دسته‌ها
راز و رمز نویسندگی

ششم ـ نشانۀ پرسشی(؟)

   این نشانه که آنرا «علامت استفهام» نیز گفته اند؛ در موارد ذیل کاربرد دارد:
الف ـ در آخر جمله و عبارتهایی که مستقیماً به شکل پرسشی طرح می شوند؛ مانند: کی می آید؟ او را چگونه یافتی؟ و… .
تذکر: پرسشهای غیر مستقیم، که گاهی شکل پرسش در پرسش را به خود می گیرند؛ علامت استفهام لازم ندارند؛ مانند: از بو سعید پرسیدند که: بوعلی را چون یافته است.
باء ـ بعد از کلمه ها و فقره هایی که جای جملۀ پرسشی را گفته و شخص را از تکمیل کردن جملۀ پرسشی بی نیاز کرده اند؛ مانند: در تاریخ عرفان، بهترین کتاب کدام است؟ نفحات الأنس؟ یا طرایق الحقایق؟
جیم ـ وقتی مطلبی، حکمی، تاریخی و یا نامی  برای نویسنده گنگ و یا مورد تردید باشد؛ علامت پرسش را میان پرانتز نهاده و با این وسیله: هم خواننده را متوجه تردید خود می سازد؛ هم از کسی که درستش را می داند طلب یاری می کند؛ مثلاً:

گرفتار دو عالم رنگم از بی مهری نازت

اسیر الفت خود کن اگر می خواهی آزادم

     بیدل(؟)
الهی! اگر کاسنی تلخ است، از بوستانست؛ و اگر عبدلله مجرم است؛ از دوستانست.
الهی نامه، ص 21(؟)
تذکر: در مورد گذاشتن علامت استفهام در میان ناخونه یا پرانتز و یا در خارج از آنها دوگونه برخورد می توان کرد:
وقتی جملۀ داخل ناخونه و یا پرانتز مستقل و کامل باشد، علامت استفهام در داخل گذاشته می شود؛ و:
هرگاه جملۀ داخل، ناقص و بخشی از جملۀ دیگری باشد، در خارج.
در گرماگرم تلاشهای شدید نظامی  همچون فرشته ای فریاد می کرد که: «ای قوم! سرنوشت فرهنگ این مردم را به دست چه کسی سپرده اید؟»
آیا در شرایطی که بر همۀ هستی ما می تازند، می توان گفت که: «بی طرف بودن معنا دارد»؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *