دسته‌ها
دریچه ای بر تمدن معنیدار

عواملِ هلاک و تلاشی

   همانطور که گفته آمد، برای آشنائی با گوهر، مؤلفه ها و جهتِ تمدنِ معنیدار، می توان از طرق متعددی وارد تحقیق و ارزیابی شده و آنرا از پهلوهای مختلف و در رابطه با زمینه های متنوع مورد بررسی و تحلیل و ارزیابی قرار داد.
یکی از این روشها و زمینه ها، بررسی علل و عوامل هلاک کننده و متلاشی سازندۀ اقوام و تبارها است. شناخت این عوامل و زمینه ها، هم می تواند ما را در شناخت دنیای غرب یاری رسانیده و در زمینۀ آنچه بر فن سالاری امروز حاکم بوده و جهت و هویت راستین آنرا روشن و معین سازد و… یاری کند؛ هم کلید زمینه ها و عوامل شکوفائیِ حیات فردی و جمعی را به چنگ ما اندازد.
بر مبنای برداشت و باورِ ما، طرح تبیین علل انحطاط و انقراض تمدن ها مؤید آنست که: تقرر و تداومِ « تمدن معنیدار » بطور ضروری وابسته به زمینه ها، مقوله ها و عوامل متقابل می باشند. به طور مثال، اگر قرآن « تکذیب حق و آیات الهی » را یکی از عوامل سقوط و تلاشیِ تمدنها می شمارد، به طور ضروری، تأیید حق و تسلیم بودنِ مخلصانه به آیات الهی، قوام بخش تمدن خواهد بود. قرآن مجید ضمن ابلاغ کارنامۀ بعضی از پیام آورانی که در گردنه های شاخص و ممتاز تاریخی قرار گرفته بوده اند، اقوام و مللی را گزارش نموده است که مثلاً:
* قدرتمند و پر جمعیت بوده اند؛ آنهم گاهی تا بدان حد که: خودشان هم این ادعا را داشته اند!
* امکانات رفاهی و نظامی قابل توجهی داشته اند؛
* دنیا مدار و هوسباره بوده، در لذتها می لولیده اند؛
* دعوت پیغمبران و… نمی شنیده و اهمیت نمی داده اند؛
* از مغالطه کاری و جدل پیشگی استفاده می کرده اند؛
* ارزش گریز و ارزش ستیز بوده اند؛
* معنویت ستیز و معنویت گریز بوده اند؛
* تحقیر کننده و مسخر کنندۀ پیام آوران الهی بوده اند و غیره.

     سپس به گزارش سرانجام رقت بار آنها پرداخته و مثلاً گفته است:
* وَ كَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ * وَ مَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ * فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشًا وَ مَضَىٰ مَثَلُ الْأَوَّلِينَ * زخرف 6 ـ 8
« چه بسا پیامبرانی که در ( میان ) گذشتگان روانه کردیم * و هیچ پیامبری به سوی ایشان نیامد، مگر اینکه او را به ریشخند می گرفتند * و نیرومندتر از آنان را به هلاکت رسانیدیم و سنت پیشینیان تکرار شد * »

     * وَ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَّقَامًا وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا * وَ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثًا وَ رِئْيًا * مریم 73 و 74.
« و چون آیات روشن ما بر آنها خوانده شود، کسانی که کفر ورزیده اند به آنان که ایمان آورده اند می گویند: « کدام یک از [ ما ] دو گروه جایگاهش بهتر و محفلش آراسته تر است؟ » * و چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم، که اثاثی بهتر و ظاهری فریباتر داشتند * »

     * وَ مَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ يُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آيَاتِي وَ مَا أُنذِرُوا هُزُوًا *
… وَ تِلْكَ الْقُرَىٰ أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا
* کهف 56 و 59
« و پیامبران ( خود ) را جز بشارت دهنده و بیم رسان گسیل نمی داریم، و کسانی که کافر شده اند، به باطل مجادله می کنند تا به وسیلۀ آن، حق را پایمال گردانند، و نشانه های من و آنچه را [ بدان ] بیم داده شده اند به ریشخند گرفتند *
… و ( مردم ) آن شهرها چون بیدادگری کردند، هلاکشان کردیم، و برای هلاکتشان موعودی مقرر داشتیم * ».

      در سورۀ مبارکۀ دخان، در رابطه با قوم فرعون دارد که:

       وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ * أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * وَ أَن لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ * وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ * وَ إِن لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ * فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَٰؤُلَاءِ قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ * فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ * وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ * كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ * وَ زُرُوعٍ وَ مَقَامٍ كَرِيمٍ * وَ نَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ … أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ * دخان 17 تا 27 و آیۀ 37.
« و به یقین، پیش از آن قوم فرعون را بیازمودیم، و پیامبری بزرگوار برایشان آمد * که [ به آنان گفت ] بندگان خدا را به من بسپارید، زیرا که من شما را فرستاده ای امینم. * و بر خدا برتری مجویید که من برای شما حجتی آشکار آورده ام. * من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از اینکه مرا سنگباران کنید. * و اگر به من ایمان نمی آورید، پس، از من کناره گیرید. * پس پروردگار خود را خواند که: « اینها مردمی گناهکارند ». * [ فرمود: ] بندگانم را شبانه ببر، زیرا شما مورد تعقیب
واقع خواهید شد * و دریا را هنگامی که آرام است پشت سر بگذار، که آنها سپاهی غرق شدنی اند. * [ وه! ] چه باغها و چشمه سارانی [ که آنها بعد از خود ] بر جای نهادند * . و کشتزارها و جایگاه های نیکو * و نعمتی که از آن برخوردار بودند *.      آیا ایشان بهترند یا قوم « تُبّع» و کسانی که پیش از آنها بودند؟ آنها را هلاک کردیم، زیرا که گنهکار بودند *.»

     نویسندۀ کتاب « طلوع و غروب تمدنها » را در این رابطۀ ویژه سخنی است خلاصه که به ذکر خود می ارزد:
« … در یک بررسی دیگر مشاهده می شود که اقوام و تمدنهای مختلف از راههای گوناگون به پروردگار خالق، عصیان ورزیده اند ولی هر قوم در یک یا چند گناه از دیگران پیشی گرفته و در آن اصرار داشته اند که قرآن همان گناه و یا گناهان را به عنوان اصلی انحطاط آنها ذکر می کند:
قوم نوح در اثر طغیان کوردلی و تقلید کورکورانه ( عمین )،
قوم هود به علت بت پرستی و انحراف در عقیده و تکذیب آیات الهی ( مکذبین )،
قوم ثمود در نتیجۀ نافرمانی، فاصلۀ طبقاتی، تکبر، فساد و استثمار ( مفسدین )،
قوم لوط به علت شهوت رانی و انحراف جنسی ( مسرفین )،
قوم مدین در اثر سه عامل وابسته و شرک، فساد و کم فروشی ( خاسرین )،
قوم فرعون در اثر تبعیضات نژادی و استعمار ملت ضعیف ( مستکبرین )،
قوم بنی اسرائیل به علت نقض عهد و میثاق اِلهی ( مغضوبین )،
قوم بنی اسرائیل جدید در اثر سلب توجه از مفاهیم دین و کتاب آسمانی و روی آوردن به ظواهر دنیای مادی ( ضالین ). ([1])

      با در نظر گرفتن آنچه آمد، ما نیز خواهیم کوشید تا ضمن گزارشِ بسیار مختصر ولی بیّن کارنامۀ چند دورۀ بسیار مهم، عوامل هلاک و تلاشی را از دیدگاه قرآن روشن نموده و در پایان، نگاهی اجمالی ـ بسیار اجمالی ـ هم به روایات مربوط به این مقوله بیندازیم.
آنچه قبل از پرداختن به مطلب تذکرش را بی فائده نمی پنداریم اینست که قرآن، علل و زمینه های انقراض و هلاک را در هر دوره ئی امری ابلاغ نموده و چنان نیست که وقتی ذکر رویدادهای دوره ئی به میان می آید، همۀ عوامل انقراض را ردیف نماید؛ هر چند وقتی مجموع نگرش قرآن مجید را در این زمینۀ معین و رابطۀ ویژه مورد تأمل قرار می دهیم، متوجه می گردیم که ریشه ئی ترین عوامل هلاک و انقراض دوره های مهم و تمدنهای عمده را القا نموده است.



[1] ـ طلوع و غروب تمدنها، ص 214؛ به نقل از علل انحطاط تمدنها از دیدگاه قرآن، ص 24.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *