سخن مدیر:

قماری ربانی – مسابقه ای معکوس

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

همسرگرای خردمند، متن همسرگرائی را میدان مسابقه ای می یابد که در آن هرکه پیشتر و بیشتر مهر می بازد، برنده می باشد! چرا که در این میدان ـ و فقط درین حوزۀ مراوده های اجتماعی ـ بازنده، ظرفیت و گنجایش عشق را در خود دامن زده، برنده را از هراسِ بخشیدنِ مهر به سوی آبشار بخشایش می تاراند.

     روشن و طبیعی ست که وقتی امری ارزشی و قانونی تلقی شده و در میدان مسابقه ئی از ایندست کشانیده شود، «باختن» لذتی هوشربا پیدا کرده و از انسان همسرگرای چیزی می سازد که جز به فکر عشق باختن و مهر ورزیدن نمی باشد.
این پیشتازی، پیش بازی و بیش بازی، به دلیل قانونی و ارزشی و آرمانی شدنش ـ و اگر هم خواستی بگو: این باخت ـ بردِ محبت محورانه و محبوبی را ضمانت کرده، برنده را ـ برخلاف موارد معمول ـ محبوب و معشوق بازنده قرار داده و «عشق باختن» را در وی تقویت می کند، و این، به نفع نظام همسرگرائی و در جهت تشدید، تقویت، پالودگی و شفافیت گوهر یگانگی و آرامشِ پاگرفته از آن است.
در این مرحله، اشتیاق باختن و دل سپردنِ عملی بدان، هم اعتماد را دامن می زند، هم صمیمیت را تشدید می کند و هم یکدلی و یگانگی را به اوج می کشاند! و آنگاه که یکدلی و یگانگی به اوج رسید، فرد همسرگرای از دام اندیشه های دوئیت و «من ـ او»ئی نجات یافته و بارِ دغدغه های دوئیت محورانه و برد و باخت های وهم ساخته را به نسیم نوازشگر یگانگی می سپارد.

      این نگارندۀ بی مقدار همه نادان را معتقد آنست که: باز هم باید متذکر شد که: این باختن، نه به معنای باختن شخصیت است، و نه به معنای بی شخصیتی طرف دیگر را استقبال کردن؛ چه این هر دو، هم توهین به خویش است و هم توهین به همسر. پس باید از همسرِ ناقص (خودِ طبیعی و نامکمل) جدا شد، تا با خود کامل فرا طبیعی همراه گردید.
در این لحظه ها، فرد جدا است، اما همراه است، و همراه است، اما جدا است!
همسرگرائی واقعی، گرایش به خودِ روحانیِ همسر و یگانه شدن با همین هویت و صورت روحانی و ربانی اوست، و هر چه غیر از این، جدائی و بیگانگی است.

     اینکه همسرگرای واقعی، برای رسیدن به امری برتر از یگانگی فیزیکی و جسمانی تلاش کرده و خود را در تلاشی از ایندست، از یاد برده و برای معشوق می میرد، در واقع برای رسیدن به خودِ ربانی است.
او بر آنست تا این نیمۀ خودِ متعالی را با آن نیمه به یگانگی برساند، و نه فقط بدن ها را! چرا که اینان را باور بر اینست که: یگانگی با تصاحب، در تقابل وجودی است، لذا باید از اندیشۀ تصاحب ـ که متعلق به حوزه بدنها تواند شد ـ فرار کرد. زیرا، آنی که به فکر تصاحب همسر است، در واقع او را «از طریق از دست دادنِ یگانگی» از دست می دهد! و یگانگی امریست «خودآ»، و تنها زمانی می آید و رخسار می نماید که: فرد از خود و مال خود و ملک خود و… رهیده باشد.

     در این میدان، برد با کسی است که از باختن استقبال نماید؛ به باختن دل بسپارد؛ درخت باختن را آبیاری کند؛ میوۀ باختن را هم برای دیگری بچیند! و باختن با کسی است که از بردن استقبال کند، به بردن دل بسپارد و…!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.