سخن مدیر:
بدون دیدگاه

 این قسمت را اختصاص می دهیم به معرفی و بیان گوشه ئی از شگردهای قابل توجه مرحوم عطار (ره) که در برخی از کارهای وی ظهور و بروزی چشمگیر و «سبک شناسانه» یافته است؛ روشن است که آنچه خواهد آمد «فقط گوشه ئی» از شگردهای این هنرمند وارسته را نمایان ساخته و برای آشنائی بیشتر و یا همه جانبه، از یکطرف باید به کُل آثار آن مرحوم نظری متأملانه داشت؛ و از دیگر طرف، همۀ حرفهای این رساله ـ و به ویژه، ضمائم این رساله ـ را مورد توجه قرار داد.

به هر حال، در برخی از تابلوهای عطار، درهم تنیدگی حروف و کلمات به تابلو جنبشی درونی و نرم بخشیده و نگاه تماشاگر را مشتاقانه و شادمانه به گلگشت و سیر در همۀ زوایا و اطرافِ تابلو واداشته و حرکتی پژوهشگرانه و زیباجویانه می بخشد.
این حرکت گاهی در درون متن و برای کشف جلوه های دیریاب و رمزگونه صورت می گیرد؛ زمانی از متن به حاشیه، تا شاید زمینۀ تکمیلی و یا تشریحی و یا کلیدِ ورود به کل اثر را پیدا نماید؛ و گاهی هم از حاشیه به متن می رود تا خود را به مرکز بینش، ابداع و پیام هنرمند رسانیده و در متنِ چشمه سار ذوق و دریافت و پیام او غرق سازد.

در برخی از تابلوهای حضرت عطار (ره)، حاشیه با قدرت و جاذبۀ مؤثرتری به کمک متن آمده، دریافت و بینش مخاطب را اکمال و پربار می سازد؛ این دستۀ از حواشی که گاه با خط و یا خطهای دیگر ابراز وجود می کنند، گاهی راه ورود اندیشۀ خواننده را به حوزۀ ویژۀ مورد نظر عطار هموار می کنند؛ گاهی در گسترش و شفافیت بینش ابداعی وی کمک می رسانند؛ زمانی معنویت زیبائی متن را جلی تر می سازند؛ وقتی حوزۀ زمانی ـ مکانی احکام و آثار متن و پیام متن را مشخص تر می سازند و گاهی حاشیه به عنوان پاداشِ پرجذبه و پرحلاوتی تقدیم خواننده می شود([۱]) تا اگر دشواری متن او را فراری ساخت، حاشیه بتواند کمندِ جذبه و دست نوازشی باشد برای رام کردن و نگاهداشتن غزال نگاه مخاطب.
طبیعتِ مواردی از ایندست، خواننده را به دریافت کاملِ متن ترغیب کرده و آن حالتِ فرار را به قرار بدل می سازد.
در برخی از آثار مرحوم عطار (ره) گاهی، حاشیه و متن چنان در آغوش هم خزیده و از وحدتی دلربا برخوردار می شوند که جز برای اهلش تباین آنها دریافتنی نتواند بود!

در این میان، گاهی تنوع خطها و اغلب کوفیهای لبریز از جلال و رمز، از سرعتِ نگاهِ بیننده کاهیده و آنرا مجبور به خوب دیدن و با دقت و فطانت دیدن می نماید؛ زمانی چرخشهای حروف و یا خودِ طرح، چشم را به چرخیدنِ بیتابانه واداشته و زمانی دیگر، از حرکتِ شتابان نگاهش جلوگیری نموده و به تأمل و بازیافت زیبائی های پنهان شدۀ ظریف فرا می خواند.
* در برخی از تابلوها ـ بویژه کوفی قفل و یا معقلی ـ حرکات درونی و جنبشِ ذاتیِ اثر که از جادو و افسونی مقدس برخوردار می باشد، چنان نگاه بیننده را به درون کشانیده و به خود مشغول می دارد که گوئی در طلسمی رهایی ناپذیر، عاشقانه و مشتاقانه گرفتار مانده است!
* برخی از تابلوهای مرحوم عطار (ره) با عصیانی مقدس ولی فرم آفرین بر قراردادهای متعارف زبانِ نگارشِ حروف و کلمات شوریده، خود را به طرحهای تجریدیِ منتج از طبیعت نباتی و حیوانی نزدیک ساخته و بدین وسیله، جنبش و حیات درونیِ خود را نه تنها در سطحی دو بعدی به نمایش می گذارد که با چند لایه نمودن و چند وجهی کردنِ خطها، بعدی مثالی را القاء کرده و عیناً به نمایش می گذارد.
* در برخی از کارها، حروف و کلمات از حرکاتی برخوردار می گردند که حرکتِ نگاهِ بیننده را گاهی اوج گیری می آموزند؛ گاهی جهشی ناگهانی؛ زمانی به سمتِ دیگری ـ که معمولاً با حضور زاویه ای ایجاد شده است ـ پرتاب می کنند؛ و گاهی به آرمیدنِ نوازشگر و آرامش دهنده یی وامیدارند! و اینهمه، مربوط به آنست که عطار، چه خطوطی را با چه طرحی به اجرا نهاده باشد؟!
* مرحوم عطار در برخی از تابلوهایش از دائرۀ حرکات دورانی بهره گرفته و از این طریق به نگاه بینندۀ خود جولانی مداوم و پایان ناپذیر می بخشد؛ و از همین روست که مثلاً وقتی سورۀ جحد را ـ در مرقع اساور ـ طراحی می کند، از کوفیِ مدور بهره گرفته و بدین صورت هم حرکت عروجی، تقدیسی و اسرائی و در نتیجه آسمانیِ پیامبر اکرم (ص) را القاء می دارد و هم جاودانگی و تغییرناپذیری حکم و مفادِ حکم آیات را.

در همین اول گزارش شایسته می نماید تا یادآوری نمائیم که:
«بوعلی سینا (۳۷۰ ـ ۴۲۸ هجری) مربع و دایره را کلید فهم نظریۀ خود دربارۀ کائنات می داند. به نظر او دایره حرکت را بیان می کند و نگاه در مسیر آن به سهولت حرکت می کند در صورتی که مربع حرکت کنترل شدۀ خط مستقیمی است که در سه نقطه، سه بار ۹۰ درجه تغییر جهت داده است. بوعلی دائره را آسمانی (هوایی)، گرم و مرطوب و مربع را زمینی (خاکی)، سرد و خشک میداند.
واسیلی کاندینسکی (۱۹۴۴ ـ ۱۷۶۶ میلادی) خط مستقیم را تولد می نامد (تولدِ خطی که ممکن است در اثر رشد و حرکت، سطح و حجم را به وجود آورد) و خط زاویه دار و مربع را جوانی و خط منحنی و دایره را بلوغ و حد عالیِ تکامل خط می داند.
کاندینسکی مثلث را به علت وجود سه زاویۀ تیز با دایره که سطحی ملایم و گرد دارد در منتهای تضاد سطح (کنتراست) می بیند و معتقد است که این تضاد بین دایره و مربع ملایمتر شده است».([۲])

* مرحوم عطار در برخی از تابلوهای خود ـ که به گلخانه ای شکیل، رنگین و با تنوع شباهت بسیاری دارد ـ دست به قرینه سازیهای مبتکرانه می زند. اینکار، گاهی در رابطه با نفس حروف و کلمات صورت می گیرد و زمانی با طرح زمینه و مکانیکه خط در آن متجلی می شود.
قرینه سازیهای عطار، هم متوجه مراتب و جهاتِ طولی (بالاـ پایین) می باشند و هم متوجه جهات عرضی (راست و چپ)؛ منتها، در رابطه با کارهای عطار باید متوجه محتوای مورد نظر او باشیم وگرنه در تحلیل خویش بر نماد پردازیهای وی دچار اشتباهاتی فاحش خواهیم شد! چرا که مثلاً، اگر در موردی قرینۀ طولی، به عنوان نمادی از دو قوسِ نزول و صعود مورد توجه و القاء قرار گرفته باشند؛ در موردی دیگر شاید، نمادِ قرینه ای زیرین، تجسم دنیائی و عالمی دیگر را مورد القاء قرار داده باشد؛ و یا به عکس!

تشابه و توازن هندسی و ابداعی ایندسته از تابلوها تا بدان پایۀ از کمال و شکوه می رسد که گاهی در درون این نقش های درهم خزندۀ ساکن، گونۀ ویژه ئی از حرکت و جنبشِ دلفریب به مشاهده می رسد.

* مرحوم عطار، گاهی به تبلور حالات روانی و باطنی خود پرداخته، با جنبش و بالش بخشیدن به حروف و کلمات، کش و قوسها و زاویه ها، شور و اشتیاق باطنی خود را نمودار می سازد؛ و زمانی، با وقار و استحکام و ابهت بخشیدنِ به آنها، هم آن وقار و طمأنینۀ درونیِ خود را می نمایاند و هم نوعی جلال و ابهت را نمودار و متجلی می سازد.

وی که معمولاً در اینگونۀ از تابلوها از چندین گونه خط بهره گرفته و با قدرت کم نظیرش میان آنها هم آهنگی دیداری و گاهی هم آوائی ریتمیک بلاغی ـ پیامی ایجاد می نماید، از طرحها و خط های متضاد بهره گرفته! و با این وسیله برداشت باطنی و الهامی خود را القاء می کند. هرچند که گاهی چنان خط ها را بهم نزدیک می سازد که جز اهل فن، کسی را توانِ امتیاز بخشیدن قسمت های متنوع نتواند بود.

توجه آخوند (ره) به خط کوفی ـ به ویژه نمونه های تزئینی و زیبای آن ـ هم از جوهر زیباپسندانه برخوردار می باشد و هم از هدفی استعلائی. به قول «دوپولو»:
«وقتی خطاط، حروف کوفی گوشه دار را می ریزد احتمالاً میل دارد حرکت این حروف را بر طبق قواعدِ مدوّن و منظم هندسی ترتیب دهد و خطاط دیگری انتهای حروف کوفی را به گل و برگ استیلیزه مبدل می کند. این حروف می تواند گل و برگ بدهد، آن هم گل و برگی که در طبیعت واقعیت ندارد.

بالاخره زمانی که خطاط، کوفیِ پیچیده (معشّق) را به کار می برد ممکن است دارای افکار شاعرانه است و خیال می کند حروف کوفی می توانند مانند «طرّۀ پر پیچ و خم» پیچیده و حلقه شود و یا رشد و حرکتی نظیر عشقه داشته باشد.»([۳])
به هر حال، در قسمت قابل توجهی از تابلوهای خود، با رویکردن به خط کوفی، در واقع بیننده و خوانندۀ خود را به تعمق، تأمل و تدبر دعوت کرده و بدو القاء می کند که: اولاًّّّّ، زیبائی، جلوه و غوغای هوشربای دیداریِ خط، شکل و ضرورتِ فهم و تحقق پیام و محتوای آن را از یادت نبرد؛ ثانیاً، هر جمالی را جلالی در باطن و هر جلالی را جمالی ظاهری همراه است؛ و تو که اینک با جمال آشکار در پیوندی، بکوش تا پیام آن جلال باطن را نیز دریافته و متناسب با آن عمل نمائی و به ایفای وظیفه و نقش پردازی.

برخی از این کارها که متشکل از خطوط کوفیِ ظریف، خوش نقش و نرم خوئی بوده و در هیئتی دقیق، هندسی، گوشه دار و با شمایلی سخت زیبا و بشکوه جلوه می کنند، نه تنها بنا بر طبیعت ذاتیِ خود هرگونه تغییر و تبدیلی را پذیرائی می کنند که طبیعتِ پرجاذبه و در عین حال متوازن آنها که از زاویه های چشم نوازی برخوردار می باشد، هر بیننده یی را بخود فرا می خواند.

اینان گاهی خود را به طرحهای مکرر اسلیمی نزدیک ساخته و طبیعتِ استعلائیِ خود را به نمایش می گذارند؛ زمانی، انحناهای پرجاذبه ولی دقیقاً هندسی را بکار گرفته و چونان جاندارانی شوخ و شنگ از آنها سر بر می کنند! این حالتِ افسون کننده انسان را به یاد گفتۀ «مددپور» می اندازد که:
«یکی از زیباترین و در ضمن رازورانه ترین خطوط کوفی عبارت از خطوط تزئینی موشح، که در حقیقت نوعی نقاشی ـ خط یا مبتنی بر طرح هندسی با حالتی روحانی بود. این خط با ایجاد گره های متنوع و مختلف چنین حالتی را بیشتر القاء می کند؛ خطی مصور و مزین که ظهور و بطون را با هم دارد؛ از جهتی به ظاهر آمده و از جهتی به باطن بر می گردد و خواننده و بیننده را به طریقی از عالم طبیعت بر می کند.»([۴])

* گاهی که عطار (ره) به مایه های عمیق و زلال عرفانی و ملکوتی راه برده و در پیِ تبارز، تمثیل و القاء مکاشفاتِ عرفانی خویش می باشد، حروف و کلمات ریتم و موسیقیِ ویژه ئی پیدا کرده و اهل مکاشفه و بینش را نوازش موسیقائیِ ویژه یی می بخشد. به قول ظریفی:
«متانت، ظرافت، اعتدالِ اندامی حروف، باز و بستگی، کوتاهی و بلندی، زیبائی و نزاکت شکل حروف و…، قوس و دائره های چشم نواز، کشیدگیهای معتدل، نظم و ترتیب دلپذیر، قرینه سازی موزون، لطف مجاورت حروف و کلمات در کنار یکدیگر و… آنرا مانند شعری دلکش و قطعه ای موسیقی به اوج زیبائی رسانده و از حدّ اعلای سرزندگی و شادابی برخوردار ساخته است چندانکه گویی حروف و کلمات در حال رقصی لطیف و موزون در حال حرکت و خرامیدن هستند، دست در دست یکدیگر و گاه دست در آغوش هم.»([۵])

اما در حالاتی دیگر، مثلاً آنگاه که اثرش القاء کنندۀ دریافتی حماسی و ایثارگرانه می باشد، حروف ـ به ویژه حرفهائی که عمودی نوشته می شوند، مانند: «الف، لام و…» ـ از چنان ستواری، قوت، استقامت، شادابی و ستبری برخوردار می شوند که بیننده نه تنها روح شهامت را در سیمای آنان مشاهده می کند که شیپور معنوی انقلاب را نیز با گوش جان می شنود!

باورم بر اینست که امکان ندارد کسی با ذوقی سالم، خود را به نگارستان روحنواز عطار بیندازد و با آغوشی لبریز از زیبائی های متنوع، از دریافتها و باورهائی تازه و بدیع، از کشف ها و الهام های پرورش دهنده و طهارت بخش و از نشاط ها و آهنگهائی پویائی آفرین باز نگردد!

* برخی از تابلوهای عطار (ره) ـ با وجود اعتراف به اینکه هیچ نماد و نشانه ای، قدرتِ کامل نمائیِ مراتب بالاتر وجود را ندارد ـ برآنند تا نه تنها وحدت و یگانگی اطلاقیِ حق (ج) را اثبات نمایند که می کوشند تا این وحدت را برای اهلش شهودی سازند!

عطار (قدس سره)، اینکار را بیشتر با توسل به آیات قرآنی و نمودار ساختن آنها در طرحهائی که تا حدودی قدرت و استعداد القاءِ این امر بزرگ را دارند به اجرا می گذارد!

«از دیدگاه یک هنرمند مسلمان یا هنرمندی در جهان اسلام و یا پیشه وری که بر آن بود تا سطحی را تزیین کند، پیچاپیچی هندسی بی گمان عقلانی ترین راه شمرده می شد؛ زیرا که این نقش اشارۀ بسیار آشکاری است بر اندیشۀ اینکه یگانگی الهی یا وحدت الوهیت زمینه و پایۀ گوناگونی های بی کران جهان است.»([۶])

منتها همین عطار، آنگاه که چشم امید از هرگونه طرح و نماد و… برداشته و فقط به نگارشِ زیبای آیات می پردازد، با زبان بی زبانی اعلام میدارد که: بر آن نیست تا آن امر مطلق فراگیر را در محدودۀ طرحهائی محدود و نارساننده به نمایش گذارد! چرا که هراس دارد تا مبادا از این طریق مخاطب ناوارد را به خطائی افکنده و بدین باور مجهز دارد که: نمادهای هنری ـ که جز اموری اعتباری نمی باشند ـ می توانند نمایشِ مراتب بالاتر وجود را به عهدۀ خود گیرند.
این تلازم آخوند مرحوم، گاهی جنبۀ سیاسی به خود گرفته و در شرایطی با قدرت ابداعی و فشار بیشتری بروز می کند که رژیم ملحدِ کمونیستی، پای اصول ماتریالیسم دیالکتیک را با پشتوانۀ قدرتِ نظامی روسیۀ تجاوزپیشه به روزنامه ها کشانیده و پیروزی پنداری خود را عربده می کشد!

* مرحوم عطار در ارائه ی برخی از تابلوهای خود از طرح گنبد و گلدسته بهره می گیرد. کسانی که با نمادها و رمزهای اسلامی اندک آشنائی بدست آورده اند می دانند که به قولِ «بوکهارت»: «این طرح به نحوی تمثیلی اتحاد و همبستگی آسمان و زمین را مجسم می سازد؛ بنای چهارگوش آرامگاه به زمین تعلق دارد و گنبدِ دوّار بالای آن نمایندۀ آسمان است.»([۷])؛ منتها عطار با رویکرد به این طرح فقط رابطه و پیوند میان زمین و آسمان را القاء نکرده بلکه، گاهی گوهر و ماهیت باطنیِ این کلّ بهم پیوسته (گنبد) را به نمایش می گذارد([۸])؛ گاهی به شهودی ساختنِ حقیقت و جوهر مبنائی و مقوم آن همت می گمارد([۹])؛ زمانی آنرا وسیلۀ نمایش جلوه های زیبا و پرجاذبۀ کثرتی محاط به وحدت قرار داده و در مواقعی هم آنرا مایۀ القاءِ غلبۀ عینی، قاهرانه و انکارنابردار وحدت بر کثرت قرار میدهد! و این مؤید آنست که عطار هنر را آئینۀ فرا نما فهمیده و به عنوان فریادی استعلائی، لطیف، پرجاذبه و سرشار از معنویتِ زیبائی مورد توجه قرار می دهد. فریادی که انسان را با ژرفا و حقیقتِ فرا روندۀ هستیِ او آشنا ساخته و ذوق تبلور مراتب عالیه و شکوفائیِ مراحله کامله و تامّه اش را در وی بیدار و فعال می سازد!

با این مایۀ از بینش میتوان مدعی شد که اکثریت مطلق تابلوهای قرآن محور و ابداعیِ عطار خود گواهی است بر حضور معنویتی ملموس و جمالی تجریدی و نیز، استدلالی است بر حضور و غلبۀ جمال و کمالِ حضرت معشوق!

* برخی از تابلوهای مرحوم آخوند با پرداختن به کش و قوسهائی ملیح، موزون و مترنم، شاداب و دارای جنبشی درونی، صفحۀ مقابل را به چشم اندازی بدیع و هوشربا بدل می دارند که صید نگاه را افسون کرده، به طلسم کشیده و از هر طرف او را احاطه میدارند! چشم اندازی که مادۀ ایجادی و تشخیص دهنده اش نه مرکب و خط و نقش و… که جاذبه ی مرموز، کششی نوازشگر و آرامش دهنده و نوری مجاب کننده و تحسین انگیز می باشد. چشم اندازی که با سکوتِ سرشارش، به زبان بلیغ دعوتی استعلائی بیشتر شباهت دارد تا به تابلوئی مؤلف از چند تا خط! آنهم زبان و فغانی که خود را برای شنوانیدن از همۀ امکانات بهره مند ساخته است!

این ویژگی، هنر مرحوم آخوند را از ماهیت و عناصر شخصی، فردی، دنیائی و لاجرم نموداریِ محضِ آنچه فقط حسّی است منسلخ و برکنار ساخته، آنرا از ماهیت و منطق کیفی، ارزشی و ربانی برخوردار می سازد، تا بتواند در کنار ارائه ی زیبائی صوری، آن شأن و گوهر و مرتبتی از زیبائی و کمال را القاء دارد که ورای تناسب، نظم، تازگی، دقت و… به جلوه گری ایستاده است! زیرا که عطار هرگز در پی پاسخ دادن به فعالیتهای غریزه محور و خلجان های وهمی و لاجرم دفاع ناپذیر نبوده، بلکه در پی اشباع و پاسخ گفتن به فطرتِ توحیدی و آثار و احکام استعلائیِ او بوده است؛ و لذا، دقیقاً به طرح و القاء و ارائه ی نمودهایی می پردازد که در حد خویش می توانند آیینۀ گرایشها و تلاشهای روحِ خداجوی انسان باشند.

این نگرش عطار به امر خوشنویسی باعث می شود تا اولاً ماهیت خط، از گوهر و منزلتی فراحسی و فرادیداریِ محضِ برخوردار شود؛ ثانیاً معنویت زیبائی را برای مخاطب خود القاء نماید؛ و ثالثاً بیننده را متوجه عوالم و نشآتِ برتر ساخته، میان او و مبدعِ حقیقی پیوندی بسیار ظریف ولی ناگسستنی برقرار سازد! زیرا که به قولی:

«هنر خوشنویسیِ «الف» تنها جنبه های زیبانویسی را منعکس نمی کند. «الفِ» کشیده، در نهان اسراری دارد که با خداوند سبحان از آنجا که «الف» الله است و نماد وحدانیت در نزد عرفا می باشد پیوسته الهام بخش بسیاری از شاعران شده است. از این رو خوشنویس آن هنگام که به نگارشِ «الف» می پردازد نمی تواند تنها به صورتِ ظاهری این حرف بسنده کند که از دورانِ پیش به مثابۀ قامتِ یار تلقی می گردیده است، بلکه او همواره در خوشنویسیِ آن، پروردگار یکتا را در نظر دارد؛… و از این روست که حافظ در پهن دشت اندیشه هایش آواز سر می دهد که:

نیست در لوحِ دلم جز الفِ قامتِ یار   –   چکنم حرف دگر یاد نداد اوستادم([۱۰])»

* به ژرف نگری و دقت نظر عطار (ره) در زمینۀ خوشنویسی های قرآن محور زمانی بهتر پی برده می توانیم که با دقت و وسواسی طاقت سوز متوجه نقشها و شکلهائی که به حروف و کلمات می بخشد بوده باشیم. ایشان، آنگاه که برآنست تا حقایق ثابت، پاینده و تغییر ناپذیر را صورتِ دیداری بخشد، معمولاً از نقشهای هندسی ـ که نمادِ تغییر ناپذیری می باشند ـ بهره گرفته و بدین وسیله حرکت و صیرورت را حتی از نقش و خط دریغ می نماید؛ مانندِ تحریر سورۀ مبارکۀ توحید با کوفی بنائی در مرقع اساور! و آنگاه که بر آن می باشد تا حقایق متلون و دگرگونی پذیر و امور تحول محور را صورتِ دیداری بخشد، به حروف و کلمات نیز حرکت و پیچ و تابهائی تداعی کنندۀ حرکات موجوداتِ زنده را بخشیده، و بدین وسیله رنگ پذیری و تحول را در آیینۀ نقشها باز می تاباند.

آخوند مرحوم به هستی از منظر قرآن نگاه کرده، خدای را مرکز و مبداء و همۀ موجودات را در جمیع عوالم و مراتب هستی مظاهر و مجالیِ اسماء و صفات، و کلماتِ پایان ناپذیری می یابد که در آخر کار، همه به وی باز گشته و در وجه باقی او فانی می گردند؛ این باور باعث شده است تا هرگاه در تابلوئی مرکزیت را به حق و شئونِ شوکتبار و عزتمند او اختصاص میدهد، بناچار میان آنچه در کمندهای متنوع و حواشیِ مختلف جلوه بخشیده است، با متن، رابطه ای استسلامی، ادغامی و فناجویانه برقرار می سازد؛ روش و طریقتی که مستقیم و یا غیر مستقیم برای اهلش میرساند که: میان آنچه در کمندها و حواشی ظهور و تجلی پیدا کرده اند، با متن، به سیاق هستی شناسیِ عرفانی، جز رابطۀ اشراقی و فقری وجود ندارد! و این، کاریست کارستان!

رک: تابلو شماره ۳
گاهی کمندها و حواشی با طیفها و انعکاسهای نوری و ریتمیک ویژه ئی که ایجاد می کنند، مرکزیت را چونان نوری مقدس و حقیقتی قدسی احاطه کرده و در برابرش به ورد می ایستند!

* از بدیهیات است که برخی از آیات کلام الهی و یا اسماء مبارکِ حضرت او برای مسلمانان رسیده به اخلاص، به عنوان منبع نیروئی سر به مهر و دارای قدرتِ اعجاز، پذیرفته شده و حتی گاهی هم به شکل تعویذ بر بازو و یا گردن افراد بسته و آویز می شوند.
راز آشنایان این خطه، معمولاً برای دیداری ساختنِ حروف و کلماتِ تعویذها، از روشهای ویژه و متنوعی استفاده کرده اند، که یکی از رایج ترین روشها را، پیچیده و ناخوانا نوشتنِ متن به اشکال تا طغرائیهای بسیار پیچیده، مشاکلها و مشابه های بسیار پیچیده و معقلی های بسیار پیچیده تشکیل میدهد؛ آنهم به گونه یی که ظاهر متن نیز به طلسمی سر به مهر شباهتِ بیشتر دارد تا به نوشته یی که مبین آیتی از قرآن و یا اسمی از اسماء مبارک حضرت دوست باشد.

مرحوم عطار (ره) که بالیدۀ گلستان راز آلود چنین فرهنگ بارور و ارزشهای اعتقادیِ اطمینان زایی است، گاهی گوشه و یا گوشه هائی از تابلوی خود را به طراحیِ طلسم نماها و تعویذ گونه هائی اختصاص داده و بدین وسیله تابلو را به تعویذی دارای قدرتِ اعجاز، بخشایندۀ نیروئی دلهره زدا و آرامش دهنده و اعتمادانگیز بدل می کند.

«آرتور اپهام پوپ» در مقالۀ «خوش نویسی و کتیبه نویسی» برداشت دیگری را در مورد اینگونه ازکارهای خوشنویسان عالم اسلام ابراز داشته است که نقل قسمتی از آن درین مورد ویژه قابل تأمل خواهد بود:
«در طغرا، خطوط موجود، منطبق با اشکال محض هنری و یا ریاضی هستند؛ مانند سه خط راست و سه خط منحنی در حرف s . دو منحنی تخم مرغی شکل، به منزلۀ نقوش درهم پیچیدۀ پایه می باشند. گویی درین جا حروف، به وضوح غم غربت ازلی را بیان می نمایند و می خواهند از هستیِ تحمیلی و معرفت خویش که به وسیلۀ علایم و برای اتصال نهاییِ آنها به استقلال اشکال محض ایجاد شده است، بگریزند. تردیدی نیست که این «امضا» با «فضاهای مستقل» خویش که به وسیلۀ اشکال حلزونی شکل و سطوح گلکاری شده تزئین شده اند، معرف یک تابلوی واقعیِ انتزاعی است، تابلویی که از اصول زیبایی شناسی پیروی می نماید. هنرمند حتی موفق به تحقق نوعی استقلالِ اشکال و فضاها می شود، اما بدین طریق هستیِ علایم انکار می شود و خط دیگر قابل فهم نیست مگر برای کسی که با حقایق آشناست و می تواند حرکات شگفت انگیز خط را که بین دو عالم معلق است دنبال نماید. در این جا همواره اصول زیباشناسیِ ابهام مورد توجه است!
بدین گونه که در درون قلمرو طغراها تحولی ایجاد می شود و این تحول خود ماجرای نوینی در قلمرو خوش نویسی است.»([۱۱])

—————
[۱] ـ مثلاً وقتی که متن از دشواری و پیچیدگی برخوردار بوده و اجازۀ ورود کامل و همه جانبۀ خواننده را به حوزۀ حضوری خود نمی دهد.

[۲] ـ اسلیمی زبان از یاد رفته؛ دکتر هادی هزاوه ای؛ فصلنامۀ هنر، ش ششم، ص ۱۰۵

[۳] ـ الکساندر پاپادوپلو، فصلنامۀ هنر، ش ۳۱، ص ۱۵۵

[۴] ـ تجلیات حکمت معنوی در هنر اسلامی، محمد مددپور، امیر کبیر، ص ۱۶۹

[۵] ـ فصلنامۀ هنر، ش ۳۱، ص ۸۶

[۶] ـ تیتوس بوکهارت، هنر اسلامی (زبان و بیان) ترجمۀ مسعود رجب نیا، صص ۹ و ۱۰

[۷] ـ فصلنامۀ هنر، شماره پنجم.

[۸] ـ چنانکه در صفحۀ اول آیه نگاری بنمایش گذاشته شده است!

[۹] ـ مانند آنجا که شهادتهای ثلاثه را در ورقی سیاه طراحی و ارائه کرده است!

[۱۰] ـ خوشنویسی از دیدگاه عرفان اسلامی، سید محمد طریقی، فصلنامۀ هنر، ش ۳۱ ص ۱۲۶

[۱۱] ـ فصلنامۀ هنر، شمارۀ ۳۱، ص ۲۳۲

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.