سخن مدیر:

۲ ـ مملکت فروشی

بدون دیدگاه

تا آنجا که تاریخ سیاسی ملل و اقوام به ویژه در قرون بعد از رنسانس و دوره های رشد استعمار نشان داده است، این واقعیتی انکارناپذیر است که استعمار ـ چه آمریکائی و چه روسی ـ هرگز به خرید عده ئی حاکم در قبال فروش حاکمیت ظاهری به آنان بسنده نکرده و آن را به مثابۀ زمینه و ابزاری، جهت فراچنگ آوردن امکانات رفاهی و حیاتی آن مملکت قرار می دهد. چه از خرید عده ئی بی آبرویِ خود فروش، نفعی حاصل وی نخواهد شد، لذا به روشنی ملموس است که اگر حکام مملکتی را می خرد اصل قضیه بر این واقعیت نهاده شده است که بتواند از طریق آنها، مملکت و منابع سرشار حیاتی اش را بخرد.
قضیه از پهلویی دیگر نیز قابل بررسی ست، به این معنا که حاکمِ خود فروختۀ داخلی، اگر مملکت را با منابع حیاتی در اختیار استعمار قرار ندهد، بزودی از طرف همان قدرتی که وی را به این مقام رسانیده عزل خواهد شد؛ چنانکه در مورد حکومت «امین» در افغانستان مشاهده کردیم.

روسها پس از کودتای امین به گمان اینکه ادعاهای «شاگردِ» با وفای رهبر کبیر در قبال شوروی قرین با درستی خواهد بود، حکومتش را نه تنها برسمیت شناختند که آنرا گامی جلوتر در مسیرِ انقلاب! قلمداد نمودند؛ اما همینکه متوجه شدند وی نمی خواهد، منابع سرشار مملکت را دربست در اختیار ایشان قرار دهد! و یا اینکه عرضه چنین خوشخدمتی ئی را ندارد، وی را بپایبوسی رهبر کبیرش «مفته خر» کردند!
لذا حاکم خود فروشیکه با کمک استعمار بروی کار بیاید در سر لوحۀ اهدافش تسلیم مملکت به ارباب، بگونۀ وظیفه ئی مقدس! و غیر قابل احتراز، حک شده است! حال این ارباب روس باشد یا آمریکا، فرقی نمی کند. و تاریخ سیاسیِ تمام ممالک جهان سوم، طی قرن نوزدهم و بیستم از «الف» تا «یاء» گواه بر این ادعاست.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.