سخن مدیر:

مدعیان صدق و عاملین به کذب

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

 رنجی که بر ملت مظلوم افغانستان وارد آمده است و سیاست هائی که استعمارگران سیه روی جهانی و خودباختگان و خود فروختگان داخلی بر آنان تحمیل داشته اند، ایجاب می کند که این بار ملت مظلوم ما با همۀ توان و نیرو بکوشند تا عملاً پیرو اندیشه و مکتبی باشند که پا گرفته از اصول و ارزشهای الهی و منطبق با فطرت الهی انسان بوده و به کسانی میدان عمل بدهند که درین مسیر الهی با صداقتی هر چه تمامتر گام بر می دارند.
در همین رابطه و برای شناختن سیاست و زمینه های سیاست «صدق» و الهی از سیاست «فریب» و غیر الهی لازم است با دقتی هر چه تمامتر متوجه کردار و رفتار کسانی باشیم که ادعای پیروی از اندیشۀ الهی را داشته و در نهایت خویشتن را باورمند و پایبند معنویت قلمداد می دارند.
بررسی گسترده و ژرف زمینه ایجاب شرح و بحث زیادی را داشته و چون این نبشتۀ کوچک حوصلۀ ورود به آن زمینه ها را ندارد، می کوشیم روح مطالب نهفته در مسئله را به صورت اجمالی مورد بررسی قرار دهیم.
اگر نیک اندیشیده و توجه کرده باشیم، چون جهان بینی سیاست فریب مبتنی بر اصل مادیت جهان، انسان و در نتیجه موضع گیریهای ماده گرایانۀ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و ارزشی می باشد، سیاست مداران فریب همیشه و در هر زمینه تمام کوشش خود را متوجه زمینه های مادی و قدرت مدارانه کرده اند.
با درک همین معنا و با مقایسۀ عینی زمینه های مورد توجه فرد معین و یا یک گروه سیاسی مدعی مثلاً اسلامیت و انسانیت و خداگرائی با زمینه های مورد توجه کفار مثلاً روسی و یا آمریکائی و… می توانیم به موضع گیری ایمانی، ارزشی، سیاسی و… آن شخص یا گروه سیاسی پی ببریم. چه همانگونه که همۀ دانشمندان واقع بین متوجه و متذکر شده اند، هر عملی حاکی از باوری خاص است، مثلاً همانگونه که نماز خواندن حکایت از باورمندی به خدا و پایبندی به شریعت و اصول و فروع اسلامی می نماید، تمسخر کردن به نماز چه در بیان و چه در عمل بیانگر آنست که عامل به این زمینه به خداوند اعتقادی نداشته و به قوانین شرع پایبندی ندارد.
در سلسلۀ بررسی زمینه هائی از همین دست، موضع گیری ایمانی شخص و یا گروه نمایان می شود چه کسی واقعاً به خداوند مؤمن بوده و به دستورات وی نیز پایبند است تا آنجا که اگر گناهی و یا خطائی از وی سرزند بدون توقف، در خفا و یا علن از آن استغفار نموده و می کوشد خویشتن را در مسیر اصلی فرامین الهی قرار دهد، ولی آنی که با زمینۀ خداپرستانه برخورد انتفاعی می کند و خدا و ارزشهای خدائی را وسیلۀ کسب مکنت و شهرت قرار می دهد، نسبت به اسلام و قرآن و ارزشهای اسلامی و اوامر خداوندی ایمانی درخور و شایسته پیدا نکرده و در سلسلۀ ایمانی او، آرزوها و هواهای نفسانیش بجای خداوند و ارزشها و اهداف و دساتیر الهی پرستیده می شود.
وقتی خداوند منان در قرآن مجید می فرماید «أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ…* فرقان ـ ۴۳» می خواهد همین واقعیت را گوشزد نماید که عدۀ زیادی از مدعیان «خداپرستی» را چون نیک بنگری، مشاهده می کنی که هواهای نفس خویش را خدای خویش قرار داده و به عبودیت هواهای نفسانی خویش کمر بسته اند.
از سوی دیگر، همۀ ما به کرّات این هشدار بلیغ را از زبان پیامبر اکرم (ص) شنیده ایم که: «من تشبه بقوم فهو منهم» یعنی کسانی که خویشتن را به قومی متشابه و همگون بسازند، در زمرۀ آن قوم به حساب می آیند.
مسئلۀ تشابه به قوم و دسته و تباری محدود در حیطۀ تشابهات ظاهری و برونی نبوده و اصولاً از بی خبری و بی خردی ماست که بپنداریم پیامبر اکرم (ص) متوجه ظواهر برونی امت خویش و مخلوقات الهی ست، بلکه مسئله تمام زمینه های انسانی را احاطه کرده و بر آنست تا برساند که هرگاه عده ئی از مدعیان اسلام و قرآن پیدا شدند که در لفظ ادعای صداقت اسلامی و پایبندی به اصول و ارزشهای اسلامی را داشته و در عمل از موضع گیریهای مشابه با کافران برخوردار بودند به یقین اینان نیز از آنهایند.
فرد یا گروهی که ادعای پیروی از اصول جهان بینی و سیاسی و اخلاقی اسلام را دارد، شایسته نیست در عمل متوسل به زمینه هائی بشود که غیر مسلمین می شوند. مثلاً خدای ناکرده جهت رشد بنیۀ سیاسی، فرهنگی و یا اقتصادی گروه متوسل به نیرنگ و دروغ و فریب در میان مسلمین بشود.
لذا اگر متوجه می شویم که فرد یا گروهی مدعی راستی و صدق، در عمل از زمینه هائی استفاده می دارد که سیاست مداران سیاست فریب استفاده می دارند، وی نیز نمی تواند از آنها نبوده و سیاستش نمی تواند جز سیاست فریب و محتوم و مختوم به شکست باشد، و این برماست که نیک متوجه باشیم که این شخص یا این گروه بیشتر متوجه تبارز اخلاقی و ارزشهای اسلامی ست یا متوجه سیاست بازیهای غیر اسلامی.
زیادند از آنهائی که برای بکرسی نشانیدن حرف خود ـ نه حرف و دستور قرآن ـ و برای بکرسی نشانیدن رأی خود و نظر خود و هواهای به اصطلاح سیاسی خود که متأسفانه می کوشند این هواهای نفسانی را تجارب سیاسی قلمداد نمایند ـ که اغلب با رأی و نظر و موضع گیری های سیاسی خدائی و قرآنی متباین است ـ پا بر روی اصول سیاست اسلامی نهاده و به جای رشد ارزشهای الهی زمینۀ تحقیر و انحطاط آنها را فراهم می آورند؛ فرد یا گروه سیاسی ئی که برای تحکیم رأی خودش و موضع نفسانی و شهوانی خودش می کوشد زمینۀ تلاشی و تخریب گروههای اسلامی دیگر را با استفاده از نیرنگهای شیطانی فراهم آورد آیا می تواند پیرو سیاست اسلامی و الهی باشد؟!
و باز آیا می توان اطمینان پیدا کرد که سیاستی اینسان و این همه دور از ارزشهای متعالی الهی، توان آنرا دارد که جامعه ئی را از نظر سیاسی رهبری کرده و زمینۀ سعادت دنیوی و اخروی شان را فراهم نماید؟
روی همین واقعیت هاست که متوجه می شویم سیاستها به شکست مواجه می شوند و شخصیت سیاسی رژیمها و گروهها به فساد و تباهی کشیده شده و در آخر مردم از آنها و ارزشها و تاکتیکهای سیاسی شان متنفر می گردند.
با این مایه از دانش و بینش بخوبی متوجه می شویم که در حقیقت آنچه باعث بدبختی جامعه بشری و انحرافات دردبار سیاسی ـ اجتماعی می شود، همان ضعف و نارسائی اندیشه و ایمان است. سوسیالیست ها از آنجا که دستگاه اندیشۀ آنها نارسا و ضعیف و ناقص بوده و از عهدۀ توجیه درست و الهی مفاهیم و ارزشهای مقدس الهی برآمده نمی توانند و نیز نظام فکری شان قدرت اثبات پلشتی ها و پلیدی ها و ضرورت اعراض و انزجار و دوری جستن از زمینه های ضد اخلاقی و ضد ارزشی را ندارد و به دام کثافتکاری ها، تزویرها، تحقیرها، تجاوزها، ستم ها، حق کشی ها، زورگوئیها، خونریزیها و هزاران جنایت بیشرمانه و ضد اخلاقی دیگر افتاده اند و سایر مدعیان دروغین نظام صدق و راستی و احیاناً الهی، چون به آنچه می گویند یا به مرحلۀ یقین و باوری شایسته نرسیده اند ـ و طبیعی ست که ایمان ناقص سازنده و بارور نخواهد بود ـ و یا اینکه قصور فکری و کوتاهی در عمل و هوسبارگی زمینه آنها را به آنجا کشانیده است که پیرو سیاست فریب شده هم خود را و هم دیگران را دچار خذلان و شکست و سرافکندگی سازند.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.