی برد با خود در دل از امت برد که برود خدا را که دید که خدا دیدی که چه همه به من ستم کردند دیدی که ما را به شبه ابوطالب سه سال تشنه و گرسنه نگاه داشتن دیدی که از کوچه ها که رد می شدم بر من سنگ خاکستر خار می ریختند دیدی که در کنار مسجدالحرام زباله های شکمبده گوسفند به صورتم زدند دیدی که چه کردند همچین چیزهایی گفت گفت با خودش همچین کثافت های باطنی ندیده بود از مردمش او صدایش بلند که خدا اللهم اهد قومی فانهم لایعلمون خدا اینها را ببخشد که اینها نمی فهمند نمی داند پیغمبر نمی برد وقتی به معراج می رود همچین چیزهایی را نمی برد پیغمبر وقتی به معراج رفت آیا رفت آنجا بگوید خدا دیدی که چه زحمت ها کشیدم چه اخلاص ها ورزیدم چه ایثارها کردم نه این چیزها را نمی برد نه با طاعتش ارزش قائل می شود و نه معصیت دیگران را می بیند و ارزش قائل می شود این است که وقتی به آن جایی که می رسید به مرز عقل و عرفان می رسد به مرز برهان و عریان و شهادت می رسید جبرئیل می گوید برو که من ماندم تمام است دیگر وقتی ما به معراج می رویم چیکار می کنیم هر جوان …. که بویی کرده ایی که هست به سر همان معراج پیدا می کنیم هر درد دلی هم که داریم به همان جا از خدا از قوم و خویش به همان جا مطرح می کنیم بنده اصلاً قصد نداشتم که روی این زمینه این همه صحبت کنم و بپیچم منتها نمی دانم چیکار شد گاهی انسان به قول بعضی از شوخ ها و ظریف ها ترمزهایش می برد امروز ما هم همین طور بی فرمان و بی ترمز نگاه کن به کجا رسیدیم ما می خواستم که بحث توبه را انشاالله امروز تمام کنم که نشد به هر حال همین بحث توبه مطیع که از بسیار دیدن طاعت است و نشانه های آن خود را به کردار خود ناجی دیدند مقصران را به چشم خاری نگریستن و این به کردار خویش باز ناجستن این مربوط به زندگی خصوص و فردی و جمعی کوچک تنها نیست در همۀ زمینه ها هست فقط ضمن این پنج دقیقۀ دیگری که فرصت داریم به یکی از گوشه ها نگاه می کنیم ما فرض را بر این بگذاریم که از نظر اجتماعی ما دولتی داریم یا حزبی و گروهی داریم که این حزب و گروه ما یا این دولت ما دولت مطیع است مطیع لامرالله مطیع لامر مولا اگر دیدید که دولت به کردار خویش می نازد و آن کارهایی که کرده پشت سر هم به تلویزیون به رادیو به اخبار به … قلقل می کند بزنید به ته سرش دستور بدهید که برو آقا تو وزیری هر کس هستی برو توبه کن تو گرفتار خود بینی شدی اگر حزب هم هست یک جای را فتح کرده یک نمی دانم میدانی را گرفته یک بخشی از کارهای سیاسی را به کام خودش ساخته بعد شروع می کند که بله این طور کردیم آن طور کردیم این طرح را … کی فلان کرد دستور بدهیم که بفهمد برو دستمال سیاه را بیانداز به گردن خویش و توبه کن که تو گرفتار بسیار دیدن طاعت خویش هستی حال اگر این دو سه مورد را نداشته باشد که کمتر پیدا می شود و فرض را بر این می گذاریم که در رابطۀ با جامعه خودمان احزاب و گروه های سیاسی خودمان دچار این مخمصه اگر نمی بودند آیا ما با این شرایط فعلی گرفتار بودیم ما خود به خود ما ماهی شانزده تا کلمه یک و نصفی صفحه کاغذ آنهم به شکلی بسیار نامرغوبی با آقای احمدی و آقای نمی دانم تقی نژاد و آقایون دیگر جمع می شدیم گفت در مجلت گری مرا هنریست …. فکر می کرده در مجلت گری مرا هنریست که کتابی به صد مدد سازم صد نفر به ما کمک کند یک کتابی جلد می کنم جز …. جلد و شیرازه هر چه بسازم به دست تو من سازم خب چی ….. ما خود ما ماهی پانزده روز یک هفته دو ماه یک بار یک هشت صفحه کاغذ را سیاه می کنیم و به خورد مردم می دادیم یا بلند می شدیم به زیرزمینی یا رو زمینی که سه چهار تا آیه و حدیث را …. می کردیم مثلیکه حالا اینجا قر قر می کنیم بعد سینه سپر می کردیم ما کار فرهنگی می کنیم برو بابا مردم می خ…… تو چیکار فرهنگی می کنی دنیا به توسط موج و الکتریسیته بر بال موج به داخل خانۀ شما آمده صبح به آمریکا یک اتفاقی می افتاد شما را …. یا نیم ساعت بعد می شنوید و عکس و تصویرش را می بینید تو چی سینه سپر می کنی که ما کار فرهنگی کردیم خب چیکار کردی که شما کار فرهنگی کردی همین صد نفر را از غیبت کردن باز بدارید نه خب ما حرف خود را گفتیم …. وظیفۀ تو دعا کردن است …. در بند آن نباش که شنیدی یا نشنیدی خیلی خب عیب کردار خویش باز جستی تو گفتی کسی قبول نکرد خب بایستی یک مرضی در گفتار تو هم باشد یک موشی در … جناب عالی هم افتاده باشد دل خود را خوش کردی به همان گفته ها و به همان گفته هایی که اغلب با اقراض متعدد شیطانی و نفسانی آلوده بود بعد یک … که سر بلند کردیم دیدیم که اکثر جوانهای ما به دامن غرب افتاده اند اکثر نمازخوان های ما از اسلام و قرآن وجهاد اسلامی و حزب اسلامی و سیاست اسلامی و اینها متنفر شده اند همه گناه دیگران بود هیچ وقت در کار تو عیبی نبود این همه نفرت را بنده گاهی وقی با بعضی از دوستان که صحبت می کنیم می گوییم که واقعاً برای ماها باید جایزه بدهند می گویند چرا می گوییم برای این که یک عمر بزرگان ما پدران ما بزرگان ما تلاش کردند زحمت کشیدند کوشش کردند … امت کوشش کردند اسلام را برای خیلی از مردم یک چیز خوبی جلوه دادند یک چیزی که همه حاضر شدند جان بکنند بچه فرزند عزیز پاره جیگر را در راهی قربانی کنند ماها …. که توانستیم ظرف ده سال کاری بکنیم که عمل انسان متنفر است چی است علت ها در کجا است ما به کردار خودمان خیلی نازیدیم ما دیگران را هی تحقیر کردیم یا دنبال کار خودمان نگرفتیم به هر حال هر چه بود در هر زمینه ایی که نگاه کنیم در بعد اقتصادی نگاه کنیم در بعد فرهنگی نگاه کنیم در بعد سیاسی نگاه کنیم می بینیم ما دچار انحرافاتی هستیم و بودیم که بایستی برگردیم و مطیعانه توبه کنیم ولو کار خوب می کنیم نگاه به کار خوب نداشته باشیم عده ایی انحرافاتی دارند بزرگ نبینیم و دنبال عیوب کار خود را بگیریم پروردگارا شمه ایی از معارف نورانی خود را ملکۀ احوال ما قرار بده بار خدا یا تو را به نور عصمت و طهارت انواری از حقایق ربانی را بر دل ما بتابان و علی ارواح المؤمنین و المؤمنان ثواب الفاتحه مع الصلوات (اللهم صل علی محمد و آل محمد)

 

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.