سخن مدیر:

۴ ـ ملت فروشی

بدون دیدگاه

  اگر دردِ ناشی از حکومت های وابسته و خود فروشِ محلی، در محدودۀ همان زمینه های بالا می بود، رنج ناشی از آن خجالتی را در حدی ببار نمی آورد که از گفتنش نیز می باید شرم داشت، لیکن درد و رنج و شرم زاده شده از این زمینه بیشتر از آنست که بتوان تحملِ بیان و شنیدنش را کرد.

چه این گونه مردمان، حاکمیت ظاهری را فقط زمانی می توانند، بدست آورند که «ملت» را با همۀ امکانات مادی و معنوی آن به استعمار بفروش رسانند.
معنای این سخن چنین تواند بود که: فقط زمانی می شود ملتی را آزاد گفت که آن ملت در انتخاب شئون حیاتی خودشان، خود بیندیشند و خود انتخاب بنمایند!
و این مهم انجام نخواهد یافت مگر آنکه خودِ این ملت، با مغز سیاسی ـ ایدئولوژیک خود بیندیشند؛ و هر آنگاه که سیاست حاکم بر جامعه ئی، دستوری و استعماری بود، نسبت رسوخِ دیدِ سیاسیِ حاکم بر زمینه های سیاسی اخلاقی اجتماعی، هنری و اقتصادیِ این ملت، دیگر از معنای آزادی خبری نخواهد بود؛ چه سیاست حاکم بر آنان، اندیشه و عمل ملت را در جهت اهداف استعمار به کار خواهد گرفت.
گفتن ندارد که هرگاه جامعه ئی خودش برای خودش نیندیشید، نه تنها خودش از خودش نخواهد بود که هستی اش به عنوان یک شیئی، وسیلۀ هستی دیگران (استعمار) خواهد بود.
پس بدترین مشخصه های وجودی دولتهائی که از جانب استعمار و به کمک استعمار به روی کار می آیند، این نخواهد بود که آنان از طریق «خودفروشی» بر نفس خویش ظلم روا می دارند بلکه آنست که به انسان و انسانیت به عنوان ارزشی الهی ظلم می کنند.
و اما وظیفۀ ملتها، در اخیر این نوشته، این مهم را انجام خواهیم داد. انشاء الله.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.