دسته‌ها
آرمان‌های فاطمی (س)

فرهنگی عزتبار

اَللّٰهُمَّ بِعِلْمِکَ الْغَیُبَ وَ قُدْرَتِکَ عَلَی الْخَلْقِ، اَحْیِنی مٰا عَلِمْتَ الْحَیٰاةَ خَیْراً لی

واقع امر اینست که فاطمه(س)خودش به تنهائی یک فرهنگ است! و خودِ این شخص ممتاز، به تنهائی یک امت است! و طبیعتِ ذاتی چنین فرهنگ و امتی متقاضیِ آنست که: هر آنگاه چنین فرهنگ و یا امتی ظهور، تقرر و یا تحقق پیدا کرد، باید دارای «نمایه» بوده و ارائه دهندۀ الگوها، نمایه ها و نمایشگر طرحهائی برای عالیترین، بشکوه ترین، آرامشبارترین، نوازشگرترین، کرامتبارترین و عزتمندترینِ زندگانی باشد!
به عبارتی دیگر، باید این فرهنگ، هم طرحها و نمایه هائی برای نگرش و نظام فکری انسان ـ به نحوی فراگیر، فرا زمان و فرا مکان ـ داشته باشد؛ تا دریابد و بداند که چگونه به هستی و پدیده ها و امور مربوط به آن بنگرد؛ چگونه به خودش (انسان به عنوان دریابندۀ حقایق هستی و امور مربوط به خود انسان) بنگرد و چگونه به واقعیت ها و رویدادهای متنوع هستی و حیات و اجتماع و… بنگرد!
و نیز باید تا نمایه ئی برای نظام کنشی خود ـ به عنوان انسان تعالیجوی ـ داشته باشد، تا بداند و دریابد که چگونه با خود و همنوعان خود و زمینه های مربوط به رشد و کمال و آزادی و کرامت و عزت خود و یا زیان و فساد و بدبختیهای متنوع حوزۀ حیاتی خود برخورد نماید!
چگونه با رویدادها و زمینه های مربوط به امور فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ارزشی، دینی و… پیوند و رابطه برقرار نماید تا همیشه برنده بوده و از شرِّ زیانهای متنوع در امان باشد!
و چگونه با خدای خویش، با مبدأ و محور و منتها و قیوم همۀ عوالم پیوند و رابطه برقرار ساخته و برخورد نماید تا همیشه به سود خودش عمل کرده باشد!
چرا که اگر فرهنگ و یا امتی از داشتن چنین نمایه ئی محروم بوده و اگر از ارائه ی چنین رهنمود، خط و مشی و الگوهای رفتاری ناتوان باشد، مشخص می شود که خودِ آن فرهنگ، آنهم با زبان خودش، ناتوانیِ خودش را، کمبود و نقص خودش را اعلام داشته است!
بر مبنای باوری که آمد، هرگاه با دیده ئی واقع یاب و پاکیزه از غرضهای نفسانی به شخصیت و نظام آرمانیِ فاطمۀ زهرا(س)مراجعه نمائیم، به روشنی درمی یابیم که فاطمه(س)به عنوان یک فرهنگ پویا و رشد دهنده و… هر دو نمایه را پیش روی ما قرار می دهد!
و حتی، اگر با دیده ئی خدای محور، توجه و ارزیابی شود، متوجه می شویم که حتی در کلام بلیغی که تیمناً از حضرت نقل کردم ـ و دوباره تکرار و معنا خواهم کرد ـ موارد و زمینه های یاد شد به نحو پرجاذبه و شکوهباری جلوه و حضور دارند.
حضرت برای رسیدن به یکی از آرمانهای والای خویش دست به دعا بلند کرده و می فرماید:
بار الها! تو را به علم غیب تو سوگند می دهم؛ آن علمی که جز خودت هیچ کسی از آن و معلوم آن و موضوع آن و زمینۀ آن و… آگاهی ندارد؛ زیرا علومی هستند که دیگران هم از آن و زمینه های مربوط به آن آگاهی دارند؛ مانند علم الهی نسبت به امور و زمینه های مربوط به امت پدرش. چرا که پیامبر اکرم(ص)هم از زمینه های مربوط به آن آگاهی پیدا کرده است. یعنی از طریق الهام و وحی الهی، مثلاً نسبتِ به بهشت و جهنم و ساکنان آنها و… پیغمبر(ص)هم آگاهی پیدا کرده و عدۀ دیگری هم چیزهائی شنیده اند و توهماتی دارند! و ما هم به نحو مفهومی و نه مصداقی میدانیم و یا ادعا می کنیم که میدانیم و باور داریم که بهشتی هست و جهنمی و…!
منظور حضرت زهرا(س)چنین علومی نبوده، بلکه می فرماید خدایا! ترا به آن علمی سوگند میدهم که جز خودت، هیچ کسی از آن آگاهی ندارد؛ و به آن قدرت و توانمندیت سوگند می دهم که به وسیله اش، ما سویٰ را آفریده و تقدیر نموده ای: مرا زنده بدار تا آنگاه که میدانی زندگانی برایم خیر است! و بمیران، وقتیکه میدانی، مردن برایم خیر است!

وَ تَوَفَّنی اِذٰا کٰانَتِ الْوَفٰاُة خَیْراً لی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *