سخن مدیر:
بدون دیدگاه

مقام ارادت
برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید

مدت سخنرانی:۲۶:۴۱

میدان پنجم

ارادت
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
الحمد لِلّهِ الذی یری آیاته اولیائهُ فتعرفونها وصلاته علی سیدالمرسلین وآله الطاهرین
بحث این جلسۀ ما میدان پنجم از کتاب صد میدان خواجۀ انصار(ره) است.
و عنوان آن ارادت می باشد؛ و به قول خواجه از «میدان فتوّت، میدان ارادت» زاید. یعنی: وقتی که شخص مراحل کمال وجودی و هستی مندِ مربوط به میدان فتوّت را صاحب شد و واجد شد که از آن کمالات بهره مند شود، شایستۀ مقامی میشود که آنرا ارادت میگویند.

خواجه (ره) ارادت را به این تعبیر آورده است که:( ارادت) خواستِ مرد است در راه بودن.
یعنی: وقتی سالک بخواهد که در راهِ حضرت دوست باشد و نه در بیراهه و در همین راه سیر کند همین سیر، نیت، قصد وآهنگ را ارادت گویند. به این معنا که:
اگر انسانی که دلش برای خودِش میسوزد و خواهان ترقیِ وجودی و عالی هستی مند باشد و بخواهد در راه تعالیِ ربانی آگاهانه، اموری را مورد توجه عملی قرار بدهد وعملاً با همۀ وجود چنان که درمیادین قبلی آمد خود را در این راه قرار بدهد ، این شخص مرید بوده و عمل در میدان ارادت بسر می برد .
خواجه (ره) برای این میدان و موضع آیه ی مبارکه ای را مورد توجه و محور قرار داده و آیات متعددِ دیگری را در این رابطه ردیف کرده است. وآن آیهِ که مربوط به میدان ارادت است سورهِ مبارکه ی اسراء آیه ای ۸۴ است که چنین می فرماید: قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ
بگو: هر کسی بر مبنای طبیعت و ذات خودِش یعنی بر مبنای هویتش عمل می کند.
که ارادت را از یک جهت میتوانیم آرمانگرائی بدانیم. و اگر این آیه را مورد توجه و محور قرار بدهیم می توانیم آنرا نیت نیز تعبیر کنیم. برای چه؟ برای اینکه: الاعمالُ بانیات.
وقتی انسان عملی را انجام می دهد عایدات عمل مربوط می شود به انطباقِ با نیت شخص. نیت هر چه بوده؛ آیه از همان جنس می باشد. سنخیت نیت و ثمر با هم لازمۀ حکمی و ضروری فلسفی دارد.
به هر حال، خواجه مثل سایر میادین معتقد است که ارادت نیز اقسامی دارد و در یک تقسیم بندی کلی این میدان را و به سه قسم تقسیم می کند.
اول:
ارادۀ دنیای محض
گاهی انسان قصد می کند که به دنیای محض برسد و از نعمت های دنیایی، فقط دنیایی بهره مند بشود و به آن نعمت ببالد و در همان بتند و این یکی از اقسام ارادت است.
دوم: ارادت آخرت محض است
انسان هر چه انجام می دهد برای آخرت است همه افعالش چه مربوط به:
جهازها و احساسهای برونی شود، چه مربوط به جهازهای درونی باشد؛ در خدمت رسیدن به خواستهای و نعمتهای آخرتی است.
اگر غذا می خورد به گونه ای می خورد که نتیجه اش را در آخرت بیابد. اگر نماز می خواند همانطور. اگر دل کسی را به دست می آورد صرفاً برای آخرت است و اگر دلی را می رنجاند باز هم برای آخرت است؛ این دسته ارادت شان متوجه آخرت محض است؛ و اگر از این هر دو دسته بگذریم، دستۀ سومی نیز می باشندکه:
«ارادت شان ارادت حق محض است» اینها: نه به دنیا کاری دارند، نه به عقبی.
نه برای دنیا کاری می کنند، نه برای عقبی؛ اگر دست و صورتش را می شوید برای اینکه حّقِ دست و صورت را ادا کرده باشد. چرا؟ چون، او (خدا) گفته است این کار را بکن. اگر از چشم استفاده می کند طوری استفاده می کند و برای این هدف استفاده می کند که او (خدا) را راضی کرده باشد. هدف او (خدا) است و ارادۀ امتثال حکم او را کرده است.
بگذریم از اینکه دستور سریع قرآنی است که: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا
امانت ها را از هر کسی که گرفتید به خودش پس بدهید.
چشم را ازچه کسی گرفتی؟ گوش را از چه کسی گرفتی؟ عقل را از چه کسی گرفتی؟ آنهارا به خودِش باز گردان.
دستۀی سوم انیان هستند.
اما، مادر رابطه با کسانی که دنیای محض را اراده کرده اند، در قرآن آیات متعددی داریم.
که خواجه(ره) در ابتدائ این آیات مبارک را ذکر کرده سپش نشانه های کسانی که دنیای محض را مورد قصد، آهنگ و اراده قرار داده اند، باز می گوید.
مثلاً در کتاب حق دارد عده ای از شما ارادۀ دنیا کرده اند: مِنکُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا
و در جای دیگری دارد: تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا و خطاب به بعضی از خاتون ها چنین است که:
إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا * مَّن کَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَهَ
و یا آیۀ دیگری چون : مَن کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا
و در دیگر آیه: مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا. این آیات همه در شأن کسانی است که مریدان دنیا یند و در راه دنیا قرار دارند و در این جهت عمل می کنند. تنها برای رسیدنِ به نعمت های دنیایی نفس می کشند و همۀی امید شان متوجه دنیا و نعمت های دنیا ئی و حرث دنیا ست؛ حتّی، اگر نماز می خواند دلش می خواهد خدا به او بهره دنیائی بدهد.
اگر به زیارت امامان می رود از ایشان گسترشِ دنیایش را می طلبد. نمی گوییم که اینها: نماز خوان نیستند، اهل زیارات نیستند و به حج نمی روند؛ بلکه، به حج می روند تا مردم بایشان حاجی بگویند؛ همۀ حواسشان به قول عده ای، شش دانگ متوجه دنیا است و اگرنَفَس می کشد، اگر امیدِ به زیستن دارد بهانه اش رسیدن به دنیا ست و فلسفۀی حیاتِش متوجه دنیا ست.
به هر حال، برای این دسته از انسانها خواجه (ره) نشانه هایی را ذکر می کند.
اول:
در زیادت دنیا به نقصان دین راضی بودن
این دسته یکی از ویژگی هایشان این است که: اگر آنهارا آزاد بگذاریم که خود میان دین و دنیا را انتخاب کنند و به آنها بگوئیم: اگر یک دروغی بگویی فلان قدر سود دنیایی می بری ولی، از دینت کم می شود راحت این دروغ را میگوید.
ایشان حاضرند که دینشان خراب بشود به شرط اینکه دنیایشان آباد باشد. اگر بر دارائی های دنیایشان افزون شود از سرمایه های دینشاشان کم شود ناراحت نیستند. که ما از اینها انشاا لله از این افراد در بین مسلمین نداریم که دینشان را به دنیا فروخته و راضی باشند که دنیایشان زیاد باشد!
و متأسفانه برای همین هم است که ما مسلمانها از این همه عزت الهی محروم مانده ایم. در حالیکه در قرآن داریم:
وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ آیه ۸ منافقون.
حال چرا عزت نداریم، چه کار کردیم که به اینجا رسیدیم؟
این بدبختی هایمان از ناحیۀ این است که به نقصانِ دین برای زیادتیِ دنیا تن در دادیم . دین را فروختیم تا دنیا و لذتهای دنیائی را به دست بیاوریم.
دوم:
دومین، نشانۀ دسته که قصد ارادت به دنیای محض کرده اند این است که:
از درویشان مسلمان اعراض و با فقیران کمتر نشست و برخاست دارند؛
با مستمندان کمتر مراوده داشته بیشتر عاشقِ مراودۀ با ثروت مندان، با دنیا داران، دنیا زدگان وشیادان دنیایند.
اگر یکی از اهل دنیا که اسم و رسم دنیایی دارد آنانرا عزت و احترام کند و مثلاً برایش مهمانی بدهد؛ به هر کس برسند می گویند و به هر کس نتوانستند نامه می فرستند و اطلاع می دهند که فلان ثروتمند ما را چنین حرمت نهاد.
ولی، اگر قومی، خویشی، وابسته ای از اهل رحِم که فقیر و مستمند باشد، بخواهد با آنها مراوده کند، روی خوش به آنها نشان نمی دهند. از درویشان اعراض داشته و روی می گردانند.
سوم
و سومین، نشانه، حاجت های خود را از مولا، همه به دنیا قرار دادن.
از خدا و پیامبران و اولیائ خدا هر چه می خواهند چیز های دنیایی است. فکر می کنند به تنها چیزی که نیاز و حاجت دارند دنیا است. این نشاندهندۀ این است که از نظر فکری، نظام فکری ایشان: غلط، ویران، سست، بی پایه، تخدیر کننده، فساد زای، تحقیر کننده واسارت آور است.
فکر می کنند یک موجودی هستند که مقوّم وجودی اینها دنیا و زخارف دنیایی و حلاوت های دنیایی، قرار داده شده است و این نتیجۀ یک فکر علیل و یک دل حقیر است که: انسان به دروازۀ حق و دوستان حق برود و از او چیزی پایین تر از آنچه شایسته است بطلبد. به هر حال، چون سرِ گسترش مطلب نداریم را به همین مقدار بسنده می کنیم .
و امّا ارادت آخرت محض نیز، عده ای را به خود مشغول داشته است.
قرآن، در این رابطه نیز آیاتِ فراوانی دارد که به دو سه تای از این آیات مبا رکات عطف توجه می دهیم.
مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَهِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ آیۀ ۲۰ از سورۀ مبارکۀ شوری.
کسی که حاصل اخروی را طلب و اراده کند ما بر این حاصل اخروی می افزاییم.
*وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَهَ وَسَعَى لَهَا سَعْیَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُلئِکَ کَانَ سَعْیُهُم مَّشْکُورًا . آیۀ ۱۹ سورۀ اسراء ه.
کسانی که آخرت را وجهیِ همت و ارادت خود قرار سعی می کنند ودر حالیکه مؤمن هستند. ایشان سعی شان مشکور است به آنچه می خواهند، خواهند رسید.
و خواجه (ره) برای کسی که ارادتِ آخرت محض کرده سه نشانه مقرر داشته که اگر این سه نشانه در او بود اهل آخرت است و الا فَلا.
به عکس افراد دسته نخست در سلامت دین، زیادت دین، رشد دین وشکوفایی دین، به نقصان دنیا راضی بودن.
دنیا را صرف می کند تا دینِش تقویت بشود، از دنیا چشم می پوشد تا به عقبی چشم باز کند. به دنیا پشت می کند، تا به عقبی روی کرده باشد.
لذا، اگر از دنیایش چیزی کم بشود ناراحت که نیست بلکه مرضیِ و پسندیدۀ اوست؛ یعنی: به این حالت بیشتر خوش است.
بیشتر اُنسش با درویشان عفیف، مستمندان عفیف، بینوایانِ تقوا پیشه که آبروی خودشان را حفظ می کنند، دست سؤال به این طرف و آن طرف دراز نمی کنند، بود و نشست و برخاستش با ایشان است و با کلام اینها، با بیان اینها، با کنِش اینها، با نظام فکری و نظام آرمانی اینها، مأنوس است.
سوم
حاجت خود را از مولا به آخرت افکندن
از خدا آنچه می خواهد دنیا نیست. نمی گوید خدایا به من ثروتی عنایت کن تا اینجا مسجدی بسازم و مردم بیایند در آن مسجد نماز بخوانند و بعد من هم ثوابی ببرم. چون می داند که خداوند قادر است و لطفِش شامل، پس می تواند بدون اینکه توجه خود را معطوف به دنیا کند و به اهل دنیا؛ بگوید:
خدایا ثواب هر چه خَیِیر و خیرمند می باشد به من عنایت و مرا از برکات همۀ خییرین برخوردار فرمای! آنچه می خواهد و می طلبد متوجه آخرت است و اگر چنین بود وشخص نشانه هایش را داشت معلوم می شود که وی ارادت آخرت محض کرده است.
و امّا:
از این هر دو بهتر و والاتر آن کسی است که: ارادت حق محض دارد.
در قرآن باز آیاتی داریم که خواجه متمسک به آن شده و تیمناً ذکرش کرده. در این رابطه فرمودۀ حق است که: إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهَ
اگر شما ارادۀ حق محض کرده اید و ارادۀ تقربی به رسولش کرده اید، چنین کنید.
جای دیگری می فرماید: إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ و دنبالِش:
فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ. هیچ زمینه ای و هیچ وسیلۀ دیگری از دنیا و آخرت را مورد توجه قرار نمی دهند تُرِدنَ اللهَ تُحبّوُن ّالّله برای این دسته نیز نشانه هایی است.
قبل از آنیکه این نشانه ها را به عرض برسانم خوبست این حدیث را ذکر کرده باشم. در جوامع روایی هست: الدّنُیا حَرامُ علی اهلِ الآخِرَتَهُ
دنیا برای اهل آخرت، آنهایی که ارادت آخرت محض کرده اند حرام است. یعنی چه؟یعنی: خودشان با ارادۀ خودشان و با آزادی، بر دنیا چشم می پوشند. از دنیا می گذرند برای رسیدنِ به آخرت .
والآخِرَتُه حَرامُ علی اَهلِ الدُنیا
آنهائیکه ارادت دنیای محض کرده اند آخرت برایشان حرام است. برای چی؟ برای اینکه:
همینجا خودشان با ارادۀ خودشان و اختیار و انتخاب خودشان دنیا را انتخاب کرده اند و به آخرت پشت کرده اند. ولی، تَتَمۀ حدیث خیلی زیبا است:
و کُلِیهُما حَرامُ عَلی اَهلِ الّلهَ
دنیا و آخرت برای اهل الله حرام است.
اینها، ارادت حق محض کردند. اگر کار خوبی می کنند، نه برای رسیدن به بهشت و نه برای رهیدن از نقمات دنیاست! توجهی به دنیا ندارند چه نعمت ها و چه نعمت هایش و توجهی به عقبی دارند، نه ترسی از جهنم آنها را به کار نیک وا میدارد؛ نه طمع بهشت. بلکه: ذوق تقرب، ذوق تعبد، ذوق رسیدن به مقام بندگی و مقام قرب است که آنها را به کار وا می دارد.
لذا، خودشان با اراده، خواست، فهم و بصیرت، هم بر دنیا چشم بسته اند و هم بر آخرت. اینان را هم نشانه هایی ست که خواجه می فرماید :
اولین، نشانه
پای بر دو گیتی نهادن
نه، به دنیا نظر دارند، نه به آخرت! چشم از هر دو پوشیده اند. از خلق آزاد گشتن و این کارِ مشکلی است. امثال بنده، اکثر کارهایی که می کند، بواسطۀ خلق است. اگر کار خوبی می کند به واسطۀ اینست که خلق ببینند کار خوبی کرده و ایشان تأییدش کنند. و اگر کار بدی نمی کند برای اینست که از ایشان می ترسد ونه از خدا.چرا که نکند اینها نسبت به شخصیت من تردیدی برایشان پیدا بشود، از چشم شان بیفتم. مرا دیگر قبول نکنند برایم احترام قائل نشوند.
اگر گفته شود چرا در یک مجلس این همه اسراف می کنی؟
می گوید: مردم بد می گویند.کدام مردم؟ آیا اینهایی که بد می گویند خرد دارند؟ دین دارند؟ شرافت دارند؟ طهارت دارند؟ یا نه؟
میگوید: نِه بابا! این حرفها نیست. آنها به دنبال این حرفها نیستند. فقط برای ما برای ما بد گوئی می کنن .خُبّ بگذار بگویند.*****
این شخص در بند خلقه(خلق هست)، اسیر خلقه، ذلیلِ خلقه! قسمتی از اعمالش برای تمجید خلق و بَه بَه گفتن آنها است و قسمتی هم برای رهیدن از نفرت آنها و تردید آنها(هست)
به هر حال، دومین، نشانه از خلق آزاد گشتن است
و سومی که خیلی زیبا هست: از خود باز رستن
دیگردر بند خود، در بند لذتهای حتی معنویِ خود نیستند. اگر ذکری می گوید نه برای اینست که از شر وساوس شیطانی نجات بیابد و به دریافت ملاحظات و حضّ های روحانی برسد بلکه ذاکر را شریف می یابد و مستحق می یابد و لایق می یابد برای او این کار را می کند. شایستۀ تذکر، شایستۀ ستایش می یابد. شایستۀ تسبیح و تقدیس و تحمید و تحلیل و تکبیر می یابد.
در بند خود نیست،دیگه خودی برای اینها نمی مانه! چون، موجودی که به این مرتبۀ از کمال می رسد که خودش در دنیا هست. اسیر احکام طبیعت همین دنیا هست، در جبرهای همین عالم می زیید ولی، آن قدر مردانگی دارد و به این فتوتّ و آزادگی رسیده است که:
همۀ این جبرها را از هم می درّد؛
بر جبرها عمل می کند؛
بر جبرهای طبیعی عمل می کند؛
بر جبرهای اجتماعی عمل می کند؛ علیه آنها قیام می کند؛ برای چی؟ برای تقرب به حضرت او. این شخص دیگر برایش خودی نمی مانه؛ خود طبیعی را، اول کشته. خود اجتماعی را دوم ذبح کرده و اگر هست همان خود الوهی هست و اگر این خود تلاشی دارد و پویائی و شکوفائی دارد در جهت تعبد و تقرب به حضرت دوست هست.
رزقنّا الله و ایاکم و السلام علینا و علیکم و علی عباد الله صالحین
بر خاتم انبیاء محمد صلوات.
حضار درجلسله: الهم صل علی محمد وآل محمد.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.