سخن مدیر:
بدون دیدگاه

مقام اخلاص
برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید

مدت سخنرانی ۲۴:۳۱
میدان بیست و پنجم اخلاص

اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین
الحمد لِلّه الذی یری آیاته اولیائهُ فتعرفونها و صلواته علی سید المرسلین محمداً و آله ا لطاهرین.

خوشبختیم که، با جمعی دوستان روحانی، دنبالۀ مطالب کتاب صد میدان را ادامه می دهیم. بخشی که در این جلسه مورد توجه ما هست، میدان بیست و پنجم از صد میدان است که خواجه آنرا به مقولۀ «اخلاص» اختصاص داده است و می فرماید:
«از میدان موافقت میدان اخلاص زاید»
آیۀ مبارکه ای که خواجه انتخاب کرده: قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِینِی
یعنی: آیۀ مبارکۀ ۱۴ از سورۀ زمر می باشد.
در رابطه با اخلاص و آیات اخلاص و روایات مربوطه به این بحث صحبت های زیادِ زیاد شده و همگان شنیده اند و ما هم سَرِ آن نداریم که وقت دوستان عزیز را به شنیدنی ها و تکرار شنیدنی ها بگیریم. یک ترجمۀ لغوی، یک برخورد لغت شناسانه و معنی شناسانه از کلمۀ اخلاص به دست می دهیم و کلام را می سپاریم به اندیشه های خود خواجۀ انصار علیه الرحمته.

اخلاص را در لغت پاک کردن، پالوده ساختن، پالایش کردن، خالص نمودن، تعریف کرده اند.
ما، آبی داریم آلوده است، خالصِش می کنیم. شربتی داریم آلوده است، خالصِش می کنیم؛ طلایی داریم آلوده است خالصش می کنیم، فکری داریم آلوده است خالصِش می کنیم، خیالی داریم آلوده است پالوده اِش می سازیم، دلی داریم آلوده است تصفیه اش می کنیم، تخلیصِش می کنیم، خالصش می سازیم.

برای این مقوله، عدۀ زیادی از اهل معرفت معانیِ زیبا و تعبیرهای لطیفی را ذکر کرده اند که بنده احساس میکنم گفتنِش برای این جلسه و برای این دوستان مفید تواند بود:
یک معنایش این هست که: «مراودۀ بی ریا با خلق و با خدا»؛

وقتی مراودۀ انسان، تعامل انسان، از هر گونه آلودگی با خلق و با خدا تصفیه شد و تزکیه شد، این حالت را حالت اخلاص می گویند.

مراودۀ مخلصانه، تعامل مخلصانه، نفس مراوده و عمل، تصفیه می شود؛ چه در رابطه با خلق باشد چه در رابطه با خدا!

معنای دیگری که برای این مسئله ذکر کرده اند و مقوله ذکر نموده اند این هست که:
«ترک ریا در طاعت و عبادت و خدمت»

اگر اخلاص را در رابطۀ با دین و خدا در نظر می گیریم، اگر عمل ما، خدمت ما، طاعت ما، عبادت ما، کنِش ما در کُل، از هر گونه ریای جلی و خفی پاک شد تصفیه شد، به این می گویند اخلاص و شخص می شود مُخلص!

معنای دیگری که ذکر کرده اند این هست که: «آزادی و رهایی دل»، از هر آنچه آلوده سازنده است و تصفیه کردن و تزکیه کردن و پالایش دادن دل، از هر چه که آلاینده است؛ *حالا، هر چی که می خواهد باشد؛ ظّن بد، به یکی از افراد، خودِش آلاینده است؛پاک کردن این.
حب دنیا، چون دنیا جیفه هست؛ پاک کردن دل از حب دنیا، از این آلاینده، میشود اخلاص.

معنای ظریف دیگری که برای این کلمه و این مقوله ذکر شده این هست که:
«رها یی وآزادی عمل و کنِش از آفت ها»
کنِش را آفت زدایی کردن:
رفتار را چه در جمع، چه در فرد، چه در رابطه با خلق، چه در رابطه با خدا، آفت زداییِ عمل و کنش را، اخلاص می گویند؛
و، کسی که به این مرحله رسیده باشد که کنشش از هر دستی که میخواهد باشد: اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، هنری، فرهنگی، نظامی، هر چه می خواهد باشد؛ اگر آفت زدایی کرد مخلص شده است. و، این عمل آفت زدایی را، اخلاص می گویند؛
و یک معنای زیبای دیگری هم ذکر شده است و آن اینکه:
روی از نفس و خلق بر تابیدن؛
و در همۀ نگرش ها و کنش ها روی و وجه و جهت به حق سپردن؛ به این اخلاص می گویند.

خواجه علیه الرحمته می گوید: اخلاص ویژه کردن است؛
یک جَهَتی هست، یک سوئی هست، خواص ساختن نگرش ها و کنش ها هست.
ویژه کردن به همین معنا هست: به هر چه می نگری ویژۀ او هست و هر چه می کنی ویژۀ او هست. همۀ لایه های وجود اعمالشان را ویژه می سازند. کنش هایشان را ویژه می سازند؛
وهّم، کنِش ویژه ای دارد؛
خیال، کنش ویژه ای؛
فکر، کنش ویژه ای؛
قلب، کنش ویژه ای؛ اگر این کنِش را ویژۀ او ساخت، شخص می شود مخلص و عملش می شود اخلاص!

طبق معمول خواجه برای هر میدان و هر مقوله یک تقسیم بندی ای دارد؛ اینجا هم می فرماید: و اخلاص سه قسم می باشد:

اول

اخلاصِ شهادت است؛

و آن مربوط به مرحلۀ اسلام فرد است. اسلام سالک است.
چون، بین اسلام و ایمان فرقه (فرق است). همانطوریکه عرفاء بین مرتبۀ شریعت و طریقت و حقیقت تفاوت می گذارند. بین مرحلۀ اسلام و ایمان هم تفاوت می گذارند؛ قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا

اخلاص شهادت، مربوط به مرحلۀ اسلام می باشد؛ و سه نشانه یا سه گواه دارد؛ که اگر این نشانه ها در فرد مخلص حضور داشت و بالفعل پویا بود، نشانۀ اخلاص شهادت او هست؛ وگرنه باید برگردد.
اولین نشانه یا اولین گواه این اخلاص؛

انتصال در جهت امر اوهست؛
کنش ها همه در جهت اوامر او سوق پیدا می کند و جهت گیری پیدا می کند. شخص می کوشد تا هر آنچه امر شده است عملی سازد؛ و تلاشش متوجه یافتن امری تازه است که تا به حال به چشمِش نخورده تا او را عملی بسازد. هر چند در اسلام زمینه های معین اعم از اصول و فروع مشخص است ولی تلاش مخلص درینجا متوجه امتصال اوامر حضرت دوسته(دوست است). همۀ تلاشش در همین حوزه مصرف می شود.

و، دوم نشانه یا گواهِش
حیا و شرم از توجه به نهی او و زمینه های منهی او هست.

شرم دارد که به زمینه های نواهی توجه کند؛ نه اینکه عمل کند.
مثلاً: کوشش می کند: خیال خیانت به ذهنش دور نزند، خیال کار حرام به ذهنش دور نزند،
توهم کار نجس به فعل مکروه و حرام به قوۀ واهمه اش راه پیدا نکند؛
خجالت می کشد که قوۀ واهمه اش را، یا قوۀ خیالش را، با این در زمینه ها ملوس کرده باشد؛ *حیا دارد از چنین ملوس شدنی. (ملوث؟)

و سوم نشانۀ سوم یا گواه سوم،

آرمیدن است به رضای او.
چون مرحلۀ رضا را پشت سر نهاده، و خواجه برای این سومی، یک آیه ای را پشتوانه ساخته:

أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ حال که به دین اسلام مشرف شدید، بدان! که دین اختصاصِ به او دارد. مختص به او هست. خالص برای او هست و باید خالص برای او باشد؛ این قسم اول هست.

و قسم دوم

اخلاص خدمت و آن در ایمان است؛

و مراد از خدمت، طاعت و عبادته(عبادت است). در عبادت ها و طاعت ها، اخلاص به خرج می دهد و این به مرتبۀ ایمان فرد اتکا دارد و مربوط می شود.

وقتی مرحلۀ اسلام را، از اسلام صغری و وسطی و کبری تمام کرد می رسد به مرحلۀ ایمان؛

و در مرحلۀ ایمان، طاعاتِش و عباداتِش و خدماتِش در هر حوزه ای از حوزه ها مخلصانه هست؛ در این رابطه نیز سه تا نشانه و یا گواه را خواجه ارائه کرده تا معیاری باشد برای فهم درست و ارزیابی درست قضیۀ اخلاص؛

اولین نشانه:

ندیدن خلق است در پرستیدن حق.

خدای را آنگونه می پرستد که انگار، خَلقی وجود ندارد تا ببیند که او خداپرست هم هست؛
نماز را به گونه ای ادا می کند که اصلاً فکر نمی کند که مخلوقی در عالم؛ نه آدم، اصلاً فرشته ای هم نیست؛ تا آن فرشته ببیند که این آقا نماز می خواند.

از خوف طوری می گرید که اصلاً فکر می کند موجودی دیگری در هستی جز حضرت دوست وجود ندارد؛ یعنی: خلق را ندیده می گیرد. درخت را هم ندیده می گیرد. گیاه را، انسانها را، هیچ چیزی را در نظر ندارد؛ نِه اینکه ریا نمی کند، این غیر آن مسئله است.

بعضی ها خیال میکنند ندیدن خلق است، در پرستیدن حق؛ یعنی ریا نمی کند؛ نِه! اینکه مسئله ای نیست! اصلاً خلق را شهود نمی کند، ادراک نمی کند، ادراک حضور خلق نمی کند؛ چنان در خدمت و ذوق خدمت و شهود مخدوم، غرقه (غرق است) که اصلاً کسی را نمی بیند؛ این اولین نشانه هست؛

و دومین نشانه؛ اینکه:

در کار حضرت حق، رعایت سنت نبوی را دقیقاً به جای می آورد.

پیامبر گفته: چنین نماز بگذار، او هم همین کار را میکند؛ فُلان وقت نماز بگذار، آن هم همین کار را می کند؛ فُلان گونه روزه بگیر، حج به جای بیاور، همان کار را می کند. وقتی به حج *رفتی از مشرکان براعت بجوی، او هم همین کار را می کند. از ترس، براعت از مشرکین رها نمی کند.

پیغمبر گفته:
* وقتی ذکات مالت را میدادی، ببر به در خانۀ مستحق به او تسلیم کن، نِه که اعلام کنی! که:
بیاین؛ آنها که مزدور بابای من و تو نیستند! تو باید ببری بَدِی، نِه آن بیاید بگیرد. این سنته(سنت است). بر گردن تو فرض است که بدهی توبدهکاری. بدهکار باید ببرد بدهد نِه اینکه طلب کار بیاید هی مطالبه بکند بعد هی امروز و فردا بکند مثل بنده و امثال بنده.

و هر امر دیگری را از جزئی و کلی که پیغمبر عملاً به عنوان یک رَوش و منِش عملی ساخته، رعایت کردن؛
گفته: دشمنان علی(ع) را دوست نداشته باشید. باید رعایت کنید. چون او خودش هم دوست نداشته.
یک بیتی هست منتصب می کنند به جامی، مولانا عبدالرحمان جامی هِرَوی. _حافظه به صورت دقیق کلمه به کلمه بنده را یاری نمی کند ولی چیزی شبیه این هست که_ :

من علی را دوست دارم خلق گویند رافضی ام

پس خدا و جبرئیل و مصطفی هم رافضی اند

به این می گویند سنت؛
خدا علی را دوست دارد؛ پیغمبر علی را دوست دارد؛ تو هم دوست داشته باش!
خدا، از دشمنان علی بیزار است؛ تو هم بیزار باش!
پیغمبر از دشمنان علی براعت جسته، تو هم براعت بجوی!

و سومین نشانه اینکه:

از خدمت و طاعت و عبادت در دل خود حلاوت و شیرینی ای ادراک می کند که ویژۀ همین مرحلۀ از اخلاص و عمل مخلصانه هست؛ و این توضیح بردار نیست باید رفت چنین عمل کرد و به این حلاوت رسید؛
و لذا آیه ای را پشتوانه ساخته:
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ
ما امر نشدیم جز اینکه، همین کار را بکنیم.

و سومین قسم اخلاص،

اخلاص معرفت است.

و، آن متوجه مرتبۀ «حقیقت دین هست»؛ که از این دو مرحله می گذرد؛ یعنی: به مرحلۀ نهاییِ ایمان، که مرتبۀ دهم ایمان باشد به یک حساب و به یک تعبیر، مربوط می شود؛ و این را نیز نشانه هایی ست و گواهانی، که:
اولینش:
بیمی ست از گناه باز دارنده
یک نوع خوف و خشیتی از حق دارد. رأس الحکمتهِ مخافتَ الله.
سَرِ حکمت، خدای ترسی هست؛ مُخ حکمت، لُب حکمت، همین ّبیمه (بیم است).
بیم است که دیگر گناه را به اطراف نمی گذارد. این بیم، گناه زدایه. شمشیر این بیم گردن گناه و خیال گناه و توهم گناه را می بُرّه(میبرد).

و دومین نشانه

امیدی بر طاعت دارنده
نوعی امید، نوعی نیرو، نوعی احساس وفاق و توفیق و شور وهیه جان( هیجان)، در وجودش هست که می کوشد فقط اطاعت داشته باشد، عبادت داشته باشد، کار خوب بکند، کار نیک بکند، در همان راه باشد و با همان ها باشد!

و سوم

که خیلی شیرین و دل انگیز است؛

مهرِی، حکم را گذارنده
عشقی، مشتاقِ امتصال حکم محبتی، که همۀ توجه جان مخلص را متوجه احکام الهی می کند، چه از نواهی و چه از اوامر؛ چون حکم، گاهی امر است و گاهی نهی. و، من بنده را معتقد آن است که:
«آثار گردن گذاری، به نواهی مؤثرتر است از آثار گردن گزاری به اوامر» و این به تجربت دریافته شده است و پشتوانه هایی سخت عرفانی و شرعی دارد. کلام مقدس پیامبر اکرم(ص) پشتوانۀ دقیق اوست. وقتی در خطبۀ شعبانیه از حضرت می پرسند که در ماه مبارک رمضان چه کاری از همه افضل است؟
نمی گوید: نماز خواندن؛ نمی گوید: قرآن زیاد خواندن؛ نمی گوید: سایر عبادات.
می گوید: الورع ما حرم الله؛ این نشانه اونه (آن است). و خواجه در نهایت داستان پیامبران را ذکر می کند و الطافی که حضرت حق، نسبت به این پیامبران ارائه کرده و آنها را از فیوضات و الطاف ویژۀ خودش برخوردار ساخته و بعد این آیه را مطرح میکند:
إنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ این ما بودیم، که این مرحلۀ از خلوص را، به این مرحلۀ از خلوص، این پیامبران را رسانیدیم؛ أَخْلَصْنَاهُم ما، تخلیص شان کردیم، به اخلاص شان رساندیم؛ به چه وسیله ای؟ بخالصتاً؛ (بخا لصتهِ)
به وسیلۀ ذکر آخرت
به وسیلۀ ذکر حیات طیبه
به وسیلۀ ذکر حیاتی که فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ است.

رزقنّا الله و ایاکم والسلام علیکم و علینا و علی عباد الله صالحین
بر خاتم انبیاء محمد صلوات.
الهم صل علی محمد وآل محمد

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.