سخن مدیر:

فصل اول- جوانان و مشکل شناخت تمدن

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

« همانطور که امپریالیسم روم پایه های تمدن جدید را ریخت و ساکنان وحشی این جزایر(بریتانیا) را به مسیر ترقی سوق داد، ما امروز نیز در آفریقا دین خود را مجدداً ادا
می کنیم و مشعل فرهنگ و ترقی را به نقاط تاریک این کره، به جایگاه توحش و بیداد
می آوریم و در عین حال نیازهای مادی تمدن خود را نیز بر می آوریم… ما این کشورها را در تصرف خود نگه می داریم چون نبوغ نژادی ما حکم می کند که استعمار کنیم، تجارت کنیم و حکومت کنیم.»(

     کاوشها و بررسی های فراگیر و ژرف نگرانه مؤید آنند که مردم ما در زمینۀ شناختِ گوهرِ تمدن دچار مشکلی جدی و خطر جوش بوده و تا بر این مشکل فائق نیایند، از شناختِ درست و دقیق گوهر و مؤلفه های ذاتی و وجودی تمدن بهره مند نخواهند شد. طبیعی است که در شرایطی از این دست، بهره وریِ آگاهانه، ارزیابی شده، جهتمند و استعلائی از زمینه ( آثار تمدن انسانی )، یا اصلاً میسر و ممکن نتواند بود و یا اگر تصادفاً صورت بندد، به حداقل ممکن تقلیل خواهد یافت.
منِ بنده را باور بر اینست که ریشۀ این مشکل مخاطره آمیز را نه باید در ظرافتِ گوهر و پیچیدگی مؤلفه های تمدن جستجو کرد؛ و نه باید در نوپائیِ تحلیل های مربوط به آن. زیرا که واقعیت و حضور آندو، در نهایتِ تحلیل خواهند توانست انسان را از برکاتی ویژه محروم نماید!
در حالی که ما دچار مشکلی هستیم که عملاً رنجبار، فسادجوش، اسارت آور، اضطراب زای، دلهره انگیز و… می باشد! و این همه، مؤید آنند که ریشه و آبشخور ریشه ئیِ این مشکله را باید در گنداب انحرافباری سراغ گرفت که بواسطۀ قبح ذاتیِ خود، رنج و الم و فساد و… را پراکنده و می پراکند؛ و آن، شناسائی نتواند شد مگر اینکه با دقتی حکمت جوش و ارزش محور در یابیم که فهم این دستۀ از مردم با چه باورهای فسادبار، تحقیرکننده، الم جوش، دلهره آور و… آلوده شده و از ناحیۀ کدام باورهای بلاهتبار مورد هجوم قرار گرفته است که بدین موضع رنجبار و توهین آلود گرفتار آمده اند؟!
تا آنجا که منِ تبه روزگار متوجه شده است، یکی از صدها باور دردجوش و فسادانگیز این دستۀ از مردم آنست که « تمدن » را امری مادی، برونذات و مربوط به داشتنی های تکنولوژیک گرفته و پذیرفته اند! چنانکه یکی از صدها دردِ دیگرِ آنان اینست که: تمدن دورانِ خودشان را از آنِ غرب و محدودِ در غرب پنداشته اند! و هر چند که این باور به اندازۀ کافی توهین آمیز بوده و عملاً به سخریه گرفتن خود و هویت خویش می باشد؛ ولی از این بدتر و دردبارتر آنست که:
عده ئی به این پندارِ مسخرۀ توهین انگیز بالیده، با تفاخری ابلهانه مدعیِ آن می باشند که از شرافتِ فهمِ « تمدن غرب » برخوردار بوده و عملاً آنرا لمس نموده اند!
اینکه غرب چپاول پیشۀ امروزی را ـ بطور دربست و در همۀ ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… ـ از تمدن انسانی برخوردار می پندارند؛ اینکه مصرفِ معنا باخته و بهره مندیِ ارزش گریزانه از فرآورده های صنعتی ـ طبق الگوی تکنوکراتهای غربی، هم از ناحیۀ خود غربی ها و هم از ناحیۀ مردم بومی خودش ـ را به نفع تحقق و شکوفائیِ « هویت انسانی » می پندارند؛
اینکه شرایط حاکم بر جوامع امروزی غرب را « الگوی تمدنِ مورد نظر » خویش قرار داده، همه چیز را فدای آن ساخته و برآنند که تنها راه پیشرفت و در نتیجه رسیدن به تمدن انسانی، همان راهی است که غرب امروز طی کرده است؛ و حضور صدها باور توهین آمیز دیگری از همین دست، کافی نتواند تا هر کاوشگر مبتدی و تازه کاری را مجبور سازد که دنبال مبادی و سرچشمه های آن رفته و مسئله را از همانجاها به تحقیق، ارزیابی و روشنگری نشیند؟! و مرا ـ که بدین ویژگی، شهره ام ـ معتقد آنست که این مشکل جدی و خطرخیز از ناحیۀ استعمار جدید غرب بر ما تحمیل شده و تا زمانی که ذهن ما در دستِ کارشناسان استعمار و افسونکاران مزدور آنان بوده و از شکل و رنگی برخوردار باشد که آنان می خواهند، نه از گوهر و مؤلفه های گوهریِ تمدن شناختی درست خواهیم داشت و نه از فرآورده های مفید و راحتی بخش آن بهره مند خواهیم شد.
روش شناسی و تحلیل رفتار و موضع گیری های استعمار جدید در این رابطۀ ویژه ـ حتی برای خودِ آزادی خواهان، ظلم ستیزان و ارزشگرایان غرب ـ ثابت کرده است که اینان در پی تسلط و استیلای کامل و همه جانبۀ احکام، روابط و مناسبات فن سالاری و گرایشهای ماده محور و لذت پرستانه آن بوده و آنرا از طریق استیلا بر نگرشها و گرایشهای سلطه پذیر ـ آنهم به گونه ای که در آن نگرشها و گرایشهای ویژه و مورد نظرِ خودِ آنان تحقق و حاکمیت یافته باشد ـ ممکن می شمارند! از اینرو قبل از چیره ساختنِ روابط و مناسبات تکنولوژی و فرآورده های متنوعش، تلاشی وسیع به خرج دادند تا عقاید و برداشتهای مردم را از « نفس تمدن »، مؤلفه های ذاتی، جهتِ عملی و هدفِ غایی او دستخوش چپاول قرار داده و سپس آنچه خود می خواستند، به عنوان مواد فکری، مبانی شناختی و ابزار تحلیل و ارزشیابی ـ آنهم از نوع مدرن و پیشرفته اش! ـ بر اذهان، حاکمیت و سلطه بخشند! زیرا وقتی اذهان عمومی نسبت به واقعیت تمدن، هیئت و رنگ مورد نظر آنان را پیدا کرده و آنرا چنان دیدند و یافتند که آنان می خواهند، این نحوۀ برداشت و استنباط، حوزۀ اندیشه و زندگانیِ فردی، حوزۀ سلیقه های ارزشی ـ عاطفی، حوزۀ برداشتهای سیاسی ـ جمعی و حوزۀ عقاید مذهبی فرد را مورد هجوم و تاخت و تاز قرار خواهد داد!

     « پنجاه سال پیش از این آنتونیوگرامشی، پژوهشگر مارکسیست ایتالیایی نظریۀ سلطۀ فرهنگی را توضیح داد، و نشان داد که چگونه طبقات حاکم جامعه، حاکمیت خود را از طریق کنترول باورها و فرهنگ تداوم می بخشند. بنیادهای عمدۀ همگام با نهادهای رسمی حکومتی و سازمانهای اداره کنندۀ «کمکهای چند جانبه» از سال ۱۹۴۵ به بعد به فعالیتهای اساسی در اشاعۀ باورهایی معین در میان کشورهای در حال توسعۀ آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین مبادرت ورزیدند.»([۲])
« در همان حال، برنامه هایی از سوی بنیادها به مورد اجرا گذاشته شد که منظور از آن ایجاد شرایطی در جهان در حال توسعه بود که دگرگونی اجتماعی قابل پیش بینی و قابل اداره و سازگار با منافع استراتژیک و اقتصادی ایالات متحده را تضمین کند. یکی از راههای مؤثر حصول چنین نتیجه ای کنترول فرهنگ این ملل بود؛ کالایی که بنیادها در ترویج و تولید آن، بخصوص از طریق ارائه ی تعلیمات به اتباع خارجی برگزیده، کوشیده اند.»([۳])

از سوئی، چون فن سالاران استعمار پیشه بخوبی دریافته بودند که در جوامع مختلف ـ و از جمله در خودِ غرب ـ اکثریت با افراد خام، خوش گذران، راحتی جوی، مسامحه کار، سهل انگار، لذتباره و بی توجه به مبانی و ارزشهای بارورِ عقیدتی، عاطفی، اخلاقی و… می باشد، تلاشهای استعماریشان خواهد توانست از یک طرف کارِ دست پروردگان مزدورشان را در جهتِ اشاعۀ دریافتی ویژه از واقعیت ها و برداشت خاصی از تمدن ـ و در نتیجه پذیرش عقاید و باورهای اسارتبار فن سالاری ـ را آسان ساخته و از طرف دیگر، اکثریت مردم را در جهتی قرار دهد که احکام و مناسبات فن سالاری انتظارش را می برد.
عمده ترین پیامد این نیرنگ استعماری معطل گذاشتن تلاشهای دلسوزانِ ارزش محوری است که می خواهند انسان را با « تمدنِ معنیدار » وجودی او آشنا ساخته و او را در راه استعلاء هویت ربانی وی یاری رسانند. زیرا که در شرایط و موقعیت هائی از این دست، اکثریت، بدون آنکه متوجه وضع و موقعیت خویشتن شده باشند، عملاً در زنجیر مناسبات فن سالاری اسیر شده، هم در نگرشها و هم در گرایشهای خویش پندار و رفتاری را به عمل و نمایش می ایستند که جز ذلت و اسارت همه جانبه، نفرت و دلزدگی عمیق، احساس اضطراب و بی ریشگی مرگبار نتیجه ئی در پی ندارد.

با این مایۀ از باور و بینش، اگر بخواهیم تا ضمن رهیدن از این مشکلۀ خطرجوش، هم به شناخت دقیق و راستینی از تمدن، ارکان و مؤلفه ها، جهت و غایت آن رسیده و هم در این مسیر به گوشۀ بسیار محدودی از تلاشهای ضد انسانی و واقعاً « تمدن ستیزانۀ » استعمار غرب در رابطۀ با خود اشعار و اشرافی اجمالی پیدا نمائیم، شایسته آنست تا مسئله را در رابطه با استعمار ـ و به ویژه از طریق توجه به استعمار فرهنگی ـ مورد تأمل قرار دهیم.
قبلاً باید متذکّر شویم که اولاً: بررسیِ سیر تاریخ استعمار فرهنگی به هیچ وجه نمی تواند در این نوشته مورد نظر بوده و شایسته آنست تا جهت درک گسترده، ژرفا و و جوانب مختلف و متعدد آن به مراجع ویژه و اختصاصی روی آورد؛ و ثانیاً: کلیۀ بررسی ها مؤید آنند که سلطه و استعمار نظامی ـ سیاسی در طول تاریخ و در میان کلیۀ تبارها، هرگز نمی توانسته است به سلطۀ همه جانبه انجامیده، بلکه متناسب با قدرت استعمارگر، بر بخشی، مقطعی و حوزه ئی از نگرشها و گرایشهای مردم جامعه استیلا می یافته است؛ این در حالی است که سلطه از طریق فرهنگ و استعمار فرهنگی و رسوخ کردن در نظام فکری و ارزشی جامعۀ مورد نظر ـ همانگونه که دلایلش خواهد آمد ـ به سلطۀ همه جانبه و فراگیر انجامیده و سلطه پذیر را به عاملی علیه خودِ او و در جهت اهداف استعمارگر بدل می سازد!
این دریافت باعث شده است تا استعمارگران امروزی را به فکر تحقق سلطه از طریق استعمار فرهنگی انداخته و این، به تأسیس مراکز آموزشی ـ اعم از مدرسه ها و دانشگاهها و… ـ و تدوین متون درسی، روش و ابزار تدریس و… بینجامد!
به هر حال، آنچه در پی خواهد آمد، نگرشی است شتابان و اجمالی ـ بسیار اجمالی ـ به عنوان تذکری تردیدانگیز نسبت به آنچه آندستۀ از مردم «تمدن غربی» می پندارند.



[۱] ـ آموزش و پرورش در خدمت امپریالیسم فرهنگی، ص ۱۱

[۲] ـ کنترول فرهنگ، ص۷

[۳] ـ کنترول فرهنگ، ص۴۲

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.