دسته‌ها
راز و رمز نویسندگی

طرحی از نتیجه

  اگر چه ضمن پرورش و تحلیل متن، آنچه را نویسنده باید کشف، شرح و ارائه نماید، می نماید و نیاز مبرمی  به ارائه ی بخشی بنام «نتیجه» نمی رود، ولی زیباتر و مؤثرتر آنکه: پس از تحلیل، شرح و ارائه ی مطالب، تحلیل گر از کار خود، یک نتیجه گیری کامل بدست دهد.
نتیجه در واقع، جمع بندی و تخلیص معرفتی است که تحلیل گر بدان دست یافته است. به هر حال، در نتیجه معمولاً:
الف ـ ادعاها و یا مفروض های مقدمه ـ که در خلال پرورش متن و موضوع اصلی، تحلیل و شرح شده اند ـ به صورتی بسیار موجز یادآوری و بر مبنای روشنگریهای متن، تثبیت و ارائه می شود.
باء ـ موضع و موقعیتی که نفس موضوع و یا مصادیق موضوع پیدا نموده اند، معرفی می شود.
جیم ـ باورها، ارزشها و ضرورتهایی که در خلال تحلیل کشف شده اند تذکر می یابند؛
دال ـ الزامهای نیازمند به تأکید و یادآوری ـ اعم از بایدها و نبایدها ـ در نتیجه تذکر می یابند؛
هاء ـ پیشنهادهای ضروری و راه حل نهایی ـ اگر در متن ارائه نشده باشد ـ به صورتی بسیار موجز ارائه می شود؛
واو ـ در رابطۀ با آنچه حل و کشف و تحلیل نشده ولی ضرورت دارد تا در مقالی دیگر بدان پرداخته آید ـ ضمن بر شمردن علل این نارسایی ـ سخن می رود؛
زاء ـ به صورتی مستقیم و یا غیرمستقیم و هنرمندانه، مسیر تلاش عملی نمودار و ذوق و شوق پویایی و تلاش در جهت مطلوب و هدف نمایی بیدار می شود؛
حاء ـ گاهی، تأکید و تذکری مبنی بر درستی، اصالت و بجا بودن پیش فرضها و پیش بینی هایی که نویسنده در مقدمه و یا متن نوشتۀ خود داشته است طرح می شوند؛
ط و ی و… ـ و برخی موارد ضروری دیگر، که تحلیل، موضوع و موضع تحلیل گر ضرورت آنها را ایجاب نماید.

    باید یاد آوری نمود که: گاهی برخی از رساله ها و کتابها طوری طراحی و پرداخت می شوند که با پایان یافتن بخش نهایی متن، نیازی به آوردن نتیجه نبوده و از نظر ساختار، به اصطلاح فاقد بخش معین و مشخصی بنام «نتیجه گیری»اند.
به هر حال، همانطوری که قبلاً هم اشاره شد: نتیجه و پرداختن به آن جزء ارکان اصلی یک نوشته ـ اعم از مقاله، رساله و یا کتاب ـ نیست، منتها به واسطۀ اینکه:
از نظر یادآوری نکات عمده؛
از نظر معرفی آموزه های محوری؛
از نظر تأکید و تشخص بخشیدن به ادعاهای اثبات شده؛
از نظر تذکر و تأکید نیازها و ضرورتهای ارزشمند و استعلایی و غیره بسیار مؤثر می نماید، نویسنده به عنوان یک وظیفۀ فرعی بدان پرداخته و در نهایت با آوردن یک و یا چند جملۀ بسیار زیبا و ادیبانۀ آرمانی، دعایی، پرسشی و غیره به آن پایان می بخشد؛
می بایدم افزود که: نتیجه فقط زمانی مؤثر و مفید تواند بود که:
الف ـ از نظر حجم دقیقاً متناسب با نوشته باشد؛
باء ـ از نظر محتوی، محدود به ضروری ترین نکات مورد توجه تحلیل گر و موضوع مورد تحلیل او باشند؛ لذا، هر جا و در هر موردی که ضرورتی چنین حاد وجود نداشت و یا: واگذاری و تعقیب تفکر به خود مخاطب ثمربخش تر می نمود، شایسته آنست که از پرداختن به نتیجه صرف نظر شده و نوشته را با پایان بخشیدن بند آخر موضوع تحلیل، پایان بخشید؛ چنانکه در کلیۀ انشأهای ابداعی ـ اعم از حماسی و یا غنایی و… ـ به همین روش برخورد شده و از پرداختن به نتیجه صرف نظر می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *