سخن مدیر:

میدان ۱۸: مبالات

بدون دیدگاه

مقام مبالات
برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید

مدت سخنرانی۳۰:۲۱

میدان هجدهم: مبالات

اَعُوذُ بِاللهِ السَّمیعِ الْعَلیمِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمْ
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمْ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی یُری آیاتِهِ اَوْلیآءَ هُو فَتَعْرَفُونَها
وَ صَلَواتُهُ عَلی سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطّاهِرینْ

مباحث این جلسۀ ما پیرامون یکی دیگر از میدان های معارفِ کتاب مستطاب صد میدان است، که خواجه عنوانش را مبالات نام نهاده است و می فرماید:
از میدان معاملت میدان مبالات زاید.
یعنی: اگر کسی میدان معاملات را چنان که شایسته است و ما پیرامونش عرائضی اجمالی تقدیم داشتیم، با سرافرازی و پیروزی به پایان برساند و فتحِش کند به مرتبتی والاتر دست پیدا می کند، وبه جایگاه دیگری و تازه ئی راه می یابد. در واقع، او را وارد مبارزۀ دیگری می کنند و به میدان دیگری می آورند.
خواجه علیه الرحمه، آیۀ مورد توجهی که داشته آیۀ سی از سورۀ مبارکۀ آل عمران است.
حضرت ایشان بخشی از آیه را آورده است و بندۀ همۀ آیه را تیمناً قرائت می فرمایم.آیه مربوط به روز پاداش و روز جزاء است.

یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ.
در این روز، هر کسی آنچه از جنس عمل فرستاده است می یابد. حاضر می یابد. وآنچه از جنس عملِ بد تهیه دیده است: با مشاهده اِش، با حضور آن اعمال و مشاهده اِش، آرزو می کنه که بین او و بین این عمل، کاش فاصله ای بسیار طولانی بسیار زیاد، می بود. خداوند شما را بر حذر می دارد: از خود و حساب رسی خود و عدالت خود، در عین حالی که:
وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ مهربان است او به بندگانِش، با رأفت است برای بنده گان خودش.

خواجه، با ارائه ای این آیه ودست توسل به این آیه دراز کردن، خواسته است تلویحاً چند مورد را برای ما ارائه بکند و القاء بکند. اولین مورد این هست که: کسی که در میدان مبالات به سر می برد و اهل مبالات هست ،آخِربین است؛ متوجه روز آخرت هست، به یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ متوجه هست وبه قول، همشهری بسیار پر آوازه اِش:
«مرد آخِربین مبارک بنده ایست».

اهل مبالات آخُوربین نیستند آخِربین هستند. واین آیه، اشارۀ تلویحی به این دارد که کسی که در این میدان به سر می برد: نزدیک را نمی نگرد، دور را می بیند.
نکتۀ دیگر این که:
به تجسم و پاداش اعمال نیک و بد، ایمان یقینی دارد. متیقن است که چنین می شود.

اشارۀ دیگری که می توان از این آیه برداشت کرد این هست که: کسی که در این میدان به مبارزه بر خواسته و پرداخته: انسانیست پشیمانی گریز، پشیمان گریز! نمی خواهد که تن به پشیمانی بدهد. دوست دارد از این کار و آنچه مایۀ این عمل می شود گریزان باشد و بگریزد.

خودِ آیه، نکتۀ دیگری دارد: وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ.
خدای را رئوف می یابد، مهربان می یابد، اهل رافت می یابد!

جالب این که: وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ. خود این تحذیر راهم عین لطف و رأفت حضرت دوست می یابد.
به هر حال، مبالات را خواجه، باک داشتن، در برابر بی باکی، قرار داده است.
* گاهی انسان در زمینه های بی باکی از خودش نشان می ده، شجاعت، نَه، جرأت بی خود،
شهامت و شجاعت، نَه! نوعی بی باکیِ، بی معنا و معنی ستیز وارزش ستیز!
مبالات عکسِشه (عکسش است). باک داشتن، تأمل داشتن، نوعی تأمل و باکی که خوف را به همراه دارد. یک خوف قدسی را به همراه دارد، یک خوف ارزشمند را به همراه دارد وهمین خوف، باعث می شود که:
شخص بیدار باشد نسبت به آنچه می کند
حضور ذهن داشته باشد
آگاهی شایسته داشته باشد
ناخودآگاه عملی از او سر نزند
آنچه را انجام می دهد و آنچه را انجام نمی دهد:
چه جهت ایجابی وچه در جهت سلبی، نسبت به هر دو جهت بیدار است، حضور ذهن دارد، آگاهی دارد.
به هر حال خواجه معتقد است که: مبالات با سه چیز، تحقق پیدا کرده می تواند،یا به این معنا بگوئیم که ملکۀ رفتاری می شود، توسط سه چیز یا سه امر سه مقوله، به ملکۀ رفتاری تبدیل می شود:
یا با بیم یا به شرم یا به مِهر!
یعنی انسانی که باکمند می شود و باکداری ملکۀ رفتارِیش می گردد، ریشه اِش:
یا بیم است، یا شرم است، یا مهر است وبرای هر کدامِ از اینها خواجه زمینه های معینی را ابراز داشته و القاء نموده است. می فرماید: مبالاتِ متکی به بیم آنست که:

اول
باک داری، که وی در احسان افزاید و تو در طغیان افزائی.
حذر داره انسان، می ترسه. باک داره که نکند زمینه طوری بشود که در برابر افزایش احسان حضرت دوست، طغیان نفس هم، افزوده شود.

او گشایش اقتصادی به تو می دهد، تو او را از یاد می بری، به لذت های جسمانی و فناپذیر می پردازی. ترس داره. این بیم متوجهِش می سازد، هرجا احسانی را دید یک تکانی می خوره و این تکان یادآور این نکته است که:
نکند، این احسان، نتیجۀ طغیان به بار بیاره. مواظب باش که: این احسان طغیان به بار نیاره.

نعمت سلامتی دارد. به جای این که:
به عبادت و اطاعت و دانش و ارزش و زمینه های ربانی بپردازد، به زمینه های حیوانی بپردازد. می ترسد. لذا، همیشه متوجه هست، هر نعمتی را که از حضرت دوست می بیند:
یک تکانی می خورد. یک زلزله ای بر اندام جانِش پدیدار میشه،(میشود) تانکند که از این زمینه و این احسان استفادۀ سوء به عمل بیاره: نفس ودیو؛ اولش همینه! چه قدر زیبا هست، تازه این اهل مبالات، این ابتدایشه(ابتدایش است) که: اوبه احسان افزاید و توبه طغیان افزائی.

دوم

او در شرف افزاید و تو در سَرف افزائی.

او هدایتت کنه(کند)، صحت و سلامتی به تو بده(بدهد)، دانش به تو عنایت کنه،خَرد عنایت کنه، امنیت عنایت کنه؛ تاتو از اینها به یک شرافت ربانی و قدسی دست پیدا کنی!
اما، تو همۀ اینها را مایۀ ذلت و سر افکندگیش بسازی.
هر چه را از آن طرف می آید که مایۀ شرافت است، یک تکانِش می خوره نکنه کاری بشه(بشود) که مایۀ ذلت و سرافکندگی و شماتت بشه، اهل مبالات اینهایند.
بی باک نیستند. وقتی چیزی به آنها داده میشه بی باک نیستند. به زمینه هایی از زمینه های شرافت زای که می رسند: بی باکی نمی کنند،خودشان را به قول امروزی ها گم نمی کنند ادعائی هم مثل حُمَقاء جهان امروز ندارند که: وقتی پولی به دستشان می آیه ادعا می کنند که: خدا به ما داده! خدا شخصیت ما را دیده! اهلیت ما را دیده لذا، به ما داده لذا،اگر ما شخصیت و اهلیت نمی داشتیم که نمی داد. به جای این که آن زمینه به یادش بیاید و آن تکانش جانش را بلرزانه(بلرزاند)، این توهم شیطانی جانِش را پر می کنه(میکند)

و سوم
وی در سِتر افزاید و تو در جُرم افزائی.

البته، برای این کلمه در نسخه های مختلف دو نوع تعبیر شده؛
وی در سِر افزاید و تو در جُرم افزائی. هر دو درسته.(درست است).

گاهی از انسان خطائی سر می زنه؛ خداوند ستاره، ستار العیوبه پردۀ ستاریت را بر روی:
ضعف انسان، نارسائی انسان، لغزش انسان، گناه انسان، می پوشانه شخص مغرور بشه.(بشود)
اهل مبالات اگر اشتباهی و لغزشی و خطائی از آنها سر می زنه(می زند) به سرعت متوجه میشند(میشوند)؛ به خصوص وقتی می بینند، کسی نفهمید متوجه می شوند نکند که این ستاریت، ما را جرأت بده، جری بسازه که باز دوباره مرتکب آن جرم بشیم(بشویم)، مرتکب آن خطا و لغزش و گناه بشیم. اینها بیم دارند. اهل بیم اینها هستند و بیمشان هم در همین جا هست در همین سه مورد بیم ناک اند که:
او به احسان افزاید و اینان به طغیان
او در شرف افزاید و اینان در سرف
او به ستر افزاید و اینان بر جرم

واما، مبالات متکی به شرم.

خواجه معتقد است که آن نیز به سه چیز و به سه امر و به سه مقوله در سه زمینه تحقق پیدا می کند.
اهل مبالاتی که: دچار حیاء هستند، دچار شرم هستند، همیشه متوجه این زمینه هستند. شرم ناک اند! از چه؟ از اینکه: نعمتی که از سوی او می آید: خُرد بشمارند، ناچیز بشمارند، کوچک بشمارند،

اول این است:

از وی، نعمت خُرد نشمرید.
همۀ نعمت هایش بزرگه؛ هر چه می خواهد باشه(باشد) علت چیه؟ علت اینه(اینست):
که او داده.
این که چی داده، چقدر داده؟ مهم نیست!
این که: کِی داده مهم هست! چی مهم نیست! کِی مهم هست. ولذا، هر نعمتی که از او می آید، خجالت می کشند که:
به کمیتِش نگاه کنند؛ به لطف او نگاه می کنند، به توجه او نگاه می کنند. سرمست این هستند که خوشا به حال ما که حداقل او توجهی به ما کرد.
حالا این چیست، که چیزی نیست. همۀ دنیا را به ما بدهد در نظر او چیزی نیست. اصل این هست که او توجهی به ما کرده است!
لذا، از وی نعمت را خُرد نمی شمرند وخجالت می کشند، شرم دارند، حیاء می کنند که:
نعمتهای او را کوچک بشمرند و خُرد بشمارند.
در برابر دومین نکته، دومین زمینه ای که، آنها گرفتارش هستند وملکۀرفتاریشان، ملکۀ نگرشیشان ملکۀ کنشی شان شده اینه(اینست) که: از خود معصیت، حقیر نداری عصیان خود را کوچک نمی شمرند. اصل قضیه اینجا هست.
چرا اینها عصیان خودشان را کوچک نمی شمارند؟ به این دلیل -شاید به اصطلاح- گناه صغیره هم نباشد. از گناهانی باشد که قرآن اصطلاح لمم را درباره اش مطرح کرده(است)
ولی، مشکل این ها این هست یا، لطف نگرش اینها این است که می بینند: با توجه به این لمن، به این لغزش بسیار، بسیار، بسیار خرد از نظر اهل گناه و عصیان، از کِه روی بر گردانیده اند؟ تو نگاه مکن که به چه نگریستی؟ به این ببین که:
از کی پشت، به کی پشت کرده ای؟
روی از کی برگردانیده ای؟ روی از چه برگردانیده ای؟
این آدم کشتی یا مورچه آزار دادی؟ این آنهمه مهم نیست. در طول این مدت:
از کی روی برگرفتی؟ از کِی پشت کردی؟ به کِی بی توجه بودی؟ از کِی غافل شدی؟
شرم دارند که: گناه خویش کوچک بشمارند و معصیت خویش کوچک پندارند.
و سوم

به قول خودش
و مر خود را بر وی نستائی.

یعنی: آنچه از تو پنداشته می شود، اعتبار می شود که از تو است؛ به آنچه یقیناً از او هست: داشتنی های خود را، متعلقات خود را بر متعلقات او بهتر نبینی و از متعلقات او بهتر نبینی،
بیشتر ستایشش نکنی؛
حجی رفتی خدای بپذیرد و حسنات تو را مضاعف گرداند. اما، فکر نکنی که: منتی که تو نهادی، خدمتی که تو کردی، از لطفی که او کرده بیشتر است.
محبتی که تو در راهش به خرج دادی از محبتی که او در راه تو به خرج داده بیشتره.
پاسخی که تو دادی از پرسشی که او کرده که نَه، از دعوتی که او کرده بهتره، این طوری نیست.

همۀ سرمایه ات را در راهش انفاق کردی؟ بله!
پنج تا پسر داشتی در راهش شهید کردی؟ بله!
آنچه دادی، اولاً: از تو نبوده است. اعتباراً از تو بوده است، خیالاتیان از تو پنداشته اند.

نهایت امر،تو، والاترین گوهری که نثارش کردی محبته. پذیرش او چی؟
آیا او از روی محبت می پذیرد یا از روی اجبار؟
تو که نمی توانی خدا را مجبور بکنی. اگر از روی محبت می پذیرد، محبت او با محبت تو:
چه فاصله ای دارد؟ چه تناسبی دارد؟ با چه چیزی می توان مقابله اش کرد؟

اهل مبالات شرم دارند که آنچه می دهند در برابر آنچه از او هست: تعریفش بکنند، ستایشش بکنند.
چی هست؟ هیچ! انسان چی هست؟ همۀ انسان ها چی هستند؟ هیچ!
ای هیچ! برای هیچ، در هیچ، نه پیچ. خودت را خجالت نده. چون، اهل مبالات باش! شرم داشته باش، از این که: داشته های خود را بر داشته های او رجحان بدهی، و این ها را بستائی.

و اما، مبالات اهل مهر

کسانی که مبالاتشان متکی: به محبت است، به عشق است؛ اولین زمینه ای که اینها مورد توجه قرار می دهند یا ملکۀ رفتاریشان میشه(میشود) این است که به قول خواجه می فرماید: باک داری!
خوب دقت کنند دوستان!
از هر شعری لطیف تره(لطیف تر است)، از هر تنبیهی بیدار کننده تر.
باک داری که وی می نگرد و تو از وی غافل باشی.
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ
آنی که دید مطلقه، آنی که علم مطلقه، آنی که بصیرت مطلقه، آنی که خبیر مطلقه، آنی که شاهد مطلقه؛ مگر می شود او نبیندمان؟ کجا می شود که او نبیندمان؟ این باک داران می ترسند.
باک داری، که وی می نگرد و تو از وی غافل باشی.
چه بگیم؟ در این رابطه! کجا ما غافل نبودیم؟ در چه زمینه ای غافل نیستیم؟ سر نماز هم غافلیم؛ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ می گیم غافلیم.
سجده سر را می گذاریم سُبْحانَ رَبّیَ الْاَعْلی می گوئیم غافلیم، در حالی که او می نگرد.
شرط مهر و محبت همینه؟
آن هم خدائی که: رحمان هست و رحیم هست و رئوف هست و لطیف هست وهمۀ اسماء جمیل و جمال مال اویه واز طریق همۀ این اسماء به ما متوجه هست وما با همۀ وجود از او غافل!

باک داری که وی می نگرد و تو از وی غافل باشی!
مِیایه پائین؛(میآید پائین): باک داری که از وی به بهشت راضی باشی. کاری بکنی برای رسیدن به بهشت؛ شرم آوره.

محبت حق را: بگذاری، رها کنی، کنار بگذاری، دست دوم بگذاری، -قرار بدهی-؛محبت بهشت را جانشینش کنی(کنید)

مهر تجلیات جلالیه و جمالیۀ او رابه مهر نعمت های بهشتی بدل کنی؛ بترس از این کار، حذر داشته باش از این کار، حذر کن. واهل مبالات اهل حذر اند، می ترسند از این کار. حذر دارند از این کار.

وقتی یک انسانی را، یک موجود تهدید کننده حالا یک میکروب باشه، میکروبی مثل خوره یا یک کفتار گرسنۀ دیوانه تهدید بکنه، انسان چگونه می گریزه؟ اهل مبالات از بهشت همین گونه می گریزند.
مهرشان را متوجه بهشت نمی سازند. می ترسند و می گریزند از این که مهرشان را متوجه بهشت بسازند. بهشت آفرین کجاست؟ حیف نیست تا بهشت آفرین هست مهرت را به بهشت متعلق بسازی؟ به خودت ستم نمی کنی با این کار؟
وسومین

این که:
به چیزی جز وی، به چیزی، جز حضرت دوست آرزومند باشی.
دنیای آرزوهای ما چه هست؟ نظام آرمانی ما چه هست؟
بحث هائی داشتیم پیرامون بخشی بسیار،بسیار.. کوچکی ازنظام آرمانی زهرای اطهر و از خدا تمنا داریم که انشاء الله ما را توفیق بدهد که بخشهای دیگری و استوانه ها و پایه ها و ارکان های دیگری از این نظام را شناسائی بکنیم و در راهِش عملاً هزینه بکنیم:
از عمر، از خرد، از عشق، از مهر، از پاکی.

حرف خواجه اینه؛
بترسی، حذر داشته باشی، از این که به چیزی جز وی آرزومند باشی: به خانه آرزومند باشی به ماشین، به پست، به مقام، به راحتی، راحتی! به رفاه، به تجملات، به همسر، به فرزند حتی به بهشت؛ اهل مبالات این طوری اند ونظام نگرشی این ها متوجه همین ابعاد هست.

کنش هایشان هم در همین حوزه شکل می گیرد و رنگ می گیرد تا برسند به آنجائی که:
شایستۀ مقام خودشان و همت خودشان هست.

رَزَقَنَا اللّهُ وَ ایّاکُمْ وَ السَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلَیْکُمْ وَ عَلی عِبادِ اللّهِ الصّالِحین
بر خاتم انبیاء محمد صلوات
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
صلوات حضار.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.